آموزشِ بایدهاو نبایدهای مسائل زناشویی

وبلاگ آموزش کلیه مسائل زناشوئی ازدواج و تربیت فرزندان راهکارهای عملی برای موفقیت و سعادت در زندگی

ازدواج با همکار آري يا خير؟ 

"وقتي مي شنو ند با همکارت ازدواج کرده اي دهانشان از ذوق آنقدر باز مي شود که مکنونات قبلي شان را هم مي توان ديد: «خوش به حالت». به گمانشان بر اسب سفيدي سوار شده اي که هيچ سپاهي ياراي پياده کردنت را ندارد، چرا که تو همسفري داري متناسب و عشقي که از شباهت ها سيراب مي شود، اما وقتي ورق بر مي گردد تو همان سوار سياه پوشي مي شوي که فقط  گمان همراهي با همنشيني ايده آل را داشته اي.

 براي ازدواج کردن بايد هنرمند بود، اينکه از ميان جمعيت ميليوني شهر کسي را پيدا کني که همفکر و هم عقيده ات باشد، چيزي جز هنر و مهارت نمي طلبد. اين موجود ايده آل مي تواند هر کسي باشد، شايد جواني از دل فاميل يا شايد صد پشت غريبه. اما وقتي غريبه ها آشنا مي شوند شباهت ها کار خودشان را کرده اند. بعضي ها مي گويند اهل فاميل بهترين گزينه براي ازدواجند. ولي بعضي ها شعري مي خوانند که «من از بيگانگان هرگز ننالم». اما آنها که انديشه اي متفاوت دارند دنبال کسي مي گردند که نه در فاميل و کوچه و خيابان که همنشيني روزانه در محيط کار است.

 در محل کار همه جور آدمي پيدا مي شود. از مبادي آداب ترين افراد تا انسان هاي حراف. بعضي هم صورتي اند يا نارنجي، بعضي هم قرمز دو آتشه يا آبي. بعضي ها اما اهل صلحند و سر در لاک خويش مي برند و با آناني که از قماش جنجالند کاري ندارند. ولي نمي شود کاري کرد. بعضي وقت ها صورتي ترين آدم ها مفتون قرمزترين ها مي شوند و آبي ها خواهان نارنجي ها. آنها فکر مي کنند هماني را که در آرزوهايشان مي پرورانده اند پيدا کرده اند کسي که بهترين همسفر تا آخر عمر است. اما علي اصغر احمدي روانشناس و صاحبنظر در امور خانواده در اين باره آنقدر مستدل حرف زد که متقاعد شديم آدم هاي محيط کار شباهت کمي به اصل وجودي شان دارند. او مي گويد: آدم ها در محيط کار تنها لايه هاي ظاهري شخصيتشان را نشان مي دهند ، نه تمام لايه ها را . ما همواره ماسک هايي همراه داريم که وقتي وارد محيط کار مي شويم به چهره مي زنيم تا ظاهري موجه داشته باشيم. به همين جهت وقتي از او خواستيم تا محاسن و معايب ازدواج با همکار را برايمان فهرست کند، اينگونه سخن آغاز کرد:

«ازدواج با همکار تابع شرايط ازدواج مناسب است، يعني بايد معيارهاي فرد مناسب در نظر گرفته شود و پس از آن براساس ملاک هاي مورد نظر انتخاب صورت بگيرد.براي همين قبل از ازدواج بايد به شاخصه هاي مدنظرمان واقف باشيم و از تصميم گيري صرف بر مبناي رفتار فرد در محيط کار پرهيز کنيم»
 اما روي ديگر سکه ازدواج با همکار را احمدي در وابستگي هايي مي داند که چشم و گوش ها را بر واقعيت مي بندند: «مراودات مستمر در يک محيط نوعي وابستگي را ايجاد مي کند که وقتي پاي ازدواج در ميان باشد اين وابستگي ها تشديد مي شود. اينها موانعي بر سر راه انتخاب درست هستند».

  احمدي البته اين موارد را مربوط به قبل ازدواج مي داند چرا که به باور او مشکلات، بعد از ازدواج تازه رخ نمايان مي کنند: «دو فرد همکار وقتي با هم ازدواج مي کنند، يکسري ملاحظات نيز ميانشان شکل مي گيرد که تا پيش از اين مورد توجهشان نبوده مثلاً وقتي خانمي ببيند شوهرش با يک زن گرم صحبت است از خود واکنش نشان مي دهد حال آنکه قبل از ازدواج چنين حساسيتي نداشته است.»

بعضي وقت ها پول ميان زن و شوهر فاصله مي اندازد، اين يک باور عمومي و البته واقعيتي است که احمدي هم آن را تاييد مي کند: «مسايل مربوط به درآمدها براي خيلي از زوجين مشکل آفرين است، به خصوص زماني که مي خواهند در هزينه هاي زندگي مشارکت داشته باشند. گاهي اوقات زن و شوهرهايي که محل کارشان هم يکي نيست درآمد همسر را وارسي کرده و در مورد اينکه چرا پولش را خرج زندگي نمي کند، از او بازخواست مي کنند.اين مساله زماني حادتر مي شود که يکي از زوجين بخواهند بخشي از درآمدش را به پس انداز يا تملکي شخصي اختصاص دهد».

معايب ازدواج با همکار به اينجا ختم نمي شود، چرا که به گفته اين روانشناس، دو همکار وقتي زن و شوهر مي شوند ، حتماً مشاجرات و قهر و دعواهاي خود را به محل کار هم مي آورند اين يعني با خبر شدن تمامي همکاران از مسايل درون زندگي اما با اين همه هستند زن و شوهرهاي همکاري که نه تنها اين مشکلات را ندارند که حتي اين مسائل به مخليه شان هم خطور نکرده اين حادثه يک رويا نيست، بلکه همان چيزي است که احمدي به آن درک متقابل مي گويد به گفته او زن و مردي که در عين همکار بودن با تفاهم در کنار هم عمر مي گذرانند، اگر همکار هم نبودن حتماً چنين وضعيتي را تجربه مي کردند.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 28 مرداد1389ساعت 16:20  توســط fAtEmEh  | 
شیرین ترین جهاد ،محبت به همسر
 
 
1.خوبی ها را هم ببینید!
 
نسبت به همسر خود دیدگاه مثبت داشته باشید و بکوشید همیشه در مرحله ی اول کارهای خوب او را ببیند و مورد تحسین قرار دهید، زیرا تشویق و تحسین یک کار خوب، باعث تثبیت و تکرار آن خواهد شد و خودتان از آن لذت می برید. هرگز چشمان خود را روی نقطه ضعف همدیگر باز مکنید و دایم به رخ مکشید؛ چون این رفتار، موجب دلسردی در زندگی شده و کم کم نسبت به همدیگر حس بدبینی پیدا می کنید و یک حالت دلسردی در شما ایجاد می شود. اگر چنین رفتاری دارید، بکوشید آن را انجام ندهید، زیرا کم کم بین شما دوری ایجاد شده و به جایی می رسد که خدای ناکرده به فکر جدایی می افتید و هزاران مصیبتی که به دنبال آن می آید ، پس «چشم ها را باید شُست، جورِ دیگر باید دید.»
 
2. تحقیر و سرزنش، ممنوع!
 
خداوند در خلقت انسان به خودش احسنت گفته است، زیرا انسان بهترین خلقت اوست. در این میان، چگونه می توان همسر را به عنوان یک امانت الهی تحقیر و سرزنش کرد؟ یک دختر و یا یک پسر که با هزاران امید وارد زندگی می شوند، چرا باید مورد اهانت قرار گیرند؟ پدر و مادری که دخترشان را با صدها رنج و زحمت را بزرگ کرده اند و با حفظ آبرو و امیدواری او را به خانه ی مردی فرستاده اند تا در محیط امن و سالم و پر محبت زندگی کند، چه گونه می توانند بعد از مدتی نظاره گر توهین و سرزنش او از طرف همسرش باشند؟ آیا وجدان انسان راضی می شود؟ متقابلاً اگر شما به ازدواج مردی در آمده اید که به دلایل گوناگون مشکل پیدا کرده است – مثلاً اقتصادی یا شغلی – به هیچ وجه او را سرزنش نکنید، زیرا به تدریج که سرزنش ها زیاد می شود، حالت تخریبی یی در زندگی شما به وجود می آید و در مقابل همدیگر کم ارزش می شوید.
همیشه به دنبال این باشید که با لطف و کرامت خود، احترام همدیگر را نگه دارید و در پی شأن و منزلت همدیگر باشید.
3. رعایت احترام و ادب متقابل
با همسر خود به طور محترمامه و مؤدب صحبت کنید و همدیگر را سبک نکنید. آنچه در این گیرودار مهم می باشد، این است که وقتی مادری با همسرِ خود مؤدبانه صحبت می کند، یا مردی با همسرش محترمانه سخن می گوید، فرزند آنها نیز می آموزد که چه طور مؤدبانه صحبت کند و احترام پدر و مادرش را نگه دارد. این بهترین هدیه یی ست که می توانید برای فرزند خود به ارث بگذارید. طوری برخورد نکنید که روزی مجبور شوید بگویید: «آتش در خرمن خویش زده ام که را کنم دشمن خویش!»
 شما خانم گرامی، وقتی همسرتان وارد منزل می شود، به استقبال او بروید، بسیار مؤدّبانه با او رفتار کنید و به فرزندِ خودتان نیز بگویید، چنین کاری انجام دهد. این رفتارِ شما باعث می شود، خستگیِ کار از تنِ او بیرون رود و احساسِ آرامش کند. البته او نیز متقابلاً چنین رفتاری انجام خواهد داد و کم کم به صورت یک عادت در می آید. برخی از همسرانِ بسیار خوب اظهار می دارند که در طول زندگی هرگز حتّا یک بار هم به یکدیگر بی احترامی نکرده اند. زندگیِ آنها آن قدر لذّتبخش است که دوست دارند همیشه در کنار هم باشند!
 
4. حفظ حقوق متقاب
 
بسیار ارزشمند است قبل از اینکه بخواهید تشکیل زندگی دهید، درس حقوق خانواده را یاد بگیرید. ببینید وظیفه ی شما چیست؟ شاید برخی از خانواده ها هنوز نمی دانند ازدواج یعنی چه؟ تصور می کنند زندگی باید بگذرد، حالا هر طور باشد. نه! این گونه نیست. اگر کسی از زندگی و ازدواج خود لذت نبرد، بازنده ی اصلی میدان است.
مرد بداند که احترام زن بسیار حایز اهمیت است و آن قدر مهم است که پیامبر صلی الله علیه وآله می فرمایند: «بهترین فرد از میان شما کسی ست که برای خانواده اش بهتر باشد!»
 
ایشان همچنین می فرمایند: «جبرئیل آن قدر سفارش زنان را می کرد که گمان کردم یک اُف هم نمی توان گفت!» واقعاً درست است. چرا باید کسی که می خواهد فردا مادر فرزند شما باشد و زندگیِ شما را به آرامش برساند، مورد بی احترامی باشد؟ همچنین برای زنان احترام شوهر و نیکو همسرداری کردن مهم است، آنچنان که می فرمایند: «زنی که خوب شوهرداری کند، مثل سربازی ست که در جبهه ی جنگ مشغول نبرد می باشد.» یعنی جهاد برای خدا، با خوب شوهرداری کردن، یک پاداش دارد. در این جمله، معنی و مفهوم گسترده یی نهفته است، پس به به حقوق همدیگر آگاه باشید و بکوشید به حقوق یکدیگر احترام بگذارید.
 
5. به پیکره ی زندگی خود، محبت تزریق کنید
 
مهر و محبت در منزل، منبع اصلی رضایتمندی ست. همدیگر را مورد مهر قرار دهید، زیرا باید برای فرزند خود، مانند سرچشمه ی محبت باشید. اگر پدری فرزند خود را در حالی که به همسرش احترام نمی گذارد در آغوش کشد، مطمئن باشد او فقط به انتقام از پدر می اندیشد یا اگر مادری فرزندش را علیه پدر تحریک کند، منزلت خانواده اش را شکسته است. کودک باید از هر دو چشمه ی محبت، یعنی پدر و مادر، سیراب گردد. اگر فرزند از یک کانال محبت بگیرد و از کانال دیگر بی محبتی ببیند، دچار تعارض می شود، رفتارش متعادل نیست و به هرج و مرج دچار می شود. هیچ موقع نمی توان محبت را با پول و اسباب بازی در ذهن بچه ها ریخت. اینها مُسکن است و برای مدت کوتاهی جواب می دهد، ولی برای دراز مدت هیچ اثری ندارد و حتی ضرر هم دارد.
مگر می شود خلأ عاطفی را با پول جبران نمود؟ مثل اینکه یک ماشین نیاز به بنزین دارد، شما آب داخل باک آن می ریزید. این کار، نه تنها جواب نمی دهد، بلکه ضرر هم دارد. برخی از والدین با همدیگر بحث می کنند و یا فرزند خویش را مورد کم محبتی قرار می دهند. وقتی به یکباره بیدار می شوند، می خواهند با خریدن یک عروسک جبران کنند! چرا باید ابتدا بی مهری کنید تا بعداً بخواهید جبران نمایید و آن هم ارزش آنچنانی نداشته باشد. پس بدانید، «از محبت، خارها گُل می شود!»
منبع : بر گرفته از کتاب زندگی شیرین می شود اگر...
+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 28 مرداد1389ساعت 16:16  توســط fAtEmEh  | 

براز عشق و دوستی

اصول زندگی مشترک ابراز عشق و دوستی:

این که زن و شوهر یکدیگر را دوست می دارند، جای هیچ سخنی نیست؛ ولی در مواردی، به آن علت، کدورت پدید می آید که آن را بر زبان نمی آورند و در این هنگام است که نسبت به یکدیگر متزلزل شده و درباره دوستی خود، به شک و تردید می افتند. اسلام از ما می خواهد که دوستی و محبت خود را نسبت به هرکس که دوستش داریم، ابراز کنیم.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

«ذکر جمله “تو را دوست می دارم” از طرف شوهر به زن هرگز از ذهن زن زدوده نخواهد شد. پیوند زناشویی با ابراز محبت و علاقه استحکام پیدا می کند و دوام می یابد. شما می دانید که در زندگی زناشویی، در عین وجود انضباط، علاقه و محبت باید حکومت کند، نه قانون و مقررات.

ابراز عشق و دوستی

این که زن و شوهر یکدیگر را دوست می دارند، جای هیچ سخنی نیست؛ ولی در مواردی، به آن علت، کدورت پدید می آید که آن را بر زبان نمی آورند و در این هنگام است که نسبت به یکدیگر متزلزل شده و درباره دوستی خود، به شک و تردید می افتند. اسلام از ما می خواهد که دوستی و محبت خود را نسبت به هرکس که دوستش داریم، ابراز کنیم.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

«ذکر جمله “تو را دوست می دارم” از طرف شوهر به زن هرگز از ذهن زن زدوده نخواهد شد. پیوند زناشویی با ابراز محبت و علاقه استحکام پیدا می کند و دوام می یابد. شما می دانید که در زندگی زناشویی، در عین وجود انضباط، علاقه و محبت باید حکومت کند، نه قانون و مقررات.

خود آرایی و پاکیزه بودن:

در زمینه تحکیم روابط ضروری است زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و از لباس و سر و وضع ظاهری خود، مراقبت کنند. توصیه های اسلامی در زمینه مسواک کردن، استحمام، روغن مالی، شانه کردن موی سر، ناخن گرفتن، عطر زدن و خوب لباس پوشیدن است و این امور سبب رغبت طرفین نسبت به یکدیگر می شود.

امام موسی بن جعفر (علیه السلام) فرموده اند:

«خود آرایی و آمادگی مرد، سبب افزایش عفت زن می شود و برخی از زنان که در روزگاران گذشته آلوده شده اند، از این بابت بوده که شوهرانشان خود را نمی آراستند».

پس همانطور که مرد نیاز به آرایش زن دارد، زن هم چنین نیازی را از طرف شوهر احساس می کند. شما به عنوان شوهر اجازه دهید همسرتان درباره لباس شما اظهار نظر کند و زیباترین لباس را بر اندام شما بپسندد.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

«وظیفه زن این است که خود را برای شوهر بیاراید و در کنار او خوشبو و معطر باشد».

رابطه همسری و تداوم آن:

در سایه ازدواج که زن و شوهر با حفظ استقلال نسبی خود، تن به این رابطه می دهند، هم به خاطر تسکین غرایز و هم به خاطر حفظ وحدت، تداوم و بقای نسل است. البته داشتن رابطه، تنها به خاطر جنبه غریزی آن، نوعی حیوانیت است و ازداواج تنها به خاطر وصول به چنین هدفی موجب پدید آمدن فجایعی می شود که از جمله بی تفاوتی نسبت به هم پس از ارضای غریزه است. در روابط باید جنبه معنوی آن، یاد خدا، جلب رضایت و انجام وظیفه الهی و تبعیت از حکم و فرمان خدا، و نیز اجرای سنت پیامبر مطرح باشد. وجود چنین احساس و عاطفه ای، سبب رشد شخصیت انسانی، و تحکیم بنای زندگی است.

عفت و پاکی:

حفظ عفت و پاکدامنی، برای زن و مرد، سبب حفظ حیات زوجین و تحکیم روابط خانوادگی است. برای داشتن یک زندگی مشترک، ضروری است مرد خود را از هوسهای حسادت آمیز دور نگه دارد و زن هم بکوشد عفت خود را حفظ کند و در پاکدامنی خویش بکوشد؛ آن چنان که مرد دریابد محبت فردی جز او را در دل نمی پروراند. این امر، ضمن این که وظیفه شرعی زن و شوهر است، آنان را در داشتن یک زندگی آرام و مبتنی بر تفاهم کمک خواهد کرد.

بقای نسل انسان:

یکی از مهمترین نیایج ازدواج، تولید مثل و بقای نسل انسان است. داشتن فرزند، به زندگی زن و شوهر طراوت و زیبایی و نیز شادابی و استحکام می بخشد.

قرآن کریم می فرماید:

«پدید آورنده آسمان ها و زمین، برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید و از چارپایان هم جفت ها، تا بر شمار شما بیفزاید. هیچ چیز مانند او نیست و اوست شنوای بینا» (سوره شوری/آیه 11)

آنان که به طمع بهره مندی بیشتر از زندگی و دوری از مزاحمت کودک در سالهای اول ازدواج از تولد فرزند جلوگیری می کنند، پس از اندک مدتی در می یابند که زندگی شان آن طراوت و شادابی را نداشته و به سردی گراییده است. داشتن فرزند روابط را غنی تر و دوام زندگی را بیشتر می کند.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 28 مرداد1389ساعت 16:7  توســط fAtEmEh  | 

14 كليد طلايى براى گشودن در خانه عشق‏

نمى‏دانم شما كه مشغول خواندن اين مطلب هستيد، ازدواج كرده‏ايد يا نه؛ اما از قديم و نديم گفته‏اند كه اين شترى است كه در خانه همه مى‏خوابد (كارى به موارد استثنا نداريم). به هر حال، اگر ازدواج كرده‏ايد كه تا كنون فهميده‏ايد و اگر ازدواج نكرده‏ايد، در آينده خواهيد فهميد كه زندگى مشترك، آن هم از نوع زناشويى و در «زير يك سقف»،داراى فراز و نشيب‏هايى است كه براى عبور صحيح و خوشايند از آنها، دانستن نكات مهمى، لازم و ضرورى است.

1. در عشق ورزيدن، آرامش دادن و ابراز محبت، پيش قدم باشيد.

پيامبر اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ وآله مى‏فرمايند: «شايسته‏ترين كس براى منت گذارى، كسى است كه در دوستى و محبت نسبت به طرف، خود پيشى گيرد».1محبتى كه در دل احتكار و زندانى شود، مفيد نيست. تمام شئون زندگى، بايد جلوه‏گاه محبت انسان باشد.از جلوه‏هاى بروز محبت، مى‏توان ادب در كلام و رفتار، توجه و محبت، لبخند و حسن خلق، به استقبال همسر رفتن و گشاده‏رويى به هنگام ديدار با او را نام برد.

خداوند در قرآن كريم به محبتى كه بين زن و شوهر ايجاد مى‏گردد، اشاره فرموده و آن را آيتى از آيات خوددانسته است.

خداوند، سرمايه مهر و محبت را در آغاز زندگى مشترك، بين زن و مرد قرار مى‏دهد و محافظت و نگهبانى از آن را بر عهده خود آنها نهاده است و اين انسان است كه بايد از اين سرمايه، به نحو احسن استفاده كند. يكى از راه‏هاى نگه‏دارى و تقويت اين محبت، بروز آن است.
هرگز از ابراز محبت، هراسى، به دل راه ندهيد و گمان نكنيد، با اين كار از شخصيت شما كم مى‏شود و ضعف شما محسوب مى‏گردد. پيامبر اكرم در جايى ديگر مى‏فرمايد: «ابراز محبت، نيمى از عقل است» و حضرت امام رضا عليه اسلام نيز زنانى را كه به شوهرانشان اظهار محبت و عشق مى‏كنند، براى شوهران خود، بهترين غنيمت دانسته است.

2. هر مردى مى‏خواهد براى همسرش يك قهرمان باشد.

اين احساس، زمانى در مرد ايجاد مى‏گردد كه زن از او قدردانى و تشكر كند. شما بانوان سعى كنيد قدرشناسى خود را در مقابل محبت‏هاى همسرتان، آشكارا ابراز كنيد و بدانيد كه اگر مردها بدانند آنچه در زندگى و براى همسرشان انجام مى‏دهند، مهم و با ارزش است، بر تلاش و محبت خود نسبت به همسر مى‏افزايند. هرگز براى تشكر و قدردانى ازهمسرتان، منتظر كار مهم، بزرگ و خاصى از جانب او نباشيد، كارهاى كوچك و به ظاهر عادى و بى‏اهميت او هم مى‏تواند راهى باشد تا شما به او بفهمانيد كه قدرش را مى‏دانيد و تلاش او را براى خوشحال كردن شما، ارج مى‏نهيد. بزرگ‏ترين دارايى زندگى، سپاسگزارى است و بدترين و سخت‏ترين چيز، ناسپاسى است. زنان دوست دارند كه دوستشان بدارند؛ ولى مردان نياز دارند كه مورد تحسين قرار بگيرند. با تشويق، تحسين و قدردانى از شوهرتان، او را سرحال و زنده نگه داريد هر كس كه روحيه ديگران را تقويت كرده، بالا ببرد، روحيه خودش بالا مى‏رود.

3. ياد بگيريد خوب گوش كنيد.

وقتى كاملاً و با دقت به حرف‏هاى كسى گوش دهيد، گويى مى‏گوييد الان تو مهم‏ترين چيز در دنياى من هستى. درك نادرست، اشتباهات و مخالفت‏ها در روابط بين انسان‏ها، همه ناشى از ناتوانى در گوش سپردن به حرف‏هاى اطرافيان است و بيشترين عصبانيت‏ها، فريادى است براى جلب توجه. بنابراين، با به كار بردن يك تكنيك ساده در گوش كردن، مى‏توان اين فرياد را خاموش كرد و رفتارى صميمانه بين طرفين ايجاد كرد. وقتى همسرت با تو در حال صحبت كردن درباره مسئله‏اى است و يا با تو در رابطه با يكى از مشكلاتش دردل مى‏كند، مشغول هر كارى هستى، از آن دست بكش. اين، بدين معناست كه كارم مى‏تواند صبر كند و تو برايم مهم‏ترى و به او نگاه كن.

4. از غير همسرت چشم بپوش.

اين مطلب بايد هم از سوى مرد و هم زن رعايت گردد. هم مرد بايد چشم بر زنان ديگر ببندد و هم زن بايد نگاهش به مرد ديگرى نباشد. اين، درباره محارم نيز صدق مى‏كند؛ بدين معنا كه مرد نبايد زن خود را با زنان ديگر، مانند خواهر و يا مادر خود، مقايسه كند.

حضرت على عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هر كس چشم خويش را آزاد بگذارد، هميشه اعصابش ناراحت خواهد بود و به آه و حسرت دائم گرفتار خواهد شد». 2

پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله نيز مى‏فرمايد: «هر زن شوهردارى كه چشمش را از نگاه كردن به غير شوهرش پر كند، مورد غضب شديد پروردگار واقع خواهد شد».2

۵. بهترين همسر باش‏

ازدواج خوب اين نيست كه بهترين نفر را انتخاب كرده باشيد؛ بلكه اين است كه خود بهترين همسر باشيد. براى اين كه بهترين باشيد، ابتدا بايد خود را بشناسيد و از توانايى‏ها و نيز خواسته‏ها و وظايف خود آگاه باشيد و نيز براى خود احترام قائل باشيد. اين موضوع، باعث مى‏شود كه داراى يك شخصيت ممتاز و دوست داشتنى شده، همسرى دلخواهباشيد. انسانى كه خود را دوست نداشته باشد، نمى‏تواند ديگران را دوست داشته، به آنها عشق بورزد و نيز اگر خودتان را دوست نداشته باشيد، همسرتان نيز شما را كاملاً دوست نخواهد داشت. اگر مى‏توانيد خود را تغيير دهيد، حتماً اين كار را انجام دهيد واگر نمى‏توانيد، خود را به عنوان مخلوقى از مخلوقات خداوند، بپذيريد. اين پذيرش خودتان،

به شما كمك مى‏كند تا تصوير ذهنى خوبى از خودتان داشته، از اعتماد به نفس برخوردار شويد و در نتيجه، مهرتان را نثار همسرتان كنيد و بهترين همراه براى او باشيد.

6. محبتت را ابراز كن‏

الكساندر دوما مى‏گويد: «قلب زن، پارچه‏اى است كه زود پاره مى‏شود و زود هم رفو مى‏شود». نشاط و سرزندگى زن، به محبت مرد وابسته است. زن، عشق و احساساتش را با كلمات بيان مى‏كند و نياز دارد كه با شنيدن كلمات، عشق و احساسات را از ديگران دريافت كند. زن، به نرمش و كلمات محبت‏آميز، نياز دارد؛ ولى مردان بارفتار و عمل، عشق و احساسات خود را بيان مى‏كنند. نياز عاطفى زن، اين است كه جمله دوستت دارم را چندين و چند بار از زبان همسرش بشنود و از اين طريق، به آرامش روحى و اعتماد به نفس دست يابد. يكى از خصوصيات مردان، اين است كه كمتر احساسات و عواطف خود را بروز مى‏دهند و بنابراين، در ابراز محبت خود به همسرشان،كمى با مشكل مواجه مى‏شوند؛ ولى اگر مردان به تفاوت‏هاى موجود بين زن و مرد توجه داشته باشند و بدانند كه با كمى ابراز محبت، به گرماى زندگى خود مى‏افزايند، با كمى تلاش، احساسات خود را بروز خواهند داد. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «زن از مرد آفريده شده و تمام توجهش به مرد است؛ پس همسرانتان را دوست بداريد»3 ودر جاى ديگر مى‏فرمايد: «يكى از اخلاق پيامبران، اين است كه نسبت به همسران خود محبت دارند».4 همچنين پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله مى‏فرمايد: «اين كه مرد به زن بگويد دوستت دارم، هرگز از قلب زن بيرون نمى‏رود».5

7. كارهايى كه ممكن است از سوى مرد انجام شود و باعث افسردگى زن گردد، عبارتند از:

- با او حرف نزند.

- به صحبت‏هايش گوش ندهد و نيازهايش را ناديده بگيرد.

- در مقابل او شورش كند؛ بدين معنى كه در برابر خواسته‏هاى زن، لج‏بازى به خرج دهد.

- هرگز به او آسايش و آرامش خيال ندهد.

- به زن‏هاى ديگر توجه كند.

- از او فاصله بگيرد.

- از او انتقاد بى‏جا كند و در امور غير مهم و ناچيز، از او انتقاد كند.

- مبهم و دوپهلو با او صحبت كند.

تبيان

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 16:8  توســط fAtEmEh  | 

وقتي زن و مرد بي تجربه اند…

زندگي زناشويي خوب، با افزايش آگاهي و مهارت‌هاي لازم «زن و مرد» شروع مي‌شود.

کنترل حوادث بيرون، در دست ما نيست ولي کنترل بينش‌مان نسبت به حوادث و مديريت آن، در اختيار خودمان مي‌باشد.

وقتي با مسائل، موانع و مشکلات به صورت مثبت و با انگيزه‌ي قوي برخورد شود ، مي‌توان بر بسياري از آنها غلبه کرد و شرايط را تغيير داد و زندگي موفقي به وجود آورد چرا که وقتي هدف من، همکاري و همياري با همسرم باشد ، از خود مي‌پرسم چه کارهايي مي‌توانم انجام دهم تا روابط صميمانه‌اي با او برقرار سازم و اوضاع بهتر شود؛ چه شرايطي مي‌توانم به وجود بياورم تا با مهر و محبت، ارتباط درست و مهربانانه با همسرم داشته باشم و بتوانم نظر او را بيشتر به سوي خود جلب کنم. فقط با کسب آگاهي و مهارت‌هاي لازم است که مي‌توانيم به جاي توجه به نقاط ضعف و تحميل شرايط بد و نامناسب خود به همسر، همکاري لازم را با او به عمل آوريم. هر زن و شوهر آگاه ، از خود مي‌پرسند که « چگونه با مسائل، منصفانه برخورد کنيم؟ چگونه نقاط ضعف همديگر را بپذيريم؟ چگونه نقاط مثبت و قوت خود و همسرمان را کشف و تاييد و تاکيد کنيم؟ چگونه با قدرت و انگيزه‌هاي فراوان، تغيير‌هاي مثبت در زندگي مشترک به وجود آوريم؟ و چگونه رفتار و کردار خود را در مسير هدف‌هاي‌مان قرار دهيم؟» در اين شرايط است که رفتار و عملکردمان، مثبت و رضايت‌بخش مي‌شود و احساس تعلق‌خاطر و صميميت بين زوج‌ها، تقويت شده و بيشتر مي‌گردد.

به‌طور کلي، کسب آگاهي و مهارت در ايجاد روابط مثبت و موثر بين زوج‌ها، آموختني و ياد گرفتني است. وقتي هر يک از همسران با روحيه‌ي همکاري و عملکرد مسئوولانه و تلاش در جلب رضايت ديگري کوشش کند ، به طور مسلم در ايجاد رابطه‌ي خوب و رضايت‌بخش، موفق خواهند بود.

وقتي آگاهي و تجربه‌هاي زن و شوهر کم باشد:

اين گروه از زن و شوهرها، ناآگاهانه و ندانسته ، رفتارهاي منفي و مخرب را بين خود حاکم ساخته و عملاً بين خود و همسرشان فاصله مي‌اندازند و موجب دلسردي و خراب کردن رابطه‌ي بين خودشان مي‌شوند… در برخورد با مسائل، به سرعت عصباني و خشمگين مي‌شوند… پيوسته با هم لجاجت و مشاجره مي‌کنند… همواره در اضطراب، تشويق و عصبانيت به سر مي‌برند… با کوچک‌ترين عمل بر خلاف ميل‌شان، خشمگين شده و دشنام مي‌دهند و اشياء را پرت کرده و مي‌شکنند و زندگي را بر خود و همسر تلخ مي‌گردانند… وظايف و مسئوليت‌هاي خود را به درستي انجام نمي‌دهند… همديگر را به بهانه‌هاي گوناگون، سرزنش و تنبيه‌هاي لفظي و جسمي مي‌کنند… توجه‌طلبي مي‌کنند و يا براي مهم جلوه دادن خود، قدرت‌طلبي کرده و احساس حقارت و ناکامي را بر ديگري تحميل مي‌کنند… توقع‌هاي غيرمنطقي از ديگري دارند… پيوسته به دنبال جلب توجه و تاييدهاي غيرضروري از سوي همسر و ديگران هستند… بيشتر وقت‌ها احساس قرباني‌ شدن و مظلوم بودن دارند… با گفتار و کردار و کنترل‌هاي بي‌مورد، احساسات همسر خود را جريحه‌دار مي‌سازند… ندانسته خواهان فاصله و جدايي مي‌شوند…

وقتي آگاهي‌هاي همسران، بالا باشد:

اين زوج‌ها ، تفاوت‌ها، تضادها، تفاهم‌ها، باورها، انديشه‌ها، احساس‌ها و رفتارهاي يکديگر را به راحتي پذيرا‌ مي‌شوند و همديگر را درک مي‌کنند… به جاي مقابله با هم و ارائه‌ي پاسخ‌هاي منفي و مخرب، پاسخ‌هاي مثبت و رضايت‌بخش مي‌‌دهند… به احساس‌ها و رفتار خود و همسرشان توجه کرده و به آنها، پاسخ درست و منطقي مي‌دهند… با آرامش، با ارائه‌ي مهر و محبت، با تاييد و تشويق و تحسين رفتار و احساسات مثبت، همسر خود را مورد تشويق و تاييد قرار مي‌دهند… با دلگرمي و تبادل پاداش، رفتارهاي مهربانانه و خوشايند را بيشتر مي‌کنند… از دعوا و برخورد ، خشم و عصبانيت، تلافي، رنجاندن، کينه‌ورزي، حسادت، نفرت، کنترل کردن، لطمه‌زدن به رابطه‌، اعمال فشار، جريمه و تنبيه‌هاي ديگر خودداري مي‌کنند… با مهر و محبت، به همسر خود توجه نشان مي‌دهند و صادقانه با او ارتباط مهربانانه برقرار مي‌سازند.

هدف‌هاي مثبت براي زندگي مشترک در نظر داشته باشيم… بدانيم از زندگي مشترک، چه انتظاراتي داريم… باورها و اولويت‌هاي زندگي خود و همسرمان را بشناسيم و به آنها توجه کرده و خود را متعهد به اجراي آنها کنيم.

چه‌طور مي‌توان هدف‌هاي مثبت و سازنده را جايگزين اهداف منفي و مخرب نمود؟

زنان و مردان موفق در زندگي زناشويي، به خوبي مي‌‌دانند که يک زندگي مشترک موفق و رضايت‌بخش، استوار و شاد، بدون آگاهي و کسب مهارت‌هاي لازم و به صورت تصادفي، به وجود نمي‌آيد. براي اينکه زندگي مشترک خوب و رضايت‌بخشي داشته باشيم، براي اينکه بتوانيم رابطه‌ي شايسته و بهتري با همسرمان برقرار کنيم و زندگي مشترک پربار و غني داشته باشيم و براي اينکه عادت‌هاي منفي و مخرب خود را کنار بگذاريم، بايد شيوه و ابزارهاي مثبت و سازنده را جايگزين آنها کنيم:

- هدف‌هاي مثبت براي زندگي مشترک در نظر داشته باشيم… بدانيم از زندگي مشترک، چه انتظاراتي داريم… باورها و اولويت‌هاي زندگي خود و همسرمان را بشناسيم و به آنها توجه کرده و خود را متعهد به اجراي آنها کنيم.

- روش و شيوه‌ي زندگي خود را در جهت هدف‌هاي مشترک، به آرامي و با مهر و محبت، با آگاهي و کسب مهارت‌هاي لازم و بدون از دست دادن فرصت‌ها، تغيير دهيم.

- در برخورد با مسائل و مشکلات زندگي، به جاي واکنش و عکس‌العمل، کنش و عمل مثبت و سازنده از خود نشان دهيم. به جاي استفاده از الگوهاي منفي حاکم بر فرهنگ جامعه، با تفکر و خلاقيت، به مسائل، پاسخ نو دهيم و عاشق کارهاي جديد باشيم.

در زندگي مشترک، کسب آگاهي و مهارت‌هاي لازم، وقت گذاشتن براي همسر، با هم بودن، سعي در شناخت نيازها و رفع نيازهاي همديگر، تعهد داشتن و تلاش هريک از زوج‌ها نسبت به ايجاد يک رابطه‌ي زناشويي مطلوب، پذيرش مسووليت‌ها و انعطاف‌پذيري‌هاي به موقع و … همگي در ايجاد زندگي مشترک خوب و رضايت‌بخش، موثر هستند.

بايد بدانيم که:

زندگي زناشويي، همانند پروردن گل‌هاي باغچه است. هر روز مي‌بايست به گل‌ها رسيدگي کرد و مراقب آنها بود تا شاداب و سرحال به رشد خود ادامه دهند ، در حالي که وقت نگذاشتن، توجه نکردن و غافل شدن از گل‌ها، باعث پژمرده‌ شدن آنها مي‌شود. در زندگي مشترک، کسب آگاهي و مهارت‌هاي لازم، وقت گذاشتن براي همسر، با هم بودن، سعي در شناخت نيازها و رفع نيازهاي همديگر، تعهد داشتن و تلاش هريک از زوج‌ها نسبت به ايجاد يک رابطه‌ي زناشويي مطلوب، پذيرش مسووليت‌ها و انعطاف‌پذيري‌هاي به موقع و … همگي در ايجاد زندگي مشترک خوب و رضايت‌بخش، موثر هستند. اگر هر يک از زوج‌ها، هدف‌هاي خود را تعيين کنند و به آرامي و صادقانه با همسر در ميان بگذارند و بپذيرند که زندگي مشترک خوب، با خود او شروع مي‌شود و هر يک از زوج‌ها بدانند که در ساختن رابطه‌ي بهتر در زندگي مشترک، نقش مثبت و سازنده‌اي بر عهده دارند ، مي‌توانند با مهر و محبت، همسر خود را تحت تاثير مثبت قرار دهند و به عنوان پاداش رفتار درست خود ، زندگي مشترک پرباري را تجربه نمايند.

منبع :شادکامي - با تغيير و تلخيص

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:58  توســط fAtEmEh  | 

کاهش یا فقدان میل جنسی به دلایل متعددی رخ می‌دهد....

استرس‌های شغلی، هیجانات، خستگی، تضادهای بین فردی، بیماری‌ها و عوارض جانبی برخی داروها، درد و تغییرات ایجاد شده در تصور فرد از خودش، از دلایل شایع تغییر فعالیت جنسی هستند.

استرس‌ها و هیجان‌هایی که فرد طی زندگی روزمره با آن مواجه می‌شود، می‌تواند بر علاقه فرد به رابطه زناشویی تاثیر گذاشته و اختلالاتی را موجب شود. گاهی افرادی که با فشارهای روزمره ناشی از کار و مسوولیت‌های خانوادگی دست و پنجه نرم می‌کنند، در اثر خستگی و نداشتن انرژی کافی، به این رابطه صرفا به عنوان یک وظیفه می‌نگرند و آن را با نوعی اجبار انجام می‌دهند.

اغلب زوج‌ها در طول زندگی با مشکلاتی در مسایل جنسی مواجه می‌شوند. به علاوه، بسیاری از اختلافات زناشویی در میان زوج‌ها نیز به صورت اختلالات جنسی بروز می‌کند. بیماری نیز از علل شایعی محسوب می‌شود که به کاهش تمایل فرد به برقراری رابطه زناشویی یا مشارکت نکردن او در این امر منجر می‌شود.

بسیاری از بیماری‌ها به‌طور مستقیم بر فعالیت جنسی تاثیر نمی‌گذارند اما برخی از بیماری‌ها مانند دیابت یا مصرف داروهای فشارخون و الکل می‌توانند به اختلال نعوظ مردان منجر شوند.

اختلالات عصبی، بیماری‌های قلبی، بیماری‌های مفصلی مانند آرتریت، برخی جراحی‌ها مانند ماستکتومی (برداشتن سینه در خانم‌ها) و کولوستومی (برداشتن کولون) نیز می‌توانند موجب مشکلاتی در این زمینه شوند.
 بسیاری از زوجین با وجود این مشکلات می‌توانند رابطه زناشویی خود را ادامه دهند. اظهار صمیمیت و معاشقه، نخستین ویژگی‌های مثبتی هستند که آنها می‌توانند در یکدیگر ایجاد کنند. این موارد می‌توانند جایگزین‌های خوبی برای فعالیت‌های جنسی معمول زوجین باشند

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:43  توســط fAtEmEh  | 

نيازها و احساسات يک مرد از همسرش

با نياز هاي مردتان آشنا شويد!

نياز مرد است که احساس کند قوي و قدرتمند است. او مي خواهد حامي زنش باشد. مرد مي خواهد که دد و ديو را بکشد و زن را نجات بدهد.


مرد به اين نياز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او براي رسيدن به خواسته هايش در زندگي احتياج دارد.
مردها از زنان شان مي خواهند به آنها احساس قدرتمند بودن بدهند. مردها مي خواهند رئيس خانواده باشند. منظورم آن نوع رياست مردان در دوران غارنشيني نيست که موي زنان را مي گرفتند و آنان را با خود روي زمين مي کشيدند. اما مرد احتياج دارد که رهبر خانواده باشد.

يک مرد از زنش احترام، مهرباني، عشق و محبت مي خواهد.

مرد مي خواهد در نظر زنش مهمترين شخص مورد علاقه ي او باشد.

مرد به اين نياز دارد که زنش نشان دهد به قدرت او براي رسيدن به خواسته هايش در زندگي احتياج دارد.

مرد بايد نان آور اصلي خانواده باشد. هر مرد بايد در نبرد و در جبهه اي پيروز شود تا به اين باور برسد که مي تواند اژدها را بکشد. مراقبت از خانواده و تامين افراد خانواده اش در حکم جبهه هاي نبرد مرد هستند.

مرد به اين احتياج دارد که تاييد شود، مورد قدرداني واقع گردد، زنش به او احترام بگذارد، آن هم به اين دليل که او مردي واجد شرايط است، شوهر و پدر واجد شرايط است.

يک مرد از زنش احترام، مهرباني، عشق و محبت مي خواهد.

مرد به اين احتياج دارد که زن به علائق او علاقه نشان بدهد.

مرد به اين احتياج دارد که وقتي از سر کار به خانه مي آيد، زنش با روي خوش از او استقبال کند.

مرد به اين احتياج دارد که زنش به روزي که او پشت سر گذاشته علاقه نشان دهد.

مرد به تشويق هاي زنش احتياج دارد تا يک مرد باشد.

اقتباس از کتاب« آيين شوهرداري»

اثر: دکتر لوراسي. شلسينگر

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:40  توســط fAtEmEh  | 

 مقاربت دردناک: علل، علائم و درمان

آيا موقع برقراري ارتباط جنسي احساس درد مي کنيد؟ اگر اينطور است، پس احتمالاً يک خانم هستيد. گرچه در آخر مقاله توصيه هايي نيز براي مرداني ارائه ميکنيم که ارتباط جنسي برايشان دردناک است.

احساس درد حين ارتباط جنسي لذت مورد نظر را از بين خواهد برد. از اين گذشته، رابطه جنسي بايد تجربه اي لذت بخش و خوشايند باشد نه دردناک.

خوشبختانه، اگر مردان وقت بيشتري را براي عشق بازي و ناز و نوازش خانمشان صرف کنند تا دستگاه تناسلي زن استراحت کند و روان کننده طبيعي آن راه بيفتد، و اگر زن و مرد از يکي از جديدترين روان کننده هاي آميزشي استفاده کنند، اين مشکل برطرف خواهد شد.

چه زمان کمک بگيريد؟

اگر اين درد فقط در يک قسمت از رابطه جنسي برايتان اتفاق بيفتد، مي توانيد به راحتي آن را ناديده بگيريد. اما اگر اين درد پيوسته ادامه يابد ديگر نمي توانيد اعتنا نکنيد. براي بهتر کردن اوضاع بايد کاري کنيد.

اما چطور؟ اگر مي دانيد که پزشک خانوادگيتان در اين زمينه مهارت کافي دارد ميتوانيد مشکل را با او در ميان بگذاريد اما واقعيت اين است که بيشتر پزشک هاي داخلي به اندازه کافي براي مقابله با اينگونه دردها آموزش نديده و مهارت ندارند.

متاسفانه، کلينيک هاي تنظيم خانواده مملو از بيمار است و متخصصين آن وقت کافي براي رسيدگي به مشکلات خانم هايي که در ارتباط جنسي داراي مشکل هستند، ندارند.

يک راه ديگر اين است که به يک متخصص زنان مراجعه کنيد و از او بخواهيد که به شما براي حل مشکلتان کمک کند.

عامل احساسي

بد نيست نگاهي به اين مشکل بيندازيم و ببينيم علت دردناک بودن رابطه جنسي چه مي تواند باشد. اما خوب است به خاطر داشته باشيد که هميشه کمي از عناصر احساسي نيز در اين قبيل مشکلات ديده مي شود.

اگر شما هم هنگام برقراري ارتباط جنسي دچار درد مي شويد، مطمئناً اين مسئله باعث نگراني و ناراحتي شما شده است. اين نگراني و ناراحتي به کلي شهوت جنسي شما را خاموش مي کند و همين مسئله باعث مي شود دفعه بعد درد بيشتري را تجربه کنيد.

متاسفانه، مقاربت دردناک در اکثر موارد مي تواند تاثيرات احساسي بسيار مخربي بر يک رابطه داشته باشد. گاهي اوقات حتي پيش مي آيد که زوج هايي به خاطر اين مشکل از هم جدا مي شوند. با در نظر گرفتن اين مسائل ديگر واضح است که بايد سريعاً به دنبال راه چاره اي براي مشکل خود باشيد.

علت آن چيست؟

عوامل مختلفي مي توانند در بروز مقاربت دردناک تاثيرگذار باشند که خيلي از آنها چندان جدي نيستند. اما برخي از اين عوامل کاملاً جدي هستند.

درواقع، اين ارزيابي بايد توسط پزشک شما صورت گيرد که متخصص در آزمايش دستگاه تناسلي است. يکي از اولين چيزهايي که بايد مشخص شود اين است که آيا اين درد عمقي است يا نزديک به خارج است؟

پاسخ به اين سوال شايد چندان ساده هم نباشد. گاهي اوقات اين درد هم سطحي و هم عمقي است. اما تشخيص اينکه درد از کدام ناحيه است مي تواند به تشخيص مشکل کمک کند.

- گرفتگي عضلات واژن

گرفتگي عضلات واژن مي تواند هم درد سطحي و هم عمقي ايجاد کند و يکي از متداولترين عوامل بروز درد حين رابطه جنسي است. اين اسپاسم و گرفتگي عضلات آن ناحيه از بدن است که معمولاً به خاطر ترس از آسيب ديدن اتفاق مي افتد.

اين گرفتگي معمولاً آنقدر دردناک است که ادامه ارتباط غيرممکن مي شود—گاهي اوقات حتي براي سال ها.

برخي از خانم ها که دچار گرفتگي عضلات واژن مي شوند، ديگر هيچوقت نتوانسته اند يک رابطه جنسي کامل داشته باشند يا حتي از نواربهداشتي استفاده کنند. اين دسته از خانمها حتي نسبت به آزمايش هاي واژن نيز ترس دارند به همين علت هيچوقت براي معاينه نزد پزشک و متخصص نمي روند.

گرفتگي عضلات واژن درد بسيار زيادي ايجاد مي کند و خانم هايي که دچار آن مي شوند معمولاً تا حد زيادي از دست همسرشان، پزشکشان و حتي خودشان، عصباني مي شوند. اما اين وضعيت تقصير هيچ کس نيست.

دلايل متداول اين مشکل عبارتند از:

تربيت و پرورش محدود و سخت گيرانه که زن طوري بار آمده باشد که به رابطه جنسي به عنوان کاري زشت و ناپسند نگاه کند.
تربيتي که در آن به زن اين باور غلط داده شده که مهبل خيلي تنگ است به همين دليل رابطه جنسي خيلي دردناک مي شود.
در گذشته به فرد تجاوز شده باشد يا مورد سوء استفاده جنسي قرار گرفته باشد. تجربياتي مثل اين ممکن است باعث شود فرد از رابطه جنسي ترس داشته باشد.
عفونت هاي دردناک مهبل
عدم راحتي با والدين—در سطح ناخودآگاه.
اين باور غلط وجود دارد که خانم هايي که دچار گرفتگي عضلات مهبل هستند به طور کل از رابطه جنسي و برقراري رابطه جنسي بدشان مي آيد.

درواقع، خيلي از خانم هايي که دچار اين وضعيت هستند بسيار علاقه مند به نزديکي با همسرشان هستند.

خيلي از آنها از عشق بازي و ناز و نوازش هاي همسر لذت مي برند و حتي برخي از آنها مي توانند به همين ترتيب به ارگاسم برسند. اما به محض اينکه همسرشان به برقرار ارتباط مبادرت ورزد، اين لذت از بين مي رود.

عوامل ديگر درد عمقي حين رابطه جنسي

مشکل گردنه رحم: آلت تناسلي مرد، با شدت به گردنه رحم برخورد مي کند. درنتيجه عفونت هاي گردنه رحم و نواحي حساس روي آن مي تواند موقع ارتباط جنسي ايجاد درد کند.
مشکل رحم: اختلالات مختلف رحم مي تواند درد عمقي حين رابطه جنسي ايجاد کند.
تورم دروني رحم: اين اختلال که بسيار هم متداول است معمولاً رحم و بافت هاي اطراف آن را تحت تاثير قرار مي دهد. اين مشکل باعث مي شود اين نواحي بسيار حساس شوند مخصوصاً وقتي نزديک به عادت ماهيانه فرد مي شود. فشار آلت جنسي مرد روي ناحيه اي که دچار اين مشکل است، دردي شديد و عمقي ايجاد مي کند.
مشکل تخمدان: کيست هاي تخمدان هم ممکن است درد ايجاد کنند. اين درد همچنين اگر نوک آلت جنسي مرد به تخمداني که در جاي عادي خود قرار ندارد برخورد کند، ايجاد مي شود.
بيماري التهابي لگن: اين مشکل با عفونت ايجاد مي شود و اخيراً به خاطر ويروسي به نام کلاميديا متداولتر شده است. اگر اين ويروس درمان نشود، تا حد زيادي احتمال بروز اين بيماري وجود دارد. در اين مشکل، بافت هاي عمقي دروني به طرز بدي ملتهب مي شوند و درنتيجه فشار رابطه جنسي منجر به ايجاد درد مي شود.

بارداري خارج از رحم: ايجاد فشار روي آن مي تواند دردناک باشد.

عوامل ديگر درد سطحي حين رابطه جنسي

نبود مايع روان ساز: اين مسئله مي تواند به خاطر استرس، وقفه افتادن در رابطه جنسي، راحت نبودن بدن پديد آيد. بي مهارت مرد در مقدمه رابطه جنسي هم مي تواند يکي از متداول ترين دلايل بروز اين مسئله باشد.
بزرگ بودن آلت جنسي مرد: بعضي از خانم ها شکايت دارند که آلت تناسلي همسرشان بيش از اندازه بزرگ است. درواقع، وقتي زن تحريک مي شود و راحت هم باشد، واژن تا چند سانتيمتر باز مي شود بنابراين هر زني بايد بتواند هر نوع آلت تناسلي را تحمل کند.
اما اگر فرد به آلت تناسلي بزرگ عادت نداشته باشد يا مشکلات قبلي عفونت هاي ادراري يا تورم دروني رحم داشته باشد مي تواند حين رابطه جنسي براي او استرس و اضطراب ايجاد کند.

يک اختراع جديد مي تواند در اين مورد به درد بخور باشد. اين اختراع مثل يک حلقه بالشتکي است که مرد ته آلت تناسلي خود مي اندازد. اين باعث مي شود طول آلت تناسلي که وارد وازن مي شود کوتاهتر شود.

خشکي يائسگي يا پس از يائسگي: اين مسئله معمولاً به خاطر افت هورمون هاي جنسي در خانم هاست. درمان با قرص هاي مخصوص يا کرم هورموني معمولاً مشکل را برطرف مي کند. روان سازهاي معمولي مخصوص رابطه جنسي هم مي تواند کمک کند.
عفونت واژن: اين عفونت ها بسيار متداول است. يک نوع عفونت که تعداد زيادي از خانم ها را گرفتار مي کند، برفک است. تاول يا تبخال روي وازن هم مي تواند دردناک باشد.
آسيبديدگي: آسيبديدگي فرج يا واژن ممکن است در تجاوز هاي جنسي اتفاق بيفتد و بعدها مشکلاتي را براي فرد ايجاد کند. انواع متداولتر آسيب ها با پارگي هاي موقع وضع حمل اتفاق مي افتد.
زگيل روي دستگاه تناسلي: اين مشکلات در افرادي که از نظر جنسي بي بند و بار هستند به وفور ديده مي شود. معمولاً اين زکيل ها مي تواند درد ايجاد کند، به خصوص اگر عفوني شوند.
تورم فرج يا مادگي: فرج يا مادگي به دهانه وازن اطلاق مي شود. اين مشکل مي تواند به خاطر عوامل مختلفي باشد از جمله مواد شيميايي موجود در ماده هاي شوينده بدن و صابون ها.
ورم خوني چوچوله: اين مشکل کبودي يا خون مردگي است که روي چوچوله ايجاد مي شود که به خاطر سايش بيش از حد مي تواند باشد. اين مشکل معمولاً طي چند هفته بهبود مي يابد.
اجسام خارجي در واژن: متداولترين اين اجسام، تکه پنبه اي از نوار بهداشتي است که جا مانده است. اين مسئله معمولاً ايجاد درد مي کند به خصوص اگر آن پنبه منجر به عفونت شده باشد.
حساسيت اندام هاي جنسي خارجي: اين مشکلي بسيار ماندگار و دردناک است که در آن ناحيه خارجي اندام هاي جنسي بسيار حساس ميشود و فقط لمس کردن آن درد شگرفي ايجاد مي کند. دليل اين مشکل هنوز شناخته شده نيست اما معمولاً مي توان آن را با موفقيت درمان کرد.
سرطان: سرطان معمولاً به ندرت منجر به درد در رابطه جنسي مي شود اما براي خانمي که تا قبل از 40 سالگي با چنين مشکلي مواجه نبوده است مي تواند يک علامت اخطار باشد.
آيا مردها هم ممکن است حين رابطه جنسي دچار درد شوند؟

گاهي اوقات مردها نيز حين ارتباط جنسي دچار درد مي شوند. دلايل متداول اين مشکل مي تواند شامل اختلالات پوستي روي آلت جنسي مثل اگزما يا پسوريازيس باشد. همچنين ممکن است به اين علت باشد که وازن زن براي آلت تناسلي مرد خيلي کوچک است. يک روان ساز خوب مخصوص رابطه جنسي مي تواند در اين زمينه کمک کند.

عوامل معمول درد مردها حين رابطه جنسي عبارتند از:

برفک که در اين مورد زن هم مبتلا به اين مشکل خواهد بود.
بخيه اي که پس از وضع حمل در واژن زن جا مانده باشد.
نخ آئودي يا آئودي که به خوبي در واژن جاسازي نشده باشد.
بيماري پيروني (Peyronie’s disease)—اختلالي مردانه که موجب خم شدن آلت تناسلي مي شود.

منبع : مردمان

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:37  توســط fAtEmEh  | 

نکاتی در مورد شناخت همسر

بسیاری از افراد بدون هیچ شناختی بایكدیگر پیوند زناشویی می‌بندند، درحالیكه حتی از شیوه ارتباط با یكدیگر و خصوصیت عمومی مردان و زنان نیز آگاهی ندارند. نكات زیر به ما كمك می‌كند تا شناخت بهتری از همسرانمان داشته باشیم و از تنش در روابط پیچیده امروزی در خانواده پیشگیری كنیم.

آنچه زن‌ها باید بدانند:

مردان این روزگار از زنان خود چیزی بیش از یك كدبانوی خانه‌دار و مراقبت فرزندانشان انتظار دارند. مردها از زنان می‌خواهند تا در زمینه‌‌های عاطفی و احساسی از آنها حمایت كنند.
 زن عاقل از تلاش‌های شوهرش برای راضی كردن او قدردانی می كند.
 وقتی مرد، خشمگین و ناراحت یا رنجیده است، مجاب كردن او با بحث و گفت‌وگو، بی‌مورد است.
 وقتی مردی به تكرار از علاقه زنش به خود مطلع شود، سالم و قدرتمند باقی می‌ماند (مردان در این مورد به اشتباه احساس بی‌اعتنایی می‌كنند.)
 واكنش‌های صمیمی زن و ابراز تشكر و امتنان چونان آینه‌ای است كه تصویری درخشان را منعكس می‌سازد.
مردها اغلب به آنچه در وجودشان می‌گذرد، توجه نمی‌كنند و آن را بروز نمی‌دهند.
درچرخه صمیمیت؛ نزدیك شدن، دور شدن، دوباره نزدیك شدن و فاصله دوباره، عشق را محكم‌‌تر می‌كند.
 از نشانه‌های بیرون آمدن از مرحله تنهایی مرد، گرفتن دست همسرش و همچنین صحبت كردن با او است.
 مرد زمانی احساس علاقه می‌كند كه زنش از كارهای او تشكر كند.
 اگر می‌خواهید همسرتان اصلا‌ح شود، اورا همان‌طور كه هست بپذیرید.
به اشتباه گمان می‌كنیم كه همسرمان باید مانند ما بیندیشد و احساس كند.
پند و اندرز و راه نشان دادن به مرد تنها در صورتی می‌تواند مفید باشد كه مرد مستقیما این را از همسرش بخواهد.
 بزرگترین اشتباه زن در رابطه زناشویی این است كه نیازهایش را به همسرش اطلاع ندهد.
 زنان اغلب مقاومت همسرشان را در كمك كردن، اشتباه ارزیابی می‌كنند.
 وابستگی بیش از اندازه به همسر هرگز درست نیست.
مردها می‌خواهند تمجید و تحسین شوند.
 اغلب زن‌ها متوجه نیستند كه بی‌اعتمادی آنها نسبت به همسرشان تا چه اندازه آنها را رنج می‌دهد.
 خواسته‌هایتان را از رابطه خود با همسر مطرح كنید و این تصور را نداشته باشید كه همسرتان از آنچه در ذهن شما می‌گذرد، آگاه است.
 اگر در برابر احساسات همسرتان مقاومت كنید، احتمالا در برابر این احساسات در درون خود مقاومت می‌كنید.
 نگویید من مخالفم،‌ بگویید؛ <من فكر می‌كنم ... به نظر من...>
 زنان با درك نیازهای عاطفی همسرشان،‌ می‌توانند از منبع نارضایتی او آگاهی بیشتری به دست آورند.
سه نشانه تنش در مردها عبارت است از: پس كشیدن، غر و لند كردن و ‌سكوت نمودن.
 مردها همسران خنده‌رو را دوست دارند.

آنچه مردها باید بدانند:

 زنان روزگار ما دیگر نیاز چندانی به این ندارند كه همسرشان در زمینه‌های مالی و فیزیكی از آنها حمایت كنند. به جای آن، یكی از خواسته‌های مهم آنها این است كه در زمینه‌های احساسی و عاطفی مورد حمایت قرار بگیرند.
 شوهر عاقل، پیوسته با كارهایش به زن می‌گوید كه موجودی منحصر به فرد است و به همسرش می‌گوید كه او را دوست دارد و این همان چیزی است كه زن به آن احتیاج دارد.
 زنان می‌خواهند شنونده‌ای داشته باشند كه به حرفشان گوش دهد.
هر چه فشار روحی بر زن بیشتر شود، آرام گرفتن و لذت بردن از امور خوشایند زندگی، برایش دشوارتر می‌گردد.
 بیاموزیم كه در مواقع دشوار وطوفانی، همسرمان را دوست بداریم.
 وقتی زنی احساسات خود را در میان می‌گذارد، بدون توجه به شدت خشم و اتهاماتی كه می‌بندد، درواقع خواهان همدلی است.
 مردها صرفا با گوش كردن به احساسات منفی زن از آنها موجوداتی مقبول‌تر و مثبت‌تر می‌سازند.
 علت اصلی كاهش علا‌قه زنان به همسرشان این است كه به قدر كافی درك نمی‌شوند.
 زنان به رفتار محبتآمیز بها می‌دهند و چنین رفتاری برآنان در هر حالتی تاثیر فراوان دارد.
 زنان برای ابراز محبت، به مقدماتی احتیاج دارند و مردها گاه به اشتباه گمان می‌كنند كه همسرانشان آنها را دوست ندارند.
 زن به موج شبیه است و با رفتارهای همسرش حرمت نفسش مانند موج بالا و پایین می‌رود.
 مرد نیاز دارد كه همسرش از كار مفیدی كه انجام داده، تشكر و قدردانی كند.
 وقتی مرد، همسرش را تایید می‌كند، متقابلا مورد تایید او قرار می‌گیرد.
مرد، روزانه به مدت بیست دقیقه باید به شكلی به همسرش توجه كند كه انگار برای رییسش كار می‌كند یا به مشتری خویش خدمت می‌كند.
 برای زنان ارتباط برقرار كردن صرفا به معنای در میان گذاشتن اطلاعات نیست بلكه به معنای در میان گذاشتن عواطف و احساساتشان است.
 زنان در خواندن ذهن، مهارت بیشتری دارند.
 احساس امنیت خاطر بهترین و شیرین‌ترین چیزی است كه مرد می‌تواند به همسرش بدهد.
 زن‌ها در صورتی شاد می‌شوند و احساس خوشبختی می‌كنند كه احساس كنند، نیازشان برآورده خواهد شد.
 زنان دوست دارند كه از همسرشان نامه‌های محبتآمیز دریافت كنند.
 
 زنان، همسران انفعالی و تابع را دوست ندارند.
 ارتباط مستقیم چشمی در گفت‌وگوی دوطرفه برای زنان بسیار مهم است.
 زنان به مهر و محبت همسرشان احتیاج دارند.
 مردها به هنگام گفتن مشكلات از طرف همسرشان دچار اشتباه می‌شوند. تصور می‌كنند كه همسرشان از او انتقاد می‌كند.
 به هنگام باز كردن در ماشین مردها باید پیش قدم بشوند. با این كار می‌توانند مهر و محبت خود را به همسرشان نشان دهند.
 تو گوش نمی‌دهی! گفتن این جمله از سوی زنان، یعنی: تو به من توجه كامل نداری.
 وقتی زنان با همسرشان به بیرون از منزل (طبیعت، سینما، پارك و...) می‌روند احساس خوبی به آنها دست می‌دهد و می‌توانند بر مرد تاثیر بگذارند.
 نیازهای اصلی زنان عبارتند از: توجه، درك، احترام، محبت، تایید ‌و دریافت اطمینان خاطر.
 وقتی به زن، اعتماد و اطمینان خاطر می‌دهید، به او می‌گویید كه پیوسته مورد مهر و محبت است.

مرگ یك زندگی زناشویی در چهار مرحله اتفاق می‌افتد: مقاومت، رنجش، بی‌اعتنایی، سركوب

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:27  توســط fAtEmEh  | 

اشتباهات زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

اکثر زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند.

 چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوندجالب است بدانیم که با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد.

بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی می‌انجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، می‌توانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست.

طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.

آن دسته از همسرانی که به‌علت ناآگاهی، به تفاوت‌های بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلاف‌ها و عدم تفاهم‌های‌شان به‌تدریج افزایش یافته و ندانسته رابطه‌ی خود با همسرشان را به‌طرف بحران پیش‌‌می‌برند و حتی به ‌مرحله‌ی جدایی می‌رسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاه‌های متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ به‌کارگیری درست آگاهی‌هاست که بسیاری از مشاجره‌ها و کشمکش، ساده‌تر و بدون خشم و پرخاش‌‌گری فراوان حل می‌گردد.

به‌طور معمول خانم‌ها و آقایان در مقایسه‌‌ی ویژگی‌های خود با همسر دچار اشتباه می‌شوند چون ویژگی خود را بهتر می‌شناسند و تصور می‌کنند که بهتر از همسرشان می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود می‌داند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به ‌هر طریقی که می‌تواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. به‌ویژه خانم‌ها، با حساسیت بیش‌تری، این مورد را پی‌گیری می‌کنند. به‌عبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسه‌ی بین خود و همسر:

به خواسته‌ها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیش‌تری داده و برای نیازها و احساس‌های طرف دیگر، بهای کم‌تری قائل ‌می‌شوند و یا کم‌توجهی می‌کنند.

 حال میخواهیم خانم‌ها و آقایان، از شما سؤال ‌شود؟؟؟؟؟؟؟

اگر به‌اندازه‌ی کافی بر تفاوت‌ها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را به‌درستی برطرف می‌کردید، باز هم بگومگوها، کشمکش‌ها اضطراب‌ها و تشویق‌هاو جدایی‌ها به این شدت و حدت اتفاق می‌افتاد؟

باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کند و ناآگاهی یعنی ویران‌کردن زندگی مشترک! به‌عبارت ساده، آگاهی می‌تواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن!

در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از این‌که شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او به‌نظرش برسد انجام ‌می‌دهد. برای مثال خانه را تمیز ‌می‌کند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را می‌پزد، لباس‌هایش را شسته و اطو ‌می‌کند، در طول روز از طریق تلفن، پیام‌های محبت‌آمیز می‌‌فرستد و... به‌عبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ می‌دهد.

در این شرایط زن با تمام کوشش‌هایش به‌منظور جلب رضایت شوهر، وقتی می‌بیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاش‌های او توجه نمی‌شود؟

چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهره‌ی شوهرش نمی‌بیند؟

چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟

از خود می‌پرسد: «من که هر کاری می‌دانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمی‌داند و از من تشکر نمی‌کند و به همه‌چیز بی‌تفاوت است؟»

گفتیم خانم‌ها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگی‌های خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و  برآورده می‌کنند. برای مثال:

خانم‌ها چون جزئی‌نگر هستند به جزئیات بیش‌تر توجه می‌کنند در حالی‌که مردان چون کلی‌نگر هستند، کلیات را بیش‌تر درنظر می‌گیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمی‌دهند.

زنان چون رابطه‌گرا هستند، به‌راحتی رابطه ایجاد می‌کنند، در حالی‌که مردان چون هدف‌گرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمی‌کنند که هدفی داشته باشند.

زنان احساس‌های خود را به‌راحتی بروز می‌دهند، در حالی‌که آقایان با خویشتن‌داری کم‌تر احساس‌های خود را نشان‌می‌دهند!

زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوست‌دارد، علاقه‌ی فراوانی به گفت‌وگو از خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانه‌ی بسیار مرتب و تمیز روبه‌رو نشود و... به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بی‌توجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشان‌می‌دهد، چراکه نیاز مرد به حسن‌جویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهم‌تر می‌باشد. به‌علاوه، به‌علت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل هم‌جنس خود رفتار ‌کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوج‌ها، به‌علت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌گیرند.

زن تصورمی‌کند همان‌طوری که او تلاش می‌کند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست‌ داشته باشد می‌بایست همانند او واکنش نشان‌داده و سعی‌کند او را خوشحال سازد و حتی به‌خاطر دوست‌داشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیش‌دستی کند و نمی‌تواند فکر کند که آن‌همه تلاش و کوشش، نه‌تنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجه‌ی عکس هم داده است.

زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همه‌چیز تلاش می‌کنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشان‌نمی‌دهد و نیازهای او را طبق خواسته‌اش برطرف نمی‌کند، زن ناخواسته در مسیر اندیشه‌های منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشان‌داده و روابط‌شان  با یکدیگر تیره و تار می‌شود

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:24  توســط fAtEmEh  | 

راه برای حفظ علاقه تا ابد در رابطه ی زناشویی

1- زن خود را گرامی بدارید . به شوهر خود احترام بگذارید :

نیاز احساسی یک زن، ارجمند شمرده شدن است و این امر، وظیفه شماره یک شوهر به شمار می رود. بدین معنا که احساس او را دوست بدارید و برایش ارزش قایل شوید؛ او اولویت شماره یک شما محسوب می شود.
نیاز اصلی احساسی یک مرد این است که از سوی همسرش مورد احترام قرار گیرد. هنگامی که او به خانه می آید دوست دارد احساس کند دست کم یک نفر در دنیا وجود دارد که فکر می کند او مهم است. این بدان معناست که هنگامی که او وارد خانه می شود، تلفن را کنار بگذارید.

2- مثل دو دوست خوب با یکدیگر رفتار کنید :

زیر سایه ازدواج، یکی از موهبت های الهی که به عروس و داماد اعطا شده است، این است که آنها باید دوست های خوبی برای یکدیگر باشند.
ویژگی عمده دوستی این است که هر کس به احساسات و نیازهای طرف مقابل احترام بگذارد و برای آنها ارزش قایل شود. ارزش قایل شدن یعنی، آنچه که برای شما مهم است برای من نیز مهم باشد؛ این یک روش کلیدی و اساسی است برای آنکه همسرتان احساس کند شما دوستش دارید.
سعی کنید به همه کارهایی که همسرتان برای شما انجام می دهد توجه کرده و به وسیله یک قدردانی صادقانه به آن اعتراف کنید.

3- این چهار کلمه طلایی را به خاطر بسپارید :

گوش دادن، توافق، جبران و قدردانی. از همان آغاز ازدواج خود، بر سر این قانون ابتدایی توافق نمایید: مهم نیست که چه قدر ناراحت هستید، هیچ وقت یک دعوای لفظی را شروع نکنید.
دعوای شدید فقط مشکلات را وخیم تر می کند، و باعث تیرگی روابط می شود.
به جای دعوا، چهار کلمه طلایی را اجرا کنید:
گوش دادن: این امر برای همکاری و حل مشکلات، ضروری است. اجازه دهید همسرتان، بی آنکه کلامش قطع شود صحبت کند، و سپس سخنانش را تکرار کنید. این کار شما باعث می شود همسر شما مطمئن شود که به حرف هایش گوش کرده اید.
توافق: هنگامی که هر دو نفر از راه حل خوشنود هستید ، بکوشید تا مشکلات را برطرف کنید. هیچ یک از طرفین نباید احساس کنند که مجبور به پذیرفتن نقطه نظر طرف مقابل هستند.
جبران: هنگامی که از نظر احساسی به یکدیگر لطمه می زنید، لطمه به وجود آمده را جبران کنید و احساسات باقی مانده از عصبانیت و دلخوری را برطرف کنید. تصمیم بگیرید صددرصد مشکلات را از بین ببرید و دوستی را جایگزین آن کنید. یک دلخوری کوچک، هنگامی که 50 مرتبه جمع شود، می تواند دیواری از جدایی و کدورت به جای بگذارد.
قدردانی: هیچ وقت نمی توانید به اندازه کافی از همسر خود قدردانی کنید. سعی کنید به همه کارهایی که همسرتان برای شما انجام می دهد توجه کرده و به وسیله یک قدردانی صادقانه به آن اعتراف کنید.

4- حد و مرزهای مستحکمی ایجاد کنید :

همسر شما اولویت شماره یک شما محسوب می شود ، نه خانواده، خویشاوند، دوست، فرزند، کار، یا سرگرمی شما. حد و حدود مستحکمی ایجاد کنید تا نشان دهد که شما برای ازدواج خود ارزش قایل هستید و به هیچ چیز و هیچ کس اجازه نمی دهید رابطه شما را کم رنگ کند.
این امر بدین معنا نیست که خانواده ی خود را فراموش کنید یا نسبت به کار و تحصیلتان بی توجه باشید ، اما فراموش نکنید همسرتان دیگر جزئی از شماست ودر زمان مشغله هم باید به او بفهمانید چقدر برایتان مهم است.

5- روزانه خوشحال کننده ای به یکدیگر بدهید :

کاری کنید تا طرف مقابلتان احساس خوبی داشته باشد ،و تلاش کنید هر روز با دادن یک روزانه، همسرتان را شاد کنید. اگر او می گوید گل مریم دوست دارد، به خاطر این که فکر می کنید رز رمانتیک تر است، برای او رز نخرید.
دریابید که همسرتان دوست دارد چه هدیه ای از شما بگیرد، آیا دوست دارد آن هدیه یک ابزار محبت و علاقه، دریافت یک کادو، کمک کردن (مثل کمک در کارهای خانه...) باشد، یا سپری کردن اوقات خوشی با یکدیگر، یا...
آنها را به خاطر بسپارید و جزء کارهای روزانه خود قرار دهید.
گرفتار روزمره گی شدن بدترین اتفاق ممکن است ، سعی کنید روز هایتان را تنوع دهید..

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:19  توســط fAtEmEh  | 

افسردگی دوران بارداری

خیلی از خانم‌ها بارداری را شیرین‌ترین تجربه زندگی‌شان می‌دانند اما بررسی‌ها نشان داده است بسیاری از خانم‌ها در دوران بارداری یا پس از آن دچار افسردگی می‌شوند.[زنان و افسردگی] تحقیقات اخیر نشان داده افسردگی دوران بارداری، حتی از افسردگی پس از زایمان نیز شایع‌تر است و حدود یک سوم زنان باردار، درجاتی از افسردگی را تجربه می‌کنند.

تشخیص و درمان افسردگی دوران بارداری خیلی مهم است چون اگر درمان نشود ممکن است بر سلامت جنین تاثیر بگذارد و احتمال ابتلا به افسردگی پس از زایمان را در مادر افزایش دهد و در نتیجه مادر نتواند از نوزادش مراقبت و نگهداری کند.

خانم‌هایی که دچار افسردگی دوران بارداری می‌شوند، [نکته بهداشتی روز: افسردگی پس از زایمان] چه علائمی ممکن است داشته باشند؟ دکتر نازنین کامیاری - روانپزشک - با اشاره به اینکه افسردگی دوران بارداری یا پس از زایمان یكی از مشكلات رایج در میان زنان باردار است، می‌گوید: این افسردگی در اغلب موارد یا تشخیص داده نمی‌شود یا آن‌قدر دیر تشخیص داده می‌شود كه راهی برای درمانش وجود ندارد.
علائم این افسردگی کمی با علائم افسردگی معمولی تفاوت دارد اما بسیاری از علائم نیز مشترك است. علائم مشترك یكی از راه‌های شناسایی سریع و بموقع افسردگی دوران بارداری و پس از زایمان است. به گفته این روانپزشک، افسردگی دوران بارداری گاه از همان روزهای ابتدایی بارداری آغاز می‌شود اما گاهی هم پس از ماه سوم بروز می‌كند و با نشانه‌هایی مانند خستگی، بی‌خوابی و درگیری‌های روانیو احساسی - به ویژه گریه كردن و زودرنجی - آغاز شده و به تدریج علائم آن آشكار می‌شوند.

این علائم عبارتند از: تندمزاجی و تحریك‌پذیری و كاهش آستانه تحمل، احساس غم، ناامیدی و غرق شدن و نابودی، گریه‌كردن زیاد، كاهش شدید انرژی، ولع خوردن یا بی‌اشتهایی شدید، خوابیدن بیش از حد یا بی‌خوابی، کاهش تمرکز، فراموشی و مشکل در به‌یادآوری مسائل و ناتوانی در تصمیم‌گیری، از دست دادن علاقه و اشتیاق به انجام کارهای خانه یا امور شخصی، گوشه‌گیری و قطع رابطه با دوستان و خویشاوندان، سردرد، درد قفسه سینه، تپش قلب، تنگی نفس و احساس خفگی و کلافگی،  احساس بی‌ارزش بودن و گناه‌کار بودن. علاوه بر این  مادران ناامید و افسرده تصور می‌کنند کودکی که به دنیا می‌آورند قرار است مانند آنها با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کند. این احساس به ویژه اگر نوزاد دختر باشد، بیشتر است. البته این علائم ممکن است همزمان با هم یا به تدریج بروز کنند و شدت و ضعف‌شان هم بستگی به میزان افسردگی و برخورد اطرافیان به‌ویژه همسر دارد.

چرا افسردگی ؟

افسردگی بارداری علت‌های مختلفی دارد و دلایل متعددی در بروز آن مؤثرند که مهم‌ترین‌شان اینها هستند :
تغییرات هورمونی در دوران بارداری که ناراحتی‌های جسمی مثل تهوع را به وجود می‌آورند. البته این عامل به تنهایی نمی‌تواند منجر به درجات شدید افسردگی شود.
سابقه افسردگی قبل از بارداری یا سابقه بیماری‌های عصبی  در افراد خانواده. مطالعات علمی نشان داده است زنانی که قبل از بارداری‌شان تجربه افسردگی دارند، بیشتر از دیگران احتمال دارد به افسردگی دوران بارداری  مبتلا شوند؛ طوری که بیش از 50درصد آنها در طول بارداری از این بیماری رنج می‌برند. همچنین زنانی که یکی از اعضای خانواده درجه یک‌ آنها سابقه ابتلا به افسردگی یا یک بیماری عصبی داشته است، بیش از بقیه مستعد این نوع افسردگی هستند.

سابقه مورد سوء‌استفاده جنسی قرار گرفتن
دعواهای خانوادگی به ویژه با همسر و خانواده او
بی‌توجهی همسر و اطرافیان به زن باردار
ازدواج اجباری و بی‌علاقگی به همسر

نگرانی‌های مربوط به سونوگرافی، آزمایش‌های دوره بارداری و حتی نحوه زایمان. این نگرانی‌ها در میان زنان باردار بسیار شایع است؛ به ویژه اگر بار اولی باشد که بچه‌دار می‌شوند. کسب اطلاعات کافی درباره بارداری و زایمان می‌تواند تا حد زیادی این استرس‌ها را کنترل کند.

نگرانی از سلامت نوزاد

دکتر کامیاری عوامل دیگری مانند مشکلات اجتماعی و اقتصادی، حاملگی ناخواسته، وحشت از تولد فرزند و سن پایین مادر را از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد افسردگی زنان باردار می‌داند و می‌گوید: مادران کم سن و سال آمادگی کمتری برای مواجهه با مسئولیت سنگینی مثل نگهداری از فرزند را دارند. آنها به خاطر کم‌تجربگی بیشتر دچار استرس شده و بسیار حساس و آسیب‌پذیر می‌شوند.

درمان ضروری است

تحقیقات نشان داده كه افسردگی دوران بارداری، خطر زایمان زودرس و تولد نوزاد نارس و کم‌وزن و نقص مادرزادی نوزاد را بیشتر می‌کند. موضوع به همین جا ختم نمی‌شود و مشکلات گفتاری مثل تاخیر در تکلم، لکنت زبان، ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران - به ویژه در دوران شروع مدرسه- مشکلات رفتاری، گوشه‌گیری، شب‌ادراری و کابوس‌های شبانه هم اختلالاتی‌اند که به افسردگی دوران بارداری مادر ارتباط دارند. به همین خاطر درمان این بیماری لازم و ضروری است.
دکترنازنین  کامیاری درباره مشکلات تشخیص این بیماری می‌گوید: تشخیص افسردگی در دوران بارداری به دلیل شباهت علائم با تغییرات طبیعی این دوران کار آسانی نیست. علائمی مانند تغییر ذائقه، خستگی، از خواب پریدن‌های مکرر و تغییر در میل جنسی بیمار، نمونه‌هایی از این علائم‌اند.
ممکن است علائم افسردگی بارداری در شروع خفیف باشند و ممکن است زن باردار در ابتدا قبول نکند که دچار افسردگی شده است. اطرافیان خانم باردار باید هشیار باشند و حالات جسمی و روحی او را زیر نظر داشته باشند و در صورت تکرار یا تداوم علائمی که ذکر شد، او را به مراجعه به روان‌شناس یا روانکاو ترغیب کنند.
برای درمان این نوع افسردگی از 2 روش مشاوره و درمان دارویی استفاده می‌شود.
روش اول :

بیمار با مشاور یا روان‌شناس درباره مشکلات و احساسات‌اش حرف می‌زند و روان‌شناس از طریق بازگشایی عقده‌های درونی بیمار به درمان او کمک می‌کند. در این روش که بر درمان بدون دارو تاکید می‌شود، برطرف کردن مشکلات بیرونی که موجب افسردگی شده‌اند، به روند درمان سرعت بیشتری می‌دهد.
روش دوم :

جز در موارد خاص توصیه نمی‌شود. مصرف داروهای افسردگی  ممکن است به اختلالات جنینی منجر شود. پزشكان معتقدند مصرف دارو در زنان باردار یا زنان شیرده باید با دقت بیشتری همراه باشد و بهتر است بیمار با درمان غیردارویی درمان شود اما در موارد ضروری باید داروهایی تجویز شوند که کمترین عوارض را برای جنین به همراه داشته باشند.
3  نکته طلایی

تحقیقات علمی جدید ثابت کرده ورزش و فعالیت بدنی تاثیر زیادی بر سلامت جسمی و روانی زنان باردار دارد؛  30دقیقه ورزش در روز به‌ویژه ورزش آرام و همراه با موسیقی، به میزان قابل‌توجهی از افسردگی بارداری می‌کاهد.خانم‌های باردار برای پیشگیری از افسردگی بهتر است اطلاعات و آگاهی‌شان را درباره بارداری بیشتر كرده، به اندازه کافی استراحت داشته باشند و روابط اجتماعی‌شان را تا حد امکان مانند دوران پیش از بارداری  حفظ کنند.

همسران زنان باردار افسرده، بیشترین سهم را در حمایت عاطفی و روانی از آنها دارند. بسیاری از افسردگی‌های دوران بارداری به خاطر بی‌توجهی اطرافیان- به خصوص همسران زنان باردار- ایجاد می‌شوند. توصیه می‌شود همسران در طول دوران بارداری درباره نگرانی‌ها وترس‌های این دوران با هم حرف بزنند و به دور از هیجان، با برنامه‌ریزی صحیح با مرحله جدید زندگی مشترک‌شان مواجه شوند.

همشهری

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:13  توســط fAtEmEh  | 

تفاوتی جالب بین جنین های دختر و پسر

آیا می دانید جنین های دختر و پسر چه تفاوتی با هم دارند؟کدامیک مقاومترند؟کدامیک سریعتر رشد می کنند؟

پژوهشگران استرالیایی در تحقیقات خود نشان دادند که جنینهای دختر کوچکتر و به خصوص مقاومتر از جنینهای پسر هستند و بنابراین استرسهای طولانی مدت دوران بارداری را بهتر تحمل می کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه آدلاید در تحقیقات خود تفاوتهای جنینهای دختر و پسر را در مبارزه با استرسهای مادر در دوران بارداری مورد بررسی قرار دادند.

نتیجه این تحقیقات نشان می دهد در حالی که جنینهای پسر در ابتدا مقاومت خوبی در مقابل فاکتورهای استرس زای کوتاه مدت مثل آسم و یا عفونتها از خود نشان می دهند، جنینهای دختر روند رشد خود را با ثبات بیشتری در زمان استرسهای طولانی مدت حفظ می کنند. بنابراین جنینهای پسر به مراقبت بیشتری نیاز دارند چون می توانند با خطر توقف رشد، تولد نارس و در موارد شدیدتر با مرگ مواجه شوند.

این دانشمندان در این خصوص اظهار داشتند: "ما مشاهده کردیم زمانی که زن در دوره بارداری تحت یک فشار استرسی قرار می گیرد، جنینهای پسر به سرعت رشد می کنند در حالی که جنینهای دختر کوچکتر باقی می مانند و به این ترتیب در صورتی که در طول بارداری اتفاق بسیار حادی روی دهد احتمال بیشتری برای حفظ حیات خود دارند. در حقیقت جنینهای دختر کوچکتر و مقاومترند و توانایی بهتری برای ادامه زندگی دارند."

براساس گزارش ABC NEWS، این تفاوتها به دلیل گردش هورمونهای استرس در جفت است. دخترها در حضور این هورمونها پایداری و سازگاری بیشتری از خود نشان می دهند در حالی که پسرها در تلاش برای حذف این هورمونها هستند و همین مسئله موجب می شود که شانس آنها برای یک فرایند توسعه جنینی طبیعی کاهش یابد و برای این جنینها پس از تولد مشکلات زیادی ایجاد شود.

این محققان در ادامه افزودند: "نتایج بررسیهای ما می تواند به توسعه درمانهای ویژه از این دست کمک کرده و به علاوه راهکارهای پیشگیرانه ای برای رشد و توسعه جنینهای در معرض خطر ارائه کند....

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 15:2  توســط fAtEmEh  | 

شادی مادر، جنین را به رقص می‌آورد!

جنینی که درون رحم مادر رشد می‌کند، غذا و اکسیژن را به سادگی از مادر دریافت می‌کند؛ اما اکنون به نظر می‌رسد که شادی و غم نیز از مادر به جنین منتقل می‌شود...

با سونوگرافی مادران بارداری که در حال تماشای فیلم‌های شاد یا غم‌انگیز بودند، مشخص شد جنین مادران شاد دست و پای خود را بیشتر تکان می‌دهد. این نخستین آزمایش از تاثیر احساسات زودگذر مادر بر جنین است.

جنینی که درون رحم مادر رشد می‌کند، غذا و اکسیژن را به سادگی از مادر دریافت می‌کند؛ اما اکنون به نظر می‌رسد که شادی و غم نیز از مادر به جنین منتقل می‌شود.

به گزارش نیوساینتیست، پزشکان به‌شدت توصیه می‌کنند که مادران بادار از استرس و افسردگی دوری کنند، چراکه چنین شرایطی به جنین آسیب می‌رساند. اما در مورد تاثیر احساسات گذرایی مثل شادی یا غم بر جنین، اطلاعات بسیار اندکی در دست است. به همین دلیل، کازویوکی شینوهارا و همکارانش در دانشگاه ناگازاکی ژاپن با آزمایش روی 24 مادر باردار، تاثیر این احساسات زودگذر را بررسی کردند.

مادران به دو گروه تقسیم شدند و برای هریک، یک کلیپ 5 دقیقه‌ای نمایش داده شد، کلیپ اول، نمایشی شاد از فیلم موزیکال آوای موسیقی (The Sound of Muisc) بود و کلیپ دوم، بخشی گریه‌آور از فیلم قهرمان (The Champ). هر دو کلیپ در میان کلیپ‌هایی خنثی و بی‌تاثیر پخش شد تا بتوان معیاری برای مقایسه بین شرایط احساسی و شرایط بی‌تفاوت بدست آورد.
برای افزایش دقت آزمایش، مادران از هدفون برای شنیدن صدای فیلم استفاده کردند، چراکه جنین در 3ماه آخر بارداری می‌تواند بشنود و پخش صدا از بلندگوی سالن می‌توانست تاثیر صدا را نیز به نتایج آزمایش بیافزاید.

پژوهشگران در تمام طول آزمایش، حرکت‌های دست، پا و بدن جنین را با امواج فراصوتی زیرنظر گرفتند و متوجه شدند که در طول پخش کلیپ شاد، جنین دستان خود را به شکلی معنی‌دار بیشتر از وقتی کلیپ بی‌تفاوت پخش می‌شود، تکان می‌دهد. به همین ترتیب، در طول پخش کلیپ‌های غم‌انگیز، جنین دستان خود را کمتر تکان می‌داد.

این‌که چه چیز باعث می‌شود جنین‌های مادران شاد بیشتر حرکت کنند هنوز مشخص نیست؛ اما واضح است که چنین حرکت‌هایی نشان از سیستم‌های فعال عصبی، قلبی-عروقی و استخوانی-ماهیچه‌ای دارد و با آزمایش‌های بیشتر، می‌توان به تاثیر عوامل خارجی بر جنین پی برد.

شینوهارا حدس می‌زند که در زمان غم و اندوه، بدن مادر مقادیر بیشتری از هورمون متناظر را ترشح می‌کند که مقدار خون ارسالی به رحم را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، جنین هم خون را از اندام‌هایش به قلب و مغز هدایت می‌کند و حرکت دست و پا کاهش می‌یابد.
اما هنوز خیلی زود است که بتوان در مورد چگونگی این فرایند اظهار نظر کرد و از آن مهم‌تر، بر اساس تنها یک آزمایش نمی‌توان توصیه‌ای برای تماشای فیلم‌های شاد یا غم‌انگیز به مادران باردار ارایه کرد

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 14:59  توســط fAtEmEh  | 

توصيه به زناني که قصد بارداري دارند


توصيه به زناني که قصد بارداري دارند

قبل از بارداري زنان ميتوان بيماري يا عامل نامساعد سلامت جنين را بررسي کرد و احتمال داشتن کودک ناسالم را به پدر و مادر يادآوري کرد.برخي از موارد با استفاده از روش هاي درماني، مي توان پيدايش برخي ناهنجاري هاي مادرزادي کودک رابه حداقل رساند.

مثلاً پيشگيري از عوارض سرخجه در جنين با تزريق واکسن سرخجه به مادر قبل از بارداري و يا استفاده از اسيد فوليک توسط مادر و در اوايل بارداري براي کاهش عوارض سيستم عصبي در نوزاد و پيشگيري از ناهنجاري هاي حاصل از بيماري قند در جنين از طريق کنترل قند خون مادر مبتلا به اين بيماري در مدت بارداري، تشخيص درمان بيماري خاص مادر که اثر نامطلوب بر بارداري دارد و يا بيماريهايي که در اثر بارداري شديد مي شوند(ديابت، بيماري قلبي مادر و …) باعث نتيجه خوب بارداري و مادر و کودک سالم مي گردد. در مشاوره قبل از بارداري به مشکلات وارثتي و مصون سازي نيز توجه مي شود.

سن مناسب براي بارداري

بارداري زن در سن کمتر از ?? سال و بالاتر از ?? سال صلاح نيست. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که در بارداري هاي زير ?? سال و بعد از ?? سال مشکلات و عوارض جدي براي کودک و مادر ممکن است به وجود آيد.

فاصله دو بارداري نيز بهتر است از ? سال کمتر نباشد چرا که باعث ضعيف شدن مادر خواهد شد.


تشخيص حاملگي

تشخيص حاملگي متکي به نشانه ها و علايم خاصي است که با معاينات باليني و نتايج تست هاي آزمايشگاهي مشخص مي شود.شانه ها و علايم حاملگي را مي توان به سه دسته تقسيم کرد.

?/فرضي(حدسي): تهوع همراه با استفراغ يا بدون آن، خستگي، احساس حرکات جنين، اختلالات در ادرار کردن، قطع قاعدگي، تعييرات پستان ها، تغيير رنگ مخاط واژن، افزايش رنگدانه هاي پوست و ظهور خطوط شکمي

?/علايم احتمالي: بزرگي شکم، تغيير در اندازه، شکل و قوام رحم، تغيير در دهانه رحم، انقباضات رحمي، حالت غوطه وري جنين در مايع آمنيوتيک، لمس جنين از روي شکم، آزمايشات هورموني بارداري

?/علايم قطعي(مثبت): تشخيص فعاليت قلب جنين ، احساس حرکات جنين، تشخيص جنين با سنوگرافي، تشخيص جنين با راديو گرافي

زمان معاينات در حاملگي

معمولاً خانم ها بلا فاصله پس از تاخير در قاعدگي بايد به کارکنان بهداشتي مراجعه کنند. افرادي که پيش از بارداري تحت مراقبت بوده اند حداکثر زمان مناسب جهت اولين ويزيت  هفته 6 تا 8 هفته  حاملگي مي باشد ( از اولين روز آخرين قاعدگي). زمان مراجعات بعدي به شرح ذيل است:

تا هفته 28(ماه هفتم) بارداری هر ماه یك بار

 
هفته 36-28 (ماه هشتم) بارداری 2 هفته یك بار
 
هفته 36 تا 40 (ماه نهم) بارداری هفته ای یك بار

تغذيه دوران بارداري بين وزن پيش از بارداري و افزايش وزن دوران بارداري با وزن موقع تولد و سلامت نوزاد رابطه وجود دارد.

مقدار طبيعي افزايش وزن در کل دوران بارداري در زنان با وزن ايده آل بطور متوسط ?? تا ?? کيلوگرم است. در يک زن حامله حدود ???کيلو کالري در روز انرژي بيشتر مورد نياز است.

استفاده از تمام گروه هاي غذايي مثل شير و لبنيات، گوشت، حبوبات و تخم مرغ، نان و غلات، ميوه جات و سبزيجات تازه در رژيم غذايي زن باردار و نيز استفاده از آهن تکميلي از شروع سه ماهه ي دوم حاملگي به بعد توصيه مي شود. اندازه گيري مرتب و دوره اي وزن در دوران بارداري اهميت زيادي دارد.

خواب و استراحت

یك خانم حامله به حداقل 8 ساعت در شب و 1 تا 3 ساعت خواب در روز نیازمند است و بهتر است در طول روز چند بار استراحت نسبی داشته باشد.

کار و فعاليت

در دوران بارداري لازم نيست که مادر فعاليت هاي خود را محدود نمايد ولي فعاليت او بايد در حدي باشد که سبب خستگي و آسيب به خودش يا جنين نگردد.

مسافرت

مسافرت در زنان سالم باردار ضرري ندارد. بهتر است از مسافرت هاي طولاني در سه ماهه اول حاملگي و در سه ماهه آخر خصوصاً در کساني که سابقه سقط و يا زايمان زودرس دارند، خودداري شود. توصيه مي شود در بين راه زن حامله حداقل هر دو ساعت يک بار استراحت کند و کمي قدم بزند.

استحمام

حمام کردن در حاملگي با زمان هاي ديگر چندان متفاوت نيست. بهتر است ازآب ولرم استفاده نمود و طول حمام کردن نيز کوتاه باشد. محدوديتي براي استحمام در دوران بارداري وجود ندارد ولي با توجه به سنگين شدن مادر در سه ماهه آخر حاملگي و احتمال به هم خوردن تعادلش در حمام، بهتر است مراقبت هاي لازم در اين مورد به عمل آيد. استفاده از سونا يا بخار زياد و وان بخصوص در ماه هاي آخر مناسب نيست.

لباس و کفش

لباس هاي مورد استفاده در دوران حاملگي بايد آزاد و راحت باشد. بايد از بستن کمربند و بند جوراب خودداري شود، چون مانع جريان طبيعي خون شده ممکن است ايجاد واريس يا ورم پاها نمايد. استفاده از سينه بند راحت به ويژه در ماه هاي آخر بارداري توصيه مي شود چون سنگيني پستان ها باعث ناراحتي و افتادگي آن مي شود.

بهتر است در دوران حاملگي از کفش داراي پاشنه مناسب استفاده شود. تا تعادل بدن حفظ و از پا درد جلوگيري به عمل آيد.

استفاده از هواي آزاد

زن باردار بايد روزانه حداقل يک تا دو ساعت در هواي آزاد پياده روي کند چون يکي از راه هاي به دست آوردن ويتامين “د” که براي جنين ضروري است استفاده از آفتاب است. با تابش مستقيم آفتاب به پوست ويتامين”د” ايجاد مي گردد. اين کار در هواي گرم و آفتاب سوزان براي کساني که پوست حساس دارند، صلاح نيست.

ورزش

محدود کردن ورزش در حاملگي لازم نيست به شرط اينکه ورزش باعث خستگي يا آسيب ديدگي زن حامله يا جنين نشود. تمرينات ورزشي در دوران بارداري باعث هماهنگي بيشتر عضلات مي شود، گردش خون در دست ها و پاها را افزايش مي دهد و برگشت بدن به حالت اوليه بعد از زايمان را تسريع مي کند.

احساس خستگي يک علامت هشدار دهنده در دوران بارداري است. تمرينات شديد نيز ايجاد خستگي مي کنند. بنابراين خانم هاي باردار بايد آماده باشند در زمان خستگي، درد و کوفتگي عضلاني، فعاليت هاي ورزشي را سريعاً متوقف کنندو در صورت مشاهده علايم خونريزي حتماً به پزشک مراجعه نمايند.

دهان و دندان

معاينه دندان ها بايد قسمتي از معاينه عمومي مراقبت هاي بارداري باشد. لازم است در طول دوران حاملگي ضمن استفاده از برنامه غذايي مناسب(مقدار مصرف کافي شير،ماست، پنير، سبزيجات و ديگر مواد غذايي) نظافت و بهداشت دهان و دندان بيشتر از قبل رعايت شود.

دارو و عکسبرداري

استفاده از داروها در دوران بارداري خصوصاً در سه ماهه اول بدون تجويز پزشک ممنوع است. مصرف غير مجاز بعضي از داروها سبب ناهنجاري و نقص عضو در جنين مي گردد. عکسبرداري از قسمت هاي داخلي بدن در دوران حاملگي بدن در دوران حاملگي مگر با اجازه پزشک ممنوع است.

دخانيات

بهتر است در دوران بارداري از استعمال هر نوع دخانيات خودداري گردد و چنانچه ترک آن غير ممکن است بايد از مقدار آن کاسته شود.

وزن نوزادان متولد شده از زنان سيگاري کمتر از وزن نوزادان ساير زنان است.

اجابت مزاج

مصرف مايعات، سبزيجات، ورزش، داروهاي ملين ضعيف در بارداري باعث تسهيل اجابت مزاج خواهد شد.

واکسيناسيون

در دوران بارداري واکسن هاي ويروسي زنده(سرخجه، سرخک، اوريون) ممنوع است. انجام واکسيناسيون کزاز در دوران بارداري در صورت عدم مصونيت مادر صورت مي پذيرد.

آميزش جنسي

آميزش جنسي به صورت معمول در شرايط طبيعي بلامانع است اما بهتر است در ماه آخر از نزديکي امتناع شود. در موارد پارگي زودرس کيسه آب، تهديد به سقط جنين، جفت سرراهي نيز نزديکي نبايد صورت صورت گيرد. وضعيت آميزش جنسي در بارداري بايد به نحوي باشد که به شکم زن فشار وارد نيايد.

منبع: خانواده سالم

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 14:51  توســط fAtEmEh  | 

5 علامتي که نشان مي دهد دوقلو بارداريد!!


اگر کودکتان، دوقلو باشد تعجب مي کنيد؟ اين نشانه ها را بخوانيد تا به اين موضوع پي ببريد.

حالا که باردار هستيد اگر متوجه شويد دوقلو بارداريد، تعجب مي کنيد؟
در آمريکا، از هر 100 زن باردار، سه نفرشان دوقلو زايمان مي کنند. اگر شما يکي از آنها باشيد، ممکن است که بعضي از اين علائم را داشته باشيد. اگر اين علائم را نداشته باشيد پس جزء آنها نيستيد. در اين مقاله نشانه هايي وجود دارد که نشان مي دهد شما بيش از يک بچه بارداريد.


علائم بارداري دو چندان مي شود:

حالت تهوع صبح ها خيلي بيشتر از بارداري هاي نرمال و عادي است. سوء هاضمه، تورم و خستگي هم در اين گونه بارداري ها شديدتر است. اگرچه اين علائم نشانه اين است که دوقلو بارداريد اما ممکن است گاهي اوقات اين علائم ناشي از آن باشد که بارداري شما از بارداري هاي نرمال سخت تر است.

سه ماهه اول بارداري تان سنگين مي شويد:

درطول سه ماهه اول بارداري دوقلو، ممکن است که وزنتان بيشتر از آن حدي باشد که يک خانم باردار معمولي مي تواند داشته باشد.

اندازه رحم تان بزرگتر است:

اگر اندازه رحم تان بزرگتر از حدي باشد که در آن زمان بايستي باشد، ممکن است پزشک تان شک کند که شما دوقلو زايمان مي کنيد. اما اين به اين معني نيست که شما دوقلو بارداريد بلکه اين فقط يک نشانه است. اگر زايمان اول تان نيست، ممکن است اندازه رحم نسبت به زايمان اول تان کمي تغيير کرده باشد.

ضربان قلب چند گانه:

پزشکتان درطول معينات قبل از زايمان ، بيش از يك ضربان قلب مي شنود.

حرکت هاي جنين بيشتر مي شود:

اگر زايمان اولتان نيست، نسبت به بارداري قبلي لگد زدن هاي بيشتري از جنين احساس مي کنيد.

چگونه دوقلوها شکل مي گيرند؟

هيچ کس نمي تواند در به دنيا آوردن دوقلوهاي همسان تاثيرگذار باشد و زمينه آن را فراهم کند. وقتي که تخمک به صورت خودکار بارور مي شود به دو نيم تقسيم مي شود و دوقلوهاي همسان شکل مي گيرند.

دوقلوهاي غير همسان زماني که تخمک ها به وسيله اسپرم هاي مختلف در يك زمان بارور مي شوند شکل مي گيرند.

عواملي که در مشخص شدن دوقلوهاي همسانيا غير همسان نقش دارند شامل موارد زير مي باشد:
مصرف داروهاي باروري يا لقاح مصنوعي.

داروهاي باروري، باعث مي شود که درطول يک سيکل، تخمدان ها بيشتر از يک تخمک آزاد کنند. در لقاح مصنوعي يا IVF ممكن است بيش از يك رويان در رحم جايگزين شود.


سن مناسب:

در خانم هايي که بيشتر از 30 سال سن دارند، احتمال اينكه در تخمک گذاري تخمک هاي بيشتري آزاد کنند بيشتر است.


زايمان قبلي يا چندقلوهاي قبلي:

اگر قبلا بچه اي به دنيا آورده ايد، يا زايمان چندقلويي داشته ايد، شما شانس بيشتري براي دوقلويي داريد.

سابقه فاميلي:

اگر دوقلوهاي همسان در خانواده تان داريد، شانس تان براي داشتن دوقلو زياد مي شود.

نژاد: خانم هاي سياهپوست بيشتر از خانم هايي که پوست سفيدتري دارند احتمال بارداري چندقلو دارند. در خانم هاي آسيايي و اسپانيايي احتمال كمتري وجود دارد.

سونوگرافي:

اگر پزشکتان به بارداري چندقلو شك كند براي شما سونوگرافي تجويز مي كند که معمولا در اوايل سه ماهه دوم بارداري مشخص مي شود .اگر تست نشان داد که شما دوقلو باردار هستيد، امكان اينكه پزشک بتواند بگويد که دوقلوهاي شما همسان يا ناهمسان هستند وجود دارد.

گاهي اوقات، يکي از قلها از بين مي رود که به اين بيماري سندرم قل ناپديد شده مي گويند. از بين رفتن يکي از دوقلوها به علت ناهنجاري هاي کروموزمي است اما دانشمندان هنوز خيلي از اين بابت مطمئن نيستند. اگر يکي از دوقلوها در اوايل بارداري از بين برود، معمولا خطري براي قل ديگر نيست.

مراقبت هاي پيش از تولد

اگر دوقلو بارداريد، ماما يا پزشکتان بايد شما را بيشتر از کسي که يک بچه باردار است ويزيت کند. زيرا خطرهاي بيشتري براي چندقلوها وجود دارد. بيشتر ويزيت شدن شما پيش از بارداري از عوارض و خطرات احتمالي پيشگيري مي کند.

منبع-ساوه پورتال

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 14:41  توســط fAtEmEh  | 

رابطه زناشويي پس از زايمان

رابطه زناشويي پس از زايمانخيلي از همسران تصور مي‌کنند پس از زايمان بايد تا هفته‌ها رابطه زناشويي نداشته باشند؛ چون ممکن است برقراري چنين رابطه‌اي باعث آسيب به مادر شود.

رابطه زناشويي پس از زايمان

بعد از زايمان، تا چه مدتي محدوديت و منع رابطه زناشويي وجود دارد؟ پاسخ را از دکتر ملک‌منصور اقصي، متخصص زنان و زايمان بشنويد.

خيلي از همسران تصور مي‌کنند پس از زايمان بايد تا هفته‌ها رابطه زناشويي نداشته باشند؛ چون ممکن است برقراري چنين رابطه‌اي باعث آسيب به مادر شود. باور غلط ديگري که در اين مورد رواج دارد، بهتر بودن سزارين نسبت به زايمان طبيعي براي برقراري رابطه زناشويي بعد از آن است. البته بعضي اوقات هم مشغوليت بچه‌داري باعث مي‌شود که زوج‌ها خودشان و يا رابطه زناشويي‌شان را فراموش کنند که اين نکته هم مي‌تواند در درازمدت عوارض نامطلوبي بر روابط زوجين بگذارد. درباره اين موارد با دکتر ملک‌منصور اقصي، متخصص زنان و زايمان و استاد دانشگاه تهران گفتگو کرده‌ايم...


بعد از زايمان، تا چه مدتي محدوديت و منع رابطه زناشويي وجود دارد؟

در يک مدت زمان خاص پس از زايمان، توصيه ما اين است که رابطه زناشويي وجود نداشته باشد و علت آن هم اين است که مي‌خواهيم محل چسبندگي جفت ترميم پيدا کند چون مثل يک زخم باز مي‌ماند. جفت از ديواره کنده شده و خو‌ن‌ريزي‌هاي معمول بعد از زايمان، از همين محل است. تا اين زخم ترميم پيدا نکرده، بهتر است رابطه‌ زناشويي نداشته باشند. اين زمان حدود 3 هفته طول مي‌کشد. در قديم مي‌گفتند تا 6 هفته. اما امروز مي‌گويند تا 3 هفته هم کفايت مي‌کند.

آيا اين مدت براي زايمان طبيعي و سزارين فرق دارد؟

مسلما شرايط زايمان طبيعي و سزارين باهم فرق مي‌کند. اگر زايمان طبيعي باشد چون در محل، ممكن است برش و بخيه زده شده باشد و اين زخم در طول 2 هفته بهبود پيدا مي‌کند، چنانچه مشکل خاصي پيدا نکند، همين 3 هفته کافي است.

در مورد سزارين چه طور؟

بستگي دارد به نوع سزاريني که انجام شده است. اگر همراه با چسبندگي زياد يا بروز عفونت باشد، ممکن است رابطه‌ زناشويي همراه با درد باشد. يعني پس از رابطه‌ زناشويي، زن يک درد مبهمي در ناحيه لگن خود حس مي‌کند. در حقيقت، با حركت احساس درد مي‌کند. بالاخره سزارين يک برش است. شکم باز شده و دست خورده، در بهترين شرايط هم سزارين تا حدي چسبندگي ايجاد مي‌کند. بنابراين زايمان طبيعي از اين جهت بهتر است و برخلاف تصور عوام که فکر مي‌کنند سزارين براي رابطه زناشويي‌شان بهتر است، بايد اشاره شود كه پس از يك زايمان طبيعي و سالم، رابطه زناشويي در مقايسه با سزارين مطلوب‌تر است.

آيا اين چسبندگي، به غير از درد محدوديت ديگري هم براي رابطه زناشويي ايجاد مي‌کند؟

نه، فقط همان درد را ايجاد مي‌کند. پس از زايمان نکته‌ ديگري که وجود دارد، زماني است که مادر شير مي‌دهد. در اين شرايط فعاليت تخمدان‌ها متوقف شده و اين مي‌تواند باعث کم شدن ترشحات واژن و خشکي آن شود. اگر زن چنين احساسي را دارد، بهتر است از ژل‌هاي لوبريکانت استفاده کند که محلول در آب است.

برخي خانم‌ها تصور مي‌کنند بعد از زايمان طبيعي ممکن است نتوانند مثل قبل رابطه زناشويي برقرار کنند. آيا چنين تصوري درست است؟

يکي از تغييرات فيزيولوژيک که در طول بارداري اتفاق مي‌افتد هيپرتروفي يا افزايش حجم دستگاه تناسلي است؛ يعني يک مقداري بافت بزرگ‌تر و متورم‌تر مي‌شود. خود کانال زايماني نيز بازتر مي‌شود. رحمي که قبلا 100 گرم بوده حالا مي‌شود 1000 گرم. بعد از زايمان، تمام اين تغييرات طي 6 هفته بر مي‌گردد به حالت عادي. پس تغييرات چنداني براي اندام‌ها براي طولاني مدت اتفاق نمي‌افتد.

در جايي مي‌خواندم که براي پيشگيري از تغيير شکل‌هاي مختصري که ممکن است بعد از بچه‌دار شدن اتفاق بيفتد، تمرين‌هايي وجود دارد. آيا اين حرف درست است؟

بله، تمرين عضلات کف لگن، ورزشي است که حتي براي خانم‌هايي که باردار نيستند، مي‌تواند رضايت ناشي از رابطه زناشويي را افزايش دهد. براي خانم‌هايي که اختلالات جسمي دارند و يا دير به ارگاسم مي‌رسند، توصيه مي‌شود در طول روز مرتب اين عضلات را تقويت کنند. براي تقويت، عضلات را بايد به صورت متناوب منقبض و منبسط کنند. ابتدا نيز اين کار را با دفعات کم شروع کرده و کم کم آن را افزايش دهند. طول مدت انقباض و انبساط را هم مي‌توانند افزايش دهند. به عنوان مثال اول 3 ثانيه، و بعد کم کم مدت را تا 10 ثانيه افزايش دهند. اين تمرين حتي براي دوران يائسگي که عضلات كف لگن ضعيف مي‌شوند نيز مفيد است البته توصيه مي‌شود که در دوران بارداري نيز خانم‌ها اين کار را انجام دهند.

بسياري از خانم‌ها پس از زايمان و در زمان شير دادن، از ترس باردار شدن ترجيح مي‌دهند که رابطه زناشويي نداشته و يا در حداقل ممکن داشته باشند. روش درست براي جلوگيري در اين دوران چيست؟
توصيه مي‌کنيم که خانم‌ها هفته‌ ششم پس از زايمان به مراکز بهداشت مراجعه کنند. مشاور با توجه به شرايطي که زن و مرد دارند روش قابل اطميناني را براي جلوگيري به آنها معرفي مي‌کند چرا که فقط 40 روز اول پس از زايمان احتمال بارداري وجود ندارد و بعد از آن به علت احتمال حاملگي، جلوگيري صورت بگيرد.

+ نوشــته شــده در  شنبه 23 مرداد1389ساعت 14:33  توســط fAtEmEh  | 

پنج راه ساده برای خاتمه دادن به اختلافات و مرافعات

آیا می توان دوباره به وضع سابق برگشت؛ یعنی همه چیز دوباره مثل روز اول آشنایی یا روز اول عاشق شدنمان شود؟ پاسخ این است: شما نمی توانید برای تمام عمر عاشق شوید. بالاخره یک روز می آید که از عشق بیرون می آیید. تغییر تنها مسئله دائمی و ثابت در دنیاست. زندگی همیشه آنطوری که هست نمی ماند.

به دلیل همین تغییر است که زندگی همیشه زیبا است. اما به خاطر ایمانتان می توانید تا پایان عمر کنار هم بمانید. برای اینکه رابطه تان را بادوام نگه دارید، باید یاد بگیرید چطور به دعواها و مشاجراتتان پایان داده و اختلافات را از میان بردارید.

1. مراقب اوقاتی باشید که می خواهید با قدرت هر چه تمامتر حرف خودتان را به کرسی بنشانید.

از بحث کردن با او درمورد اینکه کجا می رود و کجا می آید، چرا برای بچه ها به اندازه کاف یوقت نمی گذارد، چرا آنطور که شما دوست دارید جلوی دوستانتان رفتار نمی کند، چرا مدل موهایش را آنطوری درست می کند و از این قبیل، خودداری کنید.

باید بفهمید که با این کارها فقط می خواهید همسرتان را آنطور که خودتان دوست دارید بسازید، نه طوری که خودش دوست دارد زندگی کند.

2. بدانید که وقتی احساس آزردگی یا رنجیدگی می کنید، این احساس واکنش خودتان است.

یک روز صبح ممکن است با حس ناراحتی به سر کار بروید، یا به خاطر یک تجربه بد، احساس کنید که اعتماد به نفستان به شدت پایین آمده است. همسرتان جلو می آید و در آغوشتان می گیرد، و بعد حس خوبی نسبت به خودتان پیدا می کنید. اما امروز نه. امروز دچار تردید، اضطراب و ناامنی درمورد خودتان شده اید و عمل همسرتان را اشتباه می گیرید و ناراحت می شوید. اینجاست که دعواها و قهر کردن ها شروع می شود.

پس یادتان باشد. اگر احساس می کنید از نظر عاطفی ناراحت و آزرده خاطر هستید، همه اش به خاطر رفتار و حرف های دیگران نیست، به رفتار و واکنش خودمان هم بستگی دارد.

3. به خودتان یادآور شوید که قدرت متوقف کردن همه چیز را دارید.

اگر دوست داشته باشید با واقعیت روبه رو شوید و واکنشی درست و مناسب انتخاب کنید، مطمئناً خواهید توانست رابطه تان را با همسرتان بادوام نگه دارید.

این را همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به مسائل آنطور که واقعاً هست واکنش نشان نمی دهد، بلکه به تصاویر و افکاری از آن مسئله که ساخته و پرداخته خودشان است واکنش نشان می دهند.

اکثر اوقات، رفتار و واکنش های همسر شما واقعاً به منظور ناراحت کردن یا دلسرد کردن شما نیست، فقط به این دلیل است که او آن مسئله یا مشکل را به طریقی متفاوت از شما می بیند و درک می کند.

همیشه از خودتان بپرسید، چرا او (همسرتان) اینطور رفتار کرده است؟

4. نظرات خودتان را به واقعیت نچسبانید.

واقعیت: خانمتان می خواهد کمی آزادی بیشتری داشته باشد و کمی از شما فاصله بگیرد. نظر شما: رابطه ما دیگر هیچ اهمیتی برای او ندارد.

واقعیت: همسرتان غذایی که خودش دوست دارد را سفارش می دهد. نظر شما: او هیچوقت فکر نمی کند که من امروز دوست دارم چه بخورم.

واقعیت: شوهرتان از سر کار که برمی گردد لباسهایش را روی تخت ولو می کند. نظر شما: این کار را عمداً برای اذیت کردن من انجام می دهد.

با این طور فکر کردن آشوبی راه می اندازید. همین مسائل پیش پا افتاده است که منجر به جر و بحث و دعواهای شدید می شود. از خودتان بپرسید، آیا دارید به نظرات خودتان واکنش می دهید؟

5. با خودتان تمرین کنید که بتوانید همسرتان را با شخصیت خود تحت تاثیر قرار دهید.

یک چیز را می دانید؟ خیلی از آدم ها خودشان را آنقدر پست و ناتوان می بینند که فکر می کنند نمی توانند یک دعوا و مرافعه با همسرشان را حل کنند. پس چه می کنند؟ به این دعوا و مشاجره همینطور ادامه میدهند.

فقط کافی است به خودتان یادآور شوید که دو نفر آدم متفاوت، ممکن است به شکل متفاوتی به یک مسئله نگاه کنند. اگر دیدید که به خاطر یک مسئله خیلی کم اهمیت به دعوا و مشاجره ادامه می دهید، تصمیم بگیرید که همان موقع این بحث الکی را متوقف کنید. با خودتان بگویید که ارزشش را ندارد به خاطر موضوع به این کم اهمیتی، رابطه فوق العاده خودتان را خراب کنید.

یادتان باشد، یک رابطه لزوماً به این معنا نیست که هیچوقت نباید با طرف مقابلتان بحث و دعوا داشته باشید. مهم این است که بتوانید سریع از این مشاجرات بیرون آمده و رابطه تان را از سر بگیرید.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 15:25  توســط fAtEmEh  | 

6 رفتار که هر رابطه ای را از بین می برد

پیدا کردن کسی که بتوانید رابطه خوبی را با او ادامه دهید واقعاً یک نعمت است. وقتی با این فرد خاص وارد رابطه شدید، همیشه یادتان باشد که احترام به حریم شخصی و حفظ اعتماد برای بقای یک رابطه سالم از ضروریات است.

اگر برخی حد و مرزهای رفتاری که اعتماد طرف مقابلتان را خدشه دار می کند، نادیده بگیرید، آسیبهای جبران ناپذیری به رابطه تان با او وارد می کنید. در زیر به 6 رفتار بسیار زیان آور برای رابطه اشاره می کنیم که تا می توانید باید از انجام آن دوری کنید:

1) کاوش در اطلاعات خصوصی

اگر شک کرده اید که طرف مقابلتان با شما رو راست نيست، آیا این اجازه را به شما می دهد که ایمیل های خصوصی او را چک کنید؟ یا پیام های گوشی همراهش را بخوانید؟ یا پروفایل شخصیش را وارسی کنید؟ پاسخ همه این سوال ها منفی است.

هیچوقت به هیچ قیمتی نباید درایمیل ها، اس ام اس ها و شماره های طرف مقابلتان کاوش کنید. بااینکار نه تنها اعتماد او را به خودتان از بین می برید، بلکه اعتماد او را به همه آن کسانیکه ایمیل ها و اس ام اس ها را برایش گذاشته اند خدشه دار می کنید.

2) گفتن دروغ مصلحت آمیز

دروغ گفتن در یک رابطه تحت هر شرایطی بد است، گرچه همه ما همیشه اینکار را انجام میدهیم. اینکه برای جلوگیری از ناراحت شدن طرف مقابلتان به او دروغ بگویید، شاید به نظرتان تصمیم عاقلانه ای بیاید. اما واقعیت این است که وقتی آن دروغ برملا شود، که همیشه غیرقابل پیشگیری است، با اینکار چاله ای عمیقتر برای خودتان خواهید کند. وقتی گرفتار چنین موقعیتی شوید، بخواهید و نخواهید طرفتان را آزرده خاطر خواهید کرد و همه آنچه سعی داشتید با دروغ گفتنتان از آن جلوگیری کنید، به خاطر این فریبتان، حتی بدتر هم اتفاق می افتد. توصیه من این است که همیشه و در همه شرایط با طرفتان روراست و صادق باشید.

3) جاسوسی کردن

هیچوقت نباید در وسائل خصوصی طرفتان (مثل کمدش، کیف پولش، دفترچه حساب پس اندازش و ...) کنکاش کنید. علاوه بر این، هیچ طوری نمی توانید این کنجکاوی را برایش توجیه کنید. مهم نیست که به چه چیز شک کرده باشید، برای تایید یا رد آن شک نباید در وسائل شخصی طرفتان جاسوسی کنید. وسائل شخصی او جزء حریم خصوصی او هستند و باید خصوصی و محرمانه بماند مگراینکه خودش به شما اجازه دیدن آنرا بدهد. این رفتار یکی از مخرب ترین رفتارها برای برهم خوردن روابط است که به کلی اعتماد طرف مقابل را به شما خراب می کند و باعث می شود او دیگر هیچوقت نتواند به شما اعتماد و اطمینان کند.

4) بازی کردن نقش کارآگاه های خصوصی

یکی دیگر از راه های بدی که مردم سعی می کنند برای تایید رفتار مشکوک طرفشان از آن استفاده کنند این است که با تلاش برای گرفتن مچ طرف حین انجام آن عمل، نقش کارآگاه های خصوصی را بازی می کنند. این رفتار چه با رفتن در خانه او، در باشگاهش با محل کارش برای مطمئن شدن از بودن اتومبیلش در آنجا باشد یا دنبال کردن او با ماشین، عملی است که تحت هیچ شرایطی نباید مرتکب شوید. حتی اگر کاملاً مطمئن هستید که طرفتان چیزی را از شما پنهان می کند، تعقیب کردن راه پی بردن به آن نیست. اگر او متوجه شود که چندین و چند ساعت او را با ماشین دنبال می کرده اید مطمئناً هیچوقت دیگر به شما اطمینان نخواهد کرد.

5) فرستادن دیگران برای انجام دستوراتتان

هیچوقت از یک دوست یا هر کس دیگری نخواهید که برای شما درمورد او اطلاعات جمع آوری کند. این یعنی هیچوقت کسی را نفرستید که دور و بر او بپلکد، حین کار از او عکس بگیرد، به تلفن ها و مکالمات او گوش دهد و از رمز و راز او شما را باخبر کند. همه اینکارها نه تنها اعتماد طرف مقابلتان را به شما از بین می برد بلکه بی اعتمادی شما را هم به او آشکار می کند.

6) چک کردن مداوم

یکی از مهمترین راه هایی که نشان می دهد شما به کلی به طرفتان بی اعتماد هستید، رفتارهای پارانوئیدی و وسواسی است. بااینکه تماس گرفتن با طرفتان به طور مرتب مسئله ای کاملاً نرمال است اما اگر پشت هم به او زنگ بزنید و او را چک کنید که کجاست و چه می کند اصلاً خوشایند نیست. مثلاً اگر طرفتان نتواند چند ساعت تلفنش را جواب بدهد و بعد که به گوشی همراهش دسترسی پیدا کرد ببیند که 50 بار با او تماس گرفته اید، نه تنها در نظرش فردی وسواسی جلوه می کنید که به زمین و زمان شک دارد، بلکه نشان می دهد که هیچ اعتمادی هم به او ندارید.

پس اگر خدای ناکرده به طرفتان مشکوک شدید که چیزی را از شما پنهان میکند، به جای اینکه مخفیانه به دنبال پاسخ آن بگردید، رک و راست با او در این رابطه صحبت کنید. حتی اگر دفعه اول که از او خواستید، نخواهد که به شما جواب درستی بدهد، بار دوم یا سوم این احتمال وجود دارد که شانس حرف زدن در این مورد را با او پیدا کنید. یادتان باشد اگر افکارتان را آزادانه با او درمیان بگذارید خیلی بهتر از آن است که بفهمد یکی از رفتارهای بالا را مرتکب شده اید.

مهم نیست که چقدر عشق در رابطه تان وجود داشته باشد، اگر اعتماد نباشد، این عشق ماندگار نخواهد بود. از بین بردن اعتماد هیچوقت رابطه را جلو نمی برد. درواقع، بااینکار فقط موجب برهم خوردن رابطه می شوید.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 15:19  توســط fAtEmEh  | 

 14 مهارت ‌همسرانه

خیلی طبیعی است که مرد و زن ، به عنوان دو انسان مستقل که هر یک در شرایط خاص فرهنگی و اجتماعی رشد کرده اند دارای اختلاف نظر هایی در زمینه های متفاوت باشند . اما آموختن و به کار بستن برخی مهارت‌هاي زندگي مشترک موجب مي‌شود تا همسران ، به رغم اختلافات موجود ، زندگي سرشار از رضايت و تفاهمي داشته‌باشند .

1. پذيرش اينکه زندگي زناشويي يک ارتباط عاطفي دو طرفه است، به اين معني که اگر ابراز توجه و محبت از سوي يکي با پاسخ مناسب از سوي ديگري همراه نشود، جنبه عاطفي اين ارتباط رفته‌رفته خاموش و سرد مي‌شود.

2. توانايي همدلي به اين مفهوم که فرد بتواند خود را در جايگاه همسرش قرار دهد و مسايل را از ديدگاه او نيز ببيند و درک کند.

3. از لحاظ عاطفي حامي همسرتان باشيد، به او روحيه و اعتماد به نفس بدهيد و از زحماتش به نحو مقتضي قدرداني کنيد.

4. تقسيم کار و مسووليت براساس عدالت و توافق طرفين صورت گيرد.

5. در مديريت امور مالي، از مذاکره، مطالعه و برنامه‌ريزي مشترک روي‌گردان نباشيد.

6. در زمينه نوع و فراواني فعاليت‌ها و روابط اجتماعي با يکديگر مذاکره و توافق کنيد.

7. سعي کنيد عقايد، احساسات و نيازهاي خود را روشن و واضح بيان کنيد.

8. به سخنان يکديگر گوش فرا دهيد و با يکديگر به شيوه سازنده گفتگو کنيد.

9. در تصميم‌گيري‌ها مشارکت کنيد و مسووليت اقدامات و اشتباهات خود را بپذيريد.

10. سعي کنيد از رفتارها و عاداتي که براي طرف مقابل آزار دهنده است بپرهيزيد.

11. يادتان نرود که زندگي مشترک محدوديت‌هايي را براي طرفين به وجود مي‌آورد که بايد آماده باشيد آنها را در حد معقول و منطقي بپذيريد.

12. در تنظيم روابط با فرزندان و خويشاوندان، روي اصول مشترک توافق کنيد.

13. به عقايد و اعمال مذهبي، اصول اخلاقي، ارزش‌ها و اهداف فردي يکديگر احترام بگذاريد.

14. آماده باشيد که در صورت بروز اختلاف هر چند جزيي، در اسرع وقت به طور مشترک به ريشه‌يابي آن پرداخته و علت را برطرف سازيد. گاه روي هم جمع شدن اختلافات حل نشده و رنجش‌هاي جزيي سبب از هم پاشيدن ازدواج‌هاي بلندمدت مي‌شود

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 15:14  توســط fAtEmEh  | 

من و گل سرخ همسفريم

فرداي عروسي سفره صبحانه را مادرت پهن كرد و صدايمان زد. من هم بلند شدم و سر سفره كنارت نشستم. با اشاره ابروهايت متوجه شدم كه بايد دورتر از تو بنشينم. چادرم را جلو كشيدم و آن طرف‌تر رفتم. دستم را به سمت سفره بردم تا تكه ناني بردارم و با پنير بخورم، كه تا با اشاره‌ات متوجهم كردي كه چند تار مويم معلوم شده. ته دلم هم خوشحال بودم و هم ناراحت. خوشحال از اينكه اين تعصب را نشانه علاقه‌ات مي‌دانستم و ناراحت از اينكه هميشه با خانواده‌ات سر يك سفره بايد غذا بخورم. اتاق‌هايمان كنار هم بود. من و تو اتاق كوچك را برداشته بوديم و حسين آقا، برادر بزرگ‌ترت، اتاق بزرگ را. هميشه مي‌گفتي آنها چون بچه دارند، بايد راحت‌تر باشند. حاج آقا و حاج خانم هم آن طرف حياط بودند.

يادت هست؟ يك روز با يك دست كله پاچه وارد خانه شدي و گفتي: «عصمت خانوم، اين كله پاچه رو پاك كن و شب بار بگذار. فردا جمعه است، خوبه همه دور هم باشيم.» با ديدن كله پاچه و بوي بد آن حالت تهوع پيدا كردم. كنارم ايستادي و گفتي: «اين لوس بازي‌ها يعني چي؟ آبروي منو بردي.» اصلاً نمي‌فهميدي حاملگي و ويار يعني چي. دلم هوس خيلي چيزها را مي‌كرد. هر وقت به تو مي‌گفتم، جواب مي‌دادي باشد، مي‌خرم. اما هر روز كه از سر كار برمي‌گشتي فقط همان خريد روزانه را كرده بودي. يادم مي‌آيد به تو گفتم: «كاظم آقا، من عاشق گلم.» اما در جواب من گفتي: «تو بايد عاشق من باشي.» بعد از به دنيا آمدن علي رضا يك زنجير طلا خريدي و گردنم انداختي. بعد هم يك جعبه شيريني بالاي سرم گذاشتي و گفتي: «اين از گل بهتر است.» ته دلم گفتم: «فكر نكن، فكر خودت و بچه‌ات باش.»

 با بزرگ شدن علي رضا رفتارهايت مردانه‌تر شد. حالا كه فكرش را مي‌‌كنم، مي‌بينم چه روزهاي سختي را پشت سر گذاشتم. چقدر با دست لباس‌ها و كهنه‌هاي بچه‌ها را مي‌شستم. هر چه مي‌گفتم «حاجي، طلاهايم كهنه شده»، توجهي نمي کردي.مي‌بيني حاجي؟ حالا كه بعد از يك سال سر مزارم آمدي باز هم جعبه شيريني براي خيرات گذاشتي. چي مي‌شد به خاطر من گل مي‌خريدي؟

قبول تعهد ازدواج و بله گفتن حاکي از قبول مسئوليت ها و درک نيازهاي طرفين است

رابطه ي زناشويي طي يک قرارداد بسته مي شود اما هزاران حق و وظيفه را بر دوش طرفين مي گذارد. معمولاً عروس ها و دامادها در ابتداي ازدواج آنقدر گرم روابط محبت آميز خود هستند که فکر مي کنند براي هميشه عاشق و شيفته خواهند ماند و نيازي به تلاش و تعمق و تدبر وجود ندارد. اما به عنوان روانشناس موظفيم به همسران آموزش دهيم که قبول تعهد ازدواج و بله گفتن حاکي از قبول مسئوليت ها و درک نيازهاي طرفين است. همسران در ابتدا ممکن است به دليل جذابيت هاي وجودي و ورود به رابطه اي جديد و پرهيجان تا مدت ها به يکديگر علاقمند باشند اما تداوم و پايداري اين علاقه و وابستگي به عوامل مختلف ديگري همچون شناخت خواسته ها و نيازهاي طرف مقابل بستگي دارد.

  زوجين همسر خود را بر مبناي ميزان توجه و حمايت و محبت او محک مي زنند و هويت خود را در چنين امري پيدا مي کنند. همسراني که بتوانند طرف مقابل خود را با همان ويژگي هاي موجود بپذيرند و مورد تأييد قرار دهند هويت وجودي او را اصيل تر و محکم تر شکل مي دهند و همسر در اين شرايط نيازي نمي بيند تا براي جلب توجه مرد يا زن خود اقداماتي را در مسيرهاي نامتعارف انجام دهد. و در نتيجه اين تأييد و پذيرش (در مقاله ازدواج بدون نون اضافه به تشريح اين مسئله را توضيح داده ايم) است که زن و شوهر  سعي مي کنند به ميل و خواسته يکديگر نزديک شوند. و اعتماد به نفس لازم را براي تکيه ديگري فراهم کنند.

از جمله نيازهاي اساسي و جنسيتي مردان تأييد و احترام است که در مطلب مرگ تدريجي يک مرد به بحث گذاشتيم. اما در حيطه زنانه دريافت کلامي محبت و عشق بسيار مورد نياز است. چنانچه سفارشات بسياري به مردان شده مبني بر اينکه محبت خود را به همسر ابراز کنيد و جمله دوستت دارم را هر روز و در هر فرصت مقتضي بر زبان آوريد. بسياري از مردان عنوان مي کنند که تلاش شبانه روزي من مؤيد اين مطلب است که او را دوست دارم و به او علاقمندم پس چه نيازي به گفتن آن است در صورتي که در حديثي از پيامبر (صلي الله عليه و آله) آمده است: «ذکر جمله "تو را دوست مي دارم" از طرف شوهر به زن هرگز از ذهن زن زدوده نخواهد شد.

آيا خطاب پيامبر رحمت به مرداني بوده که در جهت امرار معاش و آسودگي همسر تلاش نمي کنند؟!!!

از امام حسن مجتبي(ع) نقل شده که جمعي از دانشمندان يهودي از پيامبر سئوال کردند علت آيه الرجال قوامون علي النساء چيست؟چرا مردان بر زنان برتري دارند؟ پيامبر اکرم(ص) فرمودند: فضيلت مرد بر زن مانند آسمان بر زمين و مثل آب بر زمين است. تمام حدود و ثغور زمين در خدمت آسمان است. 1

لذا با حمايت و محبت مرد ، زنان مي توانند پرورش يافته و احيا شوند .

در نتيجه  تأييد و پذيرش است که زن و شوهر  سعي مي کنند به ميل و خواسته يکديگر نزديک شوند و اعتماد به نفس لازم را براي تکيه ديگري فراهم کنند.
کندوکاوي در اين حديث نشان مي دهد که آسمان با امکانات و حمايت هاي همه جانبه حامي زمين است لذا مسئوليت آقايان در قبال همسرانشان کاملاً قابل درک است. زن نياز به حمايت دارد و در صورتي که احساساتش درک شود هويت خود را باز مي يابد. آنان نياز دارند تا همسرشان صداقت و يکدلي خود را به او ثابت کند. پس محبت را ابراز کنيد و اگر اين حمايت را همه جانبه نثارش کنيد با تمام وجود از زندگي شما حفاظت خواهد کرد. خورشيدش باشيد و با کلامتان به او گرما دهيد. او را بدون قيد و شرط بپذيريد و دوست بداريد. ماه او باشيد و در مشکلات پناهش دهيد و کسي که از باران وجود همسرش تغذيه شود به اشباع رسيده و بالنده مي شود.

 پي نوشت:

علل الشرايع باب 286 ج 1

اقتباس داستان از : سپيده دانايي

فهيمه کهتري- خانواده و زندگي

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 14:32  توســط fAtEmEh  | 

تنفس در بهشت زناشويي
درس هايي که زن و مرد بايد بياموزند

بنا بر يک عقيده قديمي اما نه چندان دور از واقعيت «علاقه کامل و حقيقي» آهسته آهسته و با گذشت زمان ميان زن و شوهر شکل مي گيرد. در حقيقت، آنان نسبت به هم حس مشترکي دارند و مجذوب ارزش هاي وجودي هم مي شوند. منشأ اين جاذبه گاه عواطف، گاه تمايلات و ... مي باشد. البته عوامل ديگري همچون زيبايي ظاهري، احساسات، افکار و عقايد و کمالات معنوي در اين «مجذوبيت» تأثير بسزايي دارند. روابط ميان زن و شوهرهاي جوان بر پايه هاي دوستي و يگانگي، اميال و انتظارات تنظيم مي گردد. البته نبايد فراموش کرد که زن و مرد به هر حال، دو قطب مخالف اند و لاجرم برخوردهايي ميان شان اتفاق خواهد افتاد. اما زوج هاي آگاه و هوشمند از همين خرده اختلافات و تنش ها نيز در جهت تحکيم مناسبات شان سود خواهند جست. صرفا اندکي گذشت، تفاهم و بردباري، مشکلات را مرتفع خواهد ساخت. زن و شوهرهاي آگاه، در کار و زندگي، امور روزمره و حتي رؤياهاي يکديگر شرکت جدي و مؤثري دارند. آنان براي حل مشکلات زندگي شان نقشه مي کشند و از يکديگر کمک فکري مي گيرند. و چنانچه به مشکلي برخوردند، مشترکا به مقابله با آن برمي خيزند.

نبايد فراموش کرد که زن و مرد به هر حال، دو قطب مخالف اند و لاجرم برخوردهايي ميان شان اتفاق خواهد افتاد
بايد توجه داشت همکاري و همفکري در زندگي مشترک نوعي اطمينان و اعتماد نسبت به يکديگر ايجاد کرده و زوجين را به هم نزديک تر، صميمي تر و حساس تر خواهند نمود. زن و شوهرهاي جوان مي توانند از محدوده امور روزمره زندگي، به قلمرو وسيع تر رؤياهاي مشترک نفوذ پيدا کرده و حتي الامکان بکوشند تا يکدل و متحد و غمخوار هم باشند. بدين ترتيب آنان قادر خواهند بود به زندگي شان سر و ساماني بخشيده و ضمن اشتراک مساعي و پيشرفت آگاهانه بر اهداف شخصي و اجتماعي شان دست يابند.

براي خوشبخت شدن و پاي گذاردن در مسيري سالم هر انساني ناگزير است در روش هايش ترديد کند. براي موفق شدن و موفق بودن در زندگي بايد دايما آموخت و روش هاي بهتر را جايگزين ساخت.

در اين مقاله، کليدهايي در اختيار زوج هاي جوان قرار گرفته که با بهره گيري از آن ها مي توانند آسان تر و بهتر با يکديگر ارتباط برقرار کرده و تنفس در حال وهواي بهشت زناشويي را تجربه کنند:

ببخشيد و فراموش کنيد

فراموش کردن موهبتي الهي و بخشيدن نيکوترين رفتار است، همواره آن را در زندگي تان جاري کنيد حتي اگر بارها چنين کاري انجام داده ايد، بار ديگر هم بکوشيد تا کسي باشيد که مي بخشد و فراموش مي کند و خداوند را سپاس بگوييد از اينکه مي توانيد اشتباه همسرتان را فراموش کنيد و او را به راحتي ببخشيد و اگر فردي ضعيف هستيد که نمي توانيد ديگران را به خاطر اشتباهاتشان ببخشيد، بايد بدانيد که براي داشتن يک ازدواج موفق، يادگيري اين مهارت الزامي است.

گاهي سکوت نتيجه بخش است

وقتي که صبح خانه را براي رفتن به محل کار خودتان ترک مي کنيد اگر همسرتان هنگام خروج شما از خانه عصباني شد يا شکايت و گله اي کرد، فقط ساکت باشيد. چنين کاري بهترين واکنش در چنان شرايطي است و اگر نمي توانيد ساکت بمانيد، دست او را به گرمي بفشاريد و با مهرباني بگوييد؛ عزيزم وقتي برگشتيم در اين مورد به طور مفصل حرف مي زنيم. اين کار در شکل گيري مجدد آرامش در همسرتان تاثير بسزايي داشته و حتي امکان دارد باعث حل شدن مساله گردد.

به طرق مختلف به ابراز علاقه بپردازيد

دوست داشتن و اظهار علاقه را مي توان از راه هاي مختلف بيان کرد ابراز عشق بين زنان و مردان متفاوت است براي برخورداري از يک زندگي عاشقانه، بايد زبان عشق ورزيدن و ابراز محبت به همديگر را فراگرفت. براي مثال زنان براي ابراز محبت عمدتا از پيامهاي کلامي استفاده کرده و علاقه خود را عنوان مي کنند و  در مقابل تمايل دارند که در برابر آنها نيز اين گونه به ابراز علاقه پرداخته شود اما از طرف ديگر مردان بيشتر سعي مي کنند که در عمل علاقه و محبت خد را نشان داده و کمتر از پيامهاي کلامي استفاده مي کنند. همين مساله باث بروز اختلافات بسياري در ميان زن و شوهر ها مي شود، لذا زن و شوهر بايد زبان عاطفه يکديگر را دريافته و براي شاد کردن همسرشان از روشهاي مورد علاقه او بهره گيرند.

براي موفق شدن و موفق بودن در زندگي بايد دايما آموخت و روش هاي بهتر را جايگزين ساخت.

از مقايسه کردن بپرهيزيد

هرگز همسر خود را با ديگران مقايسه نکنيد و اين اصل را بپذيريد که هيچ زن و مردي کامل نيست، يک زوج خوشبخت و عاشق فقط زيبايي ها و رفتارهاي مثبت هم را مي بينند و درست انديشي آنها منجر به جريان يافتن آرامش، محبوبيت و لذت در زندگي مشترک آنها مي شوند.

شاد و سرزنده باشيد

زندگي پر از فراز و نشيب است. در برابر تمام سختي هاي زندگي شادابي خود را حفظ کنيد، هرگز اجازه ندهيد افسردگي و نااميدي در وجودتان رخنه کند. هر روز، صبح را با لبخند و اميدي بيشتر به فردا آغاز کنيد. اميد، به زندگي نشاط مي بخشد و زندگي با نشاط، شادابي و سرزندگي به ارمغان مي آورد.

انعطاف پذير باشيد

تمام مردم دنيا نيازمند زندگي اجتماعي هستند. در زندگي اجتماعي کساني موفق ترند که داراي سازگاري بيشتري باشند و هر چه در زندگي مشترک سازگاري و توافق زن و مرد با همديگر بيشتر باشد، آنها احترام و محبت بيشتري از طرف مقابل خود دريافت مي کنند.

بهترين مشوق باشيد

يکي از بهترين روش هاي برقراري ارتباط صميمانه ديدن توانايي ها و صفات خوب در همسر است. نخستين توانايي هاي همسر نشان دهنده توجه و علاقه به او است. کسي که دايما از همسرش ايراد مي گيرد و او را به خاطر کوتاهي ها يا اشتباهاتش سرزنش مي کند، هرگز نبايد در زندگي مشترک با او انتظار عشق، احترام و آرامش داشته باشد.

ظاهري آراسته و مرتب داشته باشيد

مرتب و تميز در مقابل هم ظاهر شويد، آراستگي و زيبايي در ايجاد جذابيت و صميميت نقش بسزايي دارد. شلخته و نامرتب بودن زن يا مرد، حتي زيباترين جملات را تحت تأثير قرار مي دهد و آن را سبک و بي مقدار مي کند.

خوب بشنويد

براي داشتن يک زندگي آرام و عاشقانه، شنونده اي مشتاق براي همديگر باشيد زماني که همسرتان با شما حرف مي زند، مستقيم به او نگاه کنيد نه به تلويزيون، روزنامه و... اگر حوصله شنيدن و توجه کردن به حرف هاي او را نداريد به او بگوييد عزيزم علاقه مندم اين موضوع را در فرصت ديگري و به طور مفصل برايم تعريف کني. چون الان کار مهمي دارم که حواسم جمع نيست و نمي توانم با دقت حرف هايت را بشنوم. هميشه خود را مشتاق شنيدن حرف هاي همديگر نشان بدهيد.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 14:28  توســط fAtEmEh  | 

درد ها و دردسر هاي مرد بودن

روان شناسي آقايان در مشکلات زندگي

روان شناسي آقايان در مشکلات زندگي
فشار رواني بخش عمده و جدايي‌ناپذير زندگي روزمره هر فرد و تجربه‌اي همگاني است كه هر كس بكرات آن را در زندگي خود احساس مي‌كند. برخلاف تصور عموم، فشار رواني هميشه دربرگيرنده حوادث ناخوشايند و نامطلوب نيست، بلكه مي‌تواند محصول موفقيت‌هاي خوشايند نيز باشد.

روان‌شناسي مردان طي ده‌ها سال تحقيقات تا حد زيادي مشخص كرده است كه فشار رواني در مردان نه تنها باعث تغييرات در انتقالات جريانات عصبي، ترشحات غدد و حركت ماهيچه‌ها مي‌شود، بلكه رفتار مردان را نيز تغيير مي‌دهد. مردان تحت فشارهاي رواني ممكن است كمتر غذا بخورند، بيشتر سيگار بكشند، ديرتر خوابشان ببرد و خيلي زودتر از خواب بيدار شوند. همچنين ممكن است نشانه‌هايي چون سردرد، خستگي مفرط، دردهاي قفسه سينه، احساس نگراني، داشتن اسهال يا يبوست و غيره را داشته باشند.

 زنان و مردان هردو فشارهاي رواني را تجربه مي‌كنند، اما مردان كمتر به علائم فشارهاي رواني و بيماري‌هاي مرتبط به آن در خود توجه مي‌كنند. بررسي‌ها نشان مي‌دهند زنان دوبرابر مردان در معرض خطر علائم فشار رواني هستند، زيرا آنان داراي سيستم توليد مثلي هستند كه هم توليد فشار رواني مي‌كند و هم در مقابل اثرات فشارهاي رواني بسيار آسيب‌پذير است. براي مثال زنان در برابر اختلالات قاعدگي، سردردهاي ميگرني، نگراني‌هاي ناگهاني، افسردگي و اختلال در تغذيه مانند بي‌اشتهايي رواني و پراشتهايي رواني حساس هستند، با وجود اين مردان در معرض خطر بالاتري در برابر علائم فشارهاي رواني قرار دارند كه آن مرگ زودرس است.

 نشانه‌هاي خطرناك فشار رواني در مردان

يكي از جاافتاده‌ترين تفاوت‌هاي جنسيتي در سلامت اين است كه اميد زندگي مردان در جهان به طور متوسط 3 سال كمتر از زنان است. چيزي كه كمتر به آن توجه شده اين كه ميزان شكاف جنسيتي ميان نواحي بسيار متغير است.

براي مثال، در اروپاي غربي اميد زندگي مردان 11 سال كمتر از زنان است، اما در كشورهايي مثل افغانستان كه در آنجا موسسات مذهبي، فرهنگي و قانوني به گونه‌اي است كه زنان به اندازه كافي به خدمات اجتماعي و سلامت دسترسي ندارند، اميد به زندگي مردان برابر يا بيشتر از زنان است. مردان باور دارند اين تفاوت از سخت كار كردن و فشار رواني است. در حالي كه زنان بر اين باورند كه مردان مراقبت سلامت خود نيستند. به هر حال شواهدي نشان مي‌دهد جنبه‌هاي ديگري از مرد برتري بر نگرش و رفتار مردان در ارتباط با سلامت‌شان تاثير مي‌گذارند و آنان را به گزينش شيوه‌اي وا مي‌دارد كه براي سلامتشان مضر است.

بيشتر مردان به اشتباه تصور مي‌كنند توجه به سلامت يك ويژگي زنانه تلقي مي‌شود و مردان به طور طبيعي قوي، مقاوم به بيماري، غيرحساس بر درد و ناراحتي‌هاي جسماني هستند، غافل از اين كه بي‌توجهي به علائم مهم اوليه فشار رواني حتي مي‌تواند كشنده باشد. معمولا مردان به اين علائم اوليه توجه نمي‌كنند، آنان را ناديده مي‌گيرند و ممكن است زماني تصميم بر معالجه بگيرند كه خيلي دير باشد. برخي از اين نشانه‌هاي اوليه كه در بدن ظاهر مي‌شوند، عبارتند از: تنفس سريع، خستگي مزمن، سوزش در قلب و حالت تهوع. برخي ديگر از علائم اوليه در رفتارهاي مردان مشاهده مي‌شوند مانند زياد سيگار كشيدن، پرخوري يا خوردن مشروبات الكلي ، عصبانيت و احساس بدبيني. حالت تدافعي، افسردگي، بي‌نظمي، بي‌اعتنايي، وابستگي و اشكال در تصميم‌گيري، هر يك نشانه‌هايي هستند كه امكان دارد ابتدا به صورت خفيف يا متناوب بروز كنند، اما همچنان كه فشار رواني ادامه مي‌يابد ، اين علائم نيز بيشتر مي‌شوند و شدت آنها هم افزايش مي‌يابد .

فشار رواني شغلي مردان

در دنياي متغير امروزي كه ماهيت كار و شغل نيز در حال تغيير است، فشار رواني شغلي بيش از هر زمان ديگر، براي سلامت كاركنان و همچنين سلامت سازمان‌ها، يك تهديد جدي به حساب مي‌آيد. معمولا فشار رواني شغلي مردان با نشانه‌هاي جسماني، رواني و رفتاري همراه است. سردردهاي مزمن، اختلالات خواب، مشكلات تمركز، نارضايتي شغلي، روحيه كاري پايين، افسردگي، اضطراب، بي‌حوصلگي، غيبت از كار و ترك محل خدمت از نشانه‌هاي شايع فشار رواني ناشي از كار در مردان است.

مهم‌ترين عوامل ايجادكننده فشار رواني مردان در رابطه با شغلشان عبارت است از : عدم درآمد كافي، از دست دادن كار، تغيير شغل (به علت تغيير محل كار يا حتي ارتقا)‌، محيط كاري ناسالم، ساعات كاري نامناسب و همچنين فقدان انگيزه كافي در كار.

 معمولا مردان با اين ديد به اجتماعي شدنشان ادامه مي‌دهند كه مهم‌ترين جنبه زندگي‌شان، شغلشان است و در كار منزل و بچه‌داري كمترين يا دومين نقش را دارند. تعارض بين انتظارات اجتماعي و واقعيت زندگي شخصي و خانوادگي مردان بر فشار رواني و بيماري‌هاي مرتبط با فشار رواني در آنان منجر مي‌شود.

بنابراين مرداني كه زير فشار رواني ناشي از كار هستند ، لازم است بيشتر از خود مراقبت كنند. آنان اگر خواستار آنند كه در شغلي بيشتر پيشرفت كنند، داشتن كنترل در تصميم‌گيري شرط لازم برايشان است.

مردان بايد به ياد داشته باشند براي دوري از فشارهاي رواني شغلي تا جايي كه ممكن است از بدن خود كار سنگين و بيگاري نكشند و از خود سوءاستفاده نكنند و از نيازهاي طبيعي و احساسات لازم (به بهانه شغل)‌ خود را محروم نكنند. مردان بايد به ذهن خود فشار نياورند و نسبت به آن بي‌رحم نباشند. از خود انتظار نداشته باشند كه هر طور شده ادامه بدهند و به هر قيمت كه شده كار را تمام كنند، چراكه قيمت آن ممكن است برايشان گران تمام شود.

 پيشنهادهايي براي كاهش فشار رواني مردان

- به داشتن تعادل در زندگي بها بدهيد.

- اگر در زندگي زناشويي خود با همسرتان مشكل داريد، سعي كنيد احساساتتان را با همسرتان در ميان بگذاريد و در صورت لزوم به يك مشاور مراجعه كنيد.

- هيچ‌گاه دعا و نيايش را از ياد نبريد، چراكه دعا و نيايش از شدت اضطراب مي‌كاهد و در دل‌ها اميد مي‌كارد.

- سيستم حمايتي قوي‌اي از دوستان و خويشاوندان ايجاد كنيد.

- اگر هميشه وقت كم مي‌آوريد ، حتما در مديريت زمان خود تجديدنظر كنيد. سعي نكنيد همه كارها را با هم انجام دهيد، بلكه در انجام كارهايتان برنامه‌ريزي و اولويت‌بندي داشته باشيد.

- به اندازه كافي استراحت و خواب داشته باشيد. خواب خوش، داروي موثري است كه تمام باتري‌هاي بدنتان را شارژ مي‌كند.

- هنگام بيماري وانمود نكنيد بيمار نيستيد. خود را فداي كار نكنيد، بلكه آنقدر به خود استراحت بدهيد تا توانايي انجام كارها را بازيابيد.

- مي‌توان گفت نشانه‌هاي فشار رواني در مردان يك‌شبه به وجود نمي‌آيند. وجود سال‌ها فشار رواني و تركيب آنها در رقابت‌هاي كوتاه و بلندمدت با آسيب‌پذيري‌هاي طبيعي مردان و رفتارهايشان و تاريخچه زندگي‌شان باعث مي‌شود مردان دچار فشار رواني شوند.

آقايان محترم ،مرد بودن الزاما به معني ناديده گرفتن خود و تحمل فشار زياد نيست بلکه اگر مي خواهيد مرد موفقي باشيد و باعث افتخار خانواده و فرزندان خود گرديد ،بهتر است در ابتدا به فکر سلامتي خود بوده و با آرامش براي مبارزه با مشکلات زندگي گام بر داريد

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 14:24  توســط fAtEmEh  | 

خواستگاري در چت روم

به دنبال چاپ گزارشي در هفته‌نامه سلامت با تيتر «9/98 درصد کاربران اينترنتي با جنس مخالف چت مي‌کنند» خبرگزاري قرآني ايران (ايکنا) در صدد برآمده است تا در همين راستا به واکاوي عواقب ازدواج‌هاي اينترنتي در گفتگو با صاحب‌نظران و کارشناسان حوزه خانواده بپردازد...

واقعيت اين است که ورود اينترنت به جوامع در حال توسعه اي همچون ايران در کنار تمام محاسن و نوآوري‌هايي که به دنبال داشته است داراي جوانب منفي و آثار سويي نيز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شايد بتوان تغييراتي در شيوه ازدواج جوانان را يکي از تبعات ورود اين فناوري در ايران دانست که به «ازدواج‌هاي اينترنتي» مرسوم شده‌اند اما مساله مهم در اين ميان اين است که آيا مي‌توان اشتراک سليقه افراد در «چت‌روم» را نخستين گام براي ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتي است که تاکيدات قرآني متعددي درباره آن وجود دارد. اما در کنار اين موضوع، احکام اسلامي‌همواره بر اين ضرورت تاکيد دارند که تشکيل خانواده بايد با درايت و آگاهي صورت گيرد چرا که بي‌توجهي به اين امر از قوام اين نهاد که اساس جامعه را تشکيل مي‌دهد کاسته و زمينه‌ساز بروز مشکلات متعددي مي‌شود.

بي‌اعتمادي در بين زوج‌ها، عمده‌ترين آسيب ازدواج اينترنتي

بابک سعيدي، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواج‌هاي اينترنتي است که در اين خصوص معقتد است:

بي‌اعتمادي يکي از عمده‌ترين آسيب‌هايي است که زندگي زوجيني را که به‌واسطه آشنايي در فضاي مجازي با يکديگر ازدواج مي‌کنند، تهديد مي‌کند چراکه همواره اين دغدغه با آنهاست که «آيا همسرشان با افراد ديگري هم چت مي‌کند.» وي مي‌گويد: «آشنايي در فضاي چت‌روم‌ها بعدها در روابط زوج‌ها تأثيرات عميقي مي‌گذارد چراکه آنها در مرحله نخست براي برقراري ارتباط با يکديگر ناگزيرند در برخي از موارد خود را بسيار ايده‌آل معرفي کنند اما اين مساله زمان زيادي طول نخواهد کشيد.»

به باور اين روانشناس اين نوع ارتباط زماني مي‌تواند به يک آشنايي سالم تبديل شود که با بلوغ هيجاني هر دو فرد، نظارت موسسات ذي‌صلاح در اين امر و مشاوره متخصصان فضاي مجازي همراه شود. وي حمايت خانواده‌ها از فرزندانشان را راهکار مناسبي براي کنترل آسيب‌هاي ناشي از همسريابي اينترنتي مي‌داند و مي‌گويد: «اگر والدين از دريچه منع به اين وسيله ارتباطي نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل ديگري آسيب خواهند ديد چراکه اينترنت واقعيت روز جامعه ماست و نمي‌توانيم اين واقعيت را انکار کنيم اما اين سخن نيز به آن معنا نيست که فرزندمان را در برابر ابزارهاي جديد تنها رها کنيم بنابراين والدين مسئول، کساني هستند که علاوه بر دلسوزي با بصيرت به اين فناوري و خدمات آن نگاه کنند.»

نگاه پسران به مقوله همسريابي اينترنتي صرفا نوعي سرگرمي‌است

روانشناسي ديگر که از جمله منتقدان ازدواج‌هاي اينترنتي است که معتقد است. بيشتر دختران از شيوه همسريابي اينترنتي براي انتخاب همسر مناسب استفاده مي‌کنند و اين در حالي‌است که پسران بيشتر با نگرش سرگرمي‌وارد «چت‌روم» مي‌شوند. شايد بتوان ادعا کرد که آشنايي در چت‌روم‌ها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند.  اما نمي‌توان توقع داشت اين الگو در جامعه ما نيز جوابگو باشد زيرا بيشتر تعاملات جوانان در فضاي مجازي انتزاعي و دور از واقعيت است و همين موضوع زمينه‌اي براي افزايش مشکلات و آسيب‌هاي همسريابي اينترنتي در جامعه ما است.»او تصريح مي‌کند: «مشکل کنوني ما اين است که پسران حاضر به قبول مسئوليت ازدواج نيستند و در نهايت اين جامعه زنان هستند که از اين شيوه ازدواج آسيب مي‌بينند.» وي عنوان مي کند بهترين راهکار براي رفع مشکلات ناشي از فضاي مجازي فرهنگ‌سازي است به اين معني که مسئولان فرهنگي جامعه با ارايه مشاوره به والدين و همچنين توليد برنامه‌هاي مختلف به آموزش خانواده‌ها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اينترنت و خدمات آن بپردازند.

 ازدواج‌هاي موفق که ريشه در آشنايي اينترنتي دارد نيز توسط افرادي صورت گرفته است که از شخصيت‌هاي پخته‌اي برخوردار بوده‌اند به اين معني‌که به‌طور تصادفي با هم در اينترنت آشنا شده‌اند نه اينکه از اين طريق با هم ازدواج کنند.
نسرين حاجي‌زاده، رييس مرکز مشاوره «مهرگان» با بيان اين مطلب که نمي‌توان ادعا کرد همه ازدواج‌هايي که از طريق اينترنت صورت گرفته، محکوم به جدايي است، مي‌گويد: «آشنايي قبل از ازدواج مهم‌ترين معيار تشکيل يک زندگي موفق است بنابراين صرف‌نظر از شيوه انتخاب همسر، جوانان بايد مبناي خود براي آغاز زندگي مشترک را شناخت صحيح قرار دهند.» وي دختران را بيشترين متقاضيان اين شيوه همسريابي مي‌خواند و مي‌گويد: «فارغ از جنس متقاضيان، بيشترين افرادي که از طريق همسريابي اينترنتي مبادرت به آغاز آشنايي مي‌کنند شامل گروه‌هايي هستند که محدوديت‌هايي دارند؛ حالا اين محدوديت‌ها ممکن است مربوط به مشکلات فردي، خانوادگي، ظاهري و فرهنگ حاکم بر محيط زندگي فرد باشد.» اين کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف اين نوع از همسريابي مي‌افزايد: «در فضاي مجازي تضميني وجود ندارد که اطلاعات ارايه ‌شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زيرا در بسياري از موارد افراد ايده‌آ‌ل‌هاي خود را به طرف مقابل منعکس مي‌کنند.»

حجت‌الاسلام سالاري‌فر، عضو هيات علمي ‌و گروه روان‌شناسي پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نيز در اين باره معتقد است :

آشنايي خانواده‌ها با همسريابي اينترنتي نيازمند گذر زمان به نسبت طولاني است البته درصورت فراگيري آن نيز فرهنگ حاکم بر جامعه ايران زمينه‌اي را فراهم مي‌کند که خانواده‌ها از اين شيوه استقبال نکنند و ترجيح دهند امر ازدواج را با شيوه سنتي آن پيگيري کنند. وي مي‌افزايد: «فضاي مجازي مجال خوبي براي افرادي است که به دلايلي منزوي شده‌اند و قادر به برقراري ارتباط اجتماعي صحيحي نيستند. بسياري از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارايه پرسش‌هاي خود نيستند از همين‌رو فضاي مجازي در اين زمينه نيز راهگشاست. البته اين نقاط مثبت به دليل بي‌برنامگي و نبود مديريت به نقطه ضعف تبديل شده است.»

 سالاري‌فر اظهار مي‌کند: «از آنجا که شناخت افراد در فضاي مجازي نسبت به يکديگر چهره به چهره نيست، بسياري از کاربران درصدد فريب همديگر برآمده و به ارايه اطلاعات غيرواقعي مي‌پردازند که اين روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبديل به موضوعي سرگرم‌کننده مي‌شود که بي‌توجهي به آن آسيب‌هاي زيادي را به دنبال دارد.»

بيشترين افرادي که از طريق همسريابي اينترنتي مبادرت به آغاز آشنايي مي‌کنند شامل گروه‌هايي هستند که محدوديت‌هايي دارند.  اين کارشناس ديني درباره ارايه راهکار درباره کاهش آسيب‌هاي همسريابي اينترنتي مي‌گويد: «ايجاد محدوديت در برخي سايت‌ها يکي از اين راهکارهاست به اين معني که گزينه همسريابي در همه پايگاه‌هاي اينترنتي موجود نباشد و تنها برخي از سايت‌هاي ديني و فرهنگي از اين امکان برخوردار شوند همچنين پرهيز از ارتباط مجازي طولاني‌مدت را نيز بايد ديگر راهکار دانست به طوري که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتي را از يکديگر کسب کردند، شرايط آشنايي چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازي محدود به مدت کوتاهي شود

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 14:20  توســط fAtEmEh  | 

گله اي به شوهرم
راهکارهاي کنار آمدن با يک همسر تنبل

در گذشته هاي نه چندان دور (يعني دوران پدر بزرگها و مادر بزرگها و يا حتي والدين ما) که نقش زنان و مردان کاملا روشن ، مشخص و مرزبندي شده بود، وظيفه هر يک از زوجين در زندگي مشترک کاملا مشخص بود.

مردان بايد در بيرون از منزل کار مي کردند و براي تامين معاش خانواده تلاش مي کردند و وقتي هم که به خانه مي رسيدند به استراحت و تجديد قوا مي پرداختند و از طرف ديگر کسي هم از آنها توقع نداشت که در منزل به همسرشان کمک کنند و زن نيز مسئول رسيدگي به امور منزل و فرزندان بود و شايد به ذهن زنان نيز خطور نمي کرد(يا شايد جرات نمي کردند) که از همسرشان بخواهند تا کمي در انجام امور منزل به آنها ياري برسانند.

در آن روزگار آن قدر همه چيز روشن و از پيش تعيين شده بود که شايد کمتر دختري به اين فکر بود که قبل از ازدواج خويش ، در جلسات خواستگاري از داماد و خانواده اش خواهان حق اشتغال باشد.

 اما مدت زمان طولاني از آن روزها نگذشته و ما مشاهده مي کنيم که در فاصله چند سال نقشهاي زناشويي بسيار تغيير کرده و ديگر کسي از کار کردن زن در بيرون از منزل و يا کمک کردن يک مرد به همسرش در انجام مسئوليتهاي خانه داري و .. تعجب نمي کند. هر چند که مانند گذشته اين نقشهاي جنسيتي خيلي مشخص و تخصص يافته نيست و شايد اين مساله براي بسياري از افراد خوشايند هم نباشد اما به نظر مي رسد که اين تغيير نقشهاي جنسيتي تبعاتي نيز به همراه داشته است. براي مثال وقتي زنان پابه پاي مردان 7-8 ساعت از شبانه روز را در بيرون از منزل مشغول به کار هستند، مسلما مانند يک زن خانه دار نمي توانند به مسئوليتهاي سنگين داخل منزل رسيدگي کنند و به طور قطع توان انجام آن را هم نخواهد داشت و مسلما همان طور که در تامين معاش زندگي به همسرشان ياري مي رسانند، در مقابل از همسرشان توقع دارند که در انجام امور منزل به آنها مساعدت و ياري لازم صورت گيرد .

پاره اي از مطالعات نشان داده است که زمان و انرژي که زنان صرف انجام امور منزل مي کنند تقريبا دو برابر وقت و انرژي است که مردان صرف امور خارج از منزل و کار کردن مي کنند
 در اين زمينه پاره اي از مطالعات نشان داده است که زمان و انرژي که زنان صرف انجام امور منزل مي کنند تقريبا دو برابر وقت و انرژي است که مردان صرف امور خارج از منزل و کار کردن مي کنند. پس خانمها اگر مي بينند که فشار کارهاي خارج از منزل و همچنين مسئوليتهاي داخلي خانه زياد است و مسئوليتها و وظايفي که بر عهده گرفته اند با توانايي جسمي و حتي رواني آنها مغايرت دارد و از دگر سو همسرشان نيز مساعدت و همراهي لازم را با آنها ندارد و در اصطلاح تنبلي مي کند بهتر است که اين مقاله را دنبال کنند.  در اين مقاله قصد داريم تا شما را راهنمايي کنيم تا چگونه همسر خود را به انجام امور منزل با خودتان همراه کنيد:

معناي واقعي تساوي حقوق زن و مرد را در ک کنيد. البته اين روزها تعابير غلطي از مساوات در زندگي زناشويي وجود دارد اما مساوات در زندگي زناشويي به معناي 50-50 کار کردن نيست بلکه مساوات به معناي مسئول بودن يکسان زن و مرد در قبال يکديگر و فرزندان است. يعني هر دو آنها موظفند که براي موفقيت و حفظ رابطه خود تلاش کنند.

 با همسرتان گفتگو کرده و به تبادل نظر بپردازيد. به او عنوان کنيد که نسبت به شرايط پيش آمده اعتراض داريد و واقعا به دردسر افتاده ايد و نيازمند آرامش بيشتر هستيد. البته فراموش نکنيد که در اين گفتگو تنها مشکلات و احساسات خود را با ايشان در ميان بگذاريد و لحن سرزنش و توبيخ به خود نگيريد.

 از همسرتان سپاسگزاري کنيد چه براي کارهايي که در داخل خانه انجام مي دهد و چه براي اشتغالشان در خارج از منزل. به اين ترتيب همسرتان متوجه مي شود که قدردان او هستيد و قدر زحمات او را مي دانيد. سپاسگزاري باعث دلگرمي همسر مي شود و از اين طريق از او حمايت رواني کرده و او را اميدوار مي کنيد. اين حمايت و اميد عزت نفس او را مي سازد. با سپاسگزاري کردن، در واقع به همسرتان مي گوييد که:

 "مي دانم که آن قدر توان و صلاحيت داري که مي تواني در تمام امور پشتيبان من باشي"

مساوات در زندگي زناشويي به معناي 50-50 کار کردن نيست بلکه مساوات به معناي مسئول بودن يکسان زن و مرد در قبال يکديگر و فرزندان است
- اگر نياز به کمک داشتيد حتما به همسرتان عنوان کنيد. توقع نداشته باشيد که همسرتان هميشه پيشقدم شود. شايد او اصلا متوجه نياز شما به کمک و همکاري نباشد. احساس و فکرتان را به طور مثبت بيان کنيد . مثلا اگر يک ربع ديگر قرار است ميهمان به منزل شما بيايد و خانه شما نامرتب است، به جاي آنکه فکر کنيدهمسرتان "بايد" بداند که شما کمک مي خواهيد ، به او بگوييد که خواهان کمک هستيد. همچنين به ياد داشته  باشيد چون قبلا فلان چيز را گفته ايد، دليل نمي شود که همسرتان هميشه آن را به ياد آورد. هيچگاه در برابر کمک و همکاري همسرتان مقاومت نکرده و "نه" نگوييد. حتي اگر نياز به کمک نداشته باشيد و يا مطمئن باشيد که همسرتان آن کار را به درستي انجام نمي دهد. بلکه با رويي گشاده از همکاري او استقبال کرده و از او سپاسگذاري کنيد.

راه حلها هميشگي نيستند. هيچ راه حلي لزوما مادام العمر نيستند. وقتي راه حل شما آزمايشي باشد طرفين بيشتر  به توافق مي رسند. بنابراين اگر امروز يک روش خاص براي به کار گرفتن همسرتان در منزل موثر افتاد شايد روز ديگر اين روش موثر واقع نشود.

- و نکته اخر اينکه براي جلب همکاري همسرتان هميشه از اظهارات و سخنان عيني و ملموس استفاده کنيد چون رسيدگي به اين امور آسان تر از رسيدگي به صحبتهاي انتزاعي و کلي است. با مشخص حرف زدن مي توانيد افکارتان را روشن کرده و احتمال کسب حمايت همسرتان را بيشتر کنيد.

اختلافات زن و شوهر ها بي حد و حصر هستند. آنچه از نظر يک فرد بي اهميت است از نظر ديگري مي تواند مهم باشد. زن و شوهر ممکن است در مورد هر موضوعي با اختلاف مواجه شوند از انجام امور منزل گرفته تا رانندگي کردن و ... اما در صورتي که اختلاف را اجتناب ناپذير بدانيم مسلما هر مشکلي قابل حل است.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 14:14  توســط fAtEmEh  | 

خلوتم را با تو شريک مي شوم

روانشناسان عقيده دارند که زندگي زناشويي اصولاً يک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بين آن دو ايجاب مي‏کند که با يکديگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکيم طوري اين دو جنس مخالف را با همديگر جوش داده و بين آنها الفت ايجاد کرده است که پرخاش و تندخويي‏ها در برخي از اوقات ثمربخش واقع شده، نظام خانواده و اجتماع از اين راه برقرار مي‏گردد.

از اين رو کمتر خانواده‏اي است که در طول زندگي زناشويي خود دچار بحران‏هاي زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئي و کلي در اکثر خانواده‏ها بين زن و شوهر امري است طبيعي که نه تنها به مراحل خطر و بحران شديد و جدايي نمي‏کشد بلکه دنبال آن يک نوع محبت و سازش مي‏آيد و در حقيقت يک‏نواختي در زندگي را که عامل برخي از گرفتاري‏هاي خانوادگي است از بين مي‏برد و از اين جهت پيدايش تندخويي‏هاي آرام و لطيف به هيچ‏وجه جاي نگراني نيست. مهم اين است که بدانيم چه زمان و چگونه با مسايل برخورد کنيم و از چه روشي براي به سرانجام رساندن اختلافات بهره ببريم. دکتر باخ، روانشناس نامي مي‏گويد: اگر پرخاش و نزاع اصلاً صورت نگيرد ناراحتي‏هاي دو طرفه انباشته و متراکم شده و يکباره کوه آتشفشان منفجر مي‏شود و البته ديگر در اين موقع آشتي غيرممکن است يا بسيار‏بسيار دشوار. يکي ديگر از کارشناسان امور خانواده مي‏گويد: عدم موافقت‏ها هميشه جدايي پيش نمي‏آورد بلکه پيش از ناسازگاري عدم توانايي طرفين در غلبه بر مشکلات موجب جدايي مي‏شود.

وقتي احساسات خصومت‏آميز و عصبانيت زياد بر وجودتان مستولي است و سخت عصباني هستيد اصولاً از تصميم گرفتن و هر گونه انتقاد بپرهيزيد.

راه حل اختلافات خانوادگي زن و شوهر

1- آشنايي و عمل کردن به وظايف و حقوق يکديگر. اگر هر يک از طرفين بدانند که امور خانواده بايد به جاي قانون و قاعده  با اخلاقيات سر وسامان بگيرد و طرفين به جاي قانوني بودن، اخلاقي با يکديگر رفتار کنند ديگر جايي براي نزاع و کشمکش باقي نمي ماند . لذا وقتي اخلاق حکم فرماست ، پاي گذشت، ايثار، محبت، انعطاف پذيري و ... نيز به زندگي باز مي شود .

2- زماني را براي گفتگو و گوش دادن به صحبت‏ها و احياناً انتقادهاي يکديگر قرار دادن و هر يک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعي است.

در قانون اسلام آمده است که وقتي احساسات خصومت‏آميز و عصبانيت زياد بر وجودتان مستولي است و سخت عصباني هستيد اصولاً از تصميم گرفتن و هر گونه انتقاد بپرهيزيد. چنانچه روانشناسان مي‏گويند: روابط زن و شوهر وقتي صميمانه باشد انتقاد سازنده معجزه مي‏کند. بهترين موقع انتقاد زن و شوهر از يکديگر هنگامي است که استراحت لازم را کرده باشند و به اصطلاح سرحال باشند. زن‏ها بايد حتي‏الامکان سعي کنند انتقاد خود را از شوهرانشان در ميان اعضاي خانواده به خصوص در حضور افراد فاميل و خويشان مطرح نسازند.

به لحاظ روان شناختي کودکاني که در مشاجره هاي پدر ومادر حکم قاضي را پيدا مي کنند و توسط والدين در مشاجرات دخالت داده مي شوند بيشتر در معرض اختلال هاي وسواس گونه قرار مي گيرند
3- سازش بايد دو طرفه باشد نه اينکه هميشه يکي از دو طرف کوتاه بيايد، اگر چه سفارش شده است کوتاه آمدن از طرف زن به خاطر داشتن روحيه لطيف و محبت‏آميز شروع شود. مرد هم نبايد به خاطر داشتن روحيه خشن هميشه پيروز اين اختلافات باشد.

4- اگر خداي ناکرده اختلافات عميق مي‏شود مطابق پيشنهاد کتاب انسان سازالهي يعني قرآن کريم و تاکيد روايات ائمه اطهار  (عليهم السلام) نمايندگاني از طرفين جمع شوند و به اين مشکل خاتمه دهند.

5- از دخالت دادن و يا حتي مطلع کردن ديگران از اين نزاع‏ها خودداري شود و حتي فرزندان هم نبايد متوجه شوند که در روحيه لطيف آنها موثر خواهد بود. به لحاظ روان شناختي کودکاني که در مشاجره هاي پدر ومادر حکم قاضي را پيدا مي کنند و توسط والدين در مشاجرات دخالت داده مي شوند بيشتر در معرض اختلال هاي وسواس گونه قرار مي گيرند .ابتدا بچه‏ها را به منزل اقوام يا همسايه ببريد، بعد با هم براي حل اختلاف گفتگو کنيد. 

6- در گفتگو سعي شود اختلافات و صحبت‏هاي قبل را به ميان نکشند و همديگر را به  خاطر گذشته يکديگر ملامت نکنند و اقوام و خانواده يکديگر را مورد اتهام قرار ندهند.

7- اين را هر دو به ياد داشته باشند که اولين راه حل آخرين راه حل نيست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداري نمايند، وقتي که طلاق به ميان آمد بنيان خانواده به لرزه در مي‏آيد. همانطور که وقتي طلاق عملي شود عرش خدا به لرزه در مي‏آيد.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 13:15  توســط fAtEmEh  | 

رمز زندگي زناشويي موفق

اگر تفاوت هاى متناسب ميان زن و مرد نبود ، تنوع و جذب و انجذاب ، در زندگى اين دو، مفهومى نداشت . و به يک زندگى سرد و بى روح مبدل مى گشت .

ويژگي ها و تفاوت هاى اين دو موجب گشته است که هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يکديگر باشند و هر کدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جوئى از او برآيند .

براى هر محققى مسلم است که اين جذب و انجذاب تنها از طريق غريزه جنسى و اقناع آن نيست ، که بالاتر از آن و با شکوه تر از آن مى باشد .

ويژگي ها و تفاوت هاى اين دو موجب گشته است که هر دو مطلوب و طالب و معشوق و عاشق يکديگر باشند و هر کدام به شيوه مخصوص به خود، در مقام جذب ديگرى و آرامش جوئى از او برآيند .مرد ، پناهگاه است و زن آرامش بخش

زن و مرد از تفاوت هاى لطيف و زيباى روحى برخوردارند که اگر اينها نبودند اين دو موجود نمى توانستند کامل گردند زيرا آنان مکمل يکديگرند و هر کدام بدون ديگرى ناقص است .

زن علاوه بر ويژگي هاى خود و علاوه بر غرائز گوناگون ، آرزو دارد که در پناه مردى قرار گيرد و آن مرد هم مخصوص به او باشد. به همين جهت از هنر دلبرى برخوردار است و در صدد صيد قلب مرد برمى آيد و اگر داراى اين خصيصه روحى و هنر نبود نمى توانست دل مرد را شکار کند و تسخير نمايد ، اين خصيصه يک ويژگى زنانه است .

مرد علاوه بر غرائز مختلف ، دوست مى دارد که قهرمان باشد و او را به اين جهت بپذيرند، و نيز مرد در طوفان هاى زندگى ، به آرامش دل و نيروئى که او را راحتى جان ببخشد ، نيازمند است که اين هر دو نياز، به وسيله زن ، رفع مى گردد و آفرينش با حکمت و تدبير، همه اين تفاوت ها نبود و اگر مرد حالت زنانه داشت ، نمى توانست قهرمان زندگى زن باشد و اگر زن همچون مردان بود هرگز قادر به تسخير دل مرد نمى گشت …

اين جهت را قرآن مجيد تصريح کرده و مى فرمايد :

(… و از آيات و نشانه هاى او اين است که براى شما از نفس و جان خودتان زوج آفريده است تا آرامش دل بجوئيد و در ميان شما مودت و رحمت قرار داده است .)

رمز داشتن زندگي زناشويي موفق اين است که تفاوت هاي زن و مرد پذيرفته شود و هر کدام سعي کنند تا در نقش خود به خوبي عمل کنند و بر خلاف طبيعت خويش رفتار نکنند.احساسات متفاوت

زن و مرد ، حتى در احساس ها و طرز برداشت ها از حقايق و واقعيات متفاوتند تا آنجا که در چگونگى عشق و علاقه به يکديگر کاملا تفاوت دارند با اينکه جذب و انجذاب دوطرفه است ، اما نوع علاقه شان به يکديگر مانند هم نيست . نظام حکيمانه آفرينش ، مرد را مظهر طلب ، عشق ، تقاضا و نياز آفريده است و زن را مظهر محبوب بودن ، معشوق شدن و جلوه و ناز قرار داده است و احساسات مرد طلب انگيز و احساسات زن ناز آميز است .

معمولا زن ، هنگامى احساس شکــست مى کند که مرد او را دوست نداشته و او نتوانسته است محبوب واقع گردد، در صورتى که مرد، موقعى احساس ‍شکــست مى کند که زن و همسر دلخواهش را نيافته يا پس از يافتن نتوانسته است او را در اختيار داشته باشد .و در نظر همسر قهرمان و تکيه گاه زندگي نباشد.

مهر زن و مرد از آيت هاى الهى است

قرآن مجيد که انسان را خليفة الله دانسته بعد انسانى او را پرتوى از وجود الهى مى شمارد ، مقصد ، معشوق ، معبود و محبوب حقيقى و نهائى انسان را کمال و جمال مطلق ، (الله ) تعالى معرفى کرده و عشق و محبت و مهر و وداد او را برخاسته از کمال جوئى و جمال دوستى وى مى داند. و مهر و علاقه اى که ميان زن و شوهر هست (علاوه بر علائق و لذائذ حيوانى ) از نوع عشق به جميل مطلق و پرستش خداى متعال مى باشد که فرمود است :

و من آياته ان لکم من النفکــسم ازواجا لتسکنوا اليها وجعل بينکم مودة ورحمة ان فى ذلک لايات لقوم يتفکرون

(و از آيتها و نشانه هاى او اين هست که از نوع و جان خودتان براى شما جفتهايتان را آفريد تا آرامش دل بجوئيد و ميان شما مهر و مودت و شفقت و رحمت قرار داد، بى ترديد در اين جهت همواره آيتها و نشانه هائى براى انديشه هائى براى انديشمندان مى باشد.)

در هر دو مورد ، هم آفرينش همسر و جفت از نفس و جان خود انسان و هم در ايجاد مهر و محبت ، تکيه شده است بر آيت بودن که انسان آيت و نشانه خدا است و مهر و دادش آيتى ديگراست .

رمز داشتن زندگي زناشويي موفق اين است که تفاوت هاي زن و مرد پذيرفته شود و هر کدام سعي کنند تا در نقش خود به خوبي عمل کنند و بر خلاف طبيعت خويش رفتار نکنند.

 منبع : سايت علمي دانشجويان ايران

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 13:12  توســط fAtEmEh  | 


همسر خوب، يار شاطر، نه بار خاطر

50 نکته ي طلايي (2)

جهت داشتن زندگي موفق و سراسر از شادي و مهر،  رعايت 25 نکته ي زير را به شما توصيه مي کنيم :

1- گمان مبريد که يک ازدواج ايده‌آل ، هميشه بايد با آرامش توام باشد و تناقضي پيش نيايد. هيچ زن يا شوهري کمال مطلق نيست، بنابراين اجازه دهيد احساسات خوب و بد ظاهر شوند. به گفته ي سعدي، در بوستان نظر نکني، هر جا که گلي هست، خاري هست. تار و پود، بافته ي زندگي سياه و سفيد است.

2- انديشه خواني نکنيد و صرفا بر اساس تصورات و يا پيشداوري خود تصميم نگيريد!

3- خودتان براي زندگي تصميم بگيريد و نگذاريد به خاطر توجه بيش از حد به نظرات ديگران در تصميم‌گيري دچار تزلزل شويد با استمداد از عقل و منطق و يا با مشورت با فرد متخصص امر، تصميم قاطع بگيريد.

4- در بدو ورود به زندگي زناشويي، اصل مسلمي بايد در نظر داشته باشيد که سرنوشت خوب و بد زندگي منوط و مشروط به سوء يا حسن اداره ي شماست.

5- در تصميم‌گيري‌ها جاي اشتراک براي همسر باقي بگذاريد.

6- همسر خود را نيز حتي‌الامکان در سرگرمي‌هاي خود شريک کنيد.

7- از همسر خود برداشت‌هاي صحيح داشته باشيد، به او برچسب غلط و ناپسند نزنيد.

8- اگر همسر شما (خانم) داراي تالمات و ناراحتي خاصي است ، خود را خونسرد و بي‌اعتنا جلوه ندهيد ، بلکه با او همدردي و دلجويي کنيد و يا اگر همسرتان (مرد) در خود فرو رفته است ضمن حمايت وي، رفتارش را تحمل کنيد، و به او فرصت دهيد تا مشکلاتش را حل کند.

9- تفريح و سرگرمي را از زندگي حذف نکنيد . وقتي را به تفريجات خانوادگي اختصاص دهيد.

10- خودتان را فراموش نکنيد.

11- در انتقاد کردن از همسر با ظرافت برخورد کنيد. سعي کنيد اول صفات خوب وي را بر شماريد و سپس انتقادهاي خود را در قالب پيشنهاد و به طرز سوالي مطرح نمائيد.

12- خوبي‌ها و صفات خوب همسر را هميشه در نظر داشته باشيد و وي را به خاطر خصوصيات و ويژگي‌هاي خوب و انساني‌اش تمجيد نمائيد.

13- نقاط ضعف همسر را پررنگ نکنيد با برخوردهاي مناسب مي‌توانيد اين نقاط ضعف را رفع کنيد.

14- سعي کنيد همسرتان را همان‌گونه که هست بپذيريد.

15- از اضطراب‌هاي دروني خود بکاهيد تا افکار غيرمنطقي بر شما غالب نشود.

16- تا آنجا که مي‌توانيد نگذاريد افسردگي و ناراحتي بر شما غلبه کند زيرا تاثيرش به همسرتان صد چندان خواهد بود. بدو ورود همسر اخبار بد را به او ندهيد. 

17- در نظر داشته باشيد که مسائل ظاهرا بي‌ارزش و کوچک، مي‌تواند مشکلات عميق و جدي به وجود آورند. بنابراين از حسادت‌هاي جزئي، از خود خواهي‌هاي جزيي، از تحريکات و اوقات تلخي‌ها خودداري کنيد.

18- با طعنه و کنايه صحبت نکنيد و از شوخي به‌عنوان سلاحي براي رها کردن تيرهاي دشمني استفاده نکنيد.

19- همسرتان نيز خانواده، آشنايان و دوستاني دارد با آنها معاشرت کنيد، رفت و آمد با آنها در تسهيل زندگي شما موثر است. ما به دوستان خوب، محتاجيم.  

20- در اداره‌ ي خانه، در کار همسرتان مداخله نکنيد. هيچ‌چيز بيش از اين او را ناراحت نخواهد کرد. يار شاطر باشيد، نه بار خاطر. 

21- مادر زن يا مادر شوهر را يک مشکل در زندگي زناشويي به حساب نياوريد.

22- اگر فرزند و يا فرزنداني داريد، مادرشان را در پيش چشم آنها خوار نکنيد و ارزش و قدر پدر را نيز در نظر فرزندان کاهش ندهيد. 

23- همسرتان را از کم و کيف و چگونگي کار و شغل خود بي‌خبر نگذاريد، چه بسا در مواردي بتواند مشکلي را که حلش در نظر شما دشوار است ، آسان کند و آن را رفع يا راهنمايي نمايد.

24- محيط خانه را تميز نگه داريد، و به نوع پوشش و نظافت و آراستگي خود نيز توجه داشته باشيد. امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «همانا خدا زيباست و زيبايي را دوست دارد».
25- به همسرتان محبت کنيد . براي محبت کردن به همسر راه‌هاي متفاوتي وجود دارد که ما در ادامه ي  مقالات " بخش خانواده و زندگي " سعي مي کنيم اين شيوه هاي محبت را به شما معرفي کنيم .

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 12:17  توســط fAtEmEh  | 

شوهرتان را جادو کنيد

چگونه دوباره قلب همسرتان را تصاحب کنيد؟

برخلاف آنچه در فيلم هاي سينمايي عاشقانه ديده ايد زندگي زناشويي هميشه توام با خوشي، محبت و دوستي نيست. بسياري از زنان، ازدواجهاي دردناکي را تجربه مي کنند بطوري که همواره احساس تنهايي مي کنند و همواره خواهان کاستن فاصله بوجود آمده با شوهرشان هستند. تصاحب مجدد قلب شوهران کار آساني نيست و تنها با داشتن انگيزه بالا و اعتماد بنفس کامل مي توانيد زمينه موفقيت خود را ايجاد کنيد. يک برنامه ريزي دقيق براي غلبه بر اين مشکل طرح ريزي کنيد و در نظر داشته باشيد که گفتگو و مباحثه جزيي اجتناب ناپذير از زندگي زناشويي است.

براي شروع مي توانيد از خود سؤال کنيد که چگونه مي توانيد در حفظ زندگي زناشويي مشارکت داشته باشيد؟

براي کسب موفقيت لازم است کاملاً تمايل به تداوم زندگي زناشويي با شوهرتان داشته باشيد. مطمئن شويد از روياي آنچه مي خواستيد بشود و نشده بيدار شده ايد و حاضر به پرداخت هزينه هاي طلاق براي زندگي خودتان و خانواده تان هم نيستند. به اين يقين برسيد که آيا واقعاً دوست داريد با اين مرد زندگي کنيد؟ آيا بدون او مي توانيد خودتان را خوشبخت تصور کنيد؟ چه چيزي شما را مجبور مي کند با او بمانيد؟

در مرحله بعد لازم است باور کنيد که مي توانيد مجدداً قلب او را تصاحب کنيد. ليست کاملي از دلايلي که معتقديد مي توانيد دوباره عشق و علاقه او را کسب کنيد تهيه کرده و در نقاط مشخص منزل در معرض ديد خود قرار دهيد تا بطور مرتب برايتان يادآوري شوند. در اين مرحله ممکن است حرف هايي بشنويد که کمي دلسرد کننده باشد مثلاً شوهرتان طوري با شما صحبت کند که انگار از علاقه به شما مطمئن نيست و يا انگار روابط شما قابل ترميم نيست. در تمام اين موارد صبور باشيد و نااميد نشويد. کليد موفقيت شما همين است که اعتقاد عميقي به حفظ زندگي خود داشته باشيد. يک نقشه خوب براي حرکت رو به جلو طراحي کنيد. افزايش مراودات  و گفتگوي روزانه با يکديگر يک نمونه از کارهايي است که مي تواند به بهبود وضعيت کمک کند. در اين مرحله نيز بايد صبور باشيد و ژست هاي عاشقانه بگيريد. باب گفتگو را باز کنيد و از هر کار خوبي که مي توانيد انجام دهيد کوتاهي نکنيد و در مقابل از خود توقع خاصي نشان ندهيد.

 براي کسب موفقيت لازم است کاملاً تمايل به تداوم زندگي زناشويي با شوهرتان داشته باشيد. مطمئن شويد از روياي آنچه مي خواستيد بشود و نشده بيدار شده ايد و حاضر به پرداخت هزينه هاي طلاق براي زندگي خودتان و خانواده تان هم نيستنددر ادامه به دنبال يافتن چيزهايي باشيد که ارتباط شما را خراب کرده و درصدد توقف آن برآييد. زندگي زناشويي صحنه جنگ و نبرد نيست. از خودتان سؤال کنيد آيا اين جنگ و دعواهاي هميشگي الزامي اند؟ چيزي هست که با انجام آن بتوانيد روش معاشرت با همسرتان را تغيير دهيد و از اين دعواهاي غير ضروري پرهيز کنيد؟ همه افراد لازم است مهارت هاي گوش دادن خود را تقويت کنند. اگر شما واقعاً گوش بدهيد و همدلي خود را با شوهرتان گسترش دهيد مطمئن باشيد که عصباني باقي ماندن بسيار سخت و دشوار خواهد بود.

عوامل مخرب زندگي را شناسايي کنيد و آنها را با عوامل سازنده و پويا جايگزين کنيد. در طي اين مراحل از کمک هاي تخصصي ديگران فرار نکنيد. گاهي اوقات شناخت عوامل دردسر ساز در زندگي زناشويي کار آسوده اي نيست. مطمئناً احساسات و جهت گيري هاي شما در قضاوت تان دخيل خواهند شد. به همين دليل نيازمند يک اظهار نظر واقعي و عيني و به دور از احساسات هستيد. هر چند گاهي به چيزي يا کسي فراتر از يک دوست نياز داريد اما مشورت گرفتن از يک دوست خيرخواه از هيچ، بهتر است. اگر واقعاً بدنبال مشارکت در حفظ زندگي زناشويي تان هستيد از درمان گرها و مشاوران ازدواج و زناشويي، درخواست راهنمايي و ياري نمائيد.

پس از انجام مراحل فوق و ساير مواردي که به نظرتان الزامي است مانند برآورده کردن تمام نيازها و خواسته هاي شوهرتان بدون هرگونه قيد و شرط، به شوهرتان فرصت ابراز عقيده بدهيد. هر مردي براي اين کار سبک خودش را دارد. گاهي ممکن است در مدت کوتاهي اثرات مثبت کارهاي خود را در رفتار شوهرتان ببيند اما گاهي ممکن اين موضوع چند هفته يا چند ماه بطور بينجامد.

در برخي موارد ممکن است نوشتن يک نامه عاشقانه براي شوهرتان نيز يک روش مناسب در جلب مجدد نظر او باشد اين کار به او فرصت مي دهد با گذشت زمان چند باري به حرف هاي نوشته شده شما نگاه کند و در مورد آنها فکر نمايد.

مسلما زندگي زناشويي هميشه مسالمت آميز نيست و گاه سوء تفاهمات و مشاجرات هر روز و هر ساعت مي آيند و مي روند به گونه اي که تمام فرصت هاي يک زندگي مطلوب و ايده آل را بلعيده و از بين مي برد. در اين صورت زن و شوهر به اين نتيجه مي رسند که ازدواج ناموفقي داشته اند.

عوامل مخرب زندگي را شناسايي کنيد و آنها را با عوامل سازنده و پويا جايگزين کنيدهر چند در ازدواج هاي ناموفق هم آخرين و سخت ترين راه جدايي است اما بايد توجه داشت راههاي زيادي براي تغيير و بهبود شرايط و وضعيت زندگي زن و مرد وجود دارد اما متأسفانه در اکثر مواقع طرفين گمان مي برند روابط شان بهبودپذير نبوده و به قول معروف به آخر خط رسيده اند! بنابراين اين باور، با از بين بردن انگيزه اصلاح رفتار و اقدامات سازنده، هر گونه پيشرفت را در مناسبات زناشويي متوقف خواهد کرد. اما بايد توجه داشت اگر يکي از طرفين ازدواج، رفتار سازنده اي از خود نشان دهد، نه تنها به بهبود رابطه اش با همسرش کمک خواهد کرد؛ بلکه احتمال دارد در رفتار همسرش نيز تغييرات مثبتي ايجاد شود. بدين ترتيب لازم است که ابتدا شما خانمهاي محترم به عناصر تعهد، اعتماد و وفاداري که مبناي ازدواج تان بوده، رجوع نموده و براي خود روشن نمايد که آيا اين عناصر احتياج به تقويت دارند يا خير؟ سپس به رفع و رجوع نقطه ضعف هاي موجود بپردازيد تا رفته رفته زندگي شاد و توام با آرامش را براي يکديگر تدارک ببينيد.

و فراموش نکنيد که خوشبختي مي تواند با شما آغاز گردد

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 12:5  توســط fAtEmEh  | 


يک اتفاق شرم آور زناشويي!

وقتي متوجه اين مساله شدم، احساس کردم دنيا بر سرم خراب شده و هيچ راه چاره اي را نمي توانم پيدا کنم. احساس ارزشمندي و محبوبيت خود نزد شوهرم را تباه شده تصور مي کردم. اين مشکل را با هيچکس نمي توانستم بازگو کنم حتي نزد يک مشاور. چون فکر مي کردم به محض توضيح مشکل، انگشت اتهام به سمت خودم، بي کفايتي ها، بي توجهي و... نشانه مي رود. اما باور کنيد اين طور نبود. من هميشه سعي مي کردم براي همسرم بهترين باشم، بهترين لباس ها را بپوشم، به ظاهر خودم اهميت دهم، به نيازهايش توجه کنم و...

حتي مطمئن هستم او هم از من راضي بود چون هيچگاه زبان به اعتراض نگشود حتي هميشه از من، از حسن انتخاب خودش و از رضايت زناشويي اش صحبت مي کرد. ما هيچ مشکل خاصي با هم نداشتيم تا اينکه من به طور اتفاقي متوجه اين واقعه دردناک شدم... .

اين مشکل را با هيچکس نمي توانستم بازگو کنم حتي نزد يک مشاورفکر مي کنيد خانم ماجراي ما، از چه مشکلي رنج مي برد؟ خيانت همسر، تجديد فراش، دروغگويي و يا...

 نه هيچکدام از حدس هاي شما درست نبود. شايد اکثر شما، نتوانيد مشکل اين خانم را حدس زده و يا حتي درک کنيد مگر آنهايي که خودشان اين مساله را از نزديک لمس کرده و با آن مواجه شده باشند.

بله ما در اين مقاله سعي داريم مساله خودارضايي در مردان متاهل را مورد بررسي قرار دهيم.

هميشه وقتي سخن از خودارضايي به بيان مي آيد، اکثر افراد به ياد دوران نوجواني و بلوغ جنسي و يا دوران جواني و تاخير در ازدواج مي افتند. اما اشتباه نکنيد هميشه اينگونه نيست. در برخي از موارد مردان با وجود ازدواج و قرارگرفتن در وضعيت تاهل، يا مطابق با عادات قبلي خود به خودارضايي مي پردازند و يا بنا به دلايل مختلف اين رفتار را آغاز مي کنند. هرچند که رابطه جنسي بخشي از زندگي افراد متاهل را تشکيل داده و تمام آن نيست و در صورتي که اين ارتباط در شرايط طبيعي خود قرار داشته باشد، مشکل خاصي ايجاد نشده و زوجين به اهميت وجود آن واقف نيستند اما به محض ايجاد يک اختلال کوچک در اين رابطه، زن و مرد متوجه ارزش و نقش سلامت اين رابطه گشته و از اينجاست که اختلافات و مشکلات شکل مي گيرد و شايد تمام جنبه هاي زندگي زن و مرد را تحت تاثير قرار مي دهد.

عموماً خودارضايي در افراد متاهل، بنابر دلايل زير ايجاد مي گردد:

1- مرداني که قبل از ازدواج خود اقدام به خودارضايي کرده و اين رفتار براي آنها تبديل به عادت گشته است.

2- استفاده دائم و مکرر از کانالهاي غير اخلاقي ماهواره و تصاوير نامناسب

3- مرداني که از ارتباط جنسي خود با همسرشان راضي نيستند

درباره دليل اول، مقالات بسياري ارائه شده است يعني در طي سري مقالاتي که به ارائه داديم در مورد مضرات و آسيبهاي خودارضايي در دوره ي تجرد و لزوم و اهميت ترک اين عادات نادرست، صحبت کرديم. تنها ذکر اين مساله ضروري به نظر مي رسد که در برخي از افراد خودارضايي آن چنان تبديل به عادت و يا حتي اعتياد مي گردد که حتي بعد از ازدواج نيز به اين رفتار خود ادامه داده به طوري که در برخي از موارد مشاهده مي شود که اصلاً توجهي به نيازهاي همسرشان ندارند و به اين ترتيب زمينه هاي اختلافات زناشويي را دامن مي زنند.

علت بعدي در مورد استفاده از فيلم ها و تصاوير غير اخلاقي است. اين تصاوير و فيلم ها براي مردان بسيار تحريک کننده است و در عين حال وقتي که در دام اين دنياي خيالي مي افتند، دائماً در حال فکر کردن به اين دنياي خيالي هستند. حتي اگر آنها نسبت به همسر خود متعهد بوده و نسبت به اين عمل احساس گناه داشته باشند، هنگامي که همسرشان به اندازه کافي شاداب نباشد و يا با خيال پردازي هاي آنها هماهنگي نداشته باشد، امکان دارد که به اين عمل ناشايست اقدام کنند.

و علت آخر فقدان رضايت از ارتباط با همسر است. گاهي اوقات اين عدم رضايت مقطعي است مانند مرداني که همسرشان در دوران بارداري به سر مي برد و به خاطر شرايط خاص اين دوران و برخي از محدوديتها، عده اي کم از مردان به اين رفتار روي مي آورند و در موارد ديگر فقدان مهارت زن و مرد در برقراري رابطه ي مطلوب و يا ناديده گرفتن نيازهاي يکديگر، باعث بروز اين مشکل مي گردد.

براي درمان اين مشکل تمرين هايي به زوجين داده مي شود که مي تواند به تناسب ارزيابي نيازها، نيرومندي ها و کاستي ها، به انجام آنها بپردازد
در هر حال خودارضايي در مردان متاهل، هر علتي که داشته باشد، بنظر بسيار آسيب زاتر از خودارضايي در افراد مجرد است. چرا که در دوران تجرد آسيبهاي اين رفتار تنها متوجه خود فرد است اما در خودارضايي در دوران تاهل نه تنها باعث بروز آسيب هاي متعدد در خود فرد است بلکه ارتباط زن و مرد را دچار مشکل و اختلال مي کند. لذا در ادامه اين يادداشت چند توصيه کلي براي شما زوجيني داريم که از چنين مشکلي رنج مي برند.

خودارضايي در مردان متاهل، هر علتي که داشته باشد، بنظر بسيار آسيب زاتر از خودارضايي در افراد مجرد است

فراموش نکنيد که:
خانم هاي عزيز! اگر همسرتان فکر مي کند که شما از اين رفتار او اطلاعي نداشته و شما نيز خودتان را به بي اطلاعي مي زنيد بايد بدانيد که با انکار واقعيت مشکلي از شما حل نخواهد شد لذا اگر مي خواهيد همسرتان دست از خودارضايي بردارد و بر رفتار خود تجديد نظر کند، خيلي مهم است که ابتدا با ايشان وارد گفتگو شويد اما مراقب باشيد که اين پيام را به شوهر تان منتقل نکنيد که «تو نياز به اصلاح رفتارت داري» يا طوري رفتار کنيد که بنظر رسد که مي خواهيد او اصلاح شود. اين وضعيت ممکن است براي مرد بسيار سنگين باشد. او ممکن است اين پيام را دريافت کند که در حال حاضر "به اندازه کافي خوب نيست" و يا اينکه "او بايد نيازهايش را اصلاح کند" در اين حالت؛ ممکن است مرد احساس کند که به او توهين شده است. به جاي اينها، شما مي توانيد اين چنين جمله اي بگوييد: «بهتر است در رابطه زناشويي خود تجديد نظر کنيم. فکر مي کنم مشکلي پيش آمده و لازم است که هر دو ما به فکر رفع آن باشيم.» اگر همسرتان احساس کند که شما تمايل به تجربه يک تغيير در اين زمينه هستيد، احتمال بيشتري وجود دارد که به اين درخواست پاسخ دهد.

از دگر سو، از طريق کاربرد مبادله ي رفتار، آموزش ارتباط و مهارتهاي حل مساله، در زمينه هاي صميميت رفتار جنسي و ابراز عشق و علاقه به زوج، مي توان براي درمان اين اختلال اقدام کرد. با توجه به اينکه بحث درباره  اين موضوعات دشوار و داراي بار عاطفي است، لذا روان شناسان متخصص در درمانهاي جنسي متوجه ترسهاي فرد(به خصوص مردان) از طرح اين مسائل و احتمال تمايل آنها براي اجتناب از اين موضوعات هستند. از طرف ديگر تمرين هايي به زوجين داده مي شود که مي تواند به تناسب ارزيابي نيازها، نيرومندي ها و کاستي ها، به انجام آنها بپردازد. بنابر اين از تلاش براي دريافت خدمات مشاوره اي دست بر نداشته و گمان نکنيد مساله اي که براي شما ايجاد شده تنها مختص به شما بوده و راه علاج ندارد و يا مشاور و روان شناس از شنيدن مشکل شما تعجب کرده و يا متهم تان مي کند فراموش نکنيد که شايد اين اتفاق براي شما و همسرتان شرم آور جلوه کند اما در نزد متخصصين اين امر، تنها يک مشکل رفتاري قابل درمان است. لذا در اين يادداشت ما به طور جزيي در مورد روشهاي درماني توصيه هايي را ارائه نمي دهيم چرا که اين گونه درمان ها تخصصي بوده و از طرف ديگر وابسته به فرد است بنابراين در دريافت خدمات مشاوره جنسي کوتاهي نکنيد.

اما به طور کلي روند درمان براي شما عزيزان توضيح داده مي شود تا گمان نکنيد مشکل شما خيلي خاص است و يا درمان خارق العاده اي در انتظارتان است:

اين تمرينات عموماً به شما ارائه خواهد شد (البته با مشارکت درمانگر):

1- در ميان گذاشتن خاطره اي از يک تجربه عاطفي مثبت

2- تمرين خيال پردازي هدايت شده در مورد رابطه زناشويي مطلوب

3- تمرين ارتباط کلامي در مورد ارائه بازخورد در حين روابط زناشويي

4- کسب توانايي تمرکز بر اندامها

5- تمرين حل مساله در مورد رابطه زناشويي

6- مهار گسلي ذهني درباره  رفتار خودارضايي و منظور کردن رفتارهاي زناشويي جديد

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 11:53  توســط fAtEmEh  | 

همسرداري به روش مادرزادي


روابط زوج ها چگونه شکل مي گيرد؟
زن و شوهران پرمسأله، خود را سالم ‌ترين و عاقل‌ ترين مي‌ دانند!!!

چرا گروهي از زنان يا شوهران بر اشتباهات رفتاري و رواني ديگري تأکيد دارند؟


سازگاري يکي از اصلي‌ ترين نشانه ‌هاي سلامت رواني است و فرآيند زندگي مشترک بسيار پيچيده، حساس و مهم است.

وقتي زندگي مشترک شروع مي‌ شود، زن و مرد هر يک به نوبه ‌ي خود آگاهانه يا ندانسته متعهد مي ‌شوند که براي ايجاد و داشتن زندگي مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند. اين امر زماني تحقق مي‌ يابد که:

1- زوج‌ ها دوست داشتن واقعي و عشق ‌ورزي را به‌ درستي آموخته باشند تا بر زندگي مشترک‌ شان، مهر، محبت و عشق حاکم شود.

2- آگاهي ‌هاي لازم در زمينه‌ ي تفاوت ‌ها، نيازها و چگونگي رفع نيازهاي خود و همسرشان را کسب کنند و به معيارهاي خود و همسرشان احترام بگذارند؛ به ‌ويژه نيازهاي احساسي و عاطفي همديگر را درک کرده و آگاهانه و به ‌درستي، آن‌ ها را برطرف سازند.

3- مهارت‌ هاي لازم براي ايجاد روابط مؤثر بين خود و همسر را آموخته و همواره معتقد باشند که مي ‌توانند زندگي مشترک رضايت‌ بخشي را فراهم سازند.

وقتي زندگي مشترک شروع مي‌ شود، زن و مرد هر يک به نوبه ‌ي خود آگاهانه يا ندانسته متعهد مي ‌شوند که براي ايجاد و داشتن زندگي مشترک شاد و پرطراوت در کنار هم تلاش کنند
کسب آگاهي و مهارت‌ هاي ضروري زندگي مشترک، آموختني ا‌ست؛ براي کسب هر گونه مهارتي در هر زمينه‌ اي، معمولاً آموزش‌ ديدن به‌ صورت مستقيم يا غيرمستقيم ضرورت دارد چرا که انسان با آموزش، پرورش و عمل است که آگاهي، مهارت و تجربه‌ ي لازم را کسب نموده و با خلاقيت خود، به گسترش آن مي‌ پردازد.

با وجود اين ‌که آموزش ازدواج براي تشکيل زندگي مشترک موفق براي همه‌ ي دختران و پسران بسيار حياتي ‌ست و شايد بتوان گفت که حتي از ساير آموزش ‌ها نيز مهم‌ تر و اثرگذارتر مي‌ باشد، اما متأسفانه اين امر در تعداد کمي از خانواده ‌ها و جوامع پذيرفته شده و به ‌مرحله‌ ي اجرا درآمده است. گويا همه ‌ي دختران و پسران به‌ طور مادرزاد و خود کار، اطلاع کاملي از تشکيل زندگي مشترک موفق داشته و نيازي به طي دوره ‌هاي همسرداري و شناخت بيش‌تر از دنياي هم ندارند! در حالي ‌که با مراجعه به مشاوران و روان‌ شناسان خبره و يادگيري و کسب مهارت‌ هاي ضروري‌ و شناخت بيش ‌تر خود و همسر است که زوج‌ ها مي‌ توانند در برابر مسائل و موانع، راه ‌حل ‌هاي مناسب را انتخاب ‌کنند و آگاهانه باورها، انديشه ‌ها، احساسات و عملکرد خويش را در مسير هدف ‌هاي ‌شان قرار داده و زندگي مشترک موفقي را بسازند.

در زندگي مشترک، هر چند خيلي از عوامل بيروني را نمي ‌توان کنترل‌ کرد و هم ‌چنين براي بسياري از زوج‌ ها، انتخاب و برداشت‌ از رويدادهاي پيرامون، ناآگاهانه و ناهوشيارانه است اما:

 *زوج‌ هايي که داراي آگاهي و مهارت‌ هاي لازم هستند و مي ‌توانند بر ذهن خود مديريت ‌کنند، باورهاي مثبت را جايگزين باورهاي منفي مي ‌کنند و در بيش‌تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشيارانه برداشت مثبت مي ‌نمايند و رابطه ‌ي زناشويي خود را رضايت ‌بخش‌ تر و جذاب ‌تر و بالنده ‌تر مي ‌سازند.

* زوج‌ هايي که نگرش و باورهاي منفي نسبت به همسر و امور زندگي دارند، جلوي پيشرفت و بهبود روابط زناشويي‌ شان گرفته مي‌ شود چرا که باورهاي منفي بر انديشه، احساسات و اعمال‌ شان تأثير منفي گذاشته و نمي ‌گذارد زوج‌ ها مشکلات خود را به ‌درستي درک و حل نمايند. درواقع باورهاي منفي، منشأ اصلي اختلاف‌ ها و آزردگي‌ بين زوج ‌ها مي‌شود. به‌عبارت ديگر عواملي چون ترس، شک و ترديد، پايين‌ بودن اعتماد به ‌نفس، نداشتن شجاعت و جسارت لازم براي تصميم ‌گيري متفاوت با عقايد ديگران و ده ‌ها عامل ديگر موجب مي ‌شود که بخش عمده‌ ي تصميم ‌گيري‌ هاي بيش‌ تر زوج ‌ها از روي عادت و با انديشه ‌هاي منفي، غيرجسورانه و غيرخلاقانه باشد.

زوج‌ هايي که داراي آگاهي و مهارت‌ هاي لازم هستند و مي ‌توانند بر ذهن خود مديريت ‌کنند، باورهاي مثبت را جايگزين باورهاي منفي مي ‌کنند و در بيش‌تر موارد از مسائل، آگاهانه و هوشيارانه برداشت مثبت مي ‌نمايند
زوج‌ هاي موفق معتقدند که باورها، انديشه‌ ها، گفتار و رفتارشان را خود انتخاب مي ‌کنند و همه ‌ي عملکردهاي ‌شان، بازتاب انتخاب ‌هاي درست يا اشتباه و آگاه يا ناآگاه خودشان است. آنان عقيده دارند که کيفيت زندگي مشترک و زناشويي ‌شان، همان ‌چيزي‌ است که يا خواستار آن بوده و يا زيربار آن رفته‌اند و مسؤوليت آن را برعهده‌‌ گرفته و نتايج مربوطه را مي‌ پذيرند و درصورت اشتباه، اقدام به جبران آن مي ‌کنند. اين زوج‌ ها به ‌راحتي احساس ‌هاي خود را بروز مي ‌دهند و با مذاکره و احترام ‌گذاشتن به نظرات يکديگر و درک همديگر، زندگي مشترک ‌شان را در مسيري رضايت‌ بخش و جذاب قرارمي ‌دهند.

تصاوير ذهني، باورها، انديشه ‌ها، عملکرد و قدرت خلاقيت هر کسي، هويت و شخصيت او را شکل مي ‌دهد؛ اگر بپذيريم که اين عناصر در هر سني قابل تغيير هستند و با تغيير آگاهانه ‌ي تصوير ذهني و باورها مي ‌توان هويت و شخصيت خود را متحول و دگرگون ساخت، در اين ‌صورت با دلگرمي و اميدواري بيش‌ تري، آماده ‌ي ايجاد تغيير در عادات و رفتار خود شده و مي‌ پذيريم که قابل تغيير و اصلاح هستيم و مي‌ توانيم با دلگرمي بيش‌ تر و آگاهانه، خود را در مسير تغيير درست قرار دهيم و زندگي مشترک رضايت‌ بخشي بسازيم.

در هر پيش‌ آمدي اگر بدانيم که من، شما و هر زن و شوهري در برابر حوادث و گزينه ‌هاي زندگي خود مسؤوليم و حق انتخاب داريم و هر پيش ‌آمدي را مورد بررسي و تجزيه و تحليل قراردهيم، مغز بيش‌ تر فعاليت مي‌ کند و هرچه مغز بيش‌ تر کار کند، مسائل ‌‌مان بهتر حل مي ‌شود. بنابراين با ارتقاي آگاهي، تمرين، تکرار و استفاده ‌ي بيش‌ تر از مغز، مي ‌توان به ‌موقع و به ‌درستي اقدام ‌کرد و در هر شرايطي آگاهانه ‌تر، خلاقانه ‌تر، مهربانانه ‌تر، همدلانه ‌تر و جسورانه ‌تر تصميم‌ ‌گرفت و کنش يا واکنش نشان ‌داد.

در روابط زناشويي نا موفق، يکي از زوج‌ ها مي‌ خواهد در هر زمينه ‌اي از همسرش برتر جلوه کند؛ پيوسته فقط اشتباه‌ ها را مي ‌بيند و ايراد مي ‌گيرد و با دخالت‌ هاي مکرر در هر زمينه‌ اي، نمي ‌گذارد استعداد همسرش شکوفا شده و رشد کند و عملاً عزت‌ نفس و اعتماد به‌ نفس او را از بين مي‌ برد تا فقط خودش در معرض نمايش و توجه بيش‌ تر قرارگيرد، در حالي ‌که اگر مسيرهاي انتخابي، مثبت، سازنده و درست باشد، به احساس‌ ها، گفته ‌ها و نيازهاي هم توجه کنند، در هر شرايطي مسؤوليت‌ پذير باشند، رفتار همدلانه و عاشقانه ‌اي با هم داشته باشند، با حفظ حرمت همديگر و با انعطاف‌ پذيري و صداقت، درخواست ‌ها و پيشنهادها يي جهت بهتر ساختن زندگي مشترک ارائه دهند، در برابر موانع و مشکلات مسؤولانه و با جديت اقدام نمايند و با صراحت و روراستي، انديشه ‌ها و احساس‌ هاي خود را بيان و همديگر را بهتر درک ‌کنند، مي ‌توانند به تداوم زندگي مشترک رضايت‌ بخش، کمک شاياني نمايند.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 11:30  توســط fAtEmEh  | 

ازدواج با عدم آگاهي جنسي

رابطه جنسي زن و شوهر، يک معيار سنج است و فراز و نشيبهاي روابط  ميان زوجين را نشان مي دهد. اين ارتباط مظهر زندگي آنهاست. درباره رابطه جنسي در زندگي زناشويي، مطالب زيادي نوشته شده است و درباره آن زياد صحبت شده  اما به نظر مي رسد که آموزش درستي در اين زمينه به زوجين داده نشده است. اين رابطه در عين اينکه بخش کمي از زندگي زناشويي را در بر مي گيرد اما بخش مهمي از زندگي زناشويي را تحت الشعاع قرار مي دهد که در مورد آن سوتفاهمهاي زيادي پيش آمده است. مقدار زيادي از اين مشکل ناشي از تفاوتهاي زيادي است که در اين زمينه ميان زن و مرد وجود دارد و زوجين بايد بياموزند که اين تفاوتها را شناخته و به اين تفاوتها احترام بگذارند.

ازدواج با عدم آگاهي جنسي

اگر چه در طي سالهاي اخير حرکتهاي وسيعي در حيطه مشاوره هاي جنسي قبل از ازدواج و آموزشهاي مفيد براي زوج هايي که تازه ازدواج کرده اند شکل گرفته است، اما اغلب مردان و زنان بدون آمادگي لازم در اين زمينه، وارد زندگي مشترک مي شوند. البته مردان احساس مي کنند که آمادگي زيادي دارند ، اما آماده بودن براي ارتباط جنسي و آماده بودن براي محبت و عشق ورزي دو موضوع متفاوت است، زيرا مردان به راحتي مي توانند تجربه يک رابطه زناشويي موفقيت آميز را تجربه کنند در حالي که عکس اين موضوع براي زنان صادق است.

 مردان اغلب با اين فرض که اطلاعات زيادي در مورد رابطه زناشويي دارند، وارد زندگي مشترک مي شوند. مردان دوست ندارند بي اطلاع و ناتوان به نظر برسند و اين در حالي است که بسياري از زنان نيز از اينکه در مورد خواسته هاي خود در رابطه زناشويي صحبت کنند، احساس ناراحتي مي کنند و بنابراين هرگز همسرشان را از اين موضوع آگاه نمي کنند. برخي زنان برقراري رابطه جنسي را به عنوان وظيفه در نظر مي گيرند و در نتيجه اين ارتباط را تجربه اي ناخوشايند مي يابند، زيرا اطلاعات صحيحي از نيازها و مسايل مربوط به جنسيت شان ندارند و نمي توانند به همسرشان کمک کنند تا به سازگاري جنسي برسند. علت اصلي ناسازگاري جنسي زوجين در عدم اطلاع آنان و ناديده گرفتن نيازهايشان است.

برخي زنان برقراري رابطه جنسي را به عنوان وظيفه در نظر مي گيرند و در نتيجه اين ارتباط را تجربه اي ناخوشايند مي يابند.
از طرف ديگر مرداني قرار مي گيرند که در ازدواج هيچ ارتباط جنسي ندارند و يا ارتباطشان بسيار کم است. اين مشکل بيشتر در مرداني مشاهده مي شود که در بيرون از منزل بيش از حد کار مي کنند و فعاليتهاي جسمي يا فکري شان بسيار طاقت فرساست در نتيجه در اين دسته از مردان تمايل کمتري براي برقراري رابطه جنسي مشاهده مي شود. اين مردان از يک طرف نيازهاي همسرشان را ناديده مي گيرند و از طرف ديگر همسرشان را سرزنش مي کنند، اما مقصر اصلي در اين ميان ناسازگاري جنسي است که لازم است از طريق تلاشهاي هر دو طرف بهبود يابد نه فقط زن.

در زندگي زناشويي، رسيدن به ارضاي جنسي بايد براي هر دو طرف  باشد اما ازآنجاييکه اطلاعات زوجين دراين زمينه بسيار محدود است و مردان براي شناخت نيازهاي همسر خود تلاشي نمي کنند .

 از طرف ديگر زنان(به خصوص در فرهنگ ما ايرانيان) در مورد خواسته هاي خود صحبت نمي کنند، بدين ترتيب تا زماني که زوجين در مورد کيفيت رابطه جنسي به يک زبان مشترک و مورد توافق يکديگر نرسند، نيازهاي هر يک از آنها ارضا نشده با قي مي ماند.

چگونگي بدست آوردن سازگاري جنسي

به دست آوردن سازگاري جنسي شامل دو گام مهم است:

1- بر ناآگاهي تان غلبه کنيد. زن و شوهر بايد از تمايلات و پاسخ دهي جنسي خود و همسرشان آگاه باشند.

2- نحوه درک خود از مسايل جنسي را براي يکديگر تشريح کنيد. گاهي اوقات هر يک از طرفين ادراک نادرستي در مورد اين موضوع  دارند. صحبت کردن در اين مورد مي تواند بسياري از باورها و برداشتهاي نادرست را رفع کند.

راه حل نهايي چيست؟

در حالي که مشکلات جنسي موجب بروز تنش و ناخشنودي در اغلب ازدواجها مي شود، اين مشکلات بسيار راحت تر از آنچه تصورش را کنيد قابل حل است و در اغلب موارد حل آن فقط  نياز به يادگيري دارد. براي حل چنين مشکلاتي، زوجين مايلند بدانند بايد چه نکاتي را بياموزند و با يکديگر تمرين کنند تا موجب احساس رضايت هر دو طرف شود. در ادامه به اين پيشنهادات توجه کنيد:

1- حل مشکلات جنسي تا حد زيادي به چگونگي برخورد خودتان با مشکل بستگي دارد. براي مثال، مي توانيد به اتفاق يکديگر کتابهاي آموزشي مربوط به يادگيري اين دسته از مهارتها را مطالعه کنيد.

2- اگر مشکل جنسي اساسي داريد ممکن است نياز باشد با متخصصان ذي ربط  در اين رشته صحبت کنيد. درمانهاي زناشويي مي تواند به خوبي در حل مشکلتان به شما کمک کند. مي توانيد براي نتيجه گيري بهترابتدا کتابهاي مربوط به اين موضوعات را مطالعه کنيد تا بعد بتوانيد مشکلاتتان را هوشمندانه تر براي درمانگر توضيح دهيد و کمک هاي لازم جهت رفع مشکلاتتان را دريافت کنيد.

منابع تکميلي:

هارلي، ويلارد اف. حسيني و آرام نيا(مترجمين). نيازهاي مردان نيازهاي زنان. انتشارات نسل نو انديش. 1387.

کرک، هاوتون و همکاران. قاسم زاده، حبيب الله(مترجم). رفتار درماني شناختي. انتشارات ارجمند. 1385.

کارلسون، جان. فيروزبخت، مهرداد(مترجم). براي زن و شوهر ها وقت زندگي بهتر رسيده. انتشارات دانژه. 1387

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 21 مرداد1389ساعت 11:27  توســط fAtEmEh  | 

9 دشمن زندگي زناشويي

براي اينکه زندگي زناشويي خوبي داشته باشيم، لازم نيست که بيخودي به دنبال راه هاي معجزه آسا باشيم. ضمن اينکه بايد بدانيد که خوشبختي در زندگي زناشويي و داشتن يک زندگي زناشويي موفق بعد از ازدواج، هيچ ارتباطي به روياپردازي و ايده آل نگري نداشته و در عين حال چيزي نيست که بدون هيچگونه تلاش و اراده اي، تحقق بپذيرد. پس لازم است بدانيد که اگر واقعا قصد بهبود شرايط زندگي زناشويي خودتان را داريد، يکي از بهترين اقداماتي که مي توانيد انجام بدهيد، شناسايي عوامل مخرب در زندگي است که ما در اين مطلب از آن ها با نام دشمن زندگي زناشويي ياد مي کنيم و قصد داريم تا 9 مورد از آن ها را در ادامه ي مطلب بياوريم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرايط زندگي خودش، بخواهد به اين موارد، مورد ديگري نيز بيفزايد.

1- تلويزيون

تلويزيون قاتل عشق است. در اين مورد هيچ شكي نداشته باشيد! حتي کاملا توصيه مي شود که شام خوردن جلوي تلويزيون را قدغن كنيد. هر شب غذا خوردن جلوي تلويزيون به همراه گويندگان نمي‌گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوي تلويزيون به تماشاي فيلم مشغول بوده‌ايد كه وقتي به رختخواب مي‌رويد‌، حتي ديگر وقت نداريد با هم حرف بزنيد و از حال يكديگر باخبر شويد. تنها چاره كار اين است كه اين دشمن را از زندگي عاشقانه بيرون بيندازيد! براي آنكه در اين كار زياد سخت‌گيري نكرده باشيد‌، مي‌توانيد موافقت كنيد كه در هفته‌، بعضي از شب ها تلويزيون خاموش باشد. البته فراموش نکنيد که تلوزيون در رابطه ي ميان والدين و فرزندان نيز بعضا نقش هاي مخرب زيادي دارد.

2- خانه‌نشيني

ممکن است به خاطر تلويزيون و يا بنا به دلايلي، ديگر بيرون نرويد! البته حتما لازم نيست که رستوران هاي آنچناني برويد و يا از همسرتان چنين انتظاري را داشته باشيد. چرا که به هر حال اصل قضيه اين است که شما اوقاتي را با هم و به بهترين شکل سپري کنيد. حالا مي توانيد غذايي که در منزل تهيه کرده ايد را به پارک ببريد و يا اينکه اگر مي توانيد به رستوراني که در آن خاطره هاي خوشي داشته ايد، برويد. فراموش نکنيد که نبايد با هزينه تراشي هاي بي مورد، به گونه اي متحمل هزينه بشويد که ديگر نخواهيد به رستوران برويد. اگر هم به سينما علاقه داريد و از آن لذت مي بريد، مي توانيد با تفاهم بر روي فيلم خاصي، از تماشاي آن لذت ببريد. فراموش نکنيد که صله ي رحم را همواره در برنامه هاي خودتان بگنجانيد. مبادا طوري رفتار کنيد که ببينيد ديگر از گردش‌هاي دونفره و شب‌نشيني‌هاي رمانتيك خبري نيست! بايد دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آوريد و به اتفاق يكديگر از خانه بيرون بزنيد! حالا كه به تازگي از شر تلويزيون خلاص شده‌ايد، سعي کنيد که توجه به همسرتان، تلوزيون جديد شما باشد!

3- ساعات اضافي

ديگر دير از سر كار به خانه برنگرديد! نه تنها براي خودتان وقت نداريد بلكه علاوه بر آن خستگي و عصبانيت‌تان را با خود به خانه مي‌آوريد‌ كه حقيقتا هيچ کار خوشايندي براي فرزندان وهمسرتان نيست! تنها كافي‌است كه كار، تمام زندگيتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعي مي‌شود كه از آن در خانه حرف مي‌زنيد. بس كنيد! سعي كنيد به حد كافي زود به خانه برگرديد تا قبل از شام كمي وقت براي خودتان و يا با هم بودن داشته باشيد. به شرطي که طبق همان اصل اول، در اين مدت جلوي تلويزيون ولو نشويد! و خصوصا براي آنكه توجه بيشتري به يكديگر داشته باشيد، هر ازگاهي كار را از ياد ببريد. به عنوان مثال مي توانيد تصور کنيد که هر گاه به خانه بر مي گرديد، همانطور که جوراب هاي خودتان را از پايتان خارج مي کنيد، تمام مسائل فکري بيرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آن ها را درون جوراب هايتان بريزيد.

4- رسيدگي به وضع ظاهر

فكر نكنيد چون ديگر زن و شوهر هستيد و چندين سال از زندگي مشتركتان مي‌گذرد، بايد نسبت به وضع ظاهرتان بي‌خيال شويد! چرا که در روايات اسلامي هم نسبت به اين که هر کدام از زن و شوهر خودش را براي همسرش آراسته کند، تاکيدات و سفارشات بسيار فراواني وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوريدگي و نا‌مرتب بودن برداريد، موهايتان را ژوليده و درهم رها نكنيد، از ريخت‌و‌پاش‌كردن در خانه خودداري كنيد و به‌خودتان برسيد! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستيد دوست دارد، با اين‌حال چرا سعي نمي‌كنيد خود را به بهترين شكل نشان دهيد؟ به اين ترتيب به او نشان مي‌دهيد كه حضور او و تاثيري كه بر او مي‌گذاريد برايتان مهم است!

5- بي‌توجهي

يكي ديگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بي‌توجهي است. در اينجا منظور از توجه كردن گل خريدن و يا هديه دادن نيست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است که گاهي مي تواند خيلي بيشتر از آنچه که تصور مي کنيد، تاثير خوبي در زندگي تان بگذارد. زماني‌كه همسرتان آرايشگاه رفته و يا كت جديدي خريده است به او توجه نشان دهيد؛ به‌خصوص زماني ‌كه او را شيك و زيبا مي‌بينيد و يا وقتي‌ كه او با تعريف‌هاي بجا و مناسبش شما را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد، از او تعريف كنيد. زيرا تعريف و تمجيد‌ها هميشه خوشايند هستند‌، اما تنها زماني‌كه درست و بجا به‌كار برده شوند.

6- حسادت مفرط

دست از پاييدن و سين‌جين كردن همسرتان برداريد زيرا زندگي مشترك براساس اعتمادي دو جانبه بنا مي‌شود. شك و بدگماني‌هاي بيش از حد شما‌، در نهايت او را به ستوه آورده و به سمت فرد ديگري هل مي‌دهد! پس مواظب باشيد که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنيد.

7- خانواده همسر

نه، مطمئنا تمام خانواده‌هاي همسر آنگونه كه در فيلم‌ها به‌صورت منفي نشان داده مي‌شوند، نيستند. پس سعي کنيد که از تلقين منقي به ذهنتان کاملا دوري کنيد و اين باور را در خودتان تقويت کنيد که تفاهم بين همسر و خانواده شما اغلب مي‌تواند گرم و صميمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانيد زماني‌كه اين تفاهم به حد كافي وجود دارد‌، چيزي را به همسرتان تحميل نكنيد. چنانچه احساس مي‌كنيد كه همسرتان از رفت‌وآمد‌هاي آخر هفته كم‌كم خسته مي‌شود به او اصرار نكنيد آخر هر هفته براي ناهار با خانواده شما باشد و البته اين قاعده در مورد ميهماني‌هاي همكاران و دوستان قديمي نيز صدق مي‌كند.

8- نبود برنامه

تشكيل خانواده به معناي گذراندن زندگي بدون در نظر‌گرفتن آينده نيست. شما بايد به اتفاق هم آينده‌تان را بسازيد. از برنامه‌هاي كوتاه‌مدت (مكاني كه تعطيلات را در آنجا مي‌گذرانيد، خريد اتومبيل و…) گرفته تا برنامه‌هاي بزرگ‌تر (بچه‌دار شدن، عازم شهر ديگري شدن و…) بي‌درنگ در مورد آينده‌تان و اينكه چگونه با آن روبه‌رو مي‌شويد فكر كنيد. اين عمل روابط شما را منسجم‌تر و شور و شوق پيش‌روي در زندگي را در شما شعله ور مي‌كند!

9- سكوت

مطئنا عدم‌گفت‌وگو براي زندگي زناشويي مضر است. اين امر بنا به دلايل مختلف اغلب ناشي از كمبود وقت و يا بي‌توجهي زن و مرد نسبت به يكديگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ايم. با اين‌حال، معمولا گفت‌وگو ميان زن و مرد صورت مي‌گيرد، اما هيچ‌يك از طرفين به حرف‌هاي يكديگر گوش نمي‌دهند… در اين حالت، موضوعي را با هم مطرح كنيد و سعي كنيد حقيقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهميد. درصورت نياز، بي‌درنگ از يك روان‌درمانگر كمك بگيريد. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضي از زن و شوهرها، حرف هايي مي زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگويند، بسيار براي آن ها بهتر است… پس حالا تصميم و تشخيص آن که چگونه سکوت زندگي را بشکنيد، با خودتان است

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 19 مرداد1389ساعت 13:46  توســط fAtEmEh  | 

کلید ورود به قلب خانم ها

مردانی که به دنبال یک زندگی آرام و با نشاط هستند ، می‌بایست در ابتدا ویژگی‌های فطری همسرشان را بدانند تا بتوانند بر مبنای یک استراتژی مشخص، زندگی شیرینی را برای خود و اعضای خانواده بیافرینند.

مردان می‌توانند با شناخت این ویژگی‌ها، گام‌های بسیار بزرگی را در زندگی خانوادگی خود بردارند. با بررسی گذرایی در زندگی بسیاری از مردان بزرگ، می‌توان دریافت که نقش همسر و یا مادر آنان در موفقیت‌شان بسیار پررنگ بوده است.

از نکته‌های بسیار قابل توجه که «پرفسور حسابی» این دانشمند بزرگ ایرانی، بارها بر روی آن تاکید کرده است، نقش دو زن در موفقیت شخصی، خانوادگی، اجتماعی و علمی او بوده است و این دو زن، مادر و همسر مهربان و صبورش بوده‌اند.

در این مقاله، سعی می‌شود کلیدهای اصلی قلب زنان برای مردانی که علاقه‌مندند زندگی شیرین و بانشاطی داشته باشند ، مطرح گردد.

البته باید توجه داشت که تنها با دانستن این کلیدها، کاری از پیش نمی‌رود بلکه باید در خصوص تک‌تک موردها، اقدام‌ مناسب و شایسته انجام داد و هر روز زندگی خویش را شیرین‌تر و جذاب‌تر نمود.

مردان علاقه‌مند به یک زندگی پویا و زیبا، مطمئن باشند با رعایت نکته‌های این دو مقاله ، بی‌شک زندگی آنان دچار تغییر و تحول‌های مثبت خواهد شد:

در این مقاله به دو کلید اساسی و در مقاله ی بعد به بررسی ۳ کلید راهگشای دیگر می پردازیم :

کلید اول: توجه

خانم‌ها دوست دارند که همسرشان به آنان توجه نماید و با این اقدام به احساس خوب و آرامش‌بخشی دست می‌یابند.آنان دوست دارند اگر در خانه، کوچک‌ترین اقدامی را انجام دادند ، از جانب همسرشان مورد توجه قرار گیرد. به عنوان نمونه:

اگر آنان در دکوراسیون وسایل خانه، تغییری ایجاد کردند و یا لباس جدید و زیبایی پوشیدند، دوست دارند به سرعت، عکس‌العمل همسرشان را ببینند. مردانی که از شدت خستگی و یا عدم اطلاع، اقدام مناسبی انجام نمی‌دهند، به‌طور معمول، همسرشان بعد ازمدتی، دچار احساس بی‌توجهی و در بسیاری از مواقع، افسردگی می‌شود.

پس آقایان محترم از این پس، یادشان باشد که با یک جمله‌ی بسیار ساده و دلنشین، می‌توانند توجه خود را به همسرشان نشان دهند و او را نسبت به زندگی، دلگرم نمایند و ببینند این توجه چه اثرهای مثبتی در زندگی آنان ایجاد خواهد کرد.

تمرین‌ ۱:

هر روز قبل از ورود به خانه، همه‌ی مشکل‌های محیط کار را فرامش کرده و با لبخند و روحیه‌ای مثبت ، وارد خانه شوید و سعی کنید با جمله‌های انرژی‌بخش ، توجه خود را به همسرتان نشان دهید و بعد ببینید چه‌قدر زندگی ، شیرین‌تر می‌شود.

کلید دوم: احترام

خانم‌ها شیفته‌ی احترام و تکریم هستند. آنان دوست دارند در هر شرایطی، همسرشان به آنان احترام بگذارد. آقایان با احترام گذاشتن به همسرشان، اعتماد به نفس آنان را افزایش می‌دهند.

خانم‌ها علاقه‌مندند که در جمع خانواده، همسرشان آنان را با نام زیبا و محترمی، صدا زده و در محیط‌های خانوادگی از آنان تعریف کند. اگر مردی چنین اقدامی را انجام دهد، به‌سرعت شاهد قدردانی همسرش با یک جمله و یا اقدام مثبت خواهد بود.

فرزندان یک خانواده نیز وقتی احترام پدر و مادر را می‌بینند ، یاد می‌گیرند که همواره حرمت مادر را حفظ نموده و او را مورد احترام قرار دهند. البته احترام همیشه دو طرفه است ولی حساسیت این موضوع برای خانم‌ها بسیار بیش‌تر است. در ضمن ، خانم‌ها فوق‌العاده علاقه‌مند به تکریم پدر و مادرشان از جانب همسرشان هستند.

منبع: وبلاگ روان شناسی و مشاوره

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 17:59  توســط fAtEmEh  | 

چرا شوهرتان با شما كم سخن مي‌گويد؟!

‏شايد تا به حال به اين موضوع فكر كرده‌ايد كه چرا برخي از رفتار مردان منطقي و قابل توجيه نيست! اينكه آنان خود را تافته جدا بافته مي‌دانند. ولي همين مردان در برقراري ارتباط با هم‌جنس‌هاي خود بسيار پر حرف و معقول به نظر مي‌رسند. حال چرا و چگونه اين قبيل مردها در رفتارها و برخوردهايشان با همسران خود، اندكي تأمل يا بي‌توجهي نشان مي‌دهند، بسي جاي تفكر، انديشه و تأمل دارد. البته نمي‌خواهيم همه را به يك چشم بنگريم و اين يك قانون كلي نيست! نه نمي‌خواهيم از اصل «تعميم» كه در روانشناسي تعريف شده است، استفاده كنيم.

ولي با اندكي بينش و آگاهي، به اين واقعيت دست مي‌يابيم كه برخي از مردان آن چنان تمايلي ندارند كه با همسران شان سخن بگويند يا به عبارت بهتر آنان با همسران خويش، كمتر سخن مي‌گويند!

حال چرا اين رويكرد شكل مي‌گيرد و اينكه ديدگاه و نگرش مردان در قبال اين برخوردشان چه مي‌تواند باشد، خود مقوله‌اي است كه نياز به بررسي دقيق روانشناسانه و علمي‌ دارد.

شايد با مطالعه و بازبيني در رفتار مردها، بيشتر بتوانيم در عملكردشان به نكات مهم و قابل‌توجهي دست پيدا كنيم و البته اين ميسر نخواهد بود، مگر با اندكي صبر، حوصله، شكيبايي و نيز مهم‌تر ازهمه گذشت زمان!

پس شما نيز با ما همراه باشيد تا بتوانيم در اين‌باره با شما به نكاتي اشاره كنيم!

در ادامه مي‌خواهم از زبان مردي كه براي مشاوره نزد من آمده بود، چند جمله‌اي را براي‌تان تعريف و نقل قول كنم.

مرد گفت: «پدرم وقتي كه من حرف مي‌زنم به من مي‌گويد: حرف زدن كار ارزشمندي نيست!»

«يادت باشد كه سكوت كردن مانند طلا با ارزش است!»

اين حرف پدرم در گوشم هميشه بوده و نمي‌دانم آيا اين روش او درست است يا خير؟!

‏حال مي‌خواهم به يك اصل كلي اشاره كنم و آن اينكه:

به طور كلي، براي يك مرد طبيعي است كه خيلي بي روح، ساكت و خشك، باشد و اين‌گونه تصور كند.

خانم‌ها به ياد داشته باشيد، كه مرد اين حالت را از دوران كودكي و بر حسب آنچه كه با او رفتار كرده‌اند، فرا گرفته است!

حتما چنين مردي، پدرش فردي سخت‌گير، منزوي، كم حرف و در يك كلام رويه پدر‌سالاري در زندگي‌اش حكمفرما بوده است!

پس چنين مردي، مفهوم و معناي حرف‌هاي روزانه اجتماعي در روابط بين آدم ها، به ويژه ارتباط با همسر را به خوبي نمي‌تواند ارزيابي نمايد.براي توضيح بيشتر بايد عنوان كرد، زماني وجود دارد كه مرد ممكن است بر خلاف آنچه كه به او آموخته شده، راز و حرف دلش را با همسرش مطرح سازد و با گونه‌اي احساسي ‌ـ ‌عاطفي در رويه زندگي اش با او برخورد و رفتار كند، ولي بيشتر اوقات واكنش‌ها و بازتاب‌هاي منفي همسرش، او را باز به همان ساختار قبلي‌اش باز مي‌گرداند. شايد بپرسيد چرا؟!

بدين دليل كه او احساس مي‌كند تمام سعي، تلاش و كوشش‌هايي را كه به كار گرفته بود تا اينكه شما (خانم) را به عنوان راز دار زندگي‌اش بداند، همگي بي‌حاصل مانده و تمام حرف‌هاي او نا بجا از آب در آمده است و بدين سان او صحبت‌هايش را با شما كه همسرش هستيد، به مرور زمان محدود و اندك مي‌كند تا اينكه به جايي مي‌رسد كه ديگر حرفي براي گفتن با شما و در حضور جمع ندارد! «آيا به نظر شما اين ساختار در قالب شخصيتي شما و همسرتان مي‌گنجد؟!»

مردان، بيشتر براي آنچه كه منجر به شوخي و خنده مي‌شود يا براي برخي رفتارها كه همسرشان را شاد كنند، دچار نوعي ترديد و شك مي‌شوند، چون نمي‌دانند كه عاقبت اين‌گونه برخوردهايشان چيست و چه پيامدهايي را مي‌تواند با خود به همراه داشته باشد؟!

پس بسياري از مردان به اين نتيجه مي‌رسند كه، اگر همسرانشان واقعا آنها را مي‌شناختنتد، هرگز از بيان اين گونه رفتار شوخي و مزاح‌گونه آنان، ناراحت و رنجيده خاطر نمي‌شدند و مي‌تواستند آن را به راحتي با شريك زندگي‌شان در ميان بگذارند و مطرح كنند. اما به جاي آن ترجيح مي‌دهند كه دهان خود را بسته نگاه دارند، حرف دلشان را نگويند و چيزي بين آنان رد و بدل نشود! حتي شايد شما اين را شنيده باشيد كه مردان در ميان خودشان بسيار اين جمله را گوشزد كرده‌اند: «به همسرت اين جمله را نگو». بنابراين مردان سعي و تلاش مي‌كنند، تا عمق و واقعيت احساسات خود را با همسرشان در ميان نگذارند.حال اين پرسش شايد در ذهن شما ( خانم‌ها )، مطرح شود كه: چرا مردها در هنگام بيان احساسات خود، احساس خطر و شك مي‌كنند؟

چرا بعضي از مردها مطرح كردن احساسات و عواطف خود را كاري سخت و خطرناك تصور مي‌كنند؟!

زماني كه مردها مي‌خواهند احساسات خود را مطرح كنند، ولي پاسخ منفي از جانب همسران خود دريافت مي‌نمايند در اين صورت است كه احساس مي‌كنند بايد ساكت، آرام و بي‌صدا بمانند!!

پس بنابراين اجازه دادن به مردان براي بيان حرف‌ها و ناگفته‌هاي دروني شان بسيار مي‌تواند از لحاظ روحي ـ رواني به آنان كمك كند تا شايد با شرايط جديد، خود را اندكي سازگار سازند. بي‌شك شما (خانم‌ها) در اين امر خطير و مهم، بايد به آنها كمك كنيد. يقين بدانيد، زماني كه شما احساسات و عواطف دروني آنان را خيلي خوب لمس مي‌كنيد و براي شخصيت آنان احترام و ارزش قائل مي‌شويد، مردان (شوهران شما)، نيز به راحتي مي‌توانند به آن اعتماد به نفس و عزت‌نفس لازم و كافي دست يابند و هر آنچه را كه در ذهن، فكر و تصورات شان مي‌گذرد، براي شما كه همسرشان هستيد، بازگو كنند. پس اندكي تلاش، صبر، حوصله و گذشت مي‌تواند ضامن، يك رابطه مشترك ايده‌آل باشد، فراموش نكنيد.حال پس از اينكه به پرسش‌هاي مطرح شده شما پاسخ داديم، درباره مقوله و پرسش ديگري با شما سخن مي‌گوييم و آن اينكه: «چرا شوهر شما مي‌ترسد كه رازهاي دروني خود را با شما مطرح كند»؟!

چرا مردها از بازگو كردن رازهاي دل خويش براي همسران شان هراس دارند؟!

در پاسخ به اين پرسش در ادامه بحث قبلي بايد بگوييم كه اساسا راحت ترين، آسان ترين و معقول‌ترين راه حل ممكن براي يك مرد اين است در صورتي با همسر خود، راز دلش را بيان نمايد كه احساساتش را مي‌پذيرد و مي‌داند چه رفتاري با او داشته باشد. ‏

و كلام آخر اينكه:زني كه واقعا به جلب توجه و عشق شوهرش ارزش و اهميت مي‌دهد، بايد بيشتر به او توجه كند، بيشتر از گذشته به او فكر كند، به او مجال انديشيدن و سخن گفتن بدهد، در بين صحبت‌هايش از خود چيزي مطرح نكند كه باعث رنجش خاطر آن مرد شود.

پس خانم‌ها، براي اين‌گونه رفتارها و بهتر شدن رابطه‌تان با همسر خود، بايد درباره همسرتان در تمام مسائل و رويدادهاي زندگي مشترك، نظر مناسب و خوبي داشته باشيد و همواره و در تمام مراحل زندگي خود را شريك زندگي، آن هم به معناي واقعي‌اش بدانيد.

محمدرضا دژکام

سایت خانوتده سبز

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 17:54  توســط fAtEmEh  | 

علائمي که آقايان بايد جدي بگيرند

نگوييد خودش خوب مي‌شود

يکي از موضوعات مورد علاقه خانم‌ها، صحبت از بيماري‌ها و مشکلات خودشان و يا ديگران است. در مهماني‌ها گهگاه خانم‌هايي را مي‌بينيم که علايم بيماري‌شان را براي همه توضيح مي‌دهند، آدرس مطب پزشکان را رد و بدل مي‌کنند و حتي براي هم، نسخه‌ تجويز مي‌کنند. اين مساله از نظر روان‌شناسان توجيه شده است. به عقيده آنها، خانم‌ها بيشتر به علايم بدن‌شان گوش مي‌کنند و به پزشک مراجعه مي‌کنند، اگر چه گاهي اوقات مشکل خاصي وجود ندارد، اما به‌ طور کلي اين روحيه خانم‌ها موجب مي‌شود، زودتر بيماري‌ها در آنها تشخيص داده شود و از سلامت بيشتري برخوردار باشند.

درباره آقايان، اين مساله برعکس است. بسياري از آقايان دوست ندارند به پزشک مراجعه کنند و بعضي دوست ندارند حتي به بيماري فکر کنند. به همين دليل، به عقيده برخي روان‌شناسان، اين دسته از آقايان از مکانيسم "انکار" استفاده مي‌کنند. به گفته آنان، برخي آقايان مانند کبک سرشان را زير برف مي‌کنند و اميدوارند با بيرون آوردن سرشان، مشکل‌شان هم برطرف شده باشد.

"خودش خوب مي‌شود"، اين همان جمله معروفي است که آقايان راجع به علايم بيماري‌شان مي‌گويند و اغلب اين افراد زماني به پزشک مراجعه مي‌کنند که بيماري در مراحل پيشرفته خود است. تازه در اين مرحله هم همسرشان مجبورشان کرده تا به پزشک مراجعه کنند. بررسي مراکز درماني مختلف و بيمارستان‌ها هم اين مساله را، که آقايان بسياري از علايم غيرطبيعي بدن خود را ناديده مي‌گيرند، تاييد مي‌کند.

طبق مطالعات انجام شده، پنج علامت زير شايع ‌ترين علايمي هستند که آقايان از آنها غفلت مي‌کنند.

1- درد قفسه‌سينه

شايد فکر کنيد اين آخرين علامتي باشد که فردي ممکن است فراموش کند و يا چه‌طور ممکن است کسي به درد قلبي توجه نکند؟

اما متخصصان مي‌گويند اين اتفاقي است که هميشه مي‌افتد. اغلب آقايان فکر مي‌کنند اين فقط مشکل کوچکي است؛ يا سوءهاضمه دارند و درد قلبي خود را به درد معده نسبت مي‌دهند و يا به علت استرس و فشار کار، کمي به قلب‌شان فشار آمده که با استراحت خوب مي‌شود، در حالي که در تمام اين مدت ممکن است يک مشکل قلبي در حال شکل گرفتن باشد.

به گفته يک متخصص قلب، شايع ‌ترين علامت پيش از يک سکته قلبي در آقايان، ابتدا درد قفسه سينه و سپس انکار آن از سوي بيمار است!

با هر نوع احساس ناراحتي و درد در قفسه‌سينه و فشار قلبي و يا تنگي نفس و درد تير کشنده، بايد هرچه سريع‌ تر به پزشک مراجعه کرد.

2- شکم بزرگ

متخصصان تغذيه معتقدند که چربي شکم بدترين نوع چربي است که به راحتي نمي‌توان از شر آن خلاص شد.

در حالي که خانم‌ها هر نوع رژيم لاغري‌اي را امتحان مي‌کنند تا در يک فرم سالم و مناسب قرار بگيرند، ولي بسياري از آقايان تنها کاري که مي‌کنند اين است که به سايز شلوارها و کمربندهايشان اضافه مي‌کنند.

شکم بزرگ و چاقي مردان مي‌تواند علامت خاموش چند بيماري باشد. بزرگ شدن شکم نشانه کاهش تستوسترون (هورمون مردانه) است و از طرفي مي‌تواند احتمال ابتلا به ديابت و بيماري عروق کرونر قلبي را افزايش دهد و يا نشانه بالا بودن کلسترول خون باشد، در حالي که بعضي آقايان آن را به عنوان ژستي مردانه دوست دارند.

3- بي‌ميلي جنسي

در بسياري از مواقع اين بي‌ميلي جنسي ممکن است ناشي از مسايل روحي و رواني باشد، اما نبايد آن را ناديده گرفت. طبيعي بودن ميل جنسي نشانه‌اي از سلامت کلي بدن است.

بي‌ميلي جنسي شايد ناشي از مشکلات عروق خوني آلت تناسلي باشد که خود نشانه‌ مشکلات عروق خوني قلب و مغز است.

متخصصان مي‌گويند آقايان به جاي استفاده از قرص‌هايي مانند وياگرا بايد يک بار هم به پزشک مراجعه کنند تا درباره مشکلات جنسي‌شان با او مشورت کنند.

به ‌طور معمول، در اين مواقع پزشک به دنبال بيماري عروق کرونري قلب، فشار خون بالا و کلسترول بالا خواهد بود که مي‌توانند اختلالات نعوذي را به دنبال داشته باشد.

4- تکرر ادرار

"چيز مهمي نيست، لابد هندوانه زياد خورده‌ام!"

تکرر ادرار از آن علايمي است که اغلب آقايان آن را علامت طبيعي بالا رفتن سن مي‌دانند و بدون آنکه علت آن را بدانند، به آن توجه نمي‌کنند.

تکرر ادرار در آقايان مسن، اغلب به دليل بزرگي خوش‌خيم پروستات به وجود مي‌آيد که قابل درمان است. پروستاتيت (التهاب پروستات) به دليل عفونت يا تحريک هم مي‌تواند تکرر ادرار را موجب شود.

اندازه‌گيري PSA (آنتي‌ژن اختصاصي پروستات)، معاينه پروستات و‌ آزمايش‌هاي کليوي، حتما بايد پس از مراجعه به متخصص بيماري‌هاي مجاري ادراري انجام شود.

5-اعتياد به داروهاي مجاز

"هر شب بايد يک ديازپام بخورم وگرنه خوابم نمي‌برد."

اغلب آقايان تصور مي‌کنند اعتياد فقط استفاده از منقل و وافور است و متوجه نيستند که گاهي يک قرص استامينوفن ساده هم مي‌تواند آنها را معتاد کند.

در بسياري از اين افراد شايد يک کمردرد، آرتروز کتف، دل‌درد و يا بي‌خوابي مقدمه استفاده از داروهاي تجويز شده از سوي پزشک باشد و چند سال بعد مي‌بينند که بايد هنوز از آن قرص‌ها استفاده کنند و به آنها عادت کرده‌اند، در حالي که از آن مشکل اوليه خبري نيست.

اعتياد به داروهاي مجاز، مساله‌اي است که بسياري از آقايان به هيچ‌‌ وجه متوجه آن نيستند و آن را طبيعي مي‌دانند، در حالي که عادت به مصرف اين داروها چيزي کم از يک اعتياد واقعي ندارد و همان مشکلات را به دنبال دارد و بايد به آنها عوارض جانبي داروها را هم اضافه کرد.

داروها را بايد فقط بر اساس دستور پزشک و در مدت زمان تعيين شده مصرف کرد و در صورت اعتياد به دارويي خاص به هيچ وجه ناگهان مصرف آن را قطع نکرد.

سيد احسان بيکائي

منبع:تبیان 

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 17:31  توســط fAtEmEh  | 

زير دست بودن براي مرد در خانواده

كيهان :زير دست بودن براي مرد در خانواده مشكل است ولي براي زن نه

«مردان را بر زنان تسلط و حق نگهباني است به واسطه آن برتري كه خدا بعضي را بر بعضي مقرر داشته
و هم به واسطه آنكه مردان از مال خود بايد به زن نفقه دهند...» آيه 34 سوره مباركه نساء

همانطور كه مي دانيد مسئله طلاق و از هم پاشيدگي خانواده ها يكي از مسائلي است كه به دليل شيوع بي رويه و بي حد و حصر توجه همه صاحبنظران و كارشناسان امور اجتماعي و خانواده را به خود جلب نموده است.

البته اين مسئله در جوامع غربي و كشورهايي كه از لحاظ صنعتي و علوم طبيعي پيشرفته تلقي مي شوند به دليل فاصله گرفتن با ارزش هاي ديني و جايگزيني ارزش هايي به ظاهر روشنفكرانه و بشردوستانه به بهانه رسيدن زنان به حق و حقوقشان، چشمگيرتر است.
لذا بنده به عنوان شهروندي مسلمان و شيعه مذهب بر آن شدم تا با استناد به قرآن كريم و پاره اي از استدلالات عقلي به تبيين و بررسي يكي از علل و شايد عامل اصلي اين پديده (از هم پاشيدگي خانواده ها، وجود نزاع و كشمكش بي مورد و بيش از اندازه در آنها و تزلزل در بنيان خانواده) كه چيزي جز «تضعيف مديريت» دراين گروه كوچك نيست بپردازم و از دست اندركاران نشريه كيهان خواهشمندم با رعايت بي طرفي نسبت به چاپ اين مقاله دراين روزنامه مردمي اقدام فرمايند.

در ابتدا بحث را با اين سؤال آغاز مي كنيم كه آيا تا به حال فكر كرده ايم كه چرا و به چه دليل بايستي در برابر اسلام و احكام و قوانين اسلامي راه تسليم را درپيش بگيريم؟ و چرا پيغمبر اسلام(ص) فرموده است كه سعادت و خوشبختي آدمي درگرو اطاعت كامل از خداوند است؟

جواب اين سؤال خيلي واضح است به اين دليل كه عقل ما قطره اي از اقيانوس بي منتهاي عقل الهي است و قادر به درك بعضي از حكمتها و مسائل نمي باشد و لذا اگر با اين عقل كوچك نتوانستيم حكمت بعضي از احكام و قواعد اسلامي را دريابيم نبايد آنها را رد كرده و يا درصدد تعيين جايگزيني براي آنها باشيم.
در دين مبين اسلام و مذهب تشيع مقام ر ياست در خانواده برعهده مرد است كه در اينجا به تجزيه و تحليل اين مسئله با تكيه بر ادله عقلي مي پردازيم:

الف- از لحاظ اجتماعي هرگروه براي نيل به اهدافش نيازمند يك مدير است و وجود رئيس و مدير جزو اركان اصلي هرگروه مي باشد
اگر خواسته باشيم در مقياس وسيع مثالي بزنيم حكومت صدام را در كشور همسايه عراق مدنظر قرار مي دهيم: صدام فردي ديكتاتور، فاسد و ستمكار بود و بيدادگري و جنايات او بر هيچ كس پوشيده نيست
اما با وجود اين به محض سرنگوني حكومت وي پس از حمله آمريكا و انگليس تا زماني كه اعضاي دولت جديد روي كار آمدند هرج و مرج به گونه اي عراق را فراگرفت كه غارتگران و فرصت طلبان در ملأعام به مغازه ها و خانه هاي مردم هجوم برده و اموال آنان را به يغما بردند اين نشان مي دهد كه وجود يك رئيس و حاكم- هرچند ظالم و خودرأي- از نبود او در گروه بهتر است و خانواده نيز به عنوان يك گروه كوچك از اين قانون مستثني نيست. البته بايد رئيس خانواده قاطع و درعين حال رئوف باشد.

ب- از ديدگاه روانشناسي مرد موجودي مغرور است (البته اين غرور به معناي تكبر نيست) و زيردست بودن در خانواده براي او بسيار دشوار و در بعضي از مواقع نيز غيرممكن است اما زن موجودي عاطفي و انعطاف پذير است و زيردست بودن براي او به اندازه يك مرد مشكل ساز و غيرقابل تحمل نيست.

ج- برهيچكس پوشيده نيست كه قوه عقل و منطق در مردان عموما غالب بر احساسات مي باشد (مگر در موارد استثنا) و درعوض زنان از احساسات بالايي برخوردارند كه ممكن است در برخورد با مسائل مختلف قوه تفكر و منطق آنان را تحت الشعاع قرار دهد.

د- عدالت خداوندي به معناي برقراري تشابه بين افراد نيست بلكه عدالت خداوند به معناي قراردادن افراد و اشياء در جايگاه شايسته خود و بهره مندي هرشخص نسبت به قابليت ها، استعدادها و توانايي هاي اوست. زن و مرد هر كدام از توانايي ها و استعدادهاي مخصوص به خود برخوردارند و براين اساس مديريت خانواده با تكيه بر قابليت هايي كه در مرد وجود دارد به وي سپرده شده است و درعوض زنان چون از احساسات و عواطف بالا و همچنين والايي بهره مند هستند مسئوليت پرورش فرزندان را كه امري بسيار مهم و خطير است برعهده دارد و فرزندان رشيد در دامن زنان پرورش مي يابند و اين از حيث معنوي ارزشي كمتر از مديريت ندارند. چونان كه حضرت امام خميني (ره) فرمودند:
«از دامن زن، مرد به معراج مي رود.»

هـ - با توجه به مبحث بالا خداوند در رابطه بين زن و مرد به جاي تساوي، تعادل برقرار كرده است مثلا مديريت خانواده با مرد است و درعوض زنان از تامين نفقه و مخارج افراد خانواده و يا دفاع مسلحانه در برابر متجاوزين به قلمرو سرزمين اسلامي (مادامي كه مردها حضور دارند) معاف مي باشند. راستي اگر هيچ تفاوتي بين زن و مرد از لحاظ انجام كارها و امورات روزمره وجود ندارد پس چرا زنها از خدمت سربازي معاف هستند؟ يا چرا پرداخت نفقه افراد خانواده فقط برعهده مرد است و در جامعه ما به عنوان يك وظيفه براي او تلقي مي شود؟

و- اگر از نظرگاه معنوي و عرفاني به قضيه نگاه كنيم
مقام ها و سمت هاي مختلف دنيايي بيشتر نوعي مسئوليت دربرابر حق الناس هستند و نه يك امتياز.

ز- همانطور كه در ابتداي كلام نيز يادآور شديم خداوند در وضع كردن هر حكم، حكمتي دارد كه شايد عقل و قوه تفكر ما قادر به درك آن حكمت ها نباشد. اگر يك اتومبيل را درنظر بگيريم سازنده و مخترع آن خود بيشتر از هركسي برنيازها و توانايي هاي آن مخلوق آگاه است و اگر قرار باشد كسي دفترچه راهنمايي براي استفاده از اين اتومبيل تهيه كند سازنده آن بر هر شخص ديگري ارجح است و لذا خداوند كه آفريننده انسان است و تدبير همه عالم به دست اوست بيشتر از هركسي از استعدادها و نيازمندي هاي انسان و ظرفيت هاي او آگاه است و لذا در قرآن كريم و احاديث انبياء(ص) و ائمه(ع) كه راهنماي بشر به سمت سعادت و خوشبختي است اين سمت دراختيار مرد قرارگرفته است و آدمي در هر درجه از علم و دانش در جايگاهي نيست كه در رد يا اثبات آن مباحثه يا تبادل نظر كند.

ضمنا نبايد از نظر دور داشت مرد براي اعمال مديريت بايستي قدرتمند بوده و از مكانيزم ها و اهرم هايي براي پيشبرد اهداف خانواده و برقراري نظم و انضباط برخوردار باشد كه قرآن كريم به چند مورد از اين اهرم ها در رابطه با زنان اشاره مي كند كه در آيه 34 سوره نساء به تفصيل آمده است.

تضعيف مديريت مرد در خانواده يعني تضعيف بنيان خانواده و ازهم گسيختگي آن كه ثمره اي جز بحران هاي عاطفي در جامعه و تحت تاثيرقراردادن ساير خرده نظام هاي اجتماعي نخواهد داشت.

البته نبايد فراموش كرد كه مرد ضمن عهده دار بودن اين سمت كه- البته مسئوليت او را در درگاه خداوند بيشتر مي كند- بايستي براي خواسته ها و نظرات افراد مختلف گروه اهميت و احترام قائل شده و در صورت معقول و منطقي بودن آنها درتصميم گيري ها لحاظ كند و بدان جامه عمل بپوشاند و در برخورد با مسائل و امورات مختلف صادقانه برخورد نمايد و بين افراد عدالت برقرار كند و بر آنها ستم ننموده و خوش رفتار باشد و درغيراين صورت با غضب خدا و در نتيجه عذاب او در دنيا و آخرت مواجه خواهدشد.

مرد موظف است مقام زن را احترام كند و بداند كه اعمال زن در خانه نه وظيفه او بلكه به قصد ايجاد مودت صورت مي گيرد، همچنان كه قرآن هم چنين مي فرمايد.

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 17:24  توســط fAtEmEh  | 

زن ها: بدون مردها چقدر خوش می گذرد!

یک زن با لباس تی شرت قرمز رنگ در حال دایره زدن در پارکی واقع در تهران است و همزمان دختر نوجوان وی در نزدیکی اش می رقصد و موهایش در هوا پیچ می خورد.

به گزارش بلومبرگ در توصیف این صحنه - که از قرائن مشخص است چندی پیش و قبل از سرد شدن هوا تهیه شده - می نویسد: "در هر نقطه دیگری در ایران پلیس مانع از اقدام این مادر و دختر خواهد شد و احتمالاً آنها با خطر بازداشت روبرو می شوند، اما اینجا، در اولین پارک مختص زنان در پایتخت کشور اسلامی، تعداد زیادی از زنان با لباس های تابستانی در فضای سبز جمع شده اند تا به گفتگو و شادی بپردازند.

«ستاره سبزواری»، 40 ساله، می گوید: "بدون حضور مردان ما بسیار خوش می گذرانیم و خوشحال هستیم!"

پارک زنانه موسوم به «بهشت مادران» در ماه می (اردیبهشت) امسال به روی زنان گشوده شد، جایی که در آن زنان می توانند روسری های اسلامی خود را درآورند و آرایش کنند تا بدون حضور هر فرد مزاحمی از گرمای خورشید لذت ببرند و بازی کنند.

هرچند این پارک پذیرای بازدیدکنندگان پرشماری است اما بازگشایی آن به بروز نگرانی هایی در خصوص احتمال ترویج جدایی زنان و مردان (تفکیک جنسیتی) انجامیده است، دقیقا یک دهه پس از آنکه زنان به آزادی های بیشتری برای تعامل با مردان و مشارکت بیشتر در ورزش های علنی، ولو با حفظ پوشش کامل موها و بدن هایشان، دست یافتند.

دکتر «رزا قراچورلو» استادیار دانشکده حقوق دانشگاه آزاد تهران می گوید: "چنین ابتکاراتی (پارک زنانه) تا زمانی مثبت است که زنان آزادی انتخاب کردن داشته باشند، من نمی خواهم این فقط در یک قانون خلاصه شود یا به یک دستور تبدیل شود. چه می شود اگر به کتابخانه های عمومی یا سینماها نیز گسترش پیدا کند؟"

دفتر شهردار تهران با رد انتقادات وارده در خصوص «بهشت مادران» که روزانه به طور متوسط یک هزار نفر بازدیدکننده دارد می گوید: "این پارک در پاسخ به درخواست های زنان ایجاد شده است. دومین پارک زنانه تهران در ماه اوت بازگشایی شد و طرح هایی برای افتتاح چهار پارک دیگر وجود دارد."

«محمد معینی» یک سخنگو و مشاور منطقه 3 شهرداری تهران که این پارک در آن واقع شده معتقد است: "این ها راه حل های عملی هستند که اولاً به اعتقادات مذهبی احترام می گذراند و ثانیاً همراستا با قوانین جمهوری اسلامی است."

وی اضافه می کند: "شما ترجیح می دهید که با مانتوی اسلامی ورزش کنید یا بدون آن؟ این ربطی به تفکیک جنسیت ندارد. تنها فرصت های برابری به زنان در شهر داده شده است."

تفکیک جنسیت در مقابل فرصت

با این حال «نیره توکلی»، یک جامعه شناس نظری مخالف دارد و می گوید: "ایجاد این پارک فرصت هایی برای زنان ایجاد می کند اما شامل فرصت های برابر نمی شود. «برابر» به این معنی است که زنان دسترسی مشابهی به هر پارک دیگری در شهر داشته باشند."

براساس این گزارش «بهشت مادران» در فضایی به مساحت 15 هکتار از یک پارک در شمال تهران واقع شده که درختان بلند و زمین شیب دار آن در کنار دیوارهای آهنی در برخی نقاط زنان را از نگاه های نامحرم پنهان کرده است. یک تیم شامل 15 نیروی امنیتی به نگهبانی در محل درهای ورودی مشغولند تا مانع از دیدزنی چشم چرانان شوند.

همچنین این پارک توسط یک تیم 35 نفره از زنان اداره می شود. یک مسیر دوچرخه سواری 4 کیلومتری، یک زمین هاکی روی چمن، زمین های بسکتبال و بدمینتون و اهداف تیر و کمان در این پارک به چشم می خورد. دوچرخه ها را می توان با قیمت 10 هزار ریال در ساعت (معادل حدود یک دلار) اجاره کرد. کلاس های ورزش های هوازی و یوگا نیز در پارک تعبیه شده است.

قدم زدن زیر آسمان

تنها در روز تعطیل جمعه هاست که پارک درهای خود را به روی کلیه اعضای خانواده از جمله مردان می گشاید.

«پانتا ابراهیمیان» می گوید: "بهشت مادران یک اقدام خوب است به ویژه در شهری که خانواده های معدودی در آن دارای باغ اختصاصی دارند و این تا وقتی خوب است که زنان از رفتن به سایر پارک ها منع نشوند."

این دختر 22 ساله که با یک لباس نیم تنه صورتی رنگ و یک دامن کوتاه برای حمام آفتاب گیری به پارک آمده اضافه می کند: "هر زن ایرانی در رویای این است که بتواند با این سر و وضع در زیر آسمان قدم بزند."

بلومبرگ با اشاره به وضع قوانین حجاب در ایران پس از انقلاب اسلامی می نویسد: "در دوران ریاست جمهوری خاتمی از سخت گیری ها کاسته شد و زنان شروع به پوشیدن روسری های رنگی، مانتوهای کوتاه و تنگ کردند. زنان اجازه یافتند با مردان در مکان های عمومی مراوده کنند.

اکنون «هومن هویت دوست» مدیر اولین باشگاه این رشته تنها مشتریان مرد را قبول می کند.

از نظر خانم «سبزواری» در حالی که زنان همچنان ترغیب به پوشیدن لباس های سنگین و رفتار با حجب و حیا می شوند، ایجاد پارک زنانه یک راه میانه خوب و به عبارتی یک غنیمت محسوب می شود.

وی می گوید: "در اینجا ما می نمی توانیم مطابق میل خوب لباس بپوشیم و در مکان های عمومی خوانندگی کنیم! اما اینجا (پارک زنانه) شبیه خانه مان است و فقط سقف ندارد."

منبع:عصر ایران

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 17:4  توســط fAtEmEh  | 

چند نشانه خيانت يک زن

واقعا در روابط زناشويي چيزي بنام يک "رابطه کامل" کمتر وجود دارد و متاسفانه با اين که شما تصور ميکنيد همسرتان بسيار به شما علاقمند است احتمال (تکرار مي کنم احتمال)خيانت او وجود.

بخاطر داشته باشيد: زنان بسيار نکته بين و دقيق هستند و درصورت خيانت مانند يک تبهکار حرفه اي ردي از خودشان باقي نمي گذارند بنابراين شما بايد خوب حواستان را جمع کنيد. در زيـر 10 نشانـه اصلي که ممکـن است ( نه لزوما" ) دليـل خيـانت يـک زن باشد را مي خوانيد:
فاصله گرفتن و جدايي از خانواده

اين واقعيت که او ديگر علاقه اي به رسيدگي امور خانواده ندارد و تمايلش را به برقراري رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت مي دهد، مـي تواند دليـل بر پشيماني و ندامت ناشي از خيانت باشد. او ممکن است بخاطر خيـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان يا خانواده شما او را به ياد گناهانش بيندازد.بنابراين هرچقدر او در صداقت و درستي قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتري خواهد شد.

افزايش پرخاشگري و ستيزه جويي

آن روزهاي تفاهم و همدلي و رضايت که با هم داشتيد به پايان رسيـده. اخيرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکايت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه اي بـراي نـزاع و تخريب شخصيت شما استفاده ميکند. نق زدنها به او کمک مي کند تا احساس گناه را از بين برده و يا حداقل کمترکند. بنابراين اگر عيب جوييهاي او از شما بصورت يک عادت درآمده کمي دقت کنيد ببينيد چه اتفاقي در حال افتادن است.

دوستي با فردي جديد

يک از نشانه هاي شروع خيانت قرار گرفتن فردي جديد در سر راه اوست که ممکن است از طرف او "همکار" يا "دوست قديمي" اطلاق شود. او از بيان جزئيات دوستي با فرد جديد خودداري کرده و سعي در پوشاندن آنها دارد.

 ممانعت از پاسخگويي به سؤالات ساده

هـميشه نسبت بفردي که حتي از پاسخگويي به ساده ترين و منصفانه ترين سوالات شما سرباز مي زند و يا سـوالات شما را از خودتان مي پرسد ( اين امر نشانگر يافتن يک جستجوي ذهني براي دروغگويي است ) ضنين و مشکوک باشيد. هشيار باشيد در مورد دير آمدن ها به خانه و ايـنکه او با غرولند در جواب سوال شما مي گويد: " چرا مي خواي بدوني کي از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتي که هميشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولي اکنـون با حالت تدافـعي و جبـهه گيرانه علاقه اي به جواب دادن آنها ندارد، بـدانيد که او چـيزي ( يا کسي....) را از شما پنهان ميکند.

ايجاد تغييرات در عادت ها

اگر او سرش جاي ديگري گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغييراتـي در انـجام عـادتها و کارهاي روزمره اش خواهيد شد. ديگر تمايلي به سينما رفتن وجود ندارد و صحبتي از شرکت در کلاسـهاي آموزشـي نمي شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جديدشان ملاقات کنند و اين امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغوليات گذشته مي گردد.

افزايش آرايش و آراستگي

هـمانگونه که خود شما در ابتداي ارتباطتان سعي در نشان دادن محاسن خود به يکديگر داشتيد، اکـنون او نـيز بصورت ناگهاني اصرار در آرايش بيشتر و تغيير لباس و دگرگون کردن ظاهر خود براي فردي ديگر دارد.

افزايش استقلال و خودکامگي

يک نشانه مهم کج روي اين است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاري پيش مي رود. او ديگر نمي گويد "ما" مي گويـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام مي دهد و تمايلي به مشورت در مورد انديشه هاي آينده زندگي ندارد. او طوري رفتار ميکند که به شما بفهماند ديگر نيازي به نگهداري شما ندارد.

افزايش مشغوليتها

او ميگويد ديگر وقت انجام فعاليت هاي فوق برنامه را با شما ندارد با اينحال وقتي که "دوستش" با او تماس مي گيرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـيرون مي رود. او بسيار زياد براي "کار" از خانه خارج مي شود.

بي تفاوتي و بي اهميتي

چه چيزي بدتر از اين اســت که همسـر شـما تقريبا در مـورد همه چيز نق بزند؟ به نظر مي رسد بدتر اين باشد که او ديگر توجه نکند که حتي شـما يک مـوجود زنده هستيد. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جويي و گيـر دادن سر هر موضوع ) يک نــشـانه خيانت محسوب ميگردد بر عکس آن هم يعني بي اهـميتـي در انجام کارهاي شما نيز دليلي محکم است. ديگر براي او فرقي نميکند که شما کجا ميرويد و چه کار مي کنيد. اگر عقيده خود را مثلا" در مورداحساس خود و يا ظاهر او ابرازکنيد با جوابي سرد مواجه خواهيد شد. بعبارت ديگر او همـان اندازه اهميتي که شما براي موضوعات مختلف قائل هستيد، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقيما" در رابـطه شـما تاثير گذار باشد.

واقعيت گرا باشيد:

 با اين فکر که همسرتان هيچ وقت به شما خيانت نمي کند، خودتان را فريب ندهيد و از طرف ديگر فورا" او را متهم به خيانت نکنيد. اگر هـمسر شما داراي يک از نشانه هاي فـوق بـود، دلـيل بر ايـن است که احتـمـالا" چيـزي در اين رابطه غلط مي باشد و لزوما" دليلي بر اتهام نهايي نيست. در هر حال بـا خـواندن ايـن مقاله فرصني مناسب براي شما پيش مي آيد تا بـتـوانيد برخورد و ديدگاه منطقي تري نسبت به مسائل داشته باشيد.

موضوع مهم تر اينکه:

 اجـازه نـدهيد آنچه که ممکن اسـت تنها يک حس حسادت در شما باشد باعث تخريب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاري و نتيجه گيري زود هنـگام ممکن اسـت يک رابطه را براي هميـشه از بين ببرد پس همه حقايق را پيش از روبرو شدن با وي درنظر داشته باشيد

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 16:59  توســط fAtEmEh  | 

رازهايي از سبک هاي ارتباطي زن ها

زني پس از صرف شام به همراه شوهرش بر روي کاناپه مي نشيند. شوهرش کنترل تلويزيون را بلند مي کند و آماده است تا تلويزيون را روشن کند. زن به شوهرش رو مي کند و مي گويد: «عزيزم، بيا اول يه خورده صحبت کنيم.»مرد در حالي که سريعاً حالت تدافعي به خود مي گيرد مي گويد: «چرا؟ مگه مشکلي پيش اومده؟»

5راز ارتباطي با زن ها :

راز (1):زن ها عاشق حرف زدن و صحبت کردن هستند، زيرا حرف زدن توليد کننده ي ارتباط است.
راز (2):زن ها با صداي بلند فکر مي کنند و با صداي بلند نيز احساس مي کنند!
راز (3):زن ها همواره با ذکر جزئيات همه چيز را بيان مي کنند.
راز (4):زن ها از صحبت کردن و حرف زدن به عنوان روشي براي تخليه ي تنش هاي خود استفاده مي کنند.
راز (5):زن ها هميشه ناراحتي و نگراني خود را کمتر از آنچه به راستي هست نشان مي دهند.

راز ارتباطي (1):

«زن ها عاشق حرف زدن و صحبت کردن هستند زيرا حرف زدن توليد کننده ي ارتباط است»

زني پس از صرف شام به همراه شوهرش بر روي کاناپه مي نشيند. شوهرش کنترل تلويزيون را بلند مي کند و آماده است تا تلويزيون را روشن کند. زن به شوهرش رو مي کند و مي گويد: «عزيزم، بيا اول يه خورده صحبت کنيم.»
مرد در حالي که سريعاً حالت تدافعي به خود مي گيرد مي گويد: «چرا؟ مگه مشکلي پيش اومده؟»

آيا تبادل فوق براي تان آشنا نيست؟ چنانچه تا به حال با کسي رابطه داشته ايد، مطمئنم که تبادل فوق براي تان آشناست.نظير همين صحنه هر روزه شايد ميليون ها بار در خانه هاي سراسر دنيا ميان زن ها و مردها اتفاق مي افتد. بدين ترتيب که زن ها سعي مي کنند با شوهرانشان صحبت کنند و مردها نيز سعي مي کنند به هر قيمت که شده از آن سرباز بزنند.براي بسياري از مردها کلمات «بيا حرف بزنيم» کلمات وحشتناکي هستند.به محض اين که اين سه کلمه را مي شنوند، آه مي کشند، غرغر مي کنند، دندان هايشان را به هم فشار مي دهند و خود را مهياي نبرد مي کنند.حال چه با «مگه مشکلي پيش اومده» پاسخ گويند و چه با «مگه مجبوريم؟» يا:«اُه، خداي من، اين دفعه چي شده؟» يا:«بذار يه دقيقه آسايش داشته باشم. تمام روز سخت کار کرده ام.» پيامي که به زن ها مخابره مي شود در هرحال يک چيز است: «نمي خواهم با تو صحبت کنم.»

گذشته از اين که چقدر مردها را خوب درک مي کنيم يا اينکه چند بار اين اتفاق برايمان مي افتد، اما با وجود اين مي رنجيم و از اين گونه پاسخ سر درگم و سرخورده مي شويم.چرا؟ زيرا ما زن ها عاشق صحبت کردن هستيم بخصوص با شوهرمان.به علاوه صحبت کردن موجب توليد ارتباط، نزديکي و صميميت مي شود.آيا بايد دلايل ديگري نيز داشته باشيم؟ آيا صرف ميل و نياز به احساس نزديکي و صميميت با مردي که دوستش داريم کافي نيست که بخواهيم با او صحبت کنيم . به همين دليل است که وقتي مي گوييم «بيا صحبت کنيم» و در جواب مي شنويم که: «چرا؟ مگه چي شده؟» يا: «اَه، دوباره شروع شد.» گيج و سردرگم مي شويم.گويي تنها هنگامي مي شود صحبت کرد که مشکل بزرگي وجود داشته باشد.

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:

زن ها نياز به دليل خاص به خصوصي براي صحبت کردن با مرد زندگي شان ندارند.
لازم نيست هدف يا مقصود خاصي را از اين خواسته شان دنبال کنند.ما فقط به اين جهت دوست داريم با شما صحبت کنيم که دوست داريم با شما مرتبط باشيم.

مردان عزيز:اين يکي از مهمترين رازهايي است که بايد درباره سبک ارتباطي زن ها بياموزيد.براي زن ها حرف زدن و صحبت کردن روشي است براي عشق ورزيدن، ارتباط برقرار کردن و تبادل انرژي. هدف تنها صرف فرآيند ارتباط برقرارکردن است ونه هيچ هدف يا نتيجه ي خارجي ديگر.يک روز تمثيل جالبي دراين باره شنيدم که هنوز آن را به ياد دارم. اينکه مردها در مواجهه با اين درخواست زن شان که:«بيا صحبت کنيم» همواره به دنبال هدف و مقصود خاصي هستند، به اين مي ماند که هرگاه مردي از همسرش مي خواهد:«بيا عشق بازي کنيم»زن در جواب به او مي گويد: «چرا؟ مي خواهي بچه درست کني؟»

چنانچه زني به اين درخواست شوهرش چنين پاسخ گويد مرد چنين فکر خواهد کرد که همسرش به راستي عجيب و غريب است، اما آيا اين همان عکس العمل مردها نيست؟ گرچه عشق بازي به راستي مي تواند زني را آبستن کند و تولد بچه اي را در پي داشته باشد، اما ما انسان ها معمولاً از سر لذت طلبي يا عشق ورزي به اين کار اقدام مي کنيم بي آنکه هدف و نتيجه ي خاصي را از آن در ذهن خود دنبال کنيم.به طرز مشابهي نيز با اينکه صحبت کردن مي تواند موجب حل و فصل مشکلات شود و تبادل اطلاعات را در بر داشته باشد، اما بيشتر هدف از آن خود فرآيند مرتبط شدن آن هم توسط واژگان و کلمات است و نه هيچ چيز ديگري.

اعتراف مي کنم که گاهي اوقات هنگامي که زن ها مي گويند:«بيا صحبت کنيم» در واقع به دنبال بهانه اي مي گردند تا بمبي کلامي از گلايه ها و شکايت هايشان را بر سر نامزد/همسرشان خالي کنند.در کتاب رازهايي در باره ي مردان که هر زني بايد آن ها را بداند، زن ها را از انجام اين کار بر حذر داشته و پيشنهاد کرده ام که در عوض دورنمايي از آنچه را که مي خواهند درآن باره صحبت کنند از پيش به او ارائه دهند و از او بپرسند که آيا الآن وقت مناسبي براي صحبت کردن هست و اين که آيا نامزد/همسرشان آمادگي صحبت کردن را دارد يا نه.

اما خانم هاي عزيز:چنانچه اين عادت را داريد که بدون اطلاع قبلي به طرزي ناگهاني به نامزد/همسرتان حمله کنيد و بازتاب منفي خود را ناگهان بر سر او بريزيد او درمقابل هرگونه دعوت شما مبني بر مکالمه و گفت و گو از خود مقاومت نشان مي دهد و همواره از اين که آنچه را که مي خواهيد درباره اش صحبت کنيد ناخوشايند و گزنده باشد خواهد ترسيد.
در زير رازي بسيار مهم درباره ي زن ها آورده شده است که هم مردها و هم خود زن ها بايد آن را درک کنند:
زن ها فرآيند مدار هستند وتنها نفس فرآيند براي شان با معنا و لذت بخش است و از آن هيچ هدف، مقصود يا نتيجه ي خاصي را تعقيب نمي کنند.

زن ها فرآيند مدار هستند.صرف فرآيند انجام يک چيز براي ما ارزش دارد. چنانچه به دنبال هدف خاصي نيز باشيم، همواره به خود فرآيند نيز به همان ميزان تمرکز و توجه داريم.به همين دليل است که دو زن مي توانند در کنار هم بنشينند و بگويند: «بيا صحبت کنيم» بي آنکه به دنبال هدف يا مقصود خاصي باشند.يا باز به همين دليل است که يک مادر مي تواند بنشيند و ساعت ها با فرزندش بازي کند، بي آنکه هدف خاصي را تعقيب کند يا به دنبال آن باشد که مطلب خاصي را به او بياموزد.باز به همين دليل است که زن ها مي توانند يک روز تمام را از خودشان مرخصي بگيرند و هيچ کاري انجام ندهند ولي با وجود اين درانتهاي همان روز کاملاً احساس شادابي کنند و پر از انگيزه و انرژي باشند.

به همين دليل است که ما زن ها مي دانيم که تنها صرف بودن در کنار عزيزي که دردمند است بسيار تسلي بخش و التيام دهنده است حتي اگر چيز مهمي نيز گفته نشود.يا باز به همين دليل است که نوشتن مطالبي در دفترچه ي يادداشت شخصي مان بسيار براي ما زن ها آرام کننده است و توان بخش، حتي اگر هنوز نيز راه حلي براي مشکلات مان پيدا نکرده باشيم.بنابراين هنگامي که از همسرم مي خواهم تا با هم صحبت کنيم بيشتر وقت ها هيچ هدف خاصي را از گفت و گو دنبال نمي کنم و تنها مقصودم همان فرآيند مکالمه و برقراري ارتباط با او است. گويي مي گويم: «بيا عشق بازي کنيم منتها نه با بدن هايمان بلکه فقط با کلمات.»

در اينجا مي خواهم از فرصت استفاده کنم و به پرسشي پاسخ گويم که مردها هميشه از من مي پرسند:«چرا زن ها اين قدر صحبت مي کنند؟»خب، پاسخ من اين است که احتمالاً مي دانند که يکي از راه هاي ايجاد ارتباط، صميميت و نزديکي با مرد زندگي مان استفاده از کلمات است. کلمات مانند پل هايي هستند که ما را از دنياي شخصي و خصوصي خودمان بيرون برده و به دنياي نامزد/همسرمان وارد مي سازند و برعکس.
کلمات سکوت هاي ما را به هم مي پيوندند تا بتوانيم معشوق خود را از درون بشناسيم و او نيز از رازهاي درون ما آگاه شود.
عقيده دارم که وجود کلمات بدين منظور لازم است که انرژي بدون شکل عشق را بگيرد و آن را در جعبه هايي بسته بندي کند.سپس اين انرژي شکل يافته، احساسات ما را سيراب مي سازد به طوري که بتوانيم مجدداً آنها را به پاي همسرمان بريزيم.هرگونه ابراز عشق و محبت، تشکر و قدرداني و امتنان، هديه اي است زيبا و گرانبها که به معشوق خود ارزاني مي داريم.هربار که چيزي از خودمان ـ حال چه فکري و چه احساسي ـ را با همسرمان سهيم مي شويم، گويي بخشي از وجود خود را به او هديه داده ايم.با اين توصيف مکالمه و گفت و گو شکلي از عشق ورزي است. عشق بازي به گونه اي کلامي. به همين دليل است که زنان آن را گونه اي از پيش نوازش تلقي مي کنند.

چرا مردها مانند زن ها از صحبت کردن لذت نمي برند

اگر زن ها تا بدين حد از صحبت کردن لذت مي برند، پس چرا مردها نمي توانند از آن لذت ببرند.مردها بيشتر در اين زمينه با زن ها مشکل دارند. زيرا اساساً هدف مدار هستند.مردها صرفاً با شرکت در يک فرآيند، احساس ارزشمند بودن نمي کنند، بلکه بايد حتماً به نتيجه يا هدف مشخصي برسند.
مردها هدف مدار و راه حل مدار هستند.آن ها بايد حتماً احساس کنند که شرکت آن ها در يک فرآيند، حال چه مکالمه باشد و چه ارتباط برقرارکردن، وقت گذراني با فردي ديگر يا شرکت در يک فعاليت، هدف و منظور مشخص يا از پيش تعيين شده اي را تأمين خواهد کرد.

در زير برخي از دلايل اين که چرا مردها به همان طريقي که زن ها از صحبت کردن لذت مي برند، از آن لذت نمي برند آورده شده است:

.1 مکالمه و گفت و گو بدون يک هدف مشخص يا از پيش تعيين شده مردها را آزار مي دهد،زيرا احساس مفيد بودن و مؤثربودن نمي کنند.
به همين دليل است که مردها بيشتر به هنگام مکالمه و گفت و گو با زن ها چنين جملاتي را بر زبان مي آورند (يا دست کم اين جملات از ذهن شان خطور مي کند):
*آيا اين مکالمه نتيجه اي هم خواهد داشت؟
*آيا نکته اي در اين گفت و گو نهفته است؟
*ميشه لطفاً بري سر اصل مطلب؟
*خب، نتيجه و خلاصه ي کلام اين شد که...
*از اين صحبت ها مي خواهيم به کجا برسيم؟

آيا کلماتي را که به نحوي اشاره به هدف و منظور و رسيدن به نتيجه اي خاص در آنها مستتر است ملاحظه کرديد؟ به همين دليل که مردها هنگامي بهتر با شما ارتباط برقرار مي کنند که از پيش بدانند مي خواهند به چه چيزي برسند.آنها مي خواهند بدانند هدف ومنظور از مکالمه چيست و اين که زن زندگي شان چه خواسته يا چه نيازي از آنها دارد.

مردها به طرزي ناخودآگاه احساس فشار مي کنند که بايد همه چيز را درست انجام دهند و عملکرد و اجراي خوبي داشته باشند. بنابراين هنگامي که هدف از چيزي را ندانند گيج مي شوند و نمي دانند که بايد چه کار بکنند.به همين دليل مردها بيشتر دوست ندارند بدون اينکه از پيش به آنها «خط» داده شود خود را در مکالمه اي درگير کنند.براي يک فکر و ذهن مذکر، پرداختن به يک مذاکره و گفت و گو بدون آگاهي از هدف و منظور آن به معناي بيهوده و بي ثمر بودن است.فکر و ذهني که همواره مي خواهد مفيد و مثمرثمر باشد.

از سوي ديگر زن ها نياز ندارند که هدف و مقصود ويژه اي را دنبال کنند تا از مکالمه لذت ببرند.صرف شرکت در فرآيند گفت و گو با کسي که دوستش دارند نياز عميق آنها به ارتباط برقرارکردن و مرتبط بودن را ارضا مي کند. همان گونه که در راز ارتباطي (2)نيز خواهيم ديد، سبک گفتاري ما زن ها ظاهراً نقطه ي مقابل سبک گفتاري مردها است.بدين معنا که متمرکز و هدف دار نيست! لذا نمي توانيم بفهميم چرا هنگامي که مي خواهيم با نامزد/همسرمان صحبت کنيم او را آزار مي دهيم. در نتيجه بي علاقگي و بي حوصلگي او را به معناي بي علاقگي به ما و فرار از صميميت بينابيني تعبير مي کنيم.

.2 مردها دوست ندارند کاري را انجام دهند که در آن احساس تسلط و مهارت لازم نمي کنند.
براي بسياري از مردها دنياي پر رمز و راز درون واحساسات، مانند دنياي افکار و ذهنيات قلمرو شناخته شده و آشنايي نيست.از همان زمان که مردان پسربچه هاي کوچکي هستند به اندازه ي دختر بچه ها به ابراز احساسات و نشان دادن عواطف خود تشويق نمي شوند.يک نتيجه ي اين شرطي شدن ها اين است که بيشتر مردها به اندازه ي زن ها در ارتباط با احساسات و عواطف در خود احساس اعتماد به نفس نمي کنند.ممکن است مردها نتوانند به سرعت زن ها با احساسات شان تماس برقرار کنند.يا اين که احساسات و عواطف شان را در قالب الفاظ و عبارات بيان کنند.

به ياد داشته باشيد مردها دوست دارند احساس توانايي، لياقت و موفق بودن کنند و چنين آموزش ديده اند که هويت خود را با اين ارزش ها تعريف کنند. از اين رو به طرزي طبيعي دوست ندارند به کاري دست بزنند که احساس کاستي، ناتواني، ضعف، بي لياقتي و ناامني به آنها بدهد. پرواضح است که صحبت کردن درباره ي احساسات و مسائل و موضوعات عاطفي قطعاً براي آن ها جزو همين دسته از امور قرار مي گيرد.
آيا مي توانيد درک کنيد چرا هنگامي که زني به نامزد/همسر خود روي مي آورد و با شور و اشتياق تمام به او مي گويد:«عزيزم، بيا درباره ي خودمان و رابطه مان صحبت کنيم.» مرد فوراً خود را پس مي کشد و سرباز مي زند؟ آنچه براي زن جشنواره اي صميمانه از عشق به حساب مي آيد براي او به منزله ي يک جلسه ي سنگين و طولاني از بدنسازي ايروبيک محسوب مي شود!
هرگز فراموش نمي کنم که هر بار که با اولين مرد زندگي ام درباره ي چيزي صحبت مي کرديم، ناراحت و عصباني مي شد. ماه ها تلاش کردم تا بفهمم چرا از صحبت کردن درباره ي هر چيز که به نحوي به «ما» مربوط مي شد، بيزار بود.سرانجام يک شب از شدت عصبانيت منفجر شد و موضوع را «لو»داد:«چون که نمي تونم به پاي تو برسم و پا به پاي تو صحبت کنم!

منظورش را نفهميدم.پرسيدم:«از اين که مي گويي به پاي تو نمي رسم، منظورت چيست؟
«منظورم اين است که نمي توانم با سرعت و به رواني تو صحبت کنم به خوبي تو با احساساتم تماس برقرار کنم و به اندازه ي تو هم تمايل و آمادگي ندارم. گويي يک آماتورهستم که با يک قهرمان دو المپيک مسابقه داده ام.به گرد پاي او هم نمي رسم!»
به ياد دارم احساسات بدي را آن لحظه تجربه کردم اما هنوز به درستي متوجه منظور او نشده بودم.سالها گذشتند تا سرانجام توانستم معناي گفته هاي او را درک کنم.او مردي بسيار باهوش بود اما در قلمرو احساسات و عواطف، احساس اعتماد به نفس چنداني نداشت بنابراين سعي مي کرد تا حد ممکن از صحبت درباره ي اين طور چيزها با من طفره برود.تعجبي نيست از اين که در باره ي رابطه مان صحبت کنيم بيزار باشد.
آيا توانستيد با اين داستان ارتباط برقرار کنيد؟ به همين دليل است که بيشتر مردها صحبت کردن با نامزد/همسرشان را خسته کننده و طاقت فرسا مي دانند.زن ها فکر مي کنند که اين گفته ي مردها بهانه اي بيش نيست اما من مي دانم که اين طورنيست و براستي صحبت در باره ي احساسات براي شما مانند ماراتوني است که دوست نداريد در آن شرکت کنيد و بدويد.
03 مردها فرآيند تفکر را دروني کرده و تنها نتيجه ي نهايي آن را اعلام مي کنند.زن ها با سرخوردگي از من مي پرسند:«چرا نامزدم تفکراتش را با من در ميان نمي گذارد؟ هيچ گاه نمي توانم بگويم چه چيزي در افکارش مي گذرد؟»هنگامي که پاسخ اين سؤال شان را مي دهم خوشحال شان نمي کند: «افکارش را با تو در ميان نمي گذارد، زيرا نمي خواهد و دوست ندارد اين کار را انجام بدهد.» سپس مي پرسند: «چرا نه؟» «زيرا مردها فقط هنگامي دوست دارند خودشان را ابراز کنند که به جواب رسيده باشند و افکار و احساسات شان را به وضوح درک کرده باشند نه پيش از آن، آن ها فرآيند تفکر خود را دروني کرده تا هنگامي که به راه حل يا عقيده اي که از آن مطمئن باشند نرسيده اند، صبر مي کنند.
مردها دوست دارند در سکوت و درخلوت خودشان بر روي مسائل درنگ کرده آن ها را کند وکاو نمايند. براي نمونه چنانچه شما يک مرد هستيد و مشغول مطالعه ي اين مقاله، به احتمال قوي پس از مطالعه ي هرنکته پيش از آن که در آن باره با نامزد/همسرتان يا هرکس ديگري صحبت کنيد (حتي چنانچه کنار شما نيز نشسته باشد.)کمي فکر مي کنيد.ممکن است حداکثر سر خود را به علامت توافق تکان دهيد يا زير لب هوم هوم کنيد.اما چيزي نمي گوييد.اين در حالي است که چنانچه يک زن هستيد احتمالاً به سرعت با نامزد/همسرتان يا هر کس که دردسترس شماست شروع به صحبت کرده ايد. اين بدان دليل است که زن ها با صداي بلند فکر مي کنند.
بيشتر مردها براي صحبت کردن با نامزد/همسرشان احساس آمادگي نمي کنند.زيرا زن مي خواهد همين حالا «الآن» صحبت کند و به شما وقت نمي دهد تا بر روي موضوع درنگ کرده آن را کندوکاو نماييد.البته زن ها اين را نمي دانند که شما مشغول تأمل هستيد يا پيش از آن که بتوانيد درباره چيزي صحبت يا مذاکره کنيد به وقت بيشتري احتياج داريد.بلکه فوراً احساس مي کنيم که نمي خواهيد با ما حرف بزنيد. بعداً در اين باره بيشتر صحبت خواهيم کرد.

راه حل:

مردان عزيز: مي دانيم که ما زن ها بيشتر از شما حرف مي زنيم! اين را نيز مي دانيم که شما نمي توانيد به راحتي درباره ي مسائل احساسي و عاطفي صحبت کنيد. مي دانيم که بيشتر ترجيح مي دهيد فقط ساکت باشيد ولي ما شمارا دوست داريم و نياز داريم که با صحبت کردن با شما ارتباط برقرار کنيم.
01 حتي با اين که مي دانيد در صحبت کردن درباره ي احساسات مهارت کافي نداريد بهتر است همان «دست و پا شکسته» آن را انجام دهيد تا اينکه اصلاً با ما حرف نزنيد.هرچه بيشتر تمرين کنيد مهارت بيشتري کسب مي کنيد. درست مثل هر چيز ديگر.
02 هنگامي که زني شروع به صحبت مي کند، از او بپرسيد درباره ي چه چيزي مي خواهد حرف بزند.با اين کار هدف و منظور از صحبت کردن را زودتر خواهد فهميد و احساس راحتي بيشتري خواهيد کرد.چنانچه پاسخ داد چيزخاصي نيست و فقط مي خواهد صحبت کند حرفش را باور کنيد.در اين اوقات زن ها فقط مي خواهند کمي صميميت توليد کنند.حتي شايد هم فقط مي خواهند احساس نزديکي روحي بيشتري با شما بکنند تا بتوانند آمادگي نزديکي جسماني و جنسي با شما را پيدا کنند.

راز ارتباطي (2):

زن ها با صداي بلند فکرمي کنند و با صداي بلند احساس مي کنند!
«هرگاه همسرم با من صحبت مي کند، همه جا مي رود. مي دانم زن باهوشي است اما خيلي از اوقات پريشان فکر و حواس پرت به نظر مي رسد.»
«نامزدم را بسيار دوست دارم و هميشه سعي مي کنم به نيازهايش پاسخ دهم. اما هر وقت که شروع به صحبت مي کند هي آن را کش مي دهد.در اين اوقات احساس مي کنم که صحبت هايش تمامي ندارد.»
«مدتي است سعي مي کنم وقتي همسرم از چيزي ناراحت است بيشتر از او حمايت کنم.اما راستش را بخواهيد نيمي از اوقات اصلاً نمي دانم درباره چه چيزي صحبت مي کند.گويي يک يک افکاري را که از سرش عبور مي کنند با صداي بلند به من مي گويد.»
بگذاريد در رابطه با يک چيز که مردها را گيج کرده است با خودمان صادق باشيم. چرا ما زن ها گاهي اوقات هنگامي که افکار و احساسات مان را ابراز مي کنيم بسيار گيج، حيران، پريشان افکار، حواس پرت و از هم پاشيده به نظر مي رسيم؟ اما با وجود اين ادعا مي کنيم که خيلي هم خوب مي دانيم در باره ي چه چيزي حرف مي زنيم؟ چرا به نظر مردها پرچانه هستيم و صحبت هاي مان تمامي ندارد.اما باوجود اين هميشه بعد از صحبت کردن احساس بهتري داريم؟ آيا ما زن ها خودمان متوجه هستيم که حرف هايمان را چندين بار تکرار مي کنيم؟ آيا خودمان آگاهي داريم که تنها ظرف پنج دقيقه درباره بيست چيز مختلف صحبت مي کنيم؟
پاسخ تمامي اين سؤالات در راز ارتباطي (2)نهفته است:ما زن ها جريان افکارو احساسات خود را با صداي بلند گزارش مي دهيم.
خانم هاي عزيز:مي دانيد درباره ي چه چيزي حرف مي زنم؟ تصور کنيد شما و همسرتان مشغول خوردن صبحانه هستيد و سپس تصميم مي گيريد او را از برنامه هايي که براي آن روز در نظر گرفته ايد باخبر کنيد:
«عزيزم، مي شه حتماً کت و شلوارهاتو بذاري بيرون روي تخت چونکه مي خوام بدمشون خشکشويي. مي دونم هفته ي ديگه براي مسافرتت بهشون احتياج داري.پس بايد حتماً پيش از ظهر ببرمشون تا بتونم فردا پسشون بگيرم.راستي حالا که دارم مي رم خشکشويي مي تونم فيلم هايي رو که براي آخر هفته کرايه کرده بوديم به ويديوکلوپ پس بدم.چون که نزديک خشکشويي يه.اُه، اما او فيلمي رو که خيلي هم دوست داشتي ببيني هنوز نديده اي. اين طور نيست؟ آره، نديدي.خب، پس حالا که اينجوري شد فيلم ها رو نمي برم. اُه.داشت يادم مي رفت.آيا بهت گفتم که استيو و آرلن ديروز زنگ زدند.گفتند که خونه شون فروش رفته. آيا عالي نيست؟ خوب شد يادم اومد.هنوز يه کارت تشکر براش نفرستادم تا به خاطر گل هايي که براي سالگرد ازدواج مون فرستاده بودن تشکر کنم.راستي دفترچه يادداشت مو کجا گذاشتم؟ ديشب اينجا بود.به هرحال، راستي مي خواستم برم خشکشويي آيا کار ديگه يي هست برايت سر راه انجام بدم؟»
اما آيا اين زن به راستي چه کاري انجام مي دهد جزاين که شوهرش را عصبي کند؟ او يک يک افکاري را که از سرش مي گذرند با صداي بلند تجربه مي کند و اجازه مي دهد که هرفکر به فکر ديگري بيانجامد که آن هم با صداي بلند بيرون مي ريزد.از ديد شوهرش او فقط دارد شلوغ مي کند.اما همان گونه که هر زن ديگري نيز مي داند، اصلاً اين طور نيست.اين زن مشغول کاري است که من آن را «پيچ و تاب خوردن» مي نامم.
عبارت پيچ و تاپ خوردن را پس از مطالعه ي تفاوت هاي فرآيند تفکر در مردان و زنان ابداع کردم. مسير جريان فکري ما زن ها درست به مانند يک پلکان مارپيچ دوراني است.به عقيده ي من نمودار فکري يک زن شباهت بسيار زيادي به زهدان او دارد که اساساً نيز گرد، مدور و حلقوي است. جريان تفکر ما زن ها بدين شکل است که ابتدا آنچه را که درباره اش فکر مي کنيم، ابراز مي کنيم.سپس آن فکر موضوع ديگري را به ياد ما مي آورد.و در پي آن شروع به صحبت درباره ي آن فکر مي کنيم.به زودي مجدداً آنچه را که در ابتدا مي خواستيم درباره اش صحبت کنيم به ياد مي آوريم و به آن سو پيچ مي خوريم و همين طورالي آخر در دوايري مدام فکرمان دوران پيدا کرده و از يک فکر و احساس به فکر و احساس بعدي منتقل مي شود و پيچ و تاب مي خورد.از ديد يک شاهد عيني غير حرفه اي (در اينجا مذکر!)اينطور به نظر مي رسد که موضوع اصلي اي را که درابتدا مي خواستيم درباره اش صحبت کنيم فراموش کرده ايم.زيرا مدام حاشيه مي رويم، اما در واقع اين طور نيست.چنانچه مدتي به گوش دادن ادامه دهيد خواهيد ديد که نهايتاً با يک چرخش دوراني ديگر به همان جايي که از آنجا شروع کرده بوديم باز مي گرديم.به همين دليل است که اين فرآيند را پيچ و تاب خوردن ناميده ام. حتي ممکن است اين فرآيند را در طول يک مکالمه ي واحد چندين بار تکرار کنيم!
چرا ارتباط برقرار کردن آن هم به اين طريق براي زن ها مؤثر واقع مي شود و کارآيي دارد؟ زيرا ما زن ها فرآيند مدار هستيم.

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:

ما زن ها با گوش دادن به صحبت هاي خودمان درمي يابيم که در اندرون مان چه مي گذرد.ما با بيان افکار و احساسات خود با صداي بلند سعي داريم آن ها را بفهميم و درک کنيم.
اين عادت پيچ و تاب خوردن زن ها بيشتر مردها را عصبي مي کند. چرا؟ خب، چنانچه به تمثيلي که در ابتدا به آن اشاره کردم، برگرديم ـ همانگونه که ملاحظه مي کنيد من نيز در بين افکار خود مشغول پيچ و تاب خوردن هستم!ـ خواهيم ديد همان گونه که جريان فکري زن ها به زهدان آن ها شباهت دارد،مسير فکري مردها نيز بي شباهت به اندام جنسي مذکر نيست که اساساً مستقيم بوده همواره به يک نقطه اشاره دارد.مردها همواره در امتداد يک خط مستقيم فکر مي کنند و مي توان گفت که معادله ي تفکر آنان خطي است به همين دليل است که مردها هميشه دوست دارند در پايان به نکته اي برسند.در سمينارهايم همواره به موقع شرح تفاوت هاي فکري مردها و زن ها از تمثيل اندامهاي جنسي مردانه و زنانه استفاده مي کنم زيرا هم سرگرم کننده است و هم به خاطرسپاري و يادآوري اطلاعات ارائه شده را سهل و آسان مي کند.
هرگاه مردها به مارپيچ هاي دوراني افکار زن ها گوش مي کنند، بيشتر فرض را بر اين مي گذارند که زن ها در تفکرات خود نامنظم و سازمان نايافته هستند.پيش خودشان فکر مي کنند:«خب، حداقل ما وقتي که حرف مي زنيم مي گوييم چه مي خواهيم و کاري انجام مي دهيم.هرگز با حاشيه رفتن و از اين شاخه به آن شاخه پريدن وقت ديگران را تلف نمي کنيم.»از ديد يک مرد که ذهن اش هميشه سعي مي کند به نکته و نتيجه اي برسد فکر کردن زن ها پراکنده و بي نظم و ترتيب و حتي اندکي زيادي و افراطي به نظر مي رسد.

چرا هنگامي که زن ها پيچ و تاب مي خورند، از ديد مردها پريشان افکار و از هم پاشيده به نظر مي رسند؟
01 ما هيچ چيز را ويرايش نمي کنيم.
02 از يک موضوع به موضوع ديگري مي پريم و ظاهراً
«منطقي »فکر نمي کنيم.
03 حرفهايمان را بارها، بارها و بارها تکرار مي کنيم.
04 بسيار احساساتي، حساس و زودرنج و تحريک پذير به نظر مي رسيم.
مردان عزيز، آنچه زن ها دوست دارند شما بدانيد اين است که هرگاه پيچ و تاب مي خوريم دچار «پرش افکار»نشده ايم.گيج و سردرگم نيستيم، به بن بست نرسيده ايم و يک کلمه از تمامي آنچه را که گفته ايم هم فراموش نکرده ايم! ما در اين اوقات کاملاً آگاهيم که حرفهايمان را تکرار مي کنيم.اين را نيز مي دانيم که از يک موضوع به موضوع ديگري مي پريم.از اين حقيقت آگاه هستيم که احساسات و عواطف ما پايين و بالا شده و دستخوش تغيير مي گردند. براي خودمان، تمامي اين چيزها کاملاً طبيعي و منطقي به نظر مي رسند، زيرا ما افکار و احساسات خود را با صداي بلند پردازش مي کنيم و هنگامي که اين کار را به پايان مي بريم حالمان به مراتب بهتر شده است.

البته زن هاي ديگر خيلي خوب درک مي کنند.هرگز نمي شنويد در وسط يک مکالمه ي طولاني زني به زن ديگر بگويد:«چقدر مي خواهي به حرف زدن ادامه دهي؟ مقصود و منظورت از اين صحبت ها چيست؟ مي خواهي به کجا برسي؟ چندين بار حرف هايت را تکرار مي کني؟» اين حرف ها براي زن ها حتي خنده دار به نظر مي رسد. هرگز نمي توانيم فکر آن را هم بکنيم که به هنگام گفتگو چنين سؤالاتي را از يکديگر بپرسيم. زيرا پيچ و تاب خوردن را خوب مي شناسيم و با آن آشنا هستيم.آن را خوب درک مي کنيم اين درحالي است که اين عادت زن ها بيشتر براي مردها آزار دهنده و ناخوشايند است و بيشتر پاسخ و واکنش مثبتي در قبال آن از خود نشان نمي دهند.

اشتباه مردها:

01 فرض را بر اين مي گذاريد که ما گيج و سردرگم شده ايم

.مردان عزيز: تنها صرف اين دليل که شما منطق افکار زن ها و چگونگي بيان احساساتشان را درک نميکنيد به اين معنا نيست که ما گيج و حيران هستيم.گرچه در تلاش هايتان به منظور اين که با ما مهربان و مفيد باشيد طوري با ما حرف مي زنيد که گويي يک بچه يا يک بيمار رواني هستيم و در يک آسايشگاه رواني بستري شده ايم.دراين گونه اوقات سعي مي کنيد با صدايي منطقي با قاعده و «روشمند» با ما صحبت کنيد بلکه بتوانيد راه روشنايي را به ما نشان دهيد و ما را از ظلمت جهالت برهانيد.اين کار تنها ما را ناراحت مي کند و مي رنجاند زيرا برخلاف آنچه ممکن است حتي خودمان بگوييم اصلاً نيز گيج و سردرگم نيستيم.بلکه فقط مشغول پردازش افکار و احساسات خود هستيم و به زودي در اين مکالمه يا در مکالمه ي ديگري به وضوح و روشني کامل خواهيم ديد.اما هنگامي که فرآيند دوراني شکل افکار ما را متوقف يا مختل مي کنيد، تنها موجب مي شويد همه چيز کش پيدا کند و طولاني تر شود!

02 حرف ما را قطع مي کنيد زيرا فکر مي کنيد صحبتهايمان پاياني نخواهد داشت.

اعتراف مي کنم که زن ها اين قابليت و توانايي را دارند که مدتها بدون آنکه پاياني براي آن وجود داشته باشد همينطور صحبت کنند وبه پيچ و تاب خوردن خود ادامه بدهند. درست مانند درويشي که درخلسه ذکر مي گويند و مشغول رقص سماع هستند.اما حقيقت آن است که ما از پردازش افکار و احساسات خود با صداي بلند لذت مي بريم. اين کار به ما کمک مي کند تنش خود را تخليه کنيم. اين در حالي است که شما مردان بيشتر به ما فرصت کافي نمي دهيد و عملاً پيش تر از گفتن تمامي هرآنچه مي خواستيم بگوييم، وسط حرفهاي ما مي پريد و صحبت هايمان را قطع مي کنيد. گاهي اوقات حتي اجازه ي اين را هم به ما نمي دهيد که شروع کنيم و کل فرآيند را از همان ابتدا با گفتن جملاتي نظير جملات زير در نطفه خفه مي کنيد: «آيا اين را هم يکي ديگر از آن ماراتون هاي اعتراف هميشگي خواهد بود؟» يا:«وقت ندارم.» البته مي ترسيد چنانچه ما را متوقف نکنيد تا طلوع خورشيد پيش ما گير بيافتيد!ادعا نمي کنم که غير ممکن است اين اتفاق بيافتد. زيرا گاهي اوقات اين صحبتهاي ما واقعاً طولاني مي شوند.اما هنگامي که احساس مي کنيم با بي حوصلگي بي صبرانه منتظر نشسته ايد تا ما به نتيجه اي برسيم تنها ما را عصبي تر و مضطرب تر مي سازيد و موجب مي شويد فرآيند به درازا بکشد و بيش تر از آن که قرار بود، به درازا بکشد.

03 معناي تحت اللفظي آنچه را که مي گوييم برداشت مي کنيد.

ممکن است بپرسيد:«خب، پس بايد چه معنايي را از گفته هاي شما برداشت کنم.» خب، توصيه ام به شما اين است که بگذاريد ما صحبت کنيم و حساب خواسته هايمان را اظهارکنيم بدون اينکه شما خود را مجبور کنيد به هر اشتباه کوچک ما رسيدگي کنيد و در رابطه با هر نکته ي مبهم و مستتر در گفته هاي ما از ما توضيح بخواهيد.براي نمونه ممکن است زني به شوهرش بگويد: «خيلي خسته ام.استرس زيادي دارم. ما هيچوقت تفريح نمي کنيم. احساس مي کنم همه اش مجبورم کار کنم. کار، کار، کار.» شما اين جمله را مي شنويد و پيش خود فکر مي کنيد:«يک دقيقه صبر کن ببينم. همين يک هفته پيش بود که به سينما رفتيم.او زياد دقيق صحبت نمي کند. زيادي دارد غلو مي کند.» سپس به او مي گوييد: «عزيزم، حقيقت ندارد ما خيلي زياد هم تفريح داريم. همين هفته ي پيش به سينما رفتيم.»

اتفاقي که در اينجا مي افتد اين است که شما به ميزان صحت و دقت گفته هاي او فکر مي کنيد بدون اينکه پيامي را که در پشت گفته هاي او نهفته است دريافت کنيد.پيامي که او در تمام مدت سعي داشته است با کلمات و جملات خود به شما منتقل کند.نتيجه اين مي شود که هميشه دست آخر ما احساس مي کنيم که شما به ما اهميتي نمي دهيد، بي احساس هستيد، و اينکه اصلاً نمي شود با شما صحبت کرد.

04 مأيوس، سرخورده و دلسرد مي شويد زيرا به نتيجه ي مشخص و واضحي نمي رسيد.

از آنجا که مردها هدف مدار و راه حل مدار هستند. از اين رو براي شان بسيار مأيوس کننده و دلسرد کننده است که مدتي طولاني را پاي صحبت کسي بنشيند بي آنکه طرف شان نيز به نتيجه ي مشخص و واضحي برسد. در اين اوقات احساس نمي کنند کار مفيدي انجام داده اند. حتي شايد همسرشان هنوز هم ناراحت به نظر برسد. اما شايد او مشغول تکرار همان چيزي باشد که در ابتداي صحبت هايش هم گفته بود. اجازه ندهيد اين چيز شما را گمراه کند. حتي هنگامي که به نظرتان نمي رسد که گفت و گو پيشرفت خاصي داشته و به جايي رسيده باشد باورکنيد که رسيده است.
صرف اين حقيقت که پاي صحبت ما نشستيد، قلب مان را سيراب مي کند و آرام ترمان مي سازد. به طوري که يک ساعت يا يک روز بعد در کمال شگفتي خواهيد ديد که ناگهان در رابطه با آنچه سعي داشتيم بفهميم به وضوح و روشني مي رسيم.

راه حل:

01 درباره مفهوم پيچ و تاب خوردن با زن زندگي خود صحبت کنيد. چنانچه تأييد کرد که اين دقيقاً همان روشي است که او افکار و احساساتش را پردازش مي کند، گوش دادن محض را تمرين کنيد: گوش داده بدون چشمداشت به هيچ نتيجه ي مقصودي نهايي.
02 چنانچه پيچ و تاب خوردن نامزد/همسرتان زياد طول مي کشد و شما از اين بابت ناراحت و نگران هستيد، محدوديت هاي زماني خود را از پيش با او در ميان بگذاريد، به جاي آن که يک دفعه صحبت هاي او را قطع کنيد. در هر حال ما زن ها ترجيح مي دهيم که مکالمه ي کوتاه و مختصري با شما داشته باشيم تا اين که اصلاً با شما حرف نزنيم.
مثال:عزيزم: خيلي دوست دارم همه چيز رو درباره ي روزي که پشت سر گذاشتي برام تعريف کني. بايد دوش بگيرم، پيش از او ده دقيقه وقت دارم. اما توي اين ده دقيقه تمام توجهم به تو خواهد بود.

منبع:رازهايي درباره زنان

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 16:45  توســط fAtEmEh  | 

وقتی شوهرتان با شما قهر می‌کند چگونه رفتار کنید؟

یک نمونه از اتفاقات چگونگی برداشت زن و شوهر از برخوردهای احساسی را ذکر می‌کنیم . به طور مثال زنان به واسطه حساسیت‌های درونی‌شان بیشتر دچار دلخوری می‌شوند و این گله کردن‌ها چیزی است که آقایون به شدت از آن فراری هستند .

وقتی مردها قهر را شروع می‌کنند تعداد ضربان قلبشان حدود 10 ضربه در دقیقه آرام تر می‌شود و نوعی احساس انفعالی رهایی به وجود می‌آورد

تفاوت ج * ن * س * یت زن و مرد در زندگی احساسی دارای اهمیت است ولی در زندگی های کنونی چندان به آن اهمیتی داده نمی‌شود زیرا این مطلب ثابت شده که تفاوت انگیزه پنهان عامل بسیاری از هم پاشیدن های زندگی مشترک است .

یک نمونه از اتفاقات چگونگی برداشت زن و شوهر از برخوردهای احساسی را ذکر می‌کنیم . به طور مثال زنان به واسطه حساسیت‌های درونی‌شان بیشتر دچار دلخوری می‌شوند و این گله کردن‌ها چیزی است که آقایون به شدت از آن فراری هستند .

یکی از محققان دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید : شوهران همگی از اختلاف خانوادگی ناراحت و منزجرهستند ، درحالی که همسرانشان زیاد به آن اهمیت نمی‌دهند . دلیل اینکه مردها به قهر پناه می‌برند این است که می‌خواهند خود را از طغیان احساسات حفظ کنند . او به این نتیجه رسیده است که وقتی مردها قهر را شروع می‌کنند تعداد ضربان قلبشان حدود 10 ضربه در دقیقه آرام تر می‌شود و نوعی احساس انفعالی رهایی به وجود می‌آورد اما تناقضی که اینجا دیده می‌شود این است که زنان ضربان قلبشان بالاتر می‌رود و این مساله بسیار جالب است و جای تامل دارد .

این واکنش احساسی که هر کدام از دو ج * ن * س * یت از راههای متضادی در جست و جوی راحت شدن هستند باعث جهت گیری های کاملا متفاوت در مقابل برخوردهای احساسی هر یک از این دو ج * ن * س * یت می‌شود.

اما به خاطر داشته باشید وقتی شوهران قهر می‌کنند باعث تحریک طغیان در زنان می‌شوند که کاملا احساس بیچارگی به آنها دست می‌دهد و این حالت تکرار دوره جنگ های خانوادگی را به آسانی بالا می‌برد ،و ممکن است که خیلی زود از کنترل خارج شوند. راه حل پیشنهادی ما به شما این است که زمانی که همسرتان بعد از یک نزاع به حالت قهر سکوت می‌کند و به لاک خود می‌رود او را تنها بگذارید تا هم او به آرامشی نسبی برسد و هم خودتان بتوانید با منطق و به دور از طغیان احساسات زودگذر با هم مشکلات زندگی تان را حل کنید.

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 16:27  توســط fAtEmEh  | 

بندگی خدا یا بردگی شوهر؟

زنان در دوران ابتدا ی آشنایی خود با یک مرد سعی دارند با پذیرفتن نظرا ت او ،قلب او را تسخیرکنند ،واین روش جلب و شکار مرد را به طور فطری اعمال می کند . این مطلب یعنی این که زن در درون خود حس می کند برای جذب مرد،در دو مقاله ی چگونه قلب یک مرد را تسخیر کنیم؟ و وقتی احساس مردانه از بین برود

از اطاعت همسر نسبت به شوهر گفتگو شد ،برای تعدادی از کاربران محترم ، این شبه پیش آمده بود که این اطاعت یک نوع بردگی نسبت به شوهر می باشد ؛از این رو مقاله حاضر را برای آن دسته از عزیزان و دیگر کاربران که شاید این شبه در ذهن آنها باشد نگاشتم . ضرورت اطاعت از همسر را ا ز دو منظر دین و علم مورد بررسی قرار می دهیم ؛تا این که نقش اطاعت از شوهر در تحکم زندگی و همچنین ارتقای ورشد زن به سوی خدا روشن وشفاف گردد .

هماهنگی دین و فطرت

در آیه 30 سوره روم ،اشاره به خلقت انسان بر اساس فطرت الهی است ،فطرتی که به تعبیر قرآن غیرقابل تغییر می باشد ،خدا دین خود را براین فطرت بنا نهاده و با آن هما هنگ است ؛و رشد وارتقای انسان براساس عمل به فرامین دینی است که براین فطرت بنا شده است .

آیا اطاعت شوهر از دستورات دین است ؟ !آیا این اطاعت حدی دارد ؟واین حد چیست ؟

درآیه 34 سوره نساء خدای مهربان و حکیم قیومیت زن را به مرد واگذارده است (اَلرِّجال ُقوّامونَ عََلَی النِّساءِ) .ودر همان آیه یکی از صفات زن صالح را «همسر متواضع ومطیع »معرفی کرد است )قانِتاتٌ ) .پیامبر اسلام (ص) بهترین زن را این گونه معرفی کرده است«اِنَّ مِن خَیرِنِسائِکُم .....اَلّتی تَسمَعُ قََولَهُ وَ تُطیعُ امرَهُ » (به درستیکه از بهترین زنان شما ......زنی است که حرف همسرش را گوش کند و فرمان او را اطاعت کند ) (بابازاده ،علی اکبر ،حقوق خانواده ومسایل ازدواج ،ص 229) وهمچنین در حدیث دیگر زن خوشبخت و بزرگ را این گونه تعریف کرده است :(زن بزرگ وخوشبخت زنی است که همسرش را اکرام می کند و او را آزار و اذیت نمی کند و در تمام حال از او اطاعت می کند ).(بحار الانوارج 103ص253).

با توجه به آیه قرآن و احادیث نبوی ،اطاعت زن از همسر خود ،از آموزه های اسلامی می باشد که موجب رشد وقرب الی اللِه زن مسلم خواهد شد .

زن مسلم همواره در فکر رشد و قرب به سوی خالق خود می باشد ،او می داندعمرش سرمایه ای است تا دراین فرصت بندگی خدا کند و به وسیله آ ن به مقامات بهشتی که رب رحیم برای او آماده کرده است ،دست یابد.
البته قابل ذکر می باشد که اسلام نیز در مورد اکرام زن و معاشرت معروف به او را سفارش اکید نموده است ، به گونه ای که پیامبر اسلام (ص) فرموده اند :(بهترین شما در ایمان کسی است که نسبت به همسرش خوب رفتار کند. )

متأسفانه بعضی از مردان به وظایف خود نسبت به همسر عمل نمی کنند ،وحتی رفتارهایی که در شأن یک مؤمن نیست، نسبت به او دارند .هرچند که خدا در قرآن کریم چنین مردان را به سختی تهدید کرده است :

(البته خدا کلام زنی که در مورد همسرش گفتگو می کرد ودر باره او به سوی خدا شکایت می کرد ،شنید ؛وخدا گفتگوی شما دو را می شنود ،البته خدا شنوای بینا است )(آیه 1 سوره مجادله )

اطاعت از شوهر در هر حال می تواند دو پیامد مفید داشته باشد :اولاً به تغییر رفتار همسر منجر شود ،و از رفتار خود پشیمان گردد . ثانیاً موجب قرب زن به سوی خدا می شود ، وهمچنین از هم پاشیدگی خانواده جلوگیری می کند .از این رو امام صادق (ع)در حدیثی چنین زنی را این گونه ستایش می کند :

(سه زن هستندکه خدا عذاب قبر را از آنها بر می دارد وبا حضرت فاطمه (س)دختر محمد (ص)محشور می شوند :زنی که برغیرت همسرش صبر کند ،وزنی که بر سوء اخلاق همسرش صبر کند ،زنی که مهرش را به همسرش ببخشد ،خدا در ازای هر واحد از آن ثواب هزار شهید می دهد و برای هر واحد ازآن ثواب یک سال عبادت می نویسد )(وسایل الشیعه ج 15ص 37).

اطاعت از شوهر کوتاه ترین راه برای جلب یک مرد است .

زنان در دوران ابتدا ی آشنایی خود با یک مرد سعی دارند با پذیرفتن نظرا ت او ،قلب او را تسخیرکنند ،واین روش جلب و شکار مرد را به طور فطری اعمال می کند . این مطلب یعنی این که زن در درون خود حس می کند برای جذب مرد، احترام به عقاید ونظرات او لازم می باشد . یک دختر بچه در زمانی که خردسال است ،برای جذب پدر این شیوه را اعمال می کند ،تمام سعی او ، کسب رضایت پدر واجرای فرامین اوست ؛این عمل بروز فطرت دختر می باشد که تمرین وتکراری به همسرداری او می باشد .

بنابرین اطاعت از شوهر یک خصیصه فطری زن سالم می باشد،که خدا برای تحکم بخشیدن وشیرین کردن زندگی زناشویی ،در زن قرار داده است .آقای هاری استین متز متخصص امور زناشویی وروان شناس معروف می نویسد :سازگاری وقبول کردن سلیقه همسر در خوشبختی ازدواج مؤثر و مهم تر از آن است که زن و شوهر دارای عقیده مشترک باشند .(کارنگی ،دوروتی ،آیین همسرداری ،ص190)

شاید بسیاری از زنان با رجوع به فطرت خود این حقیقت را دریابند .ولی سوء استفاده های بعضی از مردان ، زنان را وادار به تمرد وعصیان نسبت به آنها می کند ؛ که در نتیجه موجب از هم پاشیدگی زندگی زناشویی می گردد .خانم مارابل مورگان در مورد تجربه نادرست این چنین زنان می نویسد :

(اگر شاه یک تصمیم اشتباه بگیرد چه می شود ؟ اوه ،این یک وضیعت دستور است ،بخصوص وقتی که شما می دانید حق با شما ست . در مواقع زیادی این چنین است با وجود این ملکه باید از شوهرش تبعیت کند .یک ملکه نباید پس از اعلان تصمیم شوهرش به او غُربزند یا ازاو خرده بگیرد ،خانمها، آن آزمون ها و تجربه های شتابزده را بخاطر آورید!!!).

آیا مخالفت با همسرتان زندگی زناشویی شما را رونق بخشید ؟!!آیا با مخالفت با او قلب همسرتان را تسخیر کرده اید ؟!! آیا رفتار همسرتان بدتر از قبل نشده است ؟!!به نظر شما اطاعت از شوهر بردگی است ؟ یا بندگی خداست .

در ادامه در مقاله ای با عنوان معشوق یا برده شوهر حدود اختیارات شوهر نسبت به همسر پرداخته خواهد شد.
منابع :
قرآن
وسایل الشیعه
بحار الانوار ج 103
آیین همسرداری
حقوق خانواده ومسایل ازدواج

منبع:تبیان

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 16:23  توســط fAtEmEh  | 

تنظيم خانواده در مادران شيرده

روش‌هاي پيشگيري از بارداري که خانواده‌هاي داراي فرزند شيرخوار (که از شيرمادر تغذيه مي‌کنند) مي‌توانند از آنها استفاده کنند، به دو دسته کاملا جداي مردانه و زنانه تقسيم مي‌شود.

1) روش‌هاي مردانه:

استفاده از اين روش‌ها در آقايان هيچ تاثيري بر کميت و کيفيت شيرمادر نخواهد داشت، استفاده از کاندوم و وازکتومي ‌براي کودکي که از شيرمادر تغذيه مي‌کند، کاملا بي‌خطر بوده ضمن اينکه مشارکت مردان در پيشگيري از بارداري را به تصوير خواهد کشيد.
روش کاندوم که اولين روش پيشگيري از بارداري مردانه و موقتي بوده و آمار استفاده از آن در سراسر دنيا و همچنين در کشور ما در مقايسه با وازکتومي ‌بسيار شاخص‌تر است، از اولين تماس جنسي پس از زايمان قابل استفاده است و در اين راستا هيچ محدوديتي به جز حساسيت به کاندوم در هر کدام از زوجين‌ وجود نخواهد داشت.
روش وازکتومي ‌نيز يک روش دايمي است و از روش‌هاي بسيار سالم و بي‌خطر پيشگيري از بارداري به حساب مي‌آيد. تفاوت چشمگير روش وازکتومي‌ با کاندوم اين است که روش وازکتومي‌ تنها در خانواده‌هايي قابل استفاده است که تعداد فرزند دلخواه خود را تکميل کرده و نخواهند که فرزند بيشتري داشته باشند.
بنابراين استفاده از دو روش ياد شده در خانواده‌هاي واجد شرايط هيچ تاثير منفي بر کيفيت و کميت شيرمادر نداشته و به همين دليل در خانواده‌هايي که مشکلي براي استفاده از اين دو روش ندارند، از انتخاب‌هاي مناسب به شمار مي‌آيد.

2) روش‌هاي زنانه:

گروه بعدي روش‌هاي پيشگيري از بارداري در مادران شيرده روش‌هايي هستند که در خانم‌ها مورد استفاده قرار گرفته و نسبت به گروه قبلي از تنوع بيشتري برخوردارند.
يکي از عمده‌ترين هورمون‌هايي که براي پيشگيري از بارداري مورد استفاده قرار مي‌گيرد، پروژسترون است. پروژسترون از موادي است که بي‌خطر بودن آن براي کميت و کيفيت شيرمادر و تغذيه شيرخوار ثابت شده است و به همين دليل در روش‌هاي پيشگيري از بارداري که در زنان شيرده مورد استفاده قرار مي‌گيرد، به کار برده مي‌شود. دو روش کاملا شناخته شده از اين گروه قرص‌هاي دوران شيردهي (لاينسترنول) و آمپول‌هاي سه ماهه پيشگيري از بارداري است.

قرص دوران شيردهي :

روشي است که فقط در دوران شيردهي توصيه مي‌شود و به دليل لزوم دقت زياد در مصرف آن و احتمال زياد بروز اشتباه، استفاده از آن در زمان‌هاي غيرشيردهي توصيه نمي‌شود.
از آنجايي که اثربخشي اين قرص با شيردهي تقويت مي‌شود و به‌طور معمول تا شش ماهگي کودک، شيرمادر اصلي‌ترين غذاي کودک را تشکيل داده و پس از آن تغذيه کمکي آغاز مي‌شود. استفاده از قرص‌هاي دوران شيردهي (لاينسترنول) تا شش ماهگي کودک محدود مي‌شود و پس از آن مادر بايد از روش مناسب ديگري استفاده کند.
اگر مادر شيردهي اين روش را براي پيشگيري از بارداري در دوران پس از زايمان و شيردهي انتخاب کند، بايد شش هفته پس از زايمان استفاده از آن را براساس دستورالعمل‌هاي مربوطه آغاز کند.

آمپول‌هاي سه ماهه پيشگيري از بارداري :

روشي است که از اثربخشي بسيار بالايي برخوردار است و برخلاف قرص‌هاي دوران شيردهي، مي‌توان از آن در زمان‌هاي غير شيردهي استفاده کرد و اثربخشي آن با شيردهي يا شيرندادن مادر به کودک تحت تاثير قرار نمي‌گيرد. اين آمپول‌ها اثربخشي خود را به مدت سه ماه حفظ مي‌کنند و هر سه ماه يک بار بايد تزريق آنها را انجام داد. اگر مادر شيرده آمپول‌هاي سه ماهه را براي پيشگيري از بارداري انتخاب کرده باشد، دو حالت براي شروع استفاده از آمپول وجود خواهد داشت که به شرح زير هستند:
عادت‌هاي ماهانه مادر شيرده شروع نشده باشد و مادر کودک خود را فقط با شير خود تغذيه کند که در اين حالت تزريق اولين آمپول شش هفته پس از زايمان انجام مي‌شود.
عادت ماهانه مادر شيرده شروع شده باشد که در اين حالت تزريق بايد در يکي از پنج روز اول دوران قاعدگي شروع شود و تا يک هفته هم از کاندوم استفاده شود.
+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 15:55  توســط fAtEmEh  | 

لزوما لازم نیست با قدرت نمایی و خشونت در محیط خانه به همسر و فرزندان ثابت كرد که ما مرد خانه هستیم

آقای محترم

شما لزوما لازم نیست با قدرت نمایی و خشونت در محیط خانه به همسر و فرزندان تان ثابت کنید که مرد خانه هستید . شما می توانید با رعایت اصول ساده ای نه تنها محیط خانه را آرام کنید بلکه اعتبار و مردانگی بیشتری برای خود به ارمغان بیاورید . نکته مهم این است که فراموش نکنید که شما اکنون همسر و شریک زندگی دارید نه آنکه صاحب زن شده اید .

رعایت توصيه هاي زیر بسیار ساده است :

۱ – در مقابل همسر خويش، گرفتاري‎هاي روزانه و حوادث تلخ و ناگوار زندگي را با اخم و چهره عبوس مطرح نكنيد.
۲ – هديه دادن مهر و محبت را زياد مي‎كند؛ به مناسبت‎هاي مختلف براي همسر خود هديه‎اي هرچند كوچك خريداري و با چهره‎اي شاد و خندان به او تقديم كنيد.
۳ – چنانچه كمبودي در منزل مشاهده مي‎شود، باكمال محبت و خوشرويي تذكر دهيد.
۴ – در حضور همسر خود، به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد و توانايي‎هاي آنها را به رخ وي نكشيد.
۵ – به بستگان همسر خود مانند: پدر و مادر و سايراقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه خود قبل از همسر خود اقدام كنيد.
۶ – هيچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگيري نكنيد و در معاشرت و ديد و بازديد با بستگان وي پيشقدم باشيد.
۷ – با بستگان خود نزد همسرتان درگوشي و نجوا نكنيد.
۸ – هيچ گاه همسر خود را به ويژه نزد بستگانش تحقير نكنيد؛ توهين و بي احترامي به همسر از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي‎كاهد.
۹ – هيچ‎ گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد. سعي كنيد ” من ” و ” تو ” در زندگي زناشويي نباشد كلمه ” ما ” زندگي را گرم و لذتبخش مي كند.
۱۰ وقتي كه همسر شما عصباني است او را با مهر و محبت آرام كنيد.
۱۱ – براي رفتن به مهماني و گردش سعي كنيد همراه فرزندان و همسر خود باشيد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.
۱۲ – امتيازات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و … فاميل خود را در صورتي كه باهمسر شما فاصله اجتماعي و طبقاتي دارند مطرح نكنيد.
۱۳ – كارهاي همسر خود، هرچند كوچك را تحسين كنيد. تمجيد و ستايش زن به علت روح لطيف و مهرباني كه دارد كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.
۱۴ – در قبال همسر خود، در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.
۱۵ – زحمات و هزينه‎هايي را كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود صرف مي‎كنيد ، هيچ گاه بر زبان نياوريد.
۱۶ – همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنيد و وي را از دستيابي به شادي‎ها محروم نسازيد.
۱۷ – شادي و خنده هاي خود را در محل كار خود جا نگذاريد و فراموش نكنيد كه همسر شما درخانه هم نيازمند شادي و خنده هاي شماست.
۱۸ – كمك كردن در انجام كارهاي منزل را فراموش نكنيد و بدانيد همان مقدار كه شما در خارج از منزل خسته مي شويد ، زن هم درمنزل از كارهاي منزل خسته مي شود و نيازمند مساعدت و قدرداني است

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 15:14  توســط fAtEmEh  | 

عوامل موثر در انحرافات جنسي زنان (1)

از ديدگاه مردان و زنان (مطالعه ي موردي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اردستان)

چکيده

هدف کلي اين پژوهش شناسايي عوامل مؤثر در انحرافات جنسي زنان از ديدگاه مردان و زنان مي باشد. پژوهش کابردي است و در آن از روش توصيفي - پيمايشي استفاده شده است. همچنين به منظور گرد آوري داده ها از پرسش نامه ي محقق ساخته استفاده گرديده است. گفتني است ضريب پايايي پرسش نامه 35/94% برآورد شد. نمونه آماري مشتمل بر 132 نفر از ميان دانشجويان، مديران، استادان و کارکنان واحد اردستان در سال 86-85 است که از طريق نمونه گيري تصادفي - طبقه اي انتخاب شده اند و تجزيه و تحليل داده ها در دو سطح آمار توصيفي و استنباطي و از طريق نرم افزار spss انجام پذيرفت. در نهايت، نتايج نشان داد که عوامل خانوادگي و فرهنگي در انحراف هاي جنسي زنان مؤثر بوده و تأثير عوامل اقتصادي کمتر است.

کليد واژگان: انحرافات جنسي، اقتصاد، خانواده، فرهنگ، زنان.

طرح مساله

انسان در طول تاريخ همواره از انواع انحرافات و آسيب هاي اجتماعي رنج برده و در جستجوي علل و عوارض اين موضوع و رهايي از آن بوده است؛ چرا که به واسطه ي اجتماعي بودن انسان، هر گونه خلل و چالشي در هر زمينه اي مي تواند پيکره ي جامعه را تحت تأثير قرار داده و سلامت ساختار اجتماعي را به مخاطره اندازد. گفتني است که واژه ي «انحراف» از صدها سال پيش در انديشه و گفتار بشري به کار مي رفته، ولي تبيين مصاديق جامعه شناختي آن نسبتاً جديد است. جامعه شناسان و جرم شناسان، انحراف را به رفتاري اطلاق مي کنند که مخرب زندگي بوده، مورد سرزنش قرار گيرد يا موجب لکه دار شدن شخصيت و جريمه گردد.

 (1) دوب (2) (1998) انحرافات اجتماعي را عبارت از هر نوع وضعيت يا رفتاري مي داند که اعضاي قوي تر يک گروه اجتماعي، طي آن، به طور مقعول، تخلفي جدي را نسبت به ارزش ها يا معيارهاي مهم خود مرتکب شوند. آلبرت کوهن (3) نادرستي، رذالت، تعارض، تقلب، خدعه، جنايت، و نظاير اينها را انحراف مي داند. سپس در ادامه مي افزايد: فهرست کردن اين گونه انحراف ها يا کج روي هاي گوناگون امکان پذير نيست. وي به طور دقيق رفتار خاصي را به عنوان انحراف مشخص نمي کند؛ زيرا بر آن است که هيچ رفتاري خود به خود انحراف نيست. بلکه زماني يک رفتار «انحراف آميز» ناميده مي شود که به عنوان «رفتاري غير عادي» تعريف شود. آلکس اينکلز (4) اصطلاح «منحرف» را از لحاظ ويژه رفتاري بسيار گنگ و نارسا مي بيند. از اين رو، معتقد است که انحراف نه تنها با توجه به قوانين مدون اجتماعي، بلکه با ملاحظه ي اعمال و امور مورد توافق همگان نيز جنبه ي نسبي دارد و لازم است بين هنجارهايي که از طريق ميانگين هاي آماري تعيين شده با آنچه از طريق مفاهيم اجتماعي، رفتار درست يا اخلاقي تعيين مي شود، تفاوت قايل شويم. (5)
بنابراين، براي آنکه عملي عنوان انحراف يا کج روي به خود گيرد، بايد عوامل زيادي را در نظر گرفت. اين عوامل شامل اهميت نسبي هنجارها در ديدگاه افراد، موقعيت خاص آن رفتار و ويژگي هاي فردي و اجتماعي شخصي است که عمل را انجام داده است.

بايد دانست جامعه شناسان براي فهم علل انحراف، به عوامل اجتماعي و فرهنگي شکل دهنده ي رفتار انسان توجه ويژه اي دارند و در تبيين هاي جامعه شناختي بر ساختار اجتماعي و الگوهاي کنش متقابل فرد و ديگر اعضاي جامعه تکيه کرده، به موارد زير اشاره مي کنند:

1- جامعه پذيري ناقص:

 براساس اين نظريه، اگر فردي درست اجتماعي نشده باشد، هنجارهاي فرهنگي را با شخصيت خود عجين نمي سازد. از اين رو، نمي تواند ميان رفتار شايسته و رفتار ناشايست تمايز قايل شود.

2- انحراف آموزي:

 جامعه شناسان معتقدند که بسياري از رفتارهاي انحرافي اکتسابي و قابل سرايت از شخصي به شخص ديگر است. براي مثال، ساترلند (6) مي گويد: براي آنکه شخص تبهکار گردد، نخست بايد ياد بگيرد که چگونه تبهکار شود. اين فرايند يادگيري در اثر کنش متقابل فرد با ديگران حاصل مي شود.

3- ناسازگاري هاي فرهنگي و ساختار اجتماعي:

هر جامعه نه تنها هدف هاي پذيرفته شده ي فرهنگي دارد، بلکه ابزار پذيرفته شده را نيز براي نيل به اين هدف ها در اختيار دارد. هر گاه به عللي اين ابزار در اختيار فرد گذارده نشود، احتمال مي رود منحرف گردد. کتله (7) بر اين عقيده است که اجتماع مسئول تمام جرايم است؛ زيرا خود عامل به وجود آورنده ي آن است. اجتماع آلوده از انسان هاي درست کار و پاک سرشت، موجوداتي ناسازگار، نادرست و ناپاک مي آفريند و آنان را براي ايفاي نقش هاي ناپسند آماده مي سازد. (8)حال، در ميان انحراف هاي گوناگون اجتماعي،«روسپي گري» به عنوان فساد و انحراف برخي زنان، پديده اي خاص با چهره اي ويژه است. روسپي گري از کهن ترين و با سابقه ترين انحرافات بشري است که ردپاي آن را مي توان در طول تاريخ مشاهده کرد.

اين موضوع از قديمي ترين تراژدي هاي تاريخ بشري بوده و هست. (9)قدمت و رواج روسپي گري تا بدان جاست که در بسياري از سرزمين هاي کهن براي اين پديده خداياني قايل بوده و براي آن نمادهايي ساخته اند. ايناري (10) در ميان پيروان مذهب «شينتو» علاوه بر خداي زايش و برنج، الهه ي روسپي گري است. (11) از اين رو، در آتن زنان روسپي به نام «آفروديته» معابدي مي ساختند و او را حامي و تکيه گاه خود مي دانستند. (12) به طور کلي، از قرن ها پيش از ميلاد مسيح تاکنون - جز در مواردي نادر - مفهوم روسپي گري عبارت است از «برقراري رابطه ي جنسي با هدف کسب دست آوردهاي مادي» بوده است. (13) با اين حال، صفحات تاريخ شهادت مي دهند که در سراسر قرون و اعصار، اين حاکمان و صاحب منصبان بوده اند که به صورت آشکار و نهان بالاترين بهره ي اقتصادي و سياسي را از اين رهگذر به چنگ آورده اند.

 براي نمونه 650 سال پيش از ميلاد، در زمان حکومت ژو (14) در چين در محله هايي که با چراغ هاي خاصي آراسته شده بودند، روسپيان از تجار و صاحب منصبان پذيرايي مي کردند و بدين سان از مهره هاي اساسي در رونق اقتصادي چين بودند.(15) يافته هاي تاريخي نشان مي دهد که رومي ها نخستين افرادي بوده اند که در مغرب زمين براي روسپيان و روسپي خانه ها به طور رسمي جواز صادر کرده اند. (16) اين در حالي است که، شرقي ها قرن ها پيش از اين تاريخ چنين مي کرده و از اين طريق همواره ماليات کلاني دريافت مي داشته اند.(17)بايد توجه داشت که پديده هاي اجتماعي به دليل ماهيت پيچيده شان کمتر با رويکرد تک عاملي تبيين مي شوند. بررسي و تحليل عوامل مؤثر در انحرافات جنسي نيز از اين قاعده مستثني نيست. عوامل تأثير گذار در اين زمينه مي تواند متعدد و داراي جنبه هاي خرد و کلان اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، شخصيتي، رواني و ... باشد.

امروزه جامعه ي جهاني ترغيب شده است تا با جديت بيشتر بر رشد انساني دختران تمرکز يابد و با دقت و نظر عميق به مساله ي ويژه و بسيار حساس ايشان بپردازد؛ زيرا آغاز مشکلات جوامع را مي توان در بي توجهي به نيمي از جمعيت مولد و زاينده ي جهان، به ويژه دختران، جستجو کرد. (18) با توجه به ترسيم الگوي زن مسلمان بر اساس ابعاد فردي، اجتماعي و خانوادگي حضرت فاطمه زهرا (ع) و تدوين برنامه ي عملي ملي بر اساس الگوي فاطمي (19) و نظر به نقش سازنده و بسزايي که زنان در رشد و ترقي فردي و اجتماعي جامعه دارند، چنانچه اين قشر دچار نقصيه و آسيبي گردند، به همان نسبت مي توانند به يکي از معضلات اساسي جامعه، به ويژه عاملي خانمان سوز و بنيان برافکن براي خانواده تبديل شوند. از سوي ديگر، با توجه به موقعيت کشور عزيزمان و اهداف ترقي گرايانه – که از دغدغه هاي هر ايراني، به ويژه مسئولين است و نيز براي آنکه به جهانيان ثابت کنيم نام ايران و ايراني همواره با فرهنگ، تمدن و پيش روي در عرصه هاي مختلف دانش، صنعت، کشاورزي و پژوهش گره خورده است، بايد در درجه ي نخست به سلامت جامعه همت گماشت؛ چرا که اين اهداف، در يک جامعه ي سالم سريع تر و مطلوب تر تحقق خواهد يافت.

 از طرفي نيز جامعه ي سالم در گرو خانواده ي سالم و خانواده ي سالم وابسته به مادر و همسري سالم است. اگر سلامت جامعه به واسطه ي انحراف زن مخدوش گردد، پيامدهاي اين امر موجب مي شود که به جاي پرداختن به دغدغه هاي علمي و پژوهشي، انديشه ها به سمت چهره ها و آثار اين انحرافات معطوف گردد. از سوي ديگر در يک جامعه ي سالم، به جاي آنکه هزينه هاي گزاف صرف نگه داري و باز پروري زنان منحرف گردد، در مواردي چون ارتقاي کيفيت تحصيل، رشد فرهنگ، آگاهي جامعه و خانواده ها و ايجاد سالن هاي ورزشي و تفريحي هزينه مي شود. ضمن آنکه اين موارد خود مي تواند از عوامل مهم و مؤثر در پيش گيري از انواع انحراف ها باشد.
حال، با توجه به مطالب ياد شده، انجام چنين پژوهش هايي ضروري و کارگشا به نظر مي رسد. وظيفه ي سازمان ها و نهادهاي دست اندرکار در اصلاح آسيب هاي اجتماعي است که با پرداختن به جنبه هاي گوناگون اين پديده ي تلخ و بررسي ديدگاه و راه کارهاي مختلف، در ريشه کني اين معظل بنيان برانداز دست ياري به يکديگر بسپارند و راه هايي براي پيش گيري و مقابله با آن ارائه نمايند. بر اين اساس، پس از بررسي هاي مکرر نگارنده و مصاحبه با صاحب نظران و برخي افراد مسئول در مراکز نگهداري زنان، پژوهش حاضر، انحرافات جنسي در بانوان را «انحراف اجتماعي» به شمار آورده و با بررسي ديدگاه افراد متعدد در گروه هاي سني مختلف با فرهنگ ها، عقايد، ميزان تحصيل و شغل هاي گوناگون و نيز بر اساس تجرد و تأهل اين افراد به بررسي عوامل اقتصادي، فرهنگي و خانوادگي مؤثر در انحراف جنسي زنان مي پردازد.
پی نوشت ها :

* استاديار دانشگاه آزاد واحد اردستان.
1- هدايت الله ستوده، مقدمه اي بر آسيب شناسي اجتماعي، ص 18.
2- Doob.
3- A.K. Cohen.
4- A. Inkez.
5- هدايت الله ستوده، مقدمه اي بر آسيب شناسي اجتماعي، ص 36.
6- Sutherland.
7- Quetelet.
8- هدايت الله ستوده، مقدمه اي بر آسيب شناسي اجتماعي، ص 169.
9- Jolin. A, On the Backs of working prostitutes: Feminist Theory and prostitution policy.P 109-83.
10- Inari.
11- Gregersen. E, Sexual practices.
12- ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه ي احمد آرام، ع پاشايي و اميرحسين آريان پور، ص 338.
13- Jolin. A, On the Backs of working prostitutes: Feminist Theory and prostitution policy.P 109-83.
14- Jov.
15- Gregersen.E , Sexual practices.
16- ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه ي احمد آرام، ع پاشايي و اميرحسين آريان پور، ص 338.
17- مرتضي راوندي، تاريخ اجتماعي ايران، ص 86.
18- هما فراني، بهداشت رواني در دختران و زنان جوان، ص 38.
19- مرکز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي – اجتماعي زنان «زن از نگاهي ديگر» پاسدار اسلام، ش 249، ص 27.

منبع:نشريه اسلام و پژوهشهاي اسلامي شماره 1

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 14:52  توســط fAtEmEh  | 

پرهيز زن و شوهر از جر و بحث

درست به همان شکل که برقراري ارتباط مهمترين عنصر در هر رابطه است، جر و بحث نيز مي تواند مخربترين عنصر در اين زمينه به شمار رود. چون هر چه ما به يک نفر نزديک تر شويم، امکان دلخور کردن يا دلخور شدن آسانتر مي شود.
وقتي زن و شوهر ارتباط عاطفي عميقي ندارند در زمان جر و بحث و مشاجره بيطرفانه تر به موضوع مي نگرند اما وقتي ارتباط عاطفي با يکديگر برقرار کنند، رفتار يکديگر را به دل مي گيرند.

راهنمايي کلي:

 هيچ گاه با هم جر و بحث نکنيد. در عوض مي توانيد به ابزار نظرات موافق و مخالف بپردازيد در مورد خواسته هاي خود به گفت و گو بپردازيد و از جر و بحث بپرهيزيد.
برخي زوجها مرتبا با هم دعوا و مرافه دارند و اين موجب از بين رفتن عشق در ميان آنها مي شود برخي ديگر براي جلوگيري از جر و بحث احساسات صادقانه و پاک خود را سرکوب مي کنند در نتيجه از دست يافتن به احساسات عاشقانه نيز باز مي مانند، بهترين کار آن است که زن و شوهر ميان اين دو حالت موازنه ايجاد کنند.
بدون آگاهي از تفاوت ميان زن و مرد به راحتي امکان جر و بحث وجود دارد، اين کار موجب ناراحتي و رنجش خود و نيز شريک زندگي مان مي شود. رمز و راز جلوگيري از اين گونه جر و بحث ها برقراري ارتباط محترمانه و عاشقانه است.
زن و شوهر مي توانند بدون غرض با هم جر و بحث کنند اما آنها ندانسته موجب ناراحتي و رنجش يکديگر مي شوند، آنها از قبول يا درک نظرات شريک زندگي خويش خودداري مي کنند آن هم به دليل آشنا نبودن با نحوه برخورد با مسائل، زن و شوهر زماني مي توانند به جر و بحث خود پايان دهند که بتوانند نظر و ديدگاه خود را چنان بسط و گسترش دهند که نظر و ديدگاه همسرش را نيز دربرگيرد و شامل شود البته اين امر مستلزم آن است که مرد احساس کند مورد احترام قرار گرفته، اگر نگرش محبت آميز به يکديگر نداشته باشند عزت نفس جريحه دار مي شود.
بيشتر زن و شوهرها وقتي درباره موضوعي با يکديگر به جر و بحث مي پردازند، پس از مدت کوتاهي جر و بحث آنها نه درباره آن موضوع، بلکه درباره نحوه اي که با يکديگر به جر و بحث پرداخته بالا مي گيرد.
هر چه قدر بيشتر با يک نفر صميمي باشيم امکان اين که نسبت به احساسات منفي او واکنش نشان دهيم بيشتر است و به همين ترتيب، گوش دادن به نظرات او مشکل مي شود، براي حمايت و دفاع از نظرات و احساسات خويش، در قبال بي اعتنايي يا مخالفت او از خود مقاومت نشان مي دهيم، حتي اگر هم با نظرات او موافق باشيم سعي مي کنيم با لجاجت به جرو و بحث با او بپردازيم. در واقع اين نحوه بيان ماست که موجب ناراحتي مي شود نه آنچه را که مي گوييم.
وقتي مردي با اعتراض رو به رو مي شود، تلاش مي کند خود را حق به جانب بگيرد و فراموش مي کند که خود را با محبت جلوه دهد و خود به خود از توجه و احترام و اطمينان خاطر بخشيدن او در هنگام برقراري ارتباط کاسته مي شود او از رفتار حاکي از بي اعتنايي و رنجش آگاه نيست در چنان شرايطي يک مخالفت ساده در حکم حمله به زن است و يک خواهش و درخواست جنبه فرمان و دستور پيدا مي کند. طبيعي است که زن نسبت به اين شيوه دلسرد کننده مقاومت نشان مي دهد حتي درزمانيکه گفته هاي شوهرش را قبول دارد.
اما مرد به اشتباه تصور مي کند که همسرش نسبت به نظرات او مقاومت مي نمايد در صورتيکه شيوه بيان عاري از محبت و دلسردکننده اوست که موجب ناراحتي همسرش مي شود وقتي زن حس مي کند که مورد اعتراض قرار گرفته، برخلاف مرد، خود به خود لحن گفتارش حاکي از بي اعتمادي و بي اعتنايي است اين نوع بي اعتنايي بويژه در زمانيکه مرد ارتباطي عاطفي با او برقرار کرده بسيار براي مرد ناراحت کننده است.
زن ابتدا با مطرح کردن احساسات منفي و ناخوشايند خويش در مورد نحوه رفتار شوهرش و سپس با ارايه توصيه هايي ناخواسته، جر و بحث را آغاز مي کند و آن را شدت مي بخشد. وقتي زن نمي فهمد و احساسات ناخوشايند خو را با پيامهايي حاکي از اعتماد و اطمينان به شوهرش منتقل نمي کند شوهرش به گونه اي منفي واکنش نشان مي دهد و زن گيج و مبهوت مي ماند زن نمي داند که بي اعتمادي او تا چه اندازه اي براي شوهرش ناراحت کننده است.

«براي جلوگيري و پرهيز از جر و بحث بايد اين نکته را به ياد بسپاريم که همسرمان با آنچه مي گوييم مخالفتي ندارد بلکه با نحوه بيان گفته هايمان اعتراض دارد»

براي جر و بحث کردن به دو نفر نياز است اما براي پايان دادن به آن يک نفر کافي است بهترين راه توقف جر و بحث سکوت کردن است، سعي کنيد مدتي حرف نزنيد به نحوه ارتباط برقرار کردن با همسرتان توجه کنيد بفهميد که چگونه نياز او را برآورده نمي کنيد. پس از مدت کوتاهي دوباره شروع به صحبت کنيد اما اين بار به گونه اي محبت آميز و محترمانه باشد سکوت به ما خونسردي و آرامش مي بخشد، پيش از برقراري مجدد ارتباط، افکار خويش را متمرکز کنيم.
- چهار روش براي جلوگيري از ناراحتي در هنگام جر و بحث که اين روشها فايده اي کوتاه مدت دارد ولي در درازمدت پيامدهاي زيانباري دارد:

1- جنگ و دعوا:

 وقتي گفت و گوي ميان زن و شوهر عاري از محبت و حمايت است برخي به طور غريزي شروع به جنگ و دعوا مي کنند شعار آنها اين است «بهترين دفاع، هجومي همه جانبه است. » انگيزه دروني هم عقب نشيني طرف مقابل و احساس پيروز شدن است در صورتيکه در واقع شکست خورده اند. وقتي زن و شوهر با هم دعوا مي کنند به تدريج نمي توانند احساسات قلبي خود را به يکديگر ابراز کنند و آسيب پذير مي شوند زن آماده مي شود از خودش دفاع کند و مرد از توجه به همسرش سرباز مي زند کم کم صميميتي را که در آغاز رابطه زناشويي از آنان بهره مند بودند از کف مي دهند.

2- فرار:

 اين روش نيز از مردها نشأت مي گيرد. مردها براي پرهيز از رويارويي به درون غار تنهايي خود باز مي گردند و هرگز بيرون نمي آيند اين روش همانند روشي نيست که طي آن مرد سکوت مي کند و سپس وارد گفت و گو مي شود و با حالتي بسيار محبت آميز به حل و فصل مي پردازد خير، روش اخير مرد شبيه جنگ سرد است آنها از محبت کردن خودداري مي کنند و به همين دليل مشکل حل نمي شود.
عده اي از زن و شوهرها به جاي جر و بحث به سادگي از صحبت درباره موارد اختلافشان خودداري مي کنند اين شيوه رسيدن به خواسته ها در واقع دريغ داشتن عشق از همسر و تنبيه اوست. مردها در واقع به گونه اي غيرمستقيم و با محروم کردن همسرشان از عشق و محبتي که شايسته آن است، احساسات او را مورد هجوم قرار مي دهند و با دريغ داشتن عشق و محبت شريک زندگي اطمينان مي يابد که بايد کمتر ابراز محبت و علاقه نمايد فايده چنين روشي در کوتاه مدت آرامش و هماهنگي است اما اگر در مورد مسائل و مشکلات گفت و گويي ميان زن و شوهر صورت نگيرد و به احساسات يکديگر گوش نکنند ناراحتي و رنجش ظهور پيدا مي کند در دراز مدت از احساسات عاشقانه و دلسوزانه اي که موجب نزديکي آنها شده بود محروم مي شوند و معمولا با کار زيادي يا پرخوري و يا عادات ديگر احساسات خود را بي اثر مي نمايند.

3- ظاهر فريبي:

 زنان براي پرهيز از رويارويي و جر و بحث وانمود مي کنند که همه چيز مرتب است و مشکلي وجود ندارد اما چنين زناني اغلب رنجور و ناراحت هستند آنها خواسته هاي همسرشان را برآورده مي سازند اما در قبال آن چيزي عايدشان نمي شود اين ناراحتي مانع از اظهار عشق و محبت است زن براي جلوگيري از بروز دردسر و مشکل امکان دارد حتي خودش را به ناداني بزند و فکر کند که همه چيز مرتب و بدون اشکال است در صورتيکه واقعا اينطور نيست او از خود گذشتگي نشان مي دهد و يا منکر خواسته ها و احساسات و نيازهاي خويش مي شود تنها به اين دليل که از بروز اختلاف و جر و بحث خودداري نمايد.

4- تسليم شدن:

 زن به جاي بحث کردن تسليم مي شود او تمام تقصير را به گردن مي گيرد در کوتاه مدت آنها رابطه اي بسيار محبت آميز برخوردار مي شوند اما سرانجام احساس مي کنند با يکديگر بيگانه اند.
انکار نمودن احساسات به هر شکلي دردناک و ناراحت کننده است زيرا زنان به اندازه کافي خودشان را منکر مي شوند آنان مي کوشند تا از سوي ديگران مورد محبت قرار گيرند، در واقع زنان در اين روش خود را تسليم خويشتن مي کنند نه ديگران، اين افراد براي راضي نگه داشتن شريک زندگي به خواسته هاي او توجه مي کنند و خود را در قالب خواسته هاي او قرار مي دهند و احساسات خود را منکر مي شوند و سرانجام شاد و سرحال نيستند و افسرده مي شوند.
افراد ممکن است هر کدام از اين چهار روش را در زندگي خود به کار برده و گاهي از يکي به ديگري سوق دهند اين روشها مفيد نيستند روشن مفيد آن است که: تفاوت ميان گفت و گو با جر و بحث را بشناسيم و با سکوت از ادامه بحث جلوگيري کنيم لحظه اي ساکت بمانيد تا آرامش و خونسردي خود را حفظ نماييد و بعد دوباره به گفت و گو بپردازيد. آگاهي و توجه خود را به جنس مخالف افزايش دهيد و بر مهارت خود در برقراري ارتباط بيفزاييد و بتدريج دريابيد که از جر و بحث و دعوا خودداري کنيد.

چرا جر و بحث مي کنيم؟

زن و مرد در مورد مسائل مالي، فرزند، و ... تصميم گيري و برنامه ريزي با هم بحث مي کنند اما اين گفت و گوها فقط به يک دليل به جر و بحث شديد مي انجامد، اين دليل که احساس مي کنيم مورد مهر و محبت قرار نگرفته ايم، در اين زمان به درد عاطفي دچار مي شويم و در اين مرحله مشکل است که بتوانيم محبت خود را ابراز کنيم.
هر چه مرد با همسرش صميمي تر باشد حل و فصل اختلافات و تفاوتها دشوارتر است، وقتي مرد کاري را انجام داده که همسرش از آن راضي نيست مرد احساس نارضايتي همسرش را کاملا به دل مي گيرد و گمان مي کند ک همسرش او را دوست ندارد ولي زمانيکه نيازهاي عاطفي مرد برآورده شود به بهترين شکل مي تواند به حل و فصل اختلافات و تفاوتها بپردازد اما مردي که از عشق بهره نبرده و محروم مانده حالت دفاعي به خود مي گيرد و چهره عبوس خود را نشان مي دهد و به طور غريزي شمشير از نيام بيرون مي کشد.

دلايل پنهاني جر و بحث مردها:

1- وقتي همسرشان از ايشان ناراحت مي شود احساس مي کنند از ايشان انتقاد مي کنند و به آنها بي اعتنايند و قبولشان ندارند.
2- وقتي زن به آنها مي گويد چه کار کنند احساس مي کنند مثل يک بچه به آنها نگاه مي شود و تمجيد و تقدير نمي شود.
3- وقتي زن، مرد را دليل ناراحتي اش مي پندارد.
4- وقتي زن از مرد ناراحت مي شود، مرد احساس مي کند به او اعتماد ندارد و يا درکش نمي کند.
5- وقتي زن احساس مي کند زياد از خود مايه گذاشته ولي از او قدرداني نمي شود و گله مند مي شود مرد هم اين حس به وي دست مي دهد که کسي قدر کارهاي او را ندارد.
6- احساس نگراني زن نسبت به مسائل ناخوشايندي که ممکن است رخ دهد و ايجاد تصور بي اعتمادي در مرد.
7- درخواست زن از مرد نسبت به اينکه به درخواست و صحبت او عمل کند و مرد احساس مي کند که مورد قبول يا توجه او نيست.
8- وقتي زن انتظار دارد آنچه را که در ذهن او مي گذرد مرد بفهمد و مرد نمي تواند، احساس نالايق بودن به وي دست مي دهد.

نياز مرد براي پرهيز از جر و بحث:

1- زن بايد شوهرش را همانگونه که هست بپذيرد در غير اين صورت مرد تصور مي کند همسرش مي خواهد او را تغيير دهد.
2- زن بايد شوهرش را تحسين و تمجيد کند تا او احساس حقارت نکند.
3- زن بايد شوهرش را تشويق و دلگرم کند تا او احساس تسليم شدن و ناتواني نکند.
4- زن بايد از شوهرش قدرداني کند تا مرد خود را سرزنش و ضعيف نکند و فکر نکند مورد بي اعتنايي قرار گرفته .
5- زن بايد به شوهر اعتماد داشته باشد و از کارهايي که براي امنيت و آسايش او انجام مي دهد قدرداني کند در غير اينصورت مرد خودش را مسئول اضطراب و نگراني او مي داند.
6- زن بايد شوهرش را بپذيرد، به او اعتماد کند مورد تأييد و پذيرش قرار دهد همانگونه که هست قبول کند تا احساس طردشدگي، ناتواني، شکست و اينکه نمي تواند نيازهاي همسرش را برآورده سازد به او دست ندهد هنگامي که نيازهاي اوليه عاطفي مرد برآورده مي شود، تمايل او جهت پرداختن به جر و بحث هاي شديد و ناراحت کننده از ميان مي رود و به خودي خود توانايي پيدا مي کند که با توجه و علاقه بيشتري به سخنان همسرش گوش دهد و نيز صحبت کند از اين راه مي توان به کمک صحبت و گفت و گو توافق به دور از جر و بحث هاي ناراحت کننده به حل و فصل مشاجرات و اختلاف نظرها و احساسات ناخوشايند و منفي پرداخت.

دلايل پنهاني جر و بحث زنها:

1- وقتي مرد از اهميت احساسات يا خواسته هاي زن مي کاهد اين احساس به زن دست مي دهد که براي شوهرش مهم نيست و به او بي اعتناست.
2- وقتي زن کارهايي را از مرد درخواست کند و مرد انجام ندهد زن احساس گدايي کردن به او دست مي دهد .
3- وقتي مرد زن را عامل و مقصر ناراحتي خود مي داند و زن تصور مي کند بايد کاملا بي عيب و نقص باشد که مورد محبت مرد قرار گيرد.
4- وقتي مرد صدايش را بلند مي کند، يا براي اينکه ثابت کند حق با اوست توضيحاتي ارائه مي دهد زن احساس مي کند که مرد به نظر وي بي توجه است.
5- وقتي زن از مرد در مورد تصميم هايي که بايد بگيرد سؤال کند و مرد جواب نمي دهد و زن تصور مي کند سربار اوست .
6- وقتي مرد به زن مي گويد نبايد ناراحت يا نگران و عصباني باشد، زن احساس مي کند براي احساسات من اعتباري قائل نيست و از من حمايت نمي کند.

نياز زن براي پرهيز از جر و بحث:

1- مرد بايد به زن اعتبار بخشد و او را مورد مهر و نوازش قرار دهد تا زن احساس نکند مورد بي اعتنايي قرار گرفته.
2- مرد بايد بداند چرا همسرش ناراحت است و اطمينان خاطر دهد که او را دوست دارد در غير اينصورت زن احساس امنيت خاطر نمي کند.
3- مرد بايد به احساسات زن بها دهد و به نياز او جهت کسب اطلاعات بيشتر احترام بگذارد.
4- مرد بايد به همسرش اطمينان خاطر و قوت قلب دهد، اينکه به حرفهاي او گوش مي دهد و به او توجه دارد.
5- مرد بايد به همسرش احترام بگذارد، احساسات او را معتبر تلقي کند و درک نمايد، او را نوازش نمايد بويژه در زمانيکه همسرش احساساتش را با او در ميان مي گذارد. با اينکه تمام اين نيازها و احساسات دردناک داراي اعتبار است اما معمولا به طور غير مستقيم در ارتباطات ميان زن و شوهر نمود پيدا نمي کند و در درون روابط شکل مي گيرد و در هنگام جر و بحث به اوج خود مي رسد گاهي اوقات هم به طور مستقيم عنوان مي شود، اما معمولا از راه حرکت صورت و بدن و لحن و کلام نمود پيدا کرده، عنوان مي شود. زن و مرد بايد يکديگر را درک کنند و با توجه به حساسيتهاي ويژه شان با هم همکاري نمايند و از يکديگر دلگير نشوند، شما مي توانيد از راه برقراري ارتباط به گونه اي که نيازهاي عاطفي همسرتان برآورده شود به طرح مشکل واقعي خودش بپردازد.

ترکيب جر و بحث شديد:

1- زن ناراحتي خود را در مورد موضوعي اظهار مي کند.

2- مرد توضيح مي دهد که او نبايد در مورد آن موضوع ناراحت باشد .

 3- زن احساس مي کند که مرد براي او اعتباري قائل نيست و بيشتر ناراحت مي شود و در اينجاست که از بي اعتباري خويش، بيشتر از آن موضوع ناراحت مي شود.

4- مرد از مخالفت همسرش ناراحت مي شود او همسرش را عامل ناراحتي خويش برمي شمارد و پيش از آشتي کردن از او مي خواهد که عذرخواهي کند .

5- زن عذرخواهي مي کند و از آنچه اتفاق افتاده حيران و مبهوت مي شود يا بيشتر ناراحت مي گردد و جر و بحث آنها به جنگ و دعوا تبديل مي شود.

راه حل: مرد بايد سعي کند زن را عامل ناراحتي خويش در نظر نگيرد، بکوشد بفهمد که چطور او را ناراحت کرده و سعي کند به او نشان دهد که به وي توجه دارد، بايد کاري کند که او بداند به او توجه دارد، وقتي زن ناراحت مي شود مرد ياد بگيرد اول به حرفهاي او گوش کند، بعد به علت ناراحتي او پي ببرد و بعد از آن بگويد «متأسفم از اينکه با گفتن آن حرف تو را ناراحت کردم» نتيجه ي اين کار فوري و مشخص است جر و بحث کمتر مي شود. مرد بندرت مي گويد متأسفم چون اين عبارت را بدان معنا مي داند که شما کار اشتباهي انجام داده ايد، معذرت خواهي مي کنيد ولي آسانترين راه براي پايان دادن به جر و بحث گفتن متأسفم مي باشد. بيشتر جر و بحث ها زماني شدت مي گيرد که مرد احساسات همسرش را بي اعتبار جلوه مي دهد و زن نيز به مخالفت با او مي پردازد.

شايعترين راهي که مردم جر و بحثي را آغاز مي کند بي اعتبار ساختن احساسات يا نظرات همسرش است، مرد متوجه نيست که از اين راه تا چه اندازه موجب بي اعتبار شدن همسرش مي شود. لفظ «نگران نباش» براي مردان اين عبارت دوستانه به نظر مي آيد اما براي شريک صميمي زندگي اين عبارت آزارنده و دلگير کننده است.

 يا مرد کاري را انجام داده که موجب ناراحتي همسرش شده و براي رفع آن به همسرش توضيح دهد که چرا نبايد ناراحت باشد و اصلا به اين موضوع توجه ندارد که همسرش از رفتار او چنين احساسي مي کند که حق ناراحت شدن ندارد و تنها پيامي که زن دريافت مي کند اين است که همسرش اهميتي براي احساسات او قايل نيست. مرد با گفتن جملاتي چون «اين موضوع چندان مهم نيست» و براي آن مسأله چندين راه حل کاربردي ارايه مي دهد و توقع دارد که همسرش آرام بگيرد و خوشحال باشد ولي زن تا زمانيکه شوهرش براي ناراحتي او اعتباري قايل نيست از راه حل او نمي تواند قدرداني کند اين کار با اينکه نيازمند تمرين است اما امکان پذير است.

شايع ترين راهي که زن ندانسته جر و بحث را شروع مي کند آن است که احساساتش را به طور مستقيم مطرح نمي کند او به جاي آنکه ناراحتي و نااميدي خود را به طور مستقيم اظهار کند سؤالاتي طعنه آميز را مطرح مي سازد و پيامي حاکي از مخالفت را از روي آگاهي يا ناآگاهي به شوهرش ابلاغ مي کند. اما شوهرش فقط آنچه را که او بر زبان مي آورد ملاک قرار مي دهد زن بايد شوهرش را آنگونه که هست تأييد کند حتي اگر با رفتار او موافق نباشد در اينصورت است که شوهرش احساس مي کند مورد مهر و محبت او قرار گرفته است.

 معمولا وقتي زن با رفتار شوهرش موافق نيست و قصد تغيير او را دارد. سعي مي کند با او مخالفت نمايد. به يقين مواقع زيادي وجود دارد که موافقت زن با مرد با شدت و ضعف همراه است، اما مخالفت کردن موجب ناراحتي و رنجش زياد مرد مي شود. نياز مردان به تأييد و موافقت چنان زياد است که بسياري از آنها خجالت مي کشند آنرا بر زبان آورند ممکن است آنها کارهاي زيادي انجام دهند که از آن طريق ثابت کنند براي اين موضوع «تأييد و موافقت» چندان اهميتي قايل نيستند. اما چرا آنها وقتي مخالفت همسرشان را مشاهده مي کنند بي درنگ حالت تدافعي به خود مي گيرند و دلسرد مي شوند و از او فاصله مي گيرند زيرا دست نيافتن به نيازهايشان موجب ناراحتي و رنجش آنها مي شود.

در برخورد با مردي که هيچ دليل دوستي براي رفتار خود ندارد زن مي تواند موافقت چنداني با او نداشته باشد و همانند روزهاي اول روابط زناشويي خويش مهر تأييد به کارها و رفتار همسرش نزند، زن بايد اين نکته را به ياد داشته باشد که هنوز مي تواند با وجود عدم توافق با همسرش او را تأييد نمايد.

دو مشکل عمده اي که جر و بحث از آن ناشي مي شود عبارتند از :

1- مرد احساس مي کند که همسرش مخالف نظر اوست

 2- اينکه زن مخالف نحوه اي است که مرد با او صحبت مي کند.
اغلب زن مخالف نظر شوهرش است به دليل اينکه شوهرش براي نظرات او اعتبار و اهميتي قائل نيست و يا از روي بي اعتنايي با او صحبت مي کند. وقتي زن و مرد ياد بگيرند که با يکديگر توافق داشته باشند و نظرات يکديگر را معتبر بشمارند ديگر مجبور نمي شوند با هم جر و بحث کنند آنها مي توانند درباره تفاوتهاي يکديگر با هم گفت و گو و مذاکره نمايند.

در موارد بسياري مي توان اختلاف نظرها را حل کرد بدون آنکه به جر و بحث و دعوا تبديل شود،

 مرد و زن مي توانند از يکديگر حمايت کنند در مواردي چون:

 1- دير آمدن مرد به منزل

 2- وقتي چيزي را فراموش کند

 3-وقتي مرد از غار تنهايي خويش باز مي گردد

4- وقتي مرد همسرش را نااميد کند

 5- وقتي مرد احساسات همسرش را محترم نمي شمارد و او را مي رنجاند

6- وقتي مرد عجول است و زن با اين کار مخالف است

 7- وقتي زن احساس کند شوهرش به حرفهاي او اهميت نمي دهد.

در روابط زناشويي گاهي دشواريهايي بروز پيدا مي کند در اين لحظات دشوار مهمترين کار تلاش به منظور برقراري ارتباطي توأم با عشق و احترام و رضايت است و بايد اين نکته را بپذيريم و درک کنيم و شريک زندگي مان هميشه فردي کامل نيست وقتي ياد بگيريم که در هنگام بروز رنجش مختصر به گونه اي موفق واکنش نشان دهيم مي توانيم در هنگام روبه رو شدن با اختلافات مهمتر راحت تر با آن کنار بياييم.
وقتي از همسر خود دلگير نيستيد وقتي را به اين کار اختصاص دهيد تا پي ببريد که چه مطالبي براي همسرتان بيشترين اثر را دارد و نيز در مورد مطالبي که بر روي شما بسيار تأثير گذار است با همسرتان صحبت کنيد وقتي زن و شوهر نسبت به گفته هايي که در مورد آن با هم از پيش موافق بوده اند سازش داشته باشند تا حد زيادي مي توانند در هنگام بروز اختلاف و درگيري تنش موجود را خنثي کنند.

منبع: مردان مريخي - زنان ونوسي

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 14:33  توســط fAtEmEh  | 

معرفت شناسى زن و نوآورى

1- زن شريك جنسي وعاطفي مرد است، فهم معرفتي زن فهم معرفتي نيمي از جوامع انساني است و معرفت شناسي زن بدون معرفت شناسي مرد ممكن نيست. چون تا بوده زن و مرد با هم بوده اند و ذهن و معرفت و تفكر زن با مرد شكل گرفته و بر عكس. پس معرفت شناسي زن بدون معرفت شناسي مرد ممكن نيست.
2 - زن و مرد از باب قابل و فاعل، مكمل يكديگر مي باشند(حسن التبعل) اگر بخواهيم مرد و زن را تقليل به انسان بدهيم و وجه جنسيت آن دو ناديده گرفته شود يك نوع نگاه اومانيستي به زن است كه زن و مرد را يك انسان صاحب سوژه مي داند پس يك نوع «فرديت ذهني» براي آن دو قائل مي شود و براي زن و مرد دوگانگي فكري و معرفتي ترسيم مي كند.
3 - دو گانگي فكري كه براي زن و مرد ترسيم مي شود سبب دو گانگي اجتماعي جامعه انساني مي شود كه گاهي به سلطه مرد بر زن خواهد انجاميد و مرد سوژه مي شود زن ابژه(مثل مدرنيسم) و گاهي زن سوژه مي شود و مرد ابژه(مثل پسامدرنيسم) پس زندگي اجتماعي غربي صحنه تعارض زن و مرد بوده است و مي توان تاريخ تفكر اجتماعي غربي را اين گونه ترسيم كرد.
4 آنچه تاريخ سنتهاي اجتماعي بشري به ما نشان داده اين است كه يك نوع معرفت شناسي ميان ذهنيتي بر روابط زن و مرد حاكم مي باشد و اين تعامل، زندگي بشري را صورت و شكل بخشيده است. در زماني كه انسان شكار و گرد آوري غذا مي كرد اقتصاد مردانه بود و زن زندگي دروني بشر آن روز يعني مسكن را شكل مي داده است.
5 - زماني كه زن توانست به اهلي كردن حيوانات بپردازد و دامداري را به وجود آورد زندگي انساني از كوچ ناشي از شكار به كوچ ناشي از دامداري براي چراگاه تبديل شد، امور دامداري مثل شير دوشيدن و توليد لبني به عهده زنان بود، پس زندگي دامداري نيز يك امر مشاركتي بود.
6 - با كشت دانه هاي گياهي توسط زنان، كشاورزي شروع شد. با كشاورزي زندگي كوچ نشيني به يكجا نشيني تبديل شد و سپس شهرنشيني به وجود آمد. پس شهرنشيني يا تمدن يك امر زنانه است و زنان بودند كه يكجا نشيني را براي بشر به ارمغان آوردند.(جمله مشهور مردم شناسان اين است كه اگر زنان نبودند هنوز مردان بر سر درختها زندگي مي كردند)
7 - در شهر و قبل از آن، عرفان، وجه غالب مذهبي جوامع انساني بوده است و عرفان يك مذهب زنانه بوده، چرا كه در عرفان، مبنا بر اساس يك «قابليت فعال» است كه در وجود زنانه تجلي مي يابد. استعاره خداي عرفاني، يك زن است(مثل خداي حافظ) كه از آن به خداي رحماني نيز ياد مي شود. و بعد از هبوط آدم و نزول وحي صفت رحيميت خداوندي تجلي مي يابد.
8 - در تاريخ مذهب، خداياني كه به گونه اي شرك آلود ترسيم شده اند( مثل بتها) زنانه طراحي شده اند مثل لات و مني و عزي يا خدايان امروز هندو. چرا كه خداي زنانه، خداي جمال و خداي زيبايي هاست يعني انسان خدايي را مي پرستد كه خود را ساخته است. و آن را با زيبائي شناسي خودش، خلق كرده است.
9 - انسانها در شهرها كه زندگي مي كنند تكثرها و كثرتها را نظاره گرند. به همين دليل شرك آلود مي شوند(از بعد معرفتي) و سپس در اين فضاي شرك آلود به گناه مي پردازند پس در شهرها فضاي شرك آلود با اعمال گناه آميز همراه مي شود (در قرآن بارها اين نكته بيان شده است) و انسانها همه اينها را در بت هاي خود و معابدشان تجلي مي دادند(معابد فسادانگيز مشركان كه در قرآن از آنها ياد شده است).
10 - همه اينها از سوژه شدن انسان يا «تكيه مطلق بر عقل خود بنياد» در تمدنها رخ مي دهد كه غالبا بر اثر حاكم شدن جنسيت زن يا مرد رخ مي دهد يا زنها داراي هويت جداگانه از مرد و مردها يك هويت جداگانه از زن مي شود و سپس بر اساس اين هويت زنانه و يا مردانه غريزه هاي خود را ارضا ء مي كنند و در اين ارضاء از ذهن خود كمك مي گيرند (ego) و سعي مي كنند كه قواعد و قوانين اجتماعي را با اين ارضاء همراه كنند و فساد و منكر را به گونه قواعد اجتماعي، وضع و آ، را هنجارمند كنند.(super ego)
11 - در انتها و اوج تمدنها، غريزه طلبي محور اجتماعي واقع مي شود لذت طلبي بر اخلاقيات يك تمدن حاكم مي شود و اين نيز در روابط زن و مرد تاثير مي گذارد؛ يعني به جاي تنظيم روابط جنسي بين مرد و زن به طرف لذت طلبي جنسي فردي(چه زن و مرد) مي روندو اينجاست كه همجنس گرايي در اواخر تمدنها به وجود مي آيد و رواج مي يابد و قاعده مند مي شود چون اوج لذت طلبي فردي، همجنس گرايي مي باشند(مثل حقوق بشر)
12 - سوژه گرايي فلسفه يونان به همجنس گرايي كشانده شد(تاريخ آكادمي يونان در نگاشته هاي تاريخي، شاهد بر اين كلام است) به همين دليل فلسفه غربي را ضد زن دانسته اند (برعكس عرفان شرقي كلما زاد في الايمان زاد في حب الشاء) كه اختلال در روابط اجتماعي در سطح كلان تمدني را سبب شده است.
زن مكمل مرد در اجتماع مي باشد نه متضاد با او و شايد اين نكته را در نهضت كربلا بايستي ديد، جنگ مردانه و نقش معناسازي و تبليغي زنانه پس از آن.

منبع:راسخون

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 14:22  توســط fAtEmEh  | 

بین همسران،چرا طعنه ؟چرا کنایه؟

زنان احساسات خود را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمی‌بیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنش‌های نامناسب نشان می‌دهند. مردان حرف‌های زنان را لغت به لغت معنا می‌کنند.
از مشکلاتی که بین زن و مرد بوجود می‌آید این است که زن و مرد علاوه بر اینکه از کلمات مشابه استفاده می‌کنند ولی تصوراتشان از کلمات متفاوت است آنها حتی از جملات واحد معانی متفاوت برداشت می‌کند.

زنان احساسات خود را اغراق‌آمیز جلوه می‌دهند و محدودیتی در استفاده از لغات نمی‌بیند، اما مردان کلمات را واقعی پنداشته و واکنش‌های نامناسب نشان می‌دهند. مردان حرف‌های زنان را لغت به لغت معنا می‌کنند.
برای زندگی بهتر به خانم‌ها توصیه می‌کنیم وقتی با همسرشان صحبت می‌کنند بهتر است کلمات را سنجیده و حساب شده به کار برند و آقایان نیز زیاد به نوع کلماتی که خانم‌ها استفاده می‌کنند، حساس نشوند و خرده نگیرند.

وقتی زن و مرد با یکدیگر صحبت می‌کنند و یا سوال می‌پرسند، منتظر جواب معقول هستند. پاسخ‌هایی که شما می‌دهید، می‌تواند ارتباط را شفاف‌تر و نزدیکتر کند و یا ارتباط را تیره و قطع نماید. پاسخ دهنده با جوابی که می‌دهد شخصیت درونی خود را نمایان می‌سازد .

جواب‌های تند و سریع و بدون تفکر موجب رنجش شنونده می‌شود و این‌گونه جواب‌ها خامی و عجول بودن پاسخ‌دهنده را می‌رساند.

جواب‌های سربالا و سرزنش‌آمیز دلیل بر پرعقده بودن و عصبیت پاسخ دهنده است و ناشی از آن است که وی شیوه برقراری ارتباط را نمی‌داند. واکنش‌های کلامی که با تعمق و منطقی و بدون حب و بغض باشد و جواب دهنده صادقانه خواسته‌های خود را مطرح می‌کند، قطعا ارتباط بهتری را رقم می‌‌زند و موجب پایداری زندگی خواهد شد.

در ذیل چند نمونه از واکنش‌های کلامی آورده می‌شود شما کدام پاسخ را ترجیح می‌دهید، آیا اگر مورد آخر را انتخاب کنید بهتر نیست؟

امروز شاید کمی دیر بیام
الف- کار همیشگی توست
ب- باز می‌خوان ازت کار بکشن
ج- باشه منتظرت می‌مونم ولی خودت را خیلی خسته نکن

نظرت نسبت به ... چیه؟
الف- چطور مگه. کی تا حالا نظر من برای شما مهم شده.
ب- نه اصلا ازش خوشم نمی‌آید.
ج- چیز بدی ازش ندیدم. در معاشرت بهتر می‌شه دیگران را شناخت.

جلوی مهمان‌ها درست نبود با من این‌طوری حرف بزنی.
الف- حقت بود.
ب- تو که برای کسی اهمیت قائل نیستی
ج- ببخشید خودم هم پشیمان شدم آخر خیلی عصبانی‌ام کردی.

امروز حال خرید ندارم
الف- هر روزت همینه، این که عجیب نیست.
ب- باز نق و نقت شروع شد.
ج- اشکالی نداره اگه خسته‌ای می‌گذاریم برای یه روز دیگه.

چرا غذا نمی‌‌خوری مگه غذا خوردی؟
الف- نمی‌خورم، از این غذا خوشم نمی‌یاد.
ب- کجا غذا خوردم، باز کج خیال شدی.
ج- با اینکه بوی غذات آدمو به اشتها میاره، اما نمی‌دونم چرا میل ندارم.

در جایی که انسان می‌تواند بطور صریح سخن بگوید و رنجش‌های خود را از راه گفت‌وگوی مستقیم حل کند چرا متوسل به طعنه و کنایه شود و یا به جای اینکه به حل اصولی مشکلات خود بپردازد به زخم‌ زبان متمسک شود. در این صورت نه تنها مشکل حل نمی‌شود بلکه رنجش‌ها عمیق‌تر می‌گردد.بهتر است سعی کنید در زندگی مسائل و مشکلات را خودتان حل کنید، و رنجش حل نشده باقی نگذارید.

وقتی زن و مرد از هم رنجش پیدا می‌کنند و درصدد رفع آن بر نمی‌آیند، وقتی اجازه می‌دهند ناراحتی‌ها و دلخوری‌ها روی هم انباشته شود، همچون کامیونی می‌شوند که مملو از لجن باشد. اگر این کامیون بار خود را خالی نکند، بوی بدش همه جا را می‌گیرد. زوجی که رنجش‌های خود را رفع نمی‌کنند ، باید انتظار داشته باشند رابطه‌شان سرد شود.
وقتی یکی از دیگری می‌رنجد، بی‌منطق، بی‌انصاف و پرخاشگر می‌شود، حال حدس بزنید قضاوت چنین آدمی نسبت به همسرش چگونه خواهد بود.

منبع:تبیان

+ نوشــته شــده در  دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 0:18  توســط fAtEmEh  | 

زيباترين روش شوهرداري

زيباترين روش شوهرداري معيارهاي همسر نيكو از نگاه قرآن

مسائل جنسي، ريشه بسياري از طلاقها

آمارها بيانگر آن است كه بيش ترين علل و عوامل مستقيم و يا غيرمستقيم افزايش طلاق در ميان خانواده ها عدم تعامل سازنده و مفيد ميان زن و شوهر است. زنان بر اين باورند كه با اختيار شوهر، توانسته اند به همه چيزهايي كه مي خواستند دست يابند و ستون استوار بنياد خانواده را در اختيار گرفته اند و به اهداف خود رسيده اند. در حالي كه نگه داشت چيزي سخت تر از به دست آوردن آن است. مردان در دست زنان و يا در كنار ايشان همانند ماهي بسيار لغزنده هستند. از اين رو نمي توان از گريزپايي آنها سخن نگفت و اميد داشت كه همواره پاي بند خانه و خانواده باشند مگر آن كه انگيزه هاي قوي و شديد آنان را در محيط خانواده حفظ كند.
در ريشه يابي طلاق همواره از مسايل جنسي به صراحت و يا كنايه سخن گفته شده است. بطوري كه از نظر برخي كارشناسان مسائل خانواده، بيش از 50درصد طلاقها ريشه در مسائل جنسي دارد.
مردان پيش از آن كه به جا و مكان و غذا اهميت دهند به مسايل جنسي اهميت مي دهند. از اين رو گفته اند ريشه مشكلات خانوادگي را مي بايست در خلوت گاه ايشان جست.
بر پايه آموزه هاي قرآني و فرمان الهي، زنان و مردان مي بايست در شبانه روز سه وعده را خلوت كنند و در اين سه زمان حتي فرزندان نيز نبايد در خلوت گاه ايشان وارد شوند. (سوره نور 58)
در اين سه خلوت زن مي بايست خود را به اشكال مختلف بيارايد و از هرگونه آرايش و زينت بهره برد.

نحوه تعامل خصوصي زن و شوهر

در روايات و روان شناسي جنسي درباره خلوت گاه و تعامل زن و شوهر در اين مدت، گفته شده كه آنان در اين مدت با يك ديگر درباره مسايل خصوصي سخن بگويند و معاشقه نمايند و هرگز درباره مسايلي سخن نگويند كه كدورت زا باشد و مشكلات بيرون از خلوتگاه را به درون خلوتگاه بكشاند و عيش را منقص گرداند و آتش محبت را به آب سرد سخنان درشت خاموش سازد بلكه هر سخني كه مهر و محبت را بيافزايد و عاملي براي جذب و جلب به سوي يك ديگر باشد بر زبان رانند.

به هر حال عرضه كردن زن به مرد در خلوتگاه و حريم كاملا خصوصي، اصلي قرآني و حكمي الهي است كه نمي توان از آن چشم پوشيد. از اين رو گفته اند بسياري از مشكلات و درگيري هاي ميان زن و شوهر در طول روز ارتباط تنگاتنگي با خلوت گاه ايشان دارد. هرگاه مسايل خلوتگاه حل شود اغلب مشكلات ديگر به خودي خود حل مي شود. اگر مردي درباره پوشش زن و يا غذا و نحوه بچه داري و مانند آن اشكالي مي گيرد ريشه آن را مي بايست در جاي ديگر جست و اين گونه چيزها بهانه هايي بيش نيستند.
در اين حريم خصوصي، بچه ها و ديگر كسان حاضر در محيط خانواده نمي بايست وارد شوند. در دستورهاي قرآني و نبوي اين مسئله بارها مورد تأكيد قرار گرفته كه زن و شوهر مي بايست از خوابگاه مستقل و مجزايي برخوردار باشند تا از هر حيث آسوده خاطر باشند.

حسن التبعل، رفتاري جهادي

امام علي(ع) در كلمات قصار نهج البلاغه (شماره 136) در عبارتي كوتاه اما پرمغز مي فرمايد: جهاد المرآه ، حسن التبعل= جهاد زن، نيكوشوهرداري كردن است.

به تحقيق و با اطمينان مي توان گفت تمام رمز و رازهاي خوشبختي و سعادت يك زوج مسلمان و مؤمن در همين عبارت كوتاه نهفته است و شايد بتوان ادعا كرد كه پيرامون همين عبارت موجز، مقالات متعدد و حتي كتاب ها نوشت.
تجربيات زندگي بسياري از خانواده هاي مسلمان نشان مي دهد كه اغلب معضلات و ناهنجاريهاي خانوادگي و اختلافات ميان همسران ناشي از عمل نكردن به اين جمله نوراني امير بيان است ازاين رو با توجه به اهميت موضوع و در ادامه مقاله، به بازخواني حسن التبعل يعني نيكوترين شيوه شوهرداري در آموزه هاي قرآني مي پردازيم.

تبعل و بعل در لغت

بعل در زبان عربي به معناي رئيس و رب النوع و بت و صنم و مانند آن آمده است. در آيات قرآن هرگاه اين واژه به كار رفته مراد از آن شوهر و جفت زن است به جز در آيه 125 سوره صافات كه به معناي بت و صنم مي باشد. خداوند در اين آيه مي فرمايد: اتدعون بعلا و تذرون احسن الخالقين؛ آيا بعل را به عنوان خداي خويش مي خوانيد و از او درخواست كمك داريد و خدايي را كه بهترين آفريدگان است رها مي سازيد؟ به نظر مي رسد كه در اين آيه مراد از بعل، خدايي است كه در ميان اقوام قديمي لبنان در منطقه بعلبك مورد پرستش بوده است.

حضرت الياس(ع) كه مأمور به سوي ايشان بود آنان را به پرستش خدايي دعوت مي كند كه بهترين آفريدگار است ولي آنان نمي پذيرند.
به نظر طبري در تفسير كبير او، بعل در اين كاربرد واژه اي عربي از واژگان اهل يمن است كه به معنا ومفهوم رب و پروردگار وخدايگان است. از اين رو مي توان گفت كه معناي آن چندان تفاوتي با معناي مالك و صاحب كه در آرامي و يا سامي ريشه داشته نخواهد داشت؛ زيرا محققان براين باورند كه واژه بعل از ريشه سامي و يا آرامي است و در زبان وادبيات ايشان به معناي مالك و صاحب و پروردگار به كار مي رفته است. برخي ديگر براين باورند كه اقوام سامي به زميني كه داراي آب كافي بود و نيازي به آبياري نداشته و در آن زمين درختان ميوه خوبي به عمل مي آمد سرزمين بعل مي گفتند كه در حقيقت پروردگار و رب درختان و گياهان خود بوده و نيازي به آبياري آسماني (باران) يا زميني از راه نهر ندارد.

از اين رو شوهر و جفت زن را بعل گفته اند كه در حقيقت خدايگان زن و پروردگار اوست و به نوعي مالكيت و سروري دارد. در كاربردهاي اقوام كهن براي بيان مفاهيمي مهم چون شوهر، احترام و بزرگي و سيادت و آقايي مطرح و مهم بوده است. از اين رو از واژگاني بهره گرفته مي شد كه در حد و اندازه پرستش بوده است.
در برخي از اقوام، شوهر چنان از جايگاه بلند برخوردار بود كه در حكم خدايگان و در شأنيت پرستش بوده است. از اين رو واژه اي كه براي بيان پروردگاري و رب النوعي و يا صنم و بت استفاده مي شد براي شوهر نيز به كار مي رفته است. بنابراين معنا و مفهوم بعل در كاربردهاي اصيل آن به معناي پروردگار خانه و سرور و سالار بوده است.

معناشناسي حسن

اما واژه حسن به ضم حاء كه در زبان پارسي به معني نيكويي است، در حوزه هاي مختلف، معنايي متنوع و متعدد دارد. با اين همه در يك امر مشترك مي باشد و آن مسئله زيباشناختي به عنوان مؤلفه و مقوم اصلي است. هر چيزي هر چند خير و خوب باشد ولي نيكو نيست. نيك و نيكو چيزي است كه از نظر ذوقي و عاطفي و زيبايي، شخص را به وجد و ذوق مي آورد. از اين رو تاكيد بسياري در اين واژه بر جنبه هاي روان شناختي و زيباشناختي آن شده است. نيكو، هر امر پسنديده اي است كه زيبايي را نيز همراه خود دارد و زمينه اعجاب و شگفتي ديگران را فراهم مي كند و عواطف و احساسات آنان را برمي انگيزد.
حسن خلق كه در آيات قرآني از آن سخن به ميان آمده و حتي پيامبر با عنوان «علي خلق عظيم» مورد تمجيد و ستايش خداوند قرار گرفته به معناي نرم خويي، پاكيزه گفتار بودن و با روي گشاده و زيبا با ديگران برخورد كردن است.(جامع السعادات، ج1، ص 306)
بنابراين با توجه به كاربردها و مصاديقي كه قرآن براي حسن خلق بيان داشته مي توان گفت كه حسن التبعل چيزي در مايه هاي رفتارها و هنجارهاي نيك و حتي فراتر از آن است.

خلوت سه گانه و اهميت آن

يكي از بهترين و نيكوترين روش هاي همسرداري به طور كلي و شوهرداري به طور خاص آن است كه زن و شوهر در شبانه روز سه وعده با يكديگر تنها باشند: پيش از نماز صبح و سحرگاهان، هنگام چاشت(ظهر) و هم چنين بعد از نماز عشاء.( نور 58)

در اين زمان هيچ يك از بستگان از كوچك و بزرگ نبايد راه يابند و اگر فرزندان به بلوغ جنسي رسيده اند مي بايست همانند ديگران هنگام ورود به خلوت، از پدر و مادر اجازه ورود بگيرند.
خلوت هاي سه گانه آن چنان مهم و اساسي است كه پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: نشستن مرد در كنار همسر خود در پيشگاه خداوند دوست داشتني تر از اعتكاف و شب زنده داري در مسجد خود (مسجدالنبي در مدينه) است. (تنبيه الخواطر ج2 ص 122)

مرد در اين خلوت گاه، بايد محبت خود را به زن ابراز كند و از پنهان كردن آن بپرهيزد؛ زيرا زنان با شنيدن محبت مردان اعتماد به نفس خاصي مي يابند. از اين رو پيامبر بزرگوار(ص) مي فرمايد: اين گفته مرد به همسر خويش كه دوستت دارم هيچ گاه از قلب او بيرون نمي رود. (كافي ج5 ص 569)
هر يك از زن و مرد بايد به اشكال مختلف مهر و محبت خويش را بيان و آشكار سازند. چه اين مسئله با گفتن كلمه اي باشد و يا دادن شاخه گلي و يا هر چيزي كه زن از آن خوشش مي آيد. از اين رو حتي خريدن تنقلاتي جزئي و چيزهايي كه زن بدان علاقه مند است يكي از شيوه هاي بيان و ابراز مهر و محبت بشمار مي رود.

پيامبر(ص) در اين باره مي فرمايد: مردي كه براي همسرش لقمه مي گيرد نزد خداوند پاداش دارد. (المحجه البيضاء ج3 ص 7) به اين معنا كه اين عمل وي نه تنها بازتاب دنيوي و افزايش مهر و محبت ميان زن و شوهر خواهد داشت بلكه بازتاب اخروي نيز به ارمغان مي آورد و شخص در آخرت از پاداش آن بهره مند مي شود.

زن در خلوت گاه بايد خود را عرضه كند. و لذا در اسلام پيش قدمي زن در مسايل جنسي و عرضه كردن پيشنهاد از سوي او امري مستحب دانسته شده است. استحباب به اين معنا خواهد بود كه اين عمل وي مانند لقمه گرفتن مردان براي زن، آثار دنيوي و اخروي و پاداش را دربردارد و فقط يك رفتار اجتماعي و هنجاري نيك به شمار نمي رود بلكه امري مورد تاييد و تاكيد دين و شارع به عنوان يك عمل ديني و حكم شرعي شمرده مي شود.

پيامبر(ص) در بيان ضرورت اعلام آمادگي جنسي زن مي فرمايد: «عليها ان تطيب باطيب طيبها و تلبس احسن ثيابها و تزين باحسن زينتها و تعرض نفسها عليه غدوه و عيشه و اكثرمن ذلك حقوقا بر زن به عنوان يك واجب (يا حكم استحبابي) شرعي است كه از خوشبوترين عطرها استفاده كند و زيباترين لباس ها را بپوشد و خود را به نيكوترين وجه بيارايد و بامدادان و شامگاهان خود را بر شوهر عرضه كند و اعلام آمادگي نمايد. اين از حقوق شوهر مي باشد و حقوق شوهر بيش از اين چيزي است كه گفته شد.
تاكيد آن حضرت بر عرضه كردن در دو وقت به معناي مخالفت با حكم سه وقت قرآن نيست بلكه تنها از باب نمونه مواردي را مطرح مي سازد و از بيان بسياري از موارد و مصاديق خودداري مي ورزد و در يك كلمه مي افزايد كه حقوق شوهر بيش از آن چه گفته شده مي باشد تا زن خود با توجه به شرايط شوهر و علاقمندي وي اقدام كند تا شوهر وي نيازي به ديگري پيدا نكند و در دام وسوسه هاي شيطاني نيفتد.

چنان كه گفته شد و آمارها نيز نشان مي دهد، بسياري از اختلافات ميان زن و شوهر از اين ناحيه است. شما زناني را ديده ايد كه در هنگام بيرون رفتن گويي، خود را براي عروسي و ميهماني آرايش مي كنند و جامه هاي بسيار زيبا و آرايش بسيار نيكو مي كنند و از همه روش هاي خودنمايي بهره مي گيرند ولي همين كه به خانه مي آيند آرايش را با توجيه بد بودن در نزد فرزندان مي شويند و جامه هاي زيبا را از تن خارج مي كنند و به شكلي معمولي در خانه مي گردند. مردي كه در بيرون با چنين زناني حتي بطور لحظه اي و گذرا مواجه شود سپس درخانه با شكلي ديگر روبه روگردد در درون خويش احساس كمبود مي كند و به شكل مطلوب ارضا نمي شود در حالي كه ديدگاه اسلام عكس اين رفتار را تأييد مي كند .

آماده باش دايمي يكي از حقوق مردان بر زنان به عنوان حسن تبعل آن است كه زن خود را همواره در حوزه مسائل جنسي آماده نشان دهد مگر در مواردي كه دين از آن بازداشته است. البته در همان موارد خاص و ممنوع نيز به اشكال ديگر خود را درمعرض بهره برداري جنسي قرار دهد و زمينه هاي استمتاع شوهر را فراهم آورد به گونه اي كه مرد هيچ احساس كمبود و نياز جنسي نكند. اين آماده باش هرچند كه در آيه 57 سوره نور نيز بيان شده ولي در روايات به شكلي مشخص مطرح شده است. در بسياري از روايات بر اين نكته تاكيد شده كه زن مي بايست همواره درحالت آماده باش دايم جنسي باشد.

در روايت است كه زني از پيامبر(ص) درباره حقوق شوهر پرسيد: آن حضرت فرمود: ولاتمنعه نفسها و ان كانت علي ظهر قتب؛ بر زن است كه خود را از شوهرش بازندارد و بگذارد تا وي از او كام بگيرد حتي اگر بر روي كوهان شتر باشد.

اين روايت بدترين حالت را تجسم كرده كه در جريان سفر و آن هم در روي شتر و بار كجاوه اگر مردي از زن خويش بخواهد كه از وي كام گيرد مي بايست خود را آماده كند و از آن بازندارد.
در حقيقت آماده باش دايمي جنسي براي جلوگيري از هرگونه احساس نياز، امري است كه مي بايست زن به عنوان حق شوهر بشناسد و از آن كوتاهي نكند. از اين رو گفته اند يافتن شوهر آسان تر از حفظ آن است؛ زيرا مردان با ديدن غرايز جنسي شان تحريك مي شوند و احساس نياز مي كنند و اگر اين نياز برآورده نشود، از راههاي ديگر ارضا مي شوند كه يا گناه است و يا با عقد موقت و دايم با زن ديگري برآورده مي شود.

تاكيد آيات و روايات بر خودنمايي و آراستگي زنان براي شوهران از اين روست كه مردان با مشاهده و ديدن، عواطف و احساسات جنسي شان برانگيخته شود. از اين رو زن موظف است خود را در حالت آماده باش قرار دهد تا شوهر وي به زني ديگر گرايش نيابد و استمتاع نجويد.
مسائل جنسي در خانواده هم در حوزه تشكيل و هم بقاي آن نقش اساسي دارد. تفكر اين كه اين امور در زماني كاسته مي شود و يا تقليل مي يابد و يا از ميان مي رود تفكر نادرست و دور از واقع است. مردان برخلاف زنان داراي تمايلات جنسي قوي اي هستند. شايد يكي از علل و حكمت هاي تعدد زوجات و عقد موقت مسئله گرايش هاي شديد جنسي مردان باشد كه هرگز فروكش نمي كند و زنان گاه به عللي نمي توانند آن را برآورده سازند و مشكلات خانوادگي را سبب مي شود. خانه غالبا زماني آرامش مي يابد كه مرد از نظر جنسي ارضا شود و نيازهاي جنسي او برآورده گردد.

اگر اين تمايلات جنسي در خانه و به شكل صحيح و محبت آميز تأمين نشود به اشكال مختلف در جامعه خود را نشان مي دهد و فساد و تباهي اجتماعي را به دنبال خواهد داشت.
از اين رو زن بايد پروانه وار پيرامون شوهر بچرخد و همه گونه وسايل و آرامش روحي و رواني و جنسي وي را برآورده سازد. امام باقر(ع) مي فرمايد: هر زني كه يك ليوان آب به شوهرش بدهد از يك سال روزه داري و شب زنده داري برايش برتر است. (وسايل الشيعه ج 14 ص 123)

اصولا جهاد نفس و جهاد اكبر و اصغر زن در زندگي خانوادگي و در شوهرداري و حسن التبعل وي مي باشد. زنان اگر بخواهند ثوابي كسب كنند نيازي نيست كه شب زنده داري كنند و براي نماز شب برخيزند و يا روزهاي بلند و گرم را روزه مستحبي بگيرند و يا براي جنگ و جهاد در راه خدا به جبهه بروند. براي به دست آوردن پاداش اخروي همه اين امور كافي است كه فقط خوب شوهر داري كنند. از اين رو يك ليوان آب به شوهر دادن برابر با ثواب و پاداش يك سال شب زنده داري و روزه داري مي باشد. (ر.ك به: زن در آينه جلال و جمال، آيت الله جوادي آملي ص 398)
امام باقر(ع) هم چنين مي فرمايد: زن براي رضا و خشنودي خدا تنها رضايت شوهر را اصل قرار دهد. با اين كار است كه رضايت و خشنودي خدا را نيز به دست مي آورد و اگر شوهر خشمگين شود خشم الهي را به دنبال خواهد داشت.

رضايت شوهر، عامل ثبات خانواده

زنان مي بايست به هر شكلي شده رضايت شوهر را به دست آورند. از اين رو شوهر در انديشه و تصوير اسلامي چون پروردگار صاحب حق و مالك شمرده شده است و از جايگاه بلندي برخوردار مي باشد. زن براي به دست آوردن رضايت و خشنودي خدا نمي بايست نمازهاي بسيار و يا طولاني بخواند و يا روزه هاي مستحبي بگيرد. همين كار را مي تواند با رضايت شوهر به دست آورد و از پاداش آن بهره مندگردد. از اين رو در اسلام جز نمازهاي واجب و آن هم در خانه از آنان خواسته نشده و حتي نهي شده است كه زني نمازش را طولاني كند و شوهر را سركار بگذارد و خود را در كنار شوهر ننشاند و عشوه نكند و روزه هاي مستحب حتي بي اذن شوهر باطل و گناه است و نمازهاي مستحبي از استحباب خارج مي شود.
به هر حال جهاد و دين داري زن در شوهرداري وي خلاصه مي شود. چنانكه امير مومنان علي(ع) مي فرمايد: جهاد زن آن است كه خود را بيارايد و زيبايي خويش را آشكار كند و براي شوهرش آراستگي نمايد. (نهج البلاغه كلمات قصار شماره 136)

آنچه بيان شد تنها نمونه هايي كوچك از روش هاي نيك شوهرداري است و حتي اگر اين كوچك ترين و مصاديق مطرح شده مراعات گردد بسياري از خانه ها از وضعيت كنوني بيرون مي رود و آرامش در خانه ها حكمفرما مي شود ولي مساله اين است كه حتي در همين اندازه مسايل رعايت نمي شود و در نتيجه طلاق و جدايي در جامعه افزايش مي يابد. به سخن پيامبر(ص) آنچه گفته شده، بخشي از حقوق شوهران است و حق شوهر بيش از اين چيزهايي است كه بيان شده است. البته بديهي است كارها و رفتارهاي ديگري نيز وجود دارد كه از مصاديق حسن التبعل است كه براي آشنايي با آنها مي توان به كتابهاي مربوط به اخلاق خانواده مراجعه كرد.

يك نكته ضروري

مجموع آنچه بيان شد ممكن است براي خواننده مقاله چنين القا كند كه نگارنده اين سطور فردي متعصب و يا مردسالار و يا داراي گرايشاتي از اين قبيل است و يك طرفه به قاضي رفته است در حالي كه چنين قضاوتي قطعا بدور از انصاف و واقعيت است و بايد به اين نكته اذعان كرد كه اگر اسلام اين همه بر حقوق مرد تأكيد مي كند، متقابلا بر حق فراوان زن نيز در زندگي زناشويي تأكيد دارد و آيات قرآن و روايات بسيار بر ضرورت رعايت حقوق زن در زندگي و فراهم كردن آسايش و آرامش او، خوشرفتاري با وي و عدم ظلم و اجحاف در حق او تأكيد مي ورزند كه پرداختن به اين مقوله نوشتار مستقل و جداگانه اي را مي طلبد و شايد در آينده به آن نيز بپردازيم. بدون ترديد هدف نگارنده از نگارش اين مقاله و مقالاتي از اين دست، آشناكردن هر يك از زن و شوهر نسبت به حقوق و وظايف يكديگر است تا از رهگذر آموزه هاي حياتبخش ديني، زندگي توأم با آرامش، رفاه و محبت و دور از تنش و نابهنجاري را بدست آورند و لذت زندگي را بطور واقعي تجربه كنند.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 23:58  توســط fAtEmEh  | 

راز هاي کوچک همسر داري

همسر اختصاصي

در آخرين بخش از اين نوشته ها به يک مطلب اساسي مي خواهم بپردازم وآن اين مسئله است که بعضي از زنان تنها وقتي که به عروسي مي روند خود را زيبا و مرتب و پاکيزه مي کنند اين عمل بر خلاف دستور اسلام است ، زن همواره بايدبراي شوهرش زيبا و جذاب باشد و در ميهماني ها هم زيبايي و عطر او را تنها زنان ببينند نه مردان نامحرم متاسفانه اين مسئله در عروسي هاي خانواده هاي که ادعاي مذهبي بودن دارند هم مورد دقت قرار نمي گيرد.

مثلا با صورت آرايش کرده چادر به سر مي کنند و در بين نامحرمان حاضر مي شوند و يا با همان وضع در پشت ماشين وانت ويا نيسان مي نشينند و دنبال عروس مي روند غافل از اين که زن نبايد آرايش خود را به مرد نا محرم نشان دهد .

اين مسئله در بين اطرافيان عروس و داماد بيشتر اتفاق مي افتد مثلا خواهران عروس در کنار آنها حاضر مي شوند ( درمعرض ديد داماد ) و عکس مي اندازند و برادران داماد نيز همينطور (با توجه به اينکه هر چند عروس چادر به سر مي کند ولي صورت آرايش کرده او بيرون است ) . البته وضع در خانواده هاي غير مذهبي بد تر از اين حرفها ست .

اسلام دوست دارد زن و شوهر فقط مخصوص همديگر باشند و لذت جويي هاي آنها محدود به حريم خانواده باشد که اگر اينگونه نباشد حريم خانواده از هم مي پاشد . زناني که با چهره آرايش شده در مجامع عمومي حاضر مي شوند و با اين کار خود آشوب در دل شوهر ديگران مي اندازند بايد بدانند که در گوشه ديگر شهر زن ديگري مشغول آتيش انداختن به زندگي اوست.

يکي بامدادن به فصل بهار
جواني به باغي فتادش گذار
بشاخي،گلي ديد خوش رنگ وبو
که از جان و دل گشت مشتاق او
گلويش بيفشرد و کردش جدا
ز گلهاي ديگر به جورو جفا
چو آن گل شد جدا ز شاخ درخت
بيفتاد در دست آن تيره بخت
بکرد از طريق تحسر نگاه
به ياران و از دل براورد آه
بگفتا که اي خواهخران عزيز
براي شما هست اين روز نيز
گذاريد آرايش خود کنار
بگيريد در زير برگي قرار
نمائيد خود را از اين دم نهان
که مانيد ايمن ز غارتگران

نويسنده : حسين نقي زاده
زناشویی پرشین بلاگ

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 22:30  توســط fAtEmEh  | 

چگونه به همان ميزان که عشق مي ورزيم،به ما نيز عشق بورزند؟

مرتب در حال محبت کردن به شوهرم هستم، او از کار من خيلي خوشش مياد، اما بعضي اوقات اين سؤال به ذهنم مي رسد که اگر من به اين اندازه بهش محبت نمي کردم، آيا او بازم منو دوست داشت؟»
«هميشه اين منم که بيشتر به او عشق مي ورزم.آرزو دارم مردي را پيدا کنم که همان اندازه که من به او عشق مي ورزم، او به من عشق بورزد، ولي واقعاً فکر نمي کنم چنين مردي وجود داشته باشد.»
«احساس مي کنم فقط اين منم که از لحاظ عاطفي روي رابطه مان کار مي کنم. اگه من اين کار را نکنم، شوهرم نميدونه چکار بايد بکنه و توي زندگيمون با مشکل روبرو مي شيم.؟»

آيا تا به حال احساسي مشابه اين زن ها داشته ايد؟ و يا اين شما هستيد که بيشتر بر روي رابطه ي خود کار مي کنيد و از خودتان مايه مي گذاريد؟ آيا هرگز به طرزي پنهاني آرزو کرده ايد، اي کاش به همان اندازه که شما همسرتان را دوست داريد، او نيز شما را دوست داشت؟ در اين مقاله راجع به بزرگترين اشتباهي که زن ها در روابطشان مرتکب مي شوند، صحبت مي کنيم؛ اين اشتباه که چطور ما زن ها بيشتر از آن چه که عشق دريافت مي کنيم، عشق مي ورزيم.

تعداد بي شماري از زن هايي را ديده ام که در حالي که گريه مي کردند از روابطشان با نامزد يا همسرانشان برايم مي گفتند.آن ها در حالي که درد عظيمي در چشمانشان بود، به من نگاه مي کردند و مي پرسيدند: «من، او را خيلي دوست دارم.هر کاري از دستم بر مي آيد برايش انجام مي دهم، ولي چرا آن طوري که من او را دوست دارم او مرا دوست ندارد.من نمي فهمم مرتکب چه اشتباهي مي شوم؟» در برخي از سمينارهايم بعضي از زن ها بلند مي شوند و در حالي که اشک در چشمهايشان حلقه زده رو به شوهرانشان کرده ومي گويند:«عزيزم تو ميدوني چقدر دوستت دارم، اما اين قلبم را به درد مياره که مرتب مجبورم عشق را ازت گدايي کنم، تا شايد کمي از اونو به من نشون بدي.چرا عشقت را آن جوري که من به تو نشون ميدم، تو به من نشون نميدي؟»

دوست داشتني ترين دختر دنيا

يک روز، دختر کوچولويي تو اين دنيا بود که بيش از هر مورد ديگري مي خواست تا ابد شاد و خوشحال زندگي بکند.افسانه هاي شاهزاده ها و پريان و عشق هاي واقعي را مي خواند.روزي تصميم گرفت، وقتي بزرگ
شد، آن قدر بگردد تا مردي را که در آن کتاب ها خوانده بود بيابد.اوديد که بهتر است خودش را براي يک سفر رمانتيک از همين حالا آماده کند.وقتي دنبال شاهزاده هاي جذاب مي گشت، تنها کسي که توانست پيدا کند، پدرش بود. مثل اغلب دختر کوچولوهاي ديگر او فکر مي کرد، پدرش بهترين و قوي ترين مرد دنياست.بنابراين برايش طبيعي بود که پدرش مرد شماره ي يک زندگيش باشد.

يک روز، پدر اين دختر کوچولو چمدان هايش را بست و به او گفت که قصد رفتن دارد.او گفت: با اين که هنوز خيلي او را دوست مي دارد، اما نمي تواند با مادرش زندگي کند و مجبور است که آن ها را ترک کند.دختر کوچولو با دلي شکسته خودش را توي رختخوابش انداخت و هاي هاي گريه کرد. با خودش گفت:«اگر پدرم واقعاً مرا دوست دارد پس چطور مي تواند ترکم کند، بايد کنارم بماند.پس حتماً من دوست داشتني نيستم.»در اين لحظه اين دختر کوچولو به خودش قول داد، چنان پدرش را دوست بدارد تا بالاخره يک روز به خانه برگردد.

بنابراين دختر کوچولو تصميم مي گيرد که دوست داشتني ترين دختر روي زمين باشد.ابتدا خوب فکر مي کند که چه کارهايي بايدانجام بدهد تا پدرش را بيشتر خوشحال کند و سپس يکي يکي اين کار ها را انجام مي دهد. اول از همه مرتب در مدرسه نمره ي بيست مي گيرد. بعد بازيگري ياد مي گيرد و در چند نمايشنامه بازي کرده و دائماً کتاب مي خواند و تلاش مي کند به پدرش اطمينان خاطر بدهد که او بهترين مرد دنياست.اين دختر کوچولو فهميده بود، پدرش موقعي بيشتر از هميشه او را دوست دارد که خودش هم احساس دوست داشتني بودن بکند.پس با دقت به داستان هاي خنده دارش گوش مي کرد و مي خنديد و از قسمت هاي ترسناکش هم مي ترسيد.او به پدرش مي گفت که او خوش تيپ ترين و با هوش ترين مرد اين دنياست و اين که هيچ وقت با او مخالفت نمي کرد و از پدرش هيچ انتقادي هم نمي نمود.چون مي دانست که اگر از او انتقاد کند، پدرش او را زياد دوست نخواهد داشت.

بله، پدر اين دختر کوچولو هرگز به خانه برنگشت، اما او را خيلي دوست داشت و با او خوش رفتاري مي کرد. بنابراين دختر کوچولو فهميد که نقشه هايش درست از آب درآمده اند، چرا که پدرش هم موافقت کرده بود که او دوست داشتني ترين دختر دنياست.حال اين دختر آماده ي آينده اش مي باشد.

چگونه يک شاهزاده دبيرستاني را اغوا کنيم؟

دخترک وقتي بزرگ مي شود و زمان عاشق شدنش فرا مي رسد، با اعتمادبه نفس تمام مي داند بايد چکار کند.رازش را براي دوستانش فاش نموده، به آن ها مي گويد:براي موفقيت در عشق مي بايست، چنان به معشوق عشق بورزي و آن قدر سعي کني به او احساس خوبي دست بدهد که ديگر نتواند بدون تو زندگي کند و خودش همين کاررا انجام مي دهد.پسري را پيدا مي کند و عاشق او مي شود. هر روز برايش داخل کمد مدرسه اش ياد داشت مي گذارد. در مسابقه بسکتبالي که دارد تشويقش مي کند و نهايت تلاشش را مي نمايد تا به او بگويد: چقدر پسر فوق العاده اي است. آن قدر دوستش دارد که روزي پسر به خودش مي گويد:«آه، هيچ کس تا به حال مرا اينقدر دوست نداشته؛ حتي پدر و مادرم هم اين طور مرا دوست ندارند

.فکر مي کنم عاشق اين دختر هستم.»مدتي اين دختر خيلي خوشحال مي شود. به خودش مي گويد: «اين همان شاهزاده ي من است و من همان پرنسس او هستم»، اما پس از مدتي متوجه مي شود، گرچه يکي را دوست دارد، اما خيلي خوشبحت و خوشحال نيست. پيش خودش مي گويد:«من با او مثل يک شاهزاده رفتار مي کنم، اما او با من مثل يک پرنسس رفتار نمي کند.»خيلي غمگين وناراحت مي شود، به اتاقش پناه مي برد، خود را روي تختخوابش مي اندازد و گريه مي کند.به خودش مي گويد:«من بيش از آن چه او مرا دوست دارد، دوستش دارم؛ چگونه ممکن است چنين اتفاقي بيافتد؟ چرا با اين که او را خيلي دوست دارم، اما به جوابي نمي رسم؟»

سلطان قلب ها

سال ها مي گذرد،اين دختر کوچولو حالا براي خودش يک زن کامل شده است. پسرها هم حالا مرداني بزرگسال شده اند و اين شکست ها، سقوط ها و احساس هاي بد، حالا تبديل به روابط عشقي و ازدواج شده اند.گرچه جزئيات داستان تغيير کرده، اما کل داستان همان قصه قبلي است. او مدام از روي استيصال سعي مي کند، مرد زندگيش را با تلاش بيش از حد و عشق ورزيدن نگه دارد. حال به عوض گذاشتن يادداشت هاي عشقي درون کمد مدرسه و تحسين و تمجيد کردن او در راهروي مدرسه، اين زن خودش را به مهمات خيلي جدي تري مسلح کرده است.حالا اين زن شعرهاي عشقي به پاي او مي ريزد ،داستان هاي کوتاه عشقي برايش مي نويسد، کارت هاي زيبا برايش مي فرستد.مدام هداياي گران قيمت برايش مي خرد و با نصيحت هاي هوشمندانه کردن به او مي خواهد در نظر مردش غيرقابل چشم پوشي جلوه کند.خلاصه مرتب از او تعريف و تمجيد مي نمايد؛ تا آن مرد احساس کند، دوست داشتني ترين مرد روي زمين است.

اين دختر خانم آنقدر مشغول عشق ورزيدن است که لحظه اي تأمل نمي کند تا از خودش بپرسد، آيا خودش هم عوضي دريافت مي کند يا نه؟ بالاخره يک روز مي بيند که اين مرد هم از او عشق کافي مي گيرد، اما در عشق ورزيدن و پس دادنش، چنگي بدل نمي زند و با اين که اغلب اوقات مردش همراه اوست، اما احساس تنهايي مي کند.

بزودي مرد اعتراف مي کند:«اين قدر که تو مرا دوست داري، من تو را دوست ندارم، همين»و بعد، از او خداحافظي مي کند.زن دوباره به اتاق خوابش رفته، خود را بر روي تختخوابش مي اندازد، گريه مي کند و پيش خودش مي گويد:«چرا اين بلاها بر سرم مي آيد؟ من خيلي تلاش کردم بهترين و دوست داشتني ترين زن روي زمين باشم؛ چرا نمي توانم مردي بيابم که همان اندازه که من او را دوست دارم، او نيز مرا دوست بدارد؟»بعد از اين همه سال گريه کردن هنوز جوابي پيدا نکرده بود.

دست و پا زدن و تقلا براي عشق

زني که داستان زندگيش را خوانديد، يکي از مراجعينم و يا يکي از شرکت کنندگان در سيمنارهايم نبود. اين داستان، داستان زندگي خودم هست.من همان دختر کوچولويي هستم که تصميم گرفت، چنان سعي وتلاش از خودش نشان دهد، تا بلکه بتواند عشق مردي را بدست بياورد و ياد گرفت چنان تعريف و تحسين به پاي يک مرد بريزد، تا آن مرد بالاخره متقاعد شود که عاشقم شده است.من همان زني هستم که تا همين اواخر سخت کار مي کردم و آنقدر فداکاري مي نمودم که حتي لحظه اي نمي ايستادم تا ببينم آيا آن چه که در روابطم نياز دارم را مي گيريم يا نه.

به مانند بسياري ازشما من هم فکر مي کردم براي اين که کسي دوستم داشته باشد، حتماً بايدخيلي زحمت بکشم.در اين راه من يک عاشق حرفه اي به شمار مي رفتم.متأسفانه چون در اين کار خيلي ماهر شده بودم، اکثر اوقات کارهايم به نتيجه مي رسيد.به يک مرد آنقدر توجه مي کردم که او فکر مي کرد، عاشقم شده است.در حالي که در واقع عاشق آن چه بود که به او مي دادم، نه خود من.تعجبي نيست که هيچ وقت احساس دوست داشته شدن نمي کردم و در انتها مرا با احساس اجحاف و خيانت تنها مي گذاشت. حتي موقعي که خودم رابطه را قطع مي کردم نيز همين احساس را داشتم و آخر و عاقبت روابطم هميشه اين مي شد که:سر از روابط نامناسب در مي آوردم، چون ذهنم مرتباً مشغول اين بود که آيا او دوستم دارد يا خير؟ هرگز لحظه اي با خود نمي انديشيدم که آيا من هم او را دوست دارم يا نه؟

دائماً نگران بودم، آيا آن مرد، مرا بهترين زن دنيا مي داند يا خير؟ به طوري که حتي لحظه اي تأمل نمي کردم تا از خود بپرسم: آيا او به درد من مي خورد يا نه؟
بنابراين روابطم با مرداني بود که فقط عاشقشان بودم، اما دوستشان نداشتم و در هيچ زمينه اي با هم به تفاهم نمي رسيديم.اين بدين معني بودکه همه ي آن ها براي من مرداني نامناسب بودند، زيرا به احساس خودم نسبت به آن ها توجهي نمي کردم.

به مردان زندگيم فرصت نمي دادم احساس واقعيشان را نسبت به من بفهمند و ببينند، آيا واقعاً مرا دوست دارند يا نه.چنان مشغول عشق ورزيدن بودم که هيچ گاه فرصت و فضاي کافي به آن ها نمي دادم تا خودشان مرا انتخاب کنند. آن دختر کوچولوي طرد شده اي که در درونم وجود داشت، نمي توانست باور کند مردي بخواهد به خاطر خودش با او بماند.به همين دليل تمام سعيم را مي کردم تا خود را در مقابل يک مرد، با ارزش جلوه بدهم. بطوري که آن مرد احساس کند، به من خيلي احتياج دارد و بدون من نمي تواند به زندگي ادامه دهد.

چگونه زن ها کم کاري ها و خلأهاي روحي را پر مي کنند

در اين جا مي خواهم راجع به پرکردن خلأهاي احساسي با شما صحبت کنم. ما در ذهنمان تصويري از يک رابطه ي ايده آل داريم.مردي را پيدا کرده جهت خلق رابطه اي که در ذهنمان داريم، بدون تشريک مساعي و همکاري از جانب او سخت تلاش مي کنيم. گويي به او مي گوييم: تو فقط در اين رابطه شراکت داشته باش. ترتيب دادن کليه ي کارها از جمله کارهاي روحي و عاطفي رابطه به عهده ي من.از جمله ي اين کارها: ترتيب دادن مکالمات، خط دهي، فراهم نمودن زمينه هاي صميميت، کاربرروي مسايل روحي و عاطفي، برنامه ريزي براي فعاليت هاي اجتماعي و غيره.تنها کاري که مي بايست موافقت کني انجام بدهي، اين است که بپذيري نامزد يا همسرم باشي.

خطر کار اين است که ما عملاً از رابطه اي سر در مي آوريم که در آن فقط با خودمان رابطه داريم وسخت تلاش مي کنيم رابطه ظاهراً خوبي داشته باشيم.به طوري که بعد از مدتي باورمان مي شود، رابطه دو طرف است، در حالي که واقعاً يک تک نوازي بيش نيست.در اين تک نوازي اين مرد فقط صندلي را از آن خود دارد، همين وبس. در زير، ليستي از برخي روش هايي که به آن طريق زن ها خلأهاي روحي را پر مي کند، آورده شده است. ممکن است با بعضي از آن ها يا با همه ي آن ها ارتباط برقرار کنيد.
در پر کردن جاهاي خالي فعاليت هاي اجتماعي، در اين گونه موارد، اين شماهستيد که براي فعاليت هاي اجتماعي برنامه ريزي مي کنيد:
اين شما هستيد که روزنامه را مي خوانيد و از تئاتر، کنسرت، فيلم هاي جديد و برنامه هاي فرهنگي مطلع مي شويد و او را متقاعد مي کنيد تا در آن ها شرکت کنيد.
اين شما هستيد که به او پيشنهاد مي دهيد، آخر هفته ها را چگونه بگذرانيد.
اين شما هستيد که از هفته ها يا ماه ها قبل براي فعاليت هاي مختلف برنامه ريزي مي کنيد.
اين شما هستيد که براي تعطيلات و يا مناسبت هاي ويژه برنامه ريزي مي کنيد.
اين شما هستيد که بيشتر تلفن ها را به دوستان، آشنايان، فاميل ها و حتي فاميل هاي او مي زنيد و دورهم جمع شدن ها را ترتيب مي دهيد.
اين شما هستيد که پيشنهاد مي دهيد به رستوان هاي تازه و متنوع برويد.
اين شما هستيد که صحبت راجع به جزئيات سفر را آغاز مي کنيد.
براي پر کردن خلأهاي جنسي، اين معمولاً شما هستيد که اغلب تماس هاي جسماني و جنسي را شروع مي کنيد.
اين شما هستيد که معمولاً اول جلو مي رويد تا او را در آغوش بگيريد و يا تقاضاي در آغوش کشيدن مي کنيد.
اين شما هستيد که هنگام تماشاي تئاتر، تلويزيون يا در سينما و يا هنگام راه رفتن در خيابان دست نامزد يا همسرتان را مي گيريد.
اين شما هستيد که معمولاً بوسيدن را آغاز مي کنيد.
اين شما هستيد که از آن طرف اتاق مي آييد تا کنار همسرتان باشيد.
اين شما هستيد که اغلب پيشروي هاي جنسي را آغاز مي کنيد.(توجه: شايد اين تنها موردي است که مردها اول اين کار را شروع مي کنند.)
اين شما هستيد که معمولاً در رختخوابتان از سمتي که خودتان مي خوابيدبه سمتي که همسرتان مي خوابد، مي آييد تا او را بغل کنيد.

پر کردن خلأهاي صميمي و نزديکي

اين شما هستيد که اغلب صميميت را در رابطه شروع مي کنيد.
اين شما هستيد که به ياد همسرتان مي اندازيد، مدتي است اوقات رمانتيکي را با هم نگذاشته ايد.
اين شما هستيد که معمولاً پيشنهاد مي دهيد،با يکديگر راجع به احساس هاي خود صحبت کنيد.
اين شما هستيد که موضوع تعهد و آينده را پيش مي کشيد.
اين شما هستيد که محيطي صميمي با يک موزيک رمانتيک، شمع
و يا عصرهاي ويژه را ترتيب مي دهيد.
اين شما هستيد که اغلب نامه، کارت و يا هديه مي دهيد.
اين شما هستيد که معمولاً بعد از دعوا و يا کدورتي که پيش آمده، جلو مي رويد تا آشتي کنيد.

پر کردن خلأ هاي ارتباطي

اين شما هستيد که وقتي با هم هستيد، بيشتر حرف مي زنيد.
اين شما هستيد که سؤال هاي بيشتري از نامزد يا همسرتان مي پرسيد تا او از شما.
اين شما هستيد که معمولاً وقتي همسرتان ساکت است و در خودش فرو رفته، نگران مي شويد و مي ترسيد و دور و بر او رفته و از او در مورد احساسات و افکارش مي پرسد.
درحين گفتگو با نامزد يا همسرتان وقتي جوابي نمي گيريد، اين شما هستيد که در مورد احساساتي که او در آن زمان دارد، حدس مي زنيد، يعني کار هر دو طرف مکالمه را انجام مي دهيد. هم فرستنده هستيد و هم گيرنده.
اين شما هستيد که سعي مي کنيد، حدس بزنيد نامزد يا همسرتان چه احساسي دارد.
اين شما هستيد که پيشنهاد مي دهيد همسرتان بايد با رئيسش، کارمندش، مادرش، بچه هايش صحبت کند و چه مواردي هم بگويد.

پر کردن جاهاي خالي خلاقيتي

اين شما هستيد که ايده ها و مفاهيم جديد را براي صحبت کردن و بحث کردن پيش مي کشيد.
اين شما هستيد که براي تغييرات بيشتر پيشنهاد مي دهيد، اين تغييرات ممکن است در مورد روابطتتان، دکوراسيون خانه، اتاق و غيره باشد.
اين شما هستيد که نوارها و کاست هاي موسيقي جديد، کتاب هاي جديد و يا غذاهاي تازه را به همسرتان پيشنهاد مي دهيد.
براي همگي ما پيش مي آيد که در تمامي اين موارد شروع کننده باشيم، اما اگر به طور معمول و يا هميشه اين شما هستيد که اين کارها را مي کنيد، قطعاً کم کاري هاي نامزد يا همسرتان را جبران نماييد.

چگونه جبران کم کاري ها مي تواند رابطه ي شما را تخريب کند؟

در وجودتان انزجار زيادي انباشته مي شود.وقتي با پرکردن کم کاري ها، شما رابطه اي را شروع مي کنيد در ابتدا خوشحال هستيد، زيرا عشق و توجه زيادي را به سمت خودتان جلب مي نماييد، بنابراين تصور مي کنيد تلاشتان ارزشش را دارد، اما در نهايت وقتي متوجه مي شويد تمام بار احساسي رابطه به دوش شما است، از نامزد يا همسرتان متنفر مي شويد.
سوزان و جري هنگامي که جهت مشاوره نزد من آمدند، ازدواجشان به يک بحران کشيده شده بود.سوزان شکايت کرد. «احساس مي کنم همه ي وظايف بعهده ي منه.همه ي برنامه ريزي ها را من انجام مي دم. هميشه من به دوستان زنگ مي زنم تا دورهم جمع بشيم.اين منم که پيشنهاد ميدم راجع به مشکلاتمان صحبت کنيم. با اين که هفت ساله با هم ازدواج کرديم، اما فکر نمي کنم جري حتي يک بار هم مسئوليت اين کارها رو به عهده گرفته باشه.»
جري پس از شنيدن شکايت هاي همسرش با تعجب گفت:«هميشه فکر مي کردم از انجام اين کارها لذت مي بري و دوست داري اين کارها را خودت بکني؟ از همون موقع که باهم آشنا شديم، اين تو بودي که همه برنامه هاي تعطيلات را ترتيب مي دادي.پس منم به اين کار تو عادت کردم و فرض را بر اين گذاشتم که دوست داري اين مسئوليت ها به عهده ات باشه.»
به سوزان و جري کمک کردم تا الگوي ارتباطي که گرفتارش شده بودند را ببينند.سوزان به اين خاطر که احساس مي کرد از او حمايت و مواظبت نمي شود، از دست جري عصباني بود و جري نمي توانست بفهمد چرا تا کتيک هايي که سوزان به کار مي برده تا جري دوستش داشته باشد، حال نتيجه ي عکس دادند؟ سوزان احساس مي کرد به دام افتاده و هميشه تمام مسئوليت ها بعهده ي اوست.
به همسرتان فضاي کافي نمي دهيد که او هم جاهاي خالي را پر کند.وقتي عادت داريد، جاهاي خالي را خودتان پر کنيد، نامزد يا همسرتان را از اين فرصت محروم مي کنيد که حرکتي بکند.شما از اين که او از قبول مسئوليت سرباز مي زند، مأيوس مي شويد. بدون اين که متوجه باشيد، اين شما هستيد که به او فرصت انجام کارها را نمي دهيد.
مردها موقعي احساس خوبي نسبت به خودشان دارند که مسئوليت موردي به عهدهي آن هاست و يا موقعي که خودشان کاري را شروع مي کنند. بنابراين هنگامي که اين فرصت را به آن ها نمي دهيد، احساس مي کنند از مذکر بودنشان دورمانده اند و احساس انزجار مي نمايند.
آيلين و روي هم همين مشکل را داشتند.قبل از آن که به سمينارم بيايند، سه سال بود که با هم ازدواج کرده بودند. آيلين چنين گفت:«من روي را واقعاً دوست دارم، اما در مورد رابطه ي جنسي مشکل بزرگي داريم. احساس مي کنم، براي روي زياد جذاب نيستم.هميشه من شروع مي کنم و پا پيش مي گذارم و او نو بغل مي کنم و مي بوسم. او خيلي خوبه. اما ايکاش تو اين زمينه کمي جدي تر بود.»
روي اعتراف کرد:«اين حقيقت داره.احساس مي کنم با آيلين اين موضوع را جدي نمي گيرم.وقتي راجع به اون فکر مي کنم مي بينم، به من فرصت نمي ده و منو تحت فشار قرار ميده هر وقت از سر کار بر مي گردم و يا توي آشپزخانه هستم، منو تحت فشار قرار مي ده. فکر نزديک شدن به اونو هيچ وقت نمي کنم، براي اين که مجبور نيستم.ميدونم سعي مي کنه منو اغوا بکنه.به همين دليل تو اين رابطه من تنبل شدم.»
موضوع اين بود که آيلين به روي هيچ فرصتي نمي داد.در مورد رابطه ي جنسيشان هرگاه احساس خلأ مي کرد، سريع مي دويد و جاي خالي را پر مي کرد و روي هم احساس مي کرد، تضعيف شده و آيلين هم احساس غير دوست داشتني بودن مي کرد و تنها مي ماند و در نتيجه هر دو از يکديگر منزجر مي شدند.
مردها به مانند روي، هنگامي که زنشان متخصص پر کردن جاهاي خالي هستند، با احساسات متفاوت و ضد و نقيضي واکنش نشان مي دهند.از يک طرف احساس خلاصي و راحتي مي کنند و از طرف ديگر به طرزي پنهاني از اين که به آن ها فرصت داده نشده کاري بکنند و جاهاي خالي را پر بکنند، احساس اجحاف مي نمايند.
وقتي اين شما هستيد که هميشه در رابطه ي خود جاي خالي را پر مي کنيد، طرف مقابلتان را از اين که عشق ورزيدن را بياموزد، محروم مي کنيد. بنابراين اين فرصت رشد را از او سلب مي نماييد.
خودتان را گول مي زنيد که رابطه ي خوبي داريد، در حالي که اين طور نيست. وقتي متخصص پرکردن جاهاي خالي هستيد، ممکن است دچار اين توهم شويد که رابطه ي فوق العاده اي داريد، در حالي که اين طور نيست. اين اشتباه را خودم در زندگيم بارها مرتکب شده ام.بگذاريد راجع به يکي از روابطم برايتان بگويم.
با مردي آشنا شدم که در اين جا او را سندي خواهم ناميد.هنگامي که اولين بار سندي را ديدم، فهميدم دوستم دارد و مي دانستم اوقات رمانتيک خيلي خوبي را با هم خواهيم داشت. بر طبق عادت شروع به پر کردن جاهاي خالي کردم. ديدارهاي فوق العاده اي ترتيب مي دادم.براي او شعرها و نامه هاي قشنگ و پر احساس مي نوشتم و در آن ها ازاحساساتم برايش مي گفتم. موضوع هاي عميق و فلسفي زيادي را براي مکالمه پيش مي کشيدم. در رابطه با موضوع هاي مختلف نظراتم رابا او در ميان
مي گذاشتم و ساعت ها حرف مي زدم.آخرين مشاهدات و دريافت هايم در روابطم با او را به اطلاعش مي رساندم و اين که چه مواردي مي آموزم و سعي مي کردم تا جايي که ممکن بود، او را با خود صميمي کنم.
آيا سندي از تلاش هايم، جهت پرکردن جاهاي خالي خوشش نمي آمد؟ مطمئنم که او بي نهايت از اين کار من خوشش مي آمد. چرا که به او کمک مي کرد تا از آن نواحي که احساس کاستي و بي کفايتي مي کند، بر حذر باشد و با آن ها روبرو نشود و براي «خود»او خيلي جذاب بود که زني تا اين حد ديوانه وار دوستش داشته باشد.
هنگامي که براي دوستانم از رابطه ام مي گفتم، آن را کاملاً ديناميک مي ناميدم وهمه فکر مي کردند، اگر هر رابطه اي اين طور باشد، پس واقعاً آن رابطه فوق العاده است.کساني که ما را با هم مي ديدند، تصور مي کردند ما خيلي با هم خوشبخت هستيم. وقتي از خودم مي پرسيدم، آيا ما رابطه ي خوبي با هم داريم؟ بلافاصله براي توجيه خودم به ياد سفر هيجان انگيزي مي افتادم که با هم رفته بوديم و يا به ياد صميميت فوق العاده خوبي که هفته ي پيش داشتيم. همچنين ياد لحظه ي زيبايي که به هنگام خواندن شعري برايش داشتم، مي افتادم و به خودم اطمينان خاطر مي دادم که البته ما رابطه ي فوق العاده اي داريم.
يک روز سندي آمد و گفت: مي خواهد مرا ترک کند.او توضيح داد:«مدتي است احساس مي کند در اين رابطه حضور ندارد وگفت تصميم ندارد که مرا معطل خود بکند.»در حالي که به حرفهايش گوش مي دادم، واقعاً شوکه شده بودم.چطور ممکن بود چنين اتفاقي بيافتد؟ در حالي که رابطه ي ما به نظر فوق العاده مي رسيد.بعد از مدتي فکر کردن به حقايقي راجع به خودم دست پيدا کردم.

 حقايقي که مدت ها بود نخواسته بودم با آن ها روبرو شوم و جواب سؤالم را پيدا کنم. رابطه ام با سندي يک نمايش يک نفره با شرکت من بود که سندي فقط نقش تماشاچي را در آن ايفا مي کرد. در واقع من چنان سرگرم پرکردن جاهاي خالي رابطه ام بودم که هرگز از نزديک به ماهيت آن نگاه نکرده بودم. ظاهر بيروني رابطه ي ما ايده آل به نظر مي رسيد. مسافرت ها، کارت ها، خوش گذراني ها همه بي نظير بودند، اما رابطه مان از درون موردي کم داشت.عاملي فوق العاده ضروري و آن شرکت و مشارکت سندي و سرمايه گذاري احساسي او بود.

شما به تنهايي در قايق رابطه تان پارو مي زنيد؟

در زير تمثيلي آمده است که به شما کمک مي کند تا بفهميد پر کردن جاهاي خالي در يک رابطه به چه معنا است.تصور کنيد شما و همسرتان در يک قايق پارويي روي درياچه هستيد.شما در قسمت جلو نشسته ايد و نامزد يا همسرتان نيز در قسمت عقب قايق نشسته است. هر دوي شما يک جفت پارو داريد و فرض را بر اين گذاشته ايد که هر دو پارو مي زنيد. قايق به خوبي و زيبايي تمام از عرض رودخانه حرکت مي کند. با خود مي انديشيد چه قايق سواري زيبايي؟ لحظه اي فرا مي رسد که احساس خستگي مي کنيد و تصميم مي گيريد پاروزدن را متوقف نموده و کمي استراحت کنيد.ناگهان قايق مي ايستد و وقتي بر مي گرديد تا ببينيد چه اتفاقي افتاده است، مي بينيد، نامزد يا همسرتان تمام مدت آن جا نشسته بود و هيچ کاري نمي کرده و يا خوابيده است و تمام مدت شما به تنهايي پارو مي زديد و او داخل قايقتان فقط يک مسافر بوده.يا شايد هم برگردي و ببينيد، هيچ کس داخل قايق نيست و تمام مدت شما با خودتان در قايق تنها بوده ايد.

وقتي تلاش مي کنيد جاهاي خالي احساسي را در رابطه ي خود پر کنيد، نامزد يا همسرتان در رابطه ي شما بمثابه يک مسافر ماند.
چه وقت سخت تلاش مي کنيد عاشق خوبي باشيد؛ وقت اين را پيدا نمي کنيد که ببينيد آيا به شما نيز عشق ورزيده مي شود يا نه؟

چرا زن ها جاهاي خالي را پر مي کنند؟

زن ها به سه دليل عادت دارند که بيشتر از آن چه به آن ها عشق ورزيده مي شود، عشق بورزند و اين کار را با پر کردن جاهاي خالي انجام مي دهند. اين دلايل عبارتند از:

1- آن ها احساس مي کنند عشق چيزي است که بايد بدستش آورد و براي کسب آن، مثل پول بايد کار کرد. اگر احساس مي کنيد استحقاق دوست داشتن زياد را نداريد، مگر اين که در قبال آن کاري کرده باشيد، تا به دستش بياوريد. مجبور خواهيد بود در روابطتتان با مردها مرتباً جاهاي خالي را پر کنيد. شايد در کودکي دوست داشته نمي شديد. شايد در کودکي مجبور بوديد سخت تلاش کنيد تا به خود و يا والدينتان ثابت کنيد دوست داشتني هستيد.شايد مثل من به اين نتيجه رسيديد که در کودکي اگر عشق کافي بورزيد، مرداني که دوستشان داريد ترکتان نخواهند کرد. به هر دليلي که اين کار را مي کنيد، نتيجه هميشه يک چيز است:شما متخصص تلاش سخت براي کسب عشق مي شويد.

2- احساس مي کنيد اگر جاي خالي را پر نکنيد؛ رابطه تان بهم مي خورد. اگر در گذشته مدام با مردهايي بوديد که از لحاظ احساسي تنبل بوده اند و يا هميشه شاهد بوده ايد چگونه مادرتان جاهاي خالي را براي پدرتان پر مي کرده، ممکن است باور کنيد، چنان چه شما نيز اين کار را نکنيد، رابطه تان پايان يافته و يا چندان هم ارضاء کننده نخواهد بود! ممکن است در رابطه اي باشيد، يا کمتر از آن چه که استحقاقش را داريد و يا همسرتان از لحاظ احساسي و عاطفي درگير است، اين وضع را تحمل مي کنيد؟ با پر کردن جاهاي خالي ممکن است اين وضع را جبران نماييد و سپس نگاهي بياندازيد و ببينيد، همه چيز خوب است و خودتان را متقاعد کنيد که عشق کافي دريافت کرده ايد.
زن ها از خلأ تنفر دارند.
آيا تا به حال واردآپارتمان مردي شده ايد که اسباب و اثاثيه اش را خوب نچيده باشد و پيش خودتان فکر کنيد، بايد دکوراسيون منزلش را تغيير بدهم تا بهتر بشود؟ هرگاه در کنار عده اي غريبه که با هم صحبت نمي کنند، نشسته ايد و احساس اجبار کنيد که حتماً بايد سرصحبت را با يکي از آن ها باز کنيد؛ آيا بسختي مي توانيد کشوها يا کمدها را کاملاً خالي رها کنيد؟ آيا احساس مي کنيد، بايد در هر فضاي خالي، چيزي جاي بدهيد؟ اگر ميزي با دو بشقاب و چنگال ببينيد بدون گلدان گل در وسط ،ميز به نظرتان لخت و خالي مي آيد؟
چنان چه به هر يک از سؤال هاي بالا پاسخ مثبت داديد، پس مي توانيد
اين موضوع را درک کنيد.زن ها از خلأ متنفر هستند. آن ها دوست دارند جاهاي خالي را پر کنند و همه ي موارد را به هم مربوط کرده و جايي که موضوعي نيست موضوعي بيافرينند.عقيده ي من بر اين است که اين عمل ما از همان ميل غريزي و نياز طبيعي ما به زاييدن، ايجاد صميميت، توليد زيبايي، مکالمه و غيره پديد مي آيد.
در روابط، زن ها احساس مي کنند انگيزه اي آن ها را به اين سمت مي کشاند که جاهاي خالي را پر کنند.سکوت را با کلمات، فاصله را با اتصال، وقت را با فعاليت و جدايي را با عشق پر کنند. اين که ويژگي فوق العاده اي است و قابليت ما در انجام اين کار آن هم به اين خوبي، يک استعداد محسوب مي شود، اما وقتي زياد از حد اين کار را بکنيم، ممکن است روزي چشممان را باز کرده وببينيم به تنهايي مشغول پارو زدن هستيم.
بيش از آن چه که به ما عشق ورزيده مي شود، عشق نورزيم
1- ممکن است در حين خواندن اين مقاله از خودتان بپرسيد، آيا من هم در روابطم جاهاي خالي را پر مي کرده ام؟ اگر جوابتان مثبت بود، يک روش ساده براي خلاصي از اين الگو ناسالم، اين است که دست از پارو زدن برداريد.
بله درست است، تنها پارو نزنيد؛ برنامه ريزي نکنيد؛ براي در آغوش کشيده شدن پيش قدم نشويد؛ رابطه جنسي را شروع نکنيد؛ مکالمات صميمي را شما شروع ننماييد.دست از همه چيز بکشيد و ببينيد چه اتفاقي مي افتد. اگر مشاهده کرديد ديگر روابط جنسي تعطيل شد، هيچ جا
ميهماني نمي رويد و ديگر روابط صميمي با همسرتان نداريد يا ديگر درباره ي موضوعات مهم با نامزد يا همسرتان صحبت نمي کنيد و توجه زيادي از جانب او نمي گيريد؛ مطمئن باشيد مشغول پر کردن جاهاي خالي بوده ايد و نامزد يا همسرتان سهم خودش را انجام نمي داده است.پس وقت آن رسيده، اقدامي صورت دهيد.از تمامي مواردي که فقط شما جاهاي خالي را پر مي کرديد، ليستي تهيه کنيد.
شايد تعجب کنيد، اما همان طور که گفتم خودم معتاد به پر کردن جاهاي خالي بودم و در حال حاضر در حال بهبودي از اين وضع مي باشم. ليستي تهيه کرده ام و هر روز آن را مي خوانم، فقط براي اين که به خودم يادآوري کنم که چه کارهايي را نبايد انجام بدهم. باور کنيد چندان هم ساده نيست. گاهي اوقات وسوسه مي شوم آخرهفته ها را طبق عادت گذشته از قبل براي خودم و همسرم برنامه ريزي کنم و يا هر پنج دقيقه به پنج دقيقه به او بگويم، دوستش دارم و يا لحظات خالي بين مکالماتمان را با حرف زدن پر کنم. وقتي متوجه مي شوم نزديک است يکي از همان کارهايي که در ليستم آورده ام را انجام بدهم، همانجا مي ايستم و چشمانم را مي بندم و در ذهنم خود را در آن قايق يک نفره اي که در گذشته سوار مي شدم؛ مجسم مي کنم و خود را مجبور مي کنم، هيچ کدام از آن کارها را انجام ندهم. اين ليست به شما هم کمک مي کند که از اين عادات خود آگاه شويد.
به نامزد يا همسرتان نيز فرصت دهيد، تا او هم جاهاي خالي را پر کند.اين دومين مرحله از اين فرآيند محسوب مي شود.يعني بايد منتظر نامزد يا همسرتان بمانيد تا او به طور خودکار به سمت شما بيايد، در عوض اين که شما به طرف او برويد.لحظات سکوت و توقف را در مکالماتتان تحمل کنيد و اجازه بدهيد، موضوعي را پيش کشيده و صحبت کند. هميشه رابطه ي جنسي را شما شروع نکنيد. اين فرصت را بدهيد تا او شما را اغوا نمايد.آخر هفته را بدون برنامه ريزي از قبل، رها کنيد و وقتي از شما مي پرسد چه کار مي خواهيد بکنيد، اين طور جواب بدهيد: تو يک برنامه ريزي بکن تا ذوق زده بشوم. اين حرف را از من بپذيريد.ممکن است لازم باشد تمام خويشتن داري تان را به کار ببريد تا که موفق به انجام اين مراحل شويد. من چنان به پر کردن جاهاي خالي عادت دارم که عملاً خودآگاه و هوشيارانه تلاش مي کنم تا دست از اين کار بکشم.هنگامي که ازپر کردن جاهاي خالي دست بر مي داريد، موارد زير اتفاق مي افتد:

1- همسرتان پاروها را به دست گرفته و شروع به پارو زدن مي کند.

2- کم کاري و بي علاقگي همسرتان به رابطه اش کاملاً فاش خواهد شد و ملاحظه خواهيد کرد، رابطه تان به سرعت از هم پاشيده مي شد.
اگر دست از پر کردن جاهاي خالي برداريد، مطمئناً در اين کار ريسکي نهفته است. ممکن است متوجه شويد، تنها با خودتان در رابطه بوده ايد. ممکن است بفهميد نامزد يا همسرتان چيز زيادي ندارد تا به شما بدهد. ممکن است بفهمد حتي به اين نتيجه برسيد از اين که فقط عاشق خوبي بوده ايد، لذت مي بريد و اين که او را دوست نداريد، بلکه عشق ورزيدن را دوست داريد. اما مسلماً ارزشش را دارد که اين ريسک را بکنيد.

3- اطمينان حاصل کنيد زندگيتان با فعاليت هاي پر انرژي و ارضاء کننده، به اندازه ي کافي پر شده است و رابطه تان را به عنوان تنها فعاليت پر انرژي نمي دانيد، هرچه مستقل تر و متکي به نفس تر باشيد، کمتر انتظار
داريد رابطه تان شما را ارضاء کند. رؤياهاي شخصيتان را تعقيب کنيد. از خودتان خوب مواظبت نماييد و مطمئن شويد به همان اندازه که شما به نامزد يا همسرتان عشق مي ورزيد، او هم به شما عشق مي ورزد.

4- در مورد پر کردن جاهاي خالي با مرد زندگيتان به گفتگو بنشينيد. اگر يک الکلي بوديد و قصد داشتيد ترک کنيد، مي دانستيد براي بهبوديتان لازم است که طرف مقابلتان را ازالکي بودنتان آگاه کنيد تا که بتوانيد کمک هاي لازم را به موقع از او دريافت نماييد.نظير همين موضوع در پر کردن جاهاي خالي نيز صادق است. روش هاي مورد علاقه تان را با نامزد يا همسرتان در ميان بگذاريد و از او کمک بگيريد.هرگاه ديديد، مشغول پر کردن جاهاي خالي هستيد، مچ خود را بگيريد، سپس به او بگوييد مي خواهيد برايتان چه کاري انجام دهد. ترتيبي اتخاذ کنيد تا بار احساسي رابطه تان، بين هر دو شما تقسيم شود.
اين يکي از بهترين مراحل عشقي است که استحقاق آن را داريد. در ابتدا ممکن است در مقابل اين روش مقاومت کنيد. ممکن است بترسيد که مبادا ديگر مانند گذشته به او عشق نورزيد. بنابراين مطمئن شويد که اين اطلاعات را به دقت با او در ميان گذاشته ايد و به همين دليل خواندن اين مقاله را به نامزد يا همسرتان پيشنهاد دهيد. اميدوارم نامزد يا همسرتان نيز مايل باشد در خلق رابطه اي سالم تر و متعادل تر تلاش کند و عشقي که خواهان آنيد را بدست بياوريد.

بر سر سلطان قلب ها چه آمد؟

سال ها وقت صرف کردم تا مهارت هاي لازم جهت رابطه اي موفق، پرمهر و صميمي را پيدا کنم، اما يکي از نقاط کوري که در اين زمينه داشتم، پر کردن جاهاي خالي بود.در واقع اين يکي از همان مواردي بود که مايل نبودم با آن روبرو شوم. وقتي متوجه شدم در روابطم، اين من بودم که بيشتر عشق مي ورزيدم، خود را متعهد کردم، ديگر هرگز براي بدست آوردن عشق بيش از حد تلاش نکنم و حالا از اين بابت که همسرم به اندازه اي که من او را دوست دارم، اونيز مرا دوست دارد، بسيار خوشحالم.

براي اولين بار درزندگيم به همان اندازه که من براي عشق ورزيدن تلاش مي کنم، همسرم هم به همان اندازه تلاش مي کند. هنوز که هنوز است، گاهي اوقات اين طور فکر مي کنم که براي بدست آوردن عشق بايد سخت تلاش کرد. خوشبختانه همسرم در اين گونه مواقع به من يادآوري مي کند که اين قدر به تنهايي و يک نفره سخت پارو نزنم.
يک روز من و همسرم راجع به عشق و صميميت مشغول صحبت بوديم و من مرتباً مي گفتم:چقدر در اين رابطه ها درس گرفته ام و همچنان سخت مشغول کار بر روي خودم هستم.ناگهان او جلو آمد و دستانم را گرفت و با صدايي آرام گفت:«باربارا مجبور نيستي، اين قدر در تعقيب عشق باشي.» اين کلمات در اعماق قلبم نفوذ کرد و به دلم نشست و ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازير شد. اشک تأسف به خاطر اين که دختر کوچولوي درون من هنوز اين طور باور داشت که براي اين که دوست داشتني باشي، بايد سخت تلاش کني و اشک شادي به عنوان هديه ي فوق العاده اي که به خودم دادم. براي اين که تصميم گرفتم ديگر براي عشق گدايي نکنم و نهايتاً براي اين هديه ي گران قدر زندگي که به من داده شده بود ادامه دهم، مخصوصاً با مردي با ظرفيتي فوق العاده بالا براي عشق ورزيدن.

rasekhoon.net

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 20:19  توســط fAtEmEh  | 

نقش مهرباني در زندگي زناشويي را توضیح دهید

ايفاي مسؤوليت خانوادگي، ايثار، سعه ي صدر، سياست، عقل صبر عفو و علم مي خواهد. رياست خانه مواظبت از خانواده است که «رئيس القوم خادمُهُم ـ رئيس يک قوم يا جمعيتي خدمتگزار آن است».
در فرازهاي پيش آمد که چون زنان در انجام وظايف خويش کوتاهي کردند آنها را «موعظه» کنيد و گفتيم بهترين راه براي تأثير موعظه مهرباني، عطوفت و ملايمت است. قرآن شريف در باره ي «لقمان» مي فرمايد:
«و إذ قال لُقمانُ لِإبنه و هُو يَعظُهُ يا بُنيّ لا تُشرک بالله إنّ الشّرک لَظُلمٌ عظيمٌ (1)
«لقمان در مقام موعظه ي فرزندش گفت: اي پسرک من، به خدا شرک نياور که همانا شرک گناه بزرگي است.»
در اين آيه «لقمان» در مقام موعظه کردن، با تلطّف و عطوفت سخن مي گويد، و فرزندش را با مهرباني پند مي دهد. و سپس گفته ي خويش را بر پايه ي استدلال استوار مي کند. زيرا، تندي و پرخاش کردن نه تنها امکان تأثير موعظه را ازبين مي برد، بلکه سبب گستاخي و تجرّي مي شود.

استفاده از روايات در «موعظه» براي موعظه ي خانواده استفاده از روايات اهل بيت، خاصه رواياتي که با آن موضوع خاص، تناسب بيشتري داشته باشد، بسيار ثمربخش است. مثلاً گفته مي شود: در روايات آمده است؛ «زني که در مقابل همسرش زبان درازي کند، زبانش در صف محشر آنقدر کشيده مي شود که روز قيامت اهل محشر اين زبان را پايمال مي کنند». يا «رسول گرامي (صلي الله عليه و آله وسلم) در شب معراج، در دوزخ زناني را ديدند که از زبانهايشان آويزان شده بودند، هنگامي که علت آن را از جبرائيل سؤال کردند، جبرائيل گفت اينها زناني هستند که در مقابل شوهرشان زبان درازي کرده اند».
البته، بيان اين احاديث و موارد بايد جنبه موعظه داشته و در کمال عطوفت باشد، و هرگز با تندي و سوء خلق موعظه نکنيم که در اين صورت نه تنها اثر مطلوب ندارد، بلکه اثر سوء خواهد گذاشت.
منشأ اختلاف زن و مرد بايد توجه داشت که معمولاً ناسازگاري ها تقصير طرفين است، و چنين نيست که تنها زن مقصر باشد و يا مرد و عمدتاً منشأ ناسازگاري ها و اختلاف ها خودخواهي و عدم «سعه ي صدر» است.

بطوري که اگر جامعه اي «سعه ي صدر» داشته باشد و خودخواهي ها را از خود دور کند نزاعها هم برطرف مي شود، بلکه اساساً مشکل و ناسازگاري پيش نمي آيد. بديهي است که هيچگاه توافق اخلاقي کامل ميان دو نفر، از جمله زن و مرد حاصل نمي شود. زيرا، اين توافق تنها در ميان انبياء و اولياي الهي متصوّر است که ارواحشان متحد است و همگي تسليم محض امر باري تعالي هستند. از اين رو، نبايد انتظار داشت که در يک خانواده زن و مرد در تمام جزئيات با هم توافق داشته باشند، اختلاف يک امر طبيعي است، و نبايد روابط خانوادگي را تحت تأثير قرار دهد و کانون خانواده را متزلزل کند.

چاره ي اختلاف سليقه در خانواده، داشتن «سعه ي صدر» است. يعني زن، و مرد هنگام روبرو شدن با اختلافات و مشکلات از تندي کردن و داد و فرياد بپرهيزند، عاقلانه و با آرامش ريشه ي اختلاف و مشکل را پيدا کنند و سپس در انديشه ي چاره جويي برآيند. پس از برطرف شدن مشکل، منصفانه خداي را شاهد بگيرند که در بروز مشکل کداميک نقش اساسي داشته است.

انعطاف مرد مردانگي اقتضا مي کند که اگر مرد در بروز اختلاف مقصّر بوده است اقرار کند و با کمال شهامت عذرخواهي نمايد. چه اگر مقصر باشد ولي زير بار نرود و اشتباه خود را نپذيرد، هرگز نمي تواند به موعظه ي زن بپردازد و موعظه اش بي اثر خواهد بود. در اينجا خود بيشتر محتاج موعظه و نصيحت است. اين حالت حکم به ناحق دادن است. در اين باره استاد بزرگوار ما، رهبر عظيم الشأن انقلاب، مي فرمودند: ضرب المثل «حرف مرد يکي است» که در ميان مردم رواج دارد، نادرست است. مرد کسي است که وقتي مرتکب اشتباهي شود اقرار کند. زيرا ما معصوم نيستيم، مسلماً اشتباهات بسياري داريم و لازم است که به اشتباه خود اقرار کنيم.

بنابراين، انسان بايد قابل انعطاف باشد. تنها کسي مي تواند در زندگي اجتماعي موفق باشد که خوي نرم و انعطاف پذيري داشته باشد، در غير اين صورت انسان مستبد و مطرود جامعه خواهد شد. از جمله نشانه هاي مروّت و مردانگي در آن است که در نزاع و اختلاف حق را به صاحبش دهيم. اين سخن که اگر مرد به اشتباه خويش اعتراف کند زن جسور و گستاخ مي شود و حرمت مرد مي شکند از وسوسه هاي شيطاني است زيرا همه چيز در برابر حق بي ارزش است، و بايد به آن سر تسليم فرود آورد.

امام حسن مجتبي (ع)، به «جناده» فرمودند:
«إذا اَردتَ عِزّاً بِلا عَشيره و هَيبَتاً بِلا سُلطانٍ فاخرُج مِن ذُلّ معصيه الله إلي عِزّ طاعه الله عَزّوجلّ (2)»
«اگر کسي بخواهد عزيز شود بدون اينکه عشيره اي داشته باشد، بر دلها حکومت کند و با هيبت و حرمت باشد بدون اين که سلطنت کند، بايد لباس خواري گناه را از تن برکند و لباس عزت بندگي الهي را بر تن نمايد.»
«إنّ الّذين آمنوا و عَملوالصّالحات سَيجعلُ لهُم الرّحمن وِدّاً (3)»
«آنان که به خدا ايمان آوردند و نيکوکار شدند، خداوند رحمان آنها را محبوب مي کند.»
گذشت و خطاپوشي از ديگر صفاتي که مرد و زن در کانون خانواده بايد داشته باشند، گذشت و خطاپوشي است. اين خصلت نيکو در سيده ي ائمه ي معصومين و انبياي الهي (عليهم السلام) جلوه ي تام دارد. آن بزرگواران بسيار با گذشت و خطا پوشند.

روزي شخصي از اهل شام به مدينه آمد، چشمش به امام حسن (عليه السلام) افتاد، او را نمي شناخت. وقتي از هويت او پرسيد و او را شناخت تحت تأثير تبليغات سويي که دشمنان اهل بيت عصمت پراکنده بودند حضرت را «قُربه إلي الله!!» دشنام گفت، بعد از آنکه عقده ي دل خود را گشود و ناسزا و فحش بسيار داد، امام حسن (عليه السلام) بدون اين که خشمناک شوند و اظهار ناراحتي نمايند، نگاهي پر مهر و عاطفه به آن مرد انداختند، چند آيه قرآن را، مبني بر حسن خلق داشتن تلاوت فرمودند و افزودند: «ما براي هر نوع خدمت و کمک به تو آماده هستيم».سپس، از او پرسيدند: «آيا اهل شام هستي؟» جواب داد: «آري». آنگاه فرمودند: «من با اين گونه برخورد و خلق و خوي آشنايي ديرين دارم و سرچشمه ي آن را نيک مي دانم. تو در شهر ما غريبي اگر احتياجي داري آماده ايم تا به تو کمک دهيم، و در خانه ي خود از تو پذيرايي کنيم، تو را بپوشانيم و به تو پول دهيم». مرد شامي که منتظر عکس العمل شديدي بود و تصور چنين گذشت و عفوي را نداشت چنان منقلب شد که گفت: «آرزو داشتم در آن وقت زمين شکافته مي شد و من در زمين فرو مي رفتم و اين چنين نشناخته و نسنجيده گستاخي نمي کردم. تا آن ساعت کسي در روي زمين از حسن بن علي و پدرش (سلام الله عليهما) برايم مبغوض تر نبود، ولي از آن هنگام به بعد کسي نزد من از او و پدرش محبوب تر نيست».

نمونه اي ديگر از روايات
از امام صادق (ع) روايت شده است که فرمودند:
«اَلعفوُ عِند القُدره مِن سُنن المُرسلين و المُتّقين (4)»
«عفو کردن در حال قدرت از سنتهاي رسولان خدا و انسانهاي پرهيزکار است.»
و امير مؤمنان علي (ع) در باره عفو فرموده است:
«هنگامي که قدرت داريد عفو کنيد، همانا شکر کردن قدرتي که خداوند به شما عطا فرموده عفو است (5)» گذشت حضرت يوسف (ع) از گناه برادرانش و زليخا، سرمشقي براي روندگان راه اولياي خدا است. پيامبر خدا از آن ظلم عظيمي که برادرانش در حق او کردند، در اوج عزت و قدرت با بزرگواري و جوانمردي گذشت کرد و به آنان گفت: شما مرا عزيز مصر کرديد. پس از چهل سال که پدر را ملاقات کرد به او گفت: «شيطان ميان من و برادرانم فساد کرد.»
از جرم زليخا، نيز، گذشت و 9 سال زندان را به هيچ انگاشت.
بنابراين، بايد از گذشت و خطاپوشي پيامبران و پيشوايان دين (عليهم السلام) درس عبرت آموزيم و خود را از مصاديق آيه ي شريفه قرار دهيم که فرمود:
«واليَعفُوا وليَصفحُوا ألا تُحبّون أن يَغفر اللهُ لکُم واللهُ غفورٌ رّحيم (6)»
اهل ايمان بايد گذشت داشته باشند و گناه ديگران را ناديده بگيرند. مگر دوست نداريد که خدا هم از گناهان شما درگذرد؟ البته، خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

آثار گذشت
اگر انسان در محيط خانواده يا جامعه اشتباهات کوچک را ناديده پندارد و گذشت کند، اثر مناسبي در آن محيط دارد، و صفا و صميميت را در پي خواهد داشت. مهمتر اينکه اين امر باعث مي شود که پروردگار عالم در روز قيامت از بديها و خطاهاي انسان چشم بپوشد و او را ببخشايد.
وجود عفو و گذشت يقيناً کانون خانواده را با حرارت نگاه مي دارد موجب بخشش گناهان مي شود. پس هر گاه با اشتباهات و خطاي يکديگر روبرو شديد، بايد شعله هاي پرفروغ رأفت و عفو از قلبهاي شما زبانه بکشد و خطاها را بسوزاند، تا بذر عشق و محبت و گذشت در کانون گرم خانواده تان جوانه بزند و در سايه ي عفو و رحمت زندگي گرم و سراسر شور و حال و معنويت داشته باشيد.

نقش تفاهم در زندگي
شيريني و لذت و معنويت خانواده رهين تفاهم است. اگر تفاهم باشد استحکام و تثبيت نظام خانواده حتمي است.
«احمد حنبل» يکي از پيشوايان اهل سنت، در کتاب معروف خود «مُسند» از قول عايشه چنين گويد:
«روزي رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در خانه ي من بودند «صفيه» (7) از غذايي که پخته بود براي حضرت فرستاد. چون کنيزک حامل غذا را ديدم، لرزه بر اندامم افتاد و از خود بيخود شدم، ناگاه ظرف غذا از دست او گرفتم و دور انداختم. سپس، چشمهاي رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) را ديدم که به من خيره شده بود، آثار خشم و نفرت از رفتار خويش را در سيمايش به خوبي مشاهده کردم. از خشم رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) به حضرتش پناه بردم و گفتم اميدوارم که مرا نفرين نکني.»
پيامبر (ص) فرمودند: عايشه، توبه کن.
عايشه گفت: «چگونه اين عملم را جبران کنم».
حضرت فرمودند: غذايي مانند غذاي «صفيّه» و ظرفي مثل ظرف او تهيه کن و برايش بفرست (8).
در اين مورد و نمونه هاي ديگر نيز پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) با بزرگواري و سعه ي صدر همواره سعي مي کردند که با برخوردي عاطفي و معقول مشکلات را برطرف کنند، و با تکيه به فرموده ي قرآن همواره آنان را نصيحت مي کردند.
ما نيز در پيروي از پيامبر عاليقدر خود هنگام ديدن اشتباهات، لغزشها را ناديده بگيريم و در صورت لزوم کاملاً مؤدبانه و با لحني که نشان دهنده ي موعظه و دلسوزي است تذکر بدهيم و اختلاف و اشتباه را با داد و فرياد و کتک کاري و بدزباني چاره جويي نکنيم. با تمسّک به روايات و سيره ي اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) همديگر راموعظه کنيم، از زندگي سراسر پند آن بزرگواران درس بگيريم و سخنان گهربار آنان را بازگو کنيم.

چند روايت ديگر
با اين که پيشتر به نمونه اي از احاديثي که در اين موضوع مورد استناد واقع مي شود اشاره رفت، اما به دليل اهميت مطالب به ذکر چند نمونه ي ديگر، نيز مي پردازيم:
معصوم (عليه السلام) مي فرمايند: «بهترين زنان شما زني است که هر گاه همسرش را خشمناک کرد و مورد عضب وي قرار گرفت و يا اين که هر گاه بر همسرش غضبي کرد، به او بگويد: دست من در دست توست و تسليم محض تو هستم (9)»
و باز فرموده اند: «اگر زني بخوابد در حالي که شوهرش از دست او راضي نباشد، ملائکه ي خدا تا صبح او را لعن مي کنند»
اگر مرد بتواند اين گونه روايات را با تبسم و تسلط بر اعصاب و طمأنينه و آرامش براي همسر خود بخواند بسيار اثر بخش است.

خوش خلقي
اگر مرد در بروز اختلافات و مشکلات مقصر هم نباشد اما حق ندارد که با همسر خود با زشتي و تندي برخورد کند. مرد وزن حق ندارند کانون گرم خانواده ،اولين مدرسه ي تعليم و تربيت فرزندان، را سردکنند. در تاريخ اسلام مي خوانيم يکي از اصحاب رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم)از دنيا رفت، حضرت در مراسم تدفين او شرکت کردند و به دست حضرتش به خاک سپرده شد، مادرش با جسد مي گفت: براي تو گريه نمي کنم، چرا گريه کنم؟

 در حالي که به دست پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) به خاک سپرده شدي، و حتماً سعادتمندي. وقتي مادر او از سر قبر رفت پيغمبر خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) رو به اصحاب کردند و فرمودند: قبر چنان فشاري به او داد که استخوانهاي سينه اش در هم شکست. اصحاب عرض کردند: يا رسول الله او که آدم خوبي بود؟
حضرت فرمودند: آري، اما درخانه بداخلاق بود.
اگر انسان بر اعصابش تسلط داشته باشد و خشم خود را فرو پوشد و سعه ي صدر داشته باشد، هم مشکلات خانوادگي او برطرف مي شود و هم در شب اول قبر راحتي دارد، و خداوند تبارک و تعالي روز قيامت از او خواهد گذشت.

حسن نيت داشتن
مسئله ي قابل اهميت ديگر اين است که انسان درجامعه و در خانواده نبايد منفي باشد. بايد با حسن نيت مسايل را بنگرد.
زيرا، منفي بافي براي انسان ايجاد عقده، خودخوري، غيبت و شايعه پراکني مي کند. آدمهاي منفي باف روز قيامت به شکل مگس وارد صف محشر مي شودن، چون در دنيا بسان مگسان در پي آلودگي و عيب و نقص و اشتباهند.
از اين رو، هميشه خوبيهاي دوستان و همکاران، مخصوصاً خانواده ي خود را بايد در نظر داشته باشيم و از نقاط ضعف چشم بپوشيم.
حضرت عيسي (عليه السلام) روزي با عده اي از اصحاب از محلي مي گذشتند.درراه به بُزي که به مرداري تبديل شده بود برخوردند، هر يک از اصحاب زبان گشودند، و يکي از معايب آن را بگفتند، اما حضرت عيسي (عليه السلام) فرمودند:اين مردار عجب دندانهاي سفيدي دارد!
رفتار پيامبر خدا به ما مي آموزد که هميشه در پي يافتن عيوب ديگران نباشيم، که چه بسا در پيکر مرداري نيز نقطه ي مثبتي يافت مي شود.

پي نوشت :
1-سوره ي لقمان، آيه ي13.
2-مستدرک الوسايل، ج 11، ص 258، باب 18.
3-سوره ي مريم، آيه 96 .
4-بحارالانوار ج 68، ص 423.
5-سفينه البحار، جلد 2، صفحه ي 208.
6-سوره ي نور، آيه 22.
7-نام يکي از زنان پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله وسلم) است.
8-مسند احمد بن حنبل، جلد 6، صفحه ي 272.
9-بحارالانوار جلد 103، باب اصناف النساء.
منبع:کتاب خانواده در اسلام، حضرت آيت اللّه العظمي مظاهري

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 20:0  توســط fAtEmEh  | 

می خواهم آرامش را به زندگیم برگردانم

هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد. وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

جامعه ی ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند. از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیك، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسانها را موجب می شود.

محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كرده‌اند به شیوه‌های مختلف كه متداول‌ ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیه‌های بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی می‌تواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه "استیو موریل" كارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه "دیلی مدیتیشن و دیلی لایف" روش‌هایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به شرح زیر آنها را ذكر می كنیم :

حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.

هیچگاه جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.

وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

افراد آرام به خود می‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی‌توان كرد، آنگاه از تفكر به آینده و ادامه زندگی لذت می‌برند.

آرامش را از كودكان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند كه زندگی می‌كنند و لذت می‌برند.

اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

هر چه اكسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است كه در محل كار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری كنید.

سعی كنید از چیزی كه هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌كنید.

با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنید.

با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

مهم نیست كه با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.

سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام كنید. طولی نمی‌كشد كه آرام خواهید شد.

گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره ‌شان فكر كنید و لذت ببرید.

آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فكری و احساس آرامش خواهد شد.

هرچند وقت یكبار ساعت خود را باز كنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند.

برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید. اینكار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌كند.

احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

یكی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسایل كوچك است. دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

شاد كردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست.

اگر می‌دانستید كه: "سیگار كشیدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش"، هرگز سیگار نمی‌كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی‌انداخت

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 19:51  توســط fAtEmEh  | 

راه های جلوگیری از خیانت درازدواج

مي توان گفت خيانت در ازدواج يكي از دردناكترين كارهايي است كه يكنفر مي تواند با نيمه ديگر زندگي خود بكند. چيزي كه تنها دردناك نيست و مي تواند باعث شود يك نفر دچار احساس عدم اعتماد بنفس و نا مطمئني از شخصيت خود و ديگران شود.

اگر شما نمي خواهيد كه زني كه با شماست ، حال چه اين زن فقط دوست دختر شما باشد و حال اينكه همسر شما باشد ، در بازوان مرد ديگري خود را قرار دهد ، اطمينان از خود حاصل كنيد كه هيچكدام از كارهاي زير را انجام نمي دهيد.

مي توان گفت خيانت در ازدواج يكي از دردناكترين كارهايي است كه يكنفر مي تواند با نيمه ديگر زندگي خود بكند. چيزي كه تنها دردناك نيست و مي تواند باعث شود يك نفر دچار احساس عدم اعتماد بنفس و نا مطمئني از شخصيت خود و ديگران شود. اگرچه كه هميشه يكسري از دلايل باعث مي گردند كه زني احساس كند لازم است داراي روابط جنسي خارج از چهارچوب همسر خود باشد ، اما عموما خيانت به همسر نتيجه يكسري نارضايتي ها در يكسري مسائل مي باشد.

هميشه زنان بدلايل مختلفي دست به خيانت ميزنند اما در مورد زنان اينگونه نيست كه به مانند مردان اگر شرايط لازم شد بلافاصله اقدام به خيانت نمايند! آنها از قبل آماده اين عمل مي گردند و بندرت به جايي مي رسند كه حال به هر دليلي كه صلاح مي دانند خيانت كنند. اما اينكه به چه دليلي خيانت مي كنند با اينكه دلايلي كه خيانت در ذهن آنها شكل گرفته چيست زمين تا آسمان فرق مي كند .در مورد خيانت زنان و دلايل انجام آن زياد نوشته شده اما در مورد اينكه چگونه اين مسئله در ذهن آنها تشكيل مي گردد بندرت نوشته شده و اينبار تصميم به توضيح پاره اي از اين دلايل دارم .

من اعتقاد دارم كه هيچ زني خيانت نخواهد كرد مگر به سمت آن كشيده شود. اعتقاد دارم كه زنها مثل كامپيوتر هاي امروزي هستند كه براي هك كردن و بدست گرفتن اختيار آنها بايد به نوبت پورتهاي آنها را باز كنيد تا در نهايت بتوانيد به آن دست يابيد! نفوذ به كامپيوتري كه پورتهاي آن بسته باشد به آساني صورت نخواهد گرفت. زني كه اقدام به خيانت مي كند از مدتها قبل پورتهاي خود را بدلايل يكسري اتفاقات باز كرده است. چراكه در حالت معمولي اين پورتها توسط شما اشغال شده و بسته اند. و اعتقاد دارم مردان هميشه احتمال خيانتي را براي خود قائل هستند .

 اگر زني بخواهد مردي را به دام بياندازد حتي خدا هم نمي تواند بداد آن مرد برسد!

 در نهايت وي به دام مي افتد. اما زنان بصورت معمول اينگونه نيستند و نمي توان هميشه آنها را برنده شد. اگرچه كه همه ماها معتقد هستيم كه هيچ عذري براي خيانت جائز نيست اما خود مردان هم هميشه عقيده دارند كه اين در ژنتيك آنها نهفته است كه با زنان مختلف باشند. من بشخصه فكر مي كنم اين براي زنان هم صادق است و امروزه اين حس در آنان در حال بيدار شدن است.بخاطر داشته باشيد كه هيچكدام از دلايل زير دليل خيانت نيست بلكه تنها چيزي است كه ذهن وي را براي خيانت آماده مي سازد.

براي خيانت خيلي ها درجات مختلف قائل مي گردند.از خود ارضايي گرفته تا ديدن تصاوير جنسي يا حتي خيالات شخصي و يا فانتزي ذهني يكنفر مبني بر داشتن سكس با فرد ديگري براي بعضي ها خيانت به حساب مي آيد.من كاري ندارم كه ديگران چه فكر خواهند كرد و اعلام مي كنم منظور از خيانت در اين مقاله همان تعريف قديمي مبني بر داشتن روابط جنسي با يك مرد غريبه منظور مي باشد. از طرف ديگر همانطور كه خيلي وقتها نوشته بودم بعضي ها چه زن و چه مرد ، فقط يك توريست در دنيا هستند.اگر همسر شما چنين فردي مي باشد و عادت به ديچ كردن و خيانت كردن داشته باشد و يا دوست دختر شما عادت داشته باشد كه مدتي را با هركسي بگذراند اين سطور براي شما دردي را دوا نخواهد كرد چراكه وي به هر حال با شما نخواهد ماند.

زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون توجه شما قطع شده است و ديگران بيشتر متوجه شده اند!

سعي نمي كنم خيلي پيچيده كنم. در ساده ترين حالت شما بر خلاف روزهاي نخستين كه مدام به وي توجه داشتيد و همه رفتار وي را زير نظر مي گرفتيد و حتي از نفس كشيدن وي تعريف مي كرديد ، ديگر اينكار را نمي كنيد.آقايان معمولا قبل از بدست آوردن فردي تمام زور خود را مي زنند و از انواع و اقسام ترفندها استفاده مي كنند.گاهي هم مجبورند توجه بيش از اندازه و غير واقعي نشان دهند. در نتيجه ظرف زنان را بزرگتر خواهند ساخت.پس از بدست آوردن فرد شروع به دم جنباندن مي كنند و بازي در مي آورند و ديگر خيالشان هم نيست.

در بهترين حالت اگر حتي خواهان شديد وي باشند قدرت پاسخگويي به ظرفي را كه ساخته اند ندارند و هميشه زنان مي نالنند كه چرا به ما كم توجه مي كنيد.در مثال ساده اگر همسر شما رنگ موي سر خود را عوض كرده ، هرچند يك درجه روشنتر و شما نفهميديد يا چيزي نگفته ايد مطمئن باشيد كه اولين پورت را براي ورود هكر باز كرده ايد. بايد بخاطر بسپاريد كه قابليت چرب زباني شما بايد بعد از تشكيل رابطه بجاي اينكه ذخيره گردد يا در انتظار به تور انداختن زن ديگر گردد يا صرف جمع آوري گند هايي شود كه زده ايد يا دروغ هايي كه خواهيد بافت بهتر است صرف خود رابطه شما گردد! براي شما يك جمله يك خطي كه چقدر فوق العاده شدي ، حتي اگر هيچ تغييري هم نكرده باشد ، مي تواند خيلي به شما در رابطه كمك كند.

 اگر در مبناي سكس بخواهيم حرف بزنيم اينكه شما شروع كرده ايد به توجه كردن به خود ، مدام تكرار يكسري حركات ، سكوت در رابطه ، سكسهاي كوتاه مدت و سريع ، ارگاسمهاي شخصي ، حركات ثابت و يكنواخت و مسائل اينچنين اولين چيزي كه باعث مي گرديد اين است كه وي ممكن است از رايحه بدن فرد ديگري كه از كنارش رد شده بيشتر از شما خوشش بيايد! حالا شما هي اين مسائل را شديدتر كنيد تا وي هم درجه خوش آمدنش را بيشتر كند! ببينيم كي آخر سر مي بازد!
بياموزيم:
در ابتدا اولين چيزي كه به زن مي فهماند رابطه دارد كمرنگ مي گردد و از حالت شيرين آن خارج مي گردد و وي را آسيب پذير و نفوذ پذير در برابر ديگران مي كند اين است كه شما كم توجه شده ايد.

زنان بسمت خيانت كشيده مي شوند چون كينه دارند .چون شما با آنها صادق نيستيد.

باز هم پيچيده نمي كنم. همه جور صداقت.همه جا از انواع آن خوانده ايد و من آنها را دوباره نمي گويم .بلكه مدل ديگري را عرض مي كنم. عدم صداقت شما از زمان ازدواج و زماني كه به خواستگاري وي مي رفتيد گرفته تا زماني كه مال شما شد. در مورد دوست دختر شما از زماني كه مي خواستيد وي را بدست آوريد تا زمانيكه بدست آورديد. منظورم عدم صداقت شما با ذهنتان است. يعني اگر دوست دختر شما يا همسر شما ، فرقي نمي كند ، دلش مي خواسته كه با شما اندكي در خيابان راه برود و شما بر عكس فشار وارد مي كنيد كه زود به خانه برويد كه سكس راه بياندازيد! شما چيزهايي گفته ايد كه بعدا حاضر به انجام آنها نشده ايد.شما وعده هايي داده ايد كه نخواستيد به آن عمل كنيد.شما حتي حرف از ازدواج هم زده ايد شما همه كار كرده ايد و در نهايت مدام فلسفه بافي كرده ايد تا دروغ هايتان را توجيه كنيد.

 اين در خوش بينانه ترين حالت (دوست دختر ) به شما بعد از جدايي ضربه نخواهد زد و ماليات آن را نفر بعدي پس خواهد داد! در ساده ترين حالت شما نفر بعدي هستيد كه با اين دختر دوست مي شويد! و در بدترين حالت شما صادقانه ازدواج نكرده ايد.شما زن گرفته ايد چون سكس مي خواستيد ، چون طرف خوشگل بوده ، چون طرف موقعيت داشته ، چون سن شما سن ازدواج بوده و هر چيز ديگري.شما صادقانه زن نگرفته ايد و در طول زندگي اين مسئله مدام به چشم خواهد خورد.زنان چيزي به شما نخواهند گفت اما اين نيز دليلي مي گردد براي كشش به سمت باز كردن پورت ديگري براي نفوذ پذير شدن در برابر كساني كه در موقع مناسب حرفها و برخوردهاي مناسبي كنند!!

زنان بسمت خيانت لبخند خواهند زد چون شما آدم روز اول نيستيد.

بله.شما الان زن داريد.يا دوست دختر داريد.شما الان مثل روز اول كه نداشتيد و تمام زورتان را ميزديد كه بدست بياوريد نيستيد! شما ديگر به خود نميرسيد.اصلاح گه گاه مي كنيد.حمام كرده نيستيد.ورزش نمي كنيد.مسواك تك و توك مي زنيد.لباسهاي شما ديگر اهميتي ندارد كه چه ماركي است. شما خيلي با حوصله بوديد.شوخ طبع بوديد.وقت داشتيد اما اكنون به نظر مي آيد كه همه چيز دارد حوصله شما را سر مي برد و يا شما را عصبي مي كند.شما قبلا جك هاي ركيك نمي گفتيد. شما مودب بوديد.قاه قاه بلند نمي خنديديد.آرام و مطمئن بنظر ميرسيديد.

 اين را هم بگم شما قبلا كه مخ ميزديد خيلي بچه پولدار بوديد!! لاف ميزديد نه؟ بسيار مشخص است.هزينه بي خود ندهيد.چيزي از خود نسازيد كه نيستيد. زماني كه آشنا مي گرديد هزينه زياد ندهيد توضيح بي خود ندهيد.نقش كسي كه نيستيد را بازي نكنيد.بعد از بودن و يا بدست آوردن حال چه در غالب ازدواج چه دوستي، لطفا خودتان باقي بمانيد! آيا چون ديگر قرار نيست كسي را تحت تاثير بگذاريد به خود نميرسيد؟ آيا ماجرا " همينه كه هست " مي باشد؟ آيا ديگر اهميتي ندارد؟ آيا شما زنان را نمي شناسيد؟ كه چقدر به نمايش همسر خود حساس هستند؟ چقدر مهم است كه چه هستيد؟ حال اگر ديگر آنچه كه آنها مي خواهند نيستيد بدانيد كه :
زنان پورتي هميشه باز ، براي تحت تاثير قرار گرفتن توسط افراد جنتلمن و خوش تيپ در خود دارند.تنها چيزي كه باعث نمي شود در ابتدا از آن چيزي رد شود اين است كه شما در حال ارتباط با آن هستيد و پورت قبلا مشغول شده ولي اگرشما جايگاهتان را فراموش كنيد ديگر پورت را آزاد گذاشته ايد براي كساني كه بدنبال ماجرا مي گردند!

زنان به سمت خيانت مي روند چون يك نفر به آنها مي فهماند كه با وي تحت فشار نيست!

سعي نكنيد آقاي باحال باشيد! سعي نكنيد آقاي همه چيز دان باشيد و يا كسي را مدام به خاطر عقيده اش بكوبيد (قابل توجه خودم!) سعي نكنيد مدام كسي را براي بودن با شما تحت فشار بگذاريد.زنان گاهي شديدا پورتهاي خود را OPEN مي گذارند چرا كه از مشغول بودن آنها توسط شما خسته شده اند! آنها حوصله شان سر رفته ازاينكه نمي توانند راحت باشند . با شما چرت بگويند و يا حرفهاي ساده بزنند.هر چيزي در مقابل شما خسته كننده شده. اين شرايط خطرناكي است و براحتي فرد ديگري مي تواند وارد شده و كنترل پورت را بعهده بگيرد.هميشه خيلي ساده است كه دوست دختر فردي كه دو سال است با يكنفر بوده را گلابي كنيد تا اينكه فردي را كه 3 ماه است با كسي دوست شده.هميشه زناني كه بالاي پنج سال از زندگي مشتركشان مي گذرد آسانتر از كساني كه تازه عروس هستند فريب مي خورند. زنان حسي براي هيجان دارند.اينكار يك هيجان براي آنها به حساب مي آيد .هيجاني براي فرار از روزمرگي شما ! اگر روزي وي بشما بگويد كه مورد توجه فردي با لياقت قرار گرفته بوده ولي به شما خيانت نكرده چون شما را دوست داشته شما اينبار بدانيد كه چه سعادتي داشتيد كه خطر رفع شده .

چه سعادتي كه به شما اعلام كرده و چه سعادتي كه اكنون مي دانيد دليل آن چيست!

آنها خيانت را مي پذيرند چون شما اينكار را كرده ايد يا نشان داده ايد اينكاره ايد!
ديگر از اين واضحتر؟ دليل نميشود بگوييم كه هر مردي خيانت كرد زنش به وي خيانت خواهد كرد! اما اينكه زن بداند شما كلا آدم مطمئني نيستيد و يا خيانت كرده ايد باعث مي شود كه وي نيز در مراقبت از پورتهاي خود آن شكيبايي لازم را بخرج ندهد و اگر در شرايطي قرارا گرفت كه مورد نفوذ توسط بيگانه اي قرار گرفت آن استقامت لازم را نشان ندهد. نكته ديگر مي تواند حتي انتقام باشد.وي مي خواهد انتقام بگيرد و از همانجا بشما ضربه بزند.آنها سريعا تصميم نمي گيرند.بلكه صبر مي كنند و شايد به زبان شما را هم ببخشند.شايد تا حدي ذهني هم شما را ببخشند.اما اينبار نرم افزاري را در حافظه خود نصب كرده اند كه منتظر سيگنالهاي لازمه است! وي احتمالا نزديكترينهاي شما را انتخاب خواهد كرد.

عموما به دو دليل.يكي اينكه در اصل نمي خواهد در لحظه كاري انجام دهد و نزديكان شما با وي هستند و موردي هم نيست.ناگهان يكي از نزديكان بازي را نا خواسته يا خواسته انجام مي دهد و اينبار اين حركت بجاي اينكه مثل هميشه دفع گردد جذب مي گردد و مراحل بعدي و در نهايت خيانت! دوم اينكه وي مي خواهد بيشترين ضربه را به شما بزند! در نتيجه بهتر است خيانت نكنيد و يا اگر قبلا اينكار را كرده ايد بايد تمام حواس وي را به خود معطوف كنيد و به وي اطمينان بدهيد كه ديگر اين مسئله تكرار نخواهد شد.نه با زبان بلكه با عمل. از هرگونه كاري كه حتي نزديك به اين باشد كه وي حس كند ممكن است شما كاري كنيد نيز بپرهيزيد.زندگي سختي خواهيد داشت!

زنان به خيانت مي انديشند چون هميشه دنبال بهترينند!

اين پورت هيچگاه توسط شما نه استفاده ميشود و نه توسط آنها بسته! اين يعني زنان هميشه مردان را يك مشت خوك خيانتكار مي پندارند اما خود هميشه در شرايط لازم، هميشه زندگي خود را به مرد بهتري خواهند فروخت! كاري كه شما مي كنيد اين است كه شناسايي كنيد كه چقدر طرف مورد نظر شما از اين پورت استفاده مي كند.اكثر دختران نفوذ از اين پورت را چندان جذاب نمي دانند.آنرا نمي بندند اما به نفوذهاي آن نيز توجهي نمي كنند.اينگونه افراد نگراني خاصي را نبايد برايشان قائل شد.آنها با داشتن يك وضعيت ساده عملا هرگونه ديتا و يا استفاده از پورت را مهم نخواهند دانست.اما گروهي از دختران هستند كه بدنبال صعود به قله هاي بالا هستند.اينها مانند گرگدن فقط به سمت جلو مي دوند و همه چيز را جلويشان خراب مي كنند.اينها نگران چيزي نيستند.اينها از همه چيز استفاده مي كنند . هدف وسيله را برايشان توجيه مي كند.انها پول و موقعيت و همه چيز مي خواهند.فقط يه توصيه.اگر سر قرار بوديد و ديديد فرد مورد نظر شما اينگونه است به آرامي محل را ترك كنيد.اين افراد شما را براحتي خواهند فروخت..

منبع:نیک صالحی

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 19:46  توســط fAtEmEh  | 

چگونه علاقه زن و شوهر را ايجاد كرد يا افزايش داد؟

 پديدار شدن مهر و محبت افزون‏تر، معلول يك سرى عوامل است كه بعضى از آنها در دست همسر و برخى در اختيار زوج است. آنچه كه در اختيار زن است، احترام و اهميت دادن به شوهر، مهيا كردن محيط خانه براى او، همراهى با او در امور مختلف، پرهيز از بحث و مجادله‏هاى بى‏نتيجه، توجه به خواسته‏هاى جنسى شوهر و آماده ساختن خود براى او، صداقت و امانت و فداكارى و گذشت، از جمله امورى است كه مراعات آن از جانب زن، مى‏تواند در جلب محبت شوهر مؤثر باشد.

 اسلام به منظور ايجاد علاقه و محبت بيشتر ميان دو همسر، به همتايى و كفو بودن آنها سفارش كرده است. در واقع مى‏توان گفت: مرد و زن اگر از نظر شرايط اعتقادى و اقتصادى، نزديك به هم باشند و براساس صداقت و حسن اعتماد به همديگر، زندگى خود را آغاز كنند و در طول زندگى روزمره به آن توجه كافى داشته باشند و آن را رعايت نمايند خداوند علاقه، محبت و الفت را بين اين دو همسر قرار خواهد داد. پس از انعقاد پيمان ازدواج نيز براى استحكام خانواده و استمرار آن الفت و علاقه، بايد هر يك از مرد و زن به روابط ميان خود توجه كافى مبذول كنند. همان طور كه امام صادق (ع) توصيه‏هاى زير را به هر يك از زن و شوهر ارائه فرموده‏اند(1)

مرد در پيوند ميان خود و همسرش از سه چيز بى نياز نيست:

1. همدلى با زن تا از اين راه محبت و دلبستگى زن را به خود جلب كند.

2. حسن خلق و متوجه كردن دل زن به سوى خويش با قيافه اى كه در چشم زن خوشايند باشد.

3. توسعه دادن در معيشت همسر.

زن هم در ارتباط ميان خود و همسر همدلش از سه خصلت بى‏نياز نيست:

1. خويشتندارى از هر آلودگى تا دل شوهر در اعتماد به وى در هر خوش و ناخوش مطمئن باشد.

2. مراقب حال شوهر بودن تا اگر لغزشى از او سر زد شوهر با او مهربان باشد.

3. اظهار عشق به شوهر با دلربايى و زيبا ساختن خويش در چشم وى.

با استفاده از روايت فوق و دستورات ديگرى كه از بزرگان به ما رسيده است مى‏توان به خوبى و به آسانى علاقه و محبت را افزايش داد.
در اين رابطه چهل نكته مفيد و سازنده بيان مى‏گردد تا با عمل به آنها بتوانيد در دوستى و ارتباط صميمانه با همسرتان موفق باشيد.

راه كارهاى ايجاد محبت

1. با مطالعه كتاب‏هاى مربوط به انتخاب همسر، آيين همسردارى، چگونگى ايجاد ارتباط با ديگران و نيز شركت در جلسه‏هاى آموزش خانواده، دانش و مهارت خود را در اين زمينه افزايش دهيد.

2. با همدلى، هم‏فكرى، همكارى و مشورت با يكديگر درباره مسائل مختلف، ميان اعضاى خانواده روابط سالم پديد آوريد.

3. هر يك از زوجين ديگرى را نزديك‏ترين و محرم‏ترين فرد بداند و او را نيمه تن، حامى و پشتيبان خود تلقى كند.

4. با يادگيرى مهارت‏هاى ارتباطى نظير به حرف‏هاى يكديگر گوش كردن، احترام به نظرها و عقايد يكديگر و تشريك مساعى و مشورت كردن- روابط خود را بهبود بخشيد.

5. بكوشيد، باايجاد كانونى گرم و صميمى، تمام اعضاى خانواده- به ويژه زن و شوهر- مسؤوليت رسيدن به تفاهم را پذيرا شوند.
تا كه از جانب معشوق نباشد كششى كوشش عاشق بيچاره به جايى نرسد

6. هنگام اختلاف نظر يا سوء تفاهم، به جاى سرزنش كردن يكديگر يا تفسير نادرست، به شناسايى مسأله و يافتن راه حل آن بپردازيد و در صورت لزوم كمك و مشاوره افراد با تجربه و متخصص را جلب كنيد.

7. براى رسيدن به امنيت روانى وعاطفى در روابط زناشويى، داشتن صداقت، پذيرش، سعه صدر، انصاف و اعتماد متقابل را اصل اول قرار دهيد.

8. در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستين فرصت ممكن به حل و فصل آن بپردازيد تا به فرآيندى مخرب و پيشرونده تبديل نشود.

9. به هر طريق ممكن رفتارهاى مطلوب همسرتان را مورد توجه و تأييد قرار دهيد به گونه‏اى كه همسرتان بفهمد برايش ارزش قائل هستيد.

10. تشويق و تأييد و بيان نكات مثبت، به طور آشكار يا در جمع باشد و تذكر نكات منفى و انتقاد، به طور محرمانه و در تنهايى صورت گيرد.

11. براى خصوصيات و نيازمندى‏هاى يكديگر، ارزش قائل شويد و در روابط كلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصميم‏گيرى‏ها به افكار و خواسته‏هاى همسرتان توجه كنيد.

12. اگر رفتار خاصى براى شما مبهم است، ساده‏ترين راه اين است كه از همسرتان هدف
و علت آن رفتار را بپرسيد و با روش مسالمت‏آميز، صميمانه و خوش بينانه موضوع را روشن كنيد.

13. خشونت همسرتان را با خشونت پاسخ ندهيد. خشونت را با سكوت پاسخ گوييد و در موقعيتى مناسب درباره مسأله مورد نظر به بحث و گفت‏وگو بپردازيد.

14. بكوشيد در سراسر زندگى- به خصوص در روابط بين خود و همسرتان- به جاى هر گونه پيش‏داورى يا مشاهده اشكالات و ضعف‏ها، نقاط مثبت و قوت را ببينيد به عبارت ديگر، به جاى توجه به نيمه خالى ليوان، به نيمه پر آن توجه كنيد.

15. سعى كنيد در برنامه ريزى براى فعاليت‏هاى اجتماعى، اوقات فراغت، ديد و بازديدهاى خانوادگى و نظاير آن، با يكديگر مشورت كنيد و از يك جانبه‏نگرى بپرهيزيد.

16. در هر فرصتى كه پيش مى‏آيد، با همسر و اعضاى خانواده‏تان ارتباط كلامى و عاطفى برقرار كنيد. شايان ذكر است زنان از صحبت كردن با همسرشان بيش‏تر لذت مى‏برند. بنابراين، مردان بايد فعالانه به سخنان همسران‏شان گوش كنند و واكنش مناسب نشان دهند.

17. اگر هر يك از زوجين در شرايط خاصى، نمى‏تواند به سخنان همسرش گوش كند، بايد صادقانه و صميمانه اين موضوع را به وى انتقال دهد و تقاضا كند صحبت كردن درباره آن موضوع را به فرصتى ديگر واگذارد.

18. هر از چند گاهى زوجين در فضايى محرمانه، محبت‏آميز و صميمانه به ارزيابى رفتار و روابط يكديگر بپردازند و از يكديگر بپرسند، چه بايد كرد تا روابطمان بهتر و بانشاطتر شود؟

19. هميشه، در رويارويى با مسائل و مشكلات خانوادگى، خود را در وضعيت طرف مقابل قرار دهيد و با قبول مسؤوليت خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آوريد.

20. در روز يا در هفته زمان مشخصى را براى گفت و گو درباره مسائل و مشكلات و به اصطلاح درد دل كردن با همسرتان اختصاص دهيد.

21. از داشتن نگرش‏هاى آرمان گرايانه و شاعرانه در مسأله ازدواج و روابط زناشويى و نيز انتظارات غير واقع بينانه اجتناب كنيد.

22. ارتباط زوجين بايد از هر گونه سوء ظن و حدس نادرست وغير واقع بينانه به دور باشد. اگر موضوع و مسأله‏اى ذهن يكى از زوجين را به خود مشغول كرده است، بايد آن را به صراحت و صادقانه مطرح كند و درستى و نادرستى اش را با همسرش مورد بررسى قرار دهد.

23. هر يك بايد زمينه‏هاى بروز سوء تفاهم‏ها و سوء ظن‏ها را از بين ببرد و از رفتارهايى كه موجب بروز سوء تفاهم و سوء ظن مى‏شود، خوددارى كند.

24. هر يك از زوجين بايد بكوشد با روان‏شناسى همسرش آشنا شود، تا بداند او به چه امورى بها مى‏دهد و نظام ارزشى‏اش چگونه است. براى مثال معمولًا زن به وابسته بودن، كسب امنيت عاطفى و مورد حمايت واقع شدن اهميت مى‏دهد و مرد مى‏خواهد مستقل و خود مختار باشد و آزادى عمل را داراى ارزش مى‏داند.

25. زن و شوهر از مسخره كردن يكديگر و گفتن سخنان طعنه‏آميز و دو پهلو جداً پرهيز كنند.

26. از رفتارهايى نظير متلك، تحقير، سرزنش و به رخ كشيدن يكديگر كه موجب افزايش مقاومت‏هاى روانى در طرف مقابل است، جداً بايد پرهيز شود.

27. در سراسر زندگى- از جمله در زندگى خانوادگى- بكوشيد به نقاط مثبت، موهبت و نعمت‏هايى كه در اختيار داريد بينديشيد نه به امورى كه در اختيار نداريد.

28. از خطاهاى يكديگر سريعاً بگذريد و خطاهاى همديگر را تحمل كنيد.

29. بايادآورى برخى ايام- مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظاير آن- و دادن هديه‏هايى هر چند كوچك (مثل يك شاخه گل) به طور نمادين عشق و علاقه خود را به همسرتان اعلام كنيد.

30. خود را در برابر همسرتان آراسته و پاكيزه و جالب توجه نگه داريد و از پريشانى و وضع نامرتب بپرهيزيد.

31. در انتخاب دوست و برقرارى روابط دوستانه و معاشرت‏هاى خانوادگى با زوج‏هاى ديگر، دقت كنيد و اين امور را با توافق يكديگر انجام دهيد.

32. از هر گونه رفتارى كه به مرد سالارى يا زن سالارى مى‏انجامد، بپرهيزيد.

33. خطاى يكديگر را در حضور ديگران، فرزاندن، آشنايان، والدين يكديگر و بازگو نكنيد.

34. هرگز همسرتان را با زن يا مرد ديگر مقايسه نكنيد.

35. از رفتارهاى مطلوب همسرتان تشكر كرده، او را تشويق كنيد و انگيزه تكرار آن رفتار را بيشتر سازيد.

36. از تصميم‏هاى نادرست و غير منطقى و كلى‏گويى‏هاى منفى و شكل‏گيرى افكار منفى، درباره همسرتان شديداً بپرهيزيد.

37. حتى‏المقدور به قول‏هايى كه به همسرتان داده‏ايد، عمل كنيد تا به سلب اعتماد و احساس فريب خوردگى نينجامد.

38. از نسبت دادن القاب و زدن برچسب‏هاى ناگوار و نامطلوب- مانند بدقول، زرنگ، شلخته،
كله‏شق، يك دنده، لجباز و خودخواه- به يكديگر پرهيز كنيد.

39. در مواردى كه غمگينى و افسردگى و يا عصبانيت زن يا شوهر، شدت مى‏يابد و احتمال اختلال در كار سيستم عصبى يا غدد درون‏ريز- به ويژه غده تيروئيد- وجود دارد، در نخستين فرصت به پزشك متخصص مراجعه كنيد تا از عادى بودن ترشح غدد- از جمله غده تيروئيد- مطمئن شويد.

40. براى داشتن يك زندگى با نشاط و موفق خوب بينديشيد، وقت بگذاريد، احساس مسؤوليت كنيد، موانع ارتباط سالم را از ميان برداريد و به عوامل ايجاد كننده روابط سالم توجه كنيد.

پى‏نوشت‏
(1) تحف العقول، ص 323.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 19:8  توســط fAtEmEh  | 

15 دليل مردانه برای سردی روابط زناشويی!؟

گاهی مردان با برخی عادات و اعمالشان باعث می‌شوند همسرشان نسبت به رابطه با آنها سرد شود و شور و شوق رابطه زناشویی را از دست بدهد. اگر شما هم جزو این گروهید، بهتر است در برخی عادات و رفتارهایتان

تجدیدنظر کنید. خصوصیات مردانی که از چنین عاداتی رنج می‌برند به شرح زیر است...

* مردانی كه با فیزیولوژی یا عملکرد بدن همسرشان هیچ آشنایی ندارند.

* مردانی كه در رابطه زناشویی با همسرشان بسیار خشن رفتار می‌کنند.

* مردانی كه نظافت مناسبی ندارند.

* مردانی كه بهداشت شخصی پایینی دارند؛ مثلا دهانشان همیشه بوی بد می‌دهد، ناخن‌هایشان بلند و ناپاک است، بدنشان بوی عرق می‌دهد، پاها و جوراب‌های بدبو و كثیف دارند و...

* مردانی كه بیش از حد طبیعی به ظاهر، قیافه و سرو و وضع زنان اهمیت می‌دهند.

* مردانی كه مدام از همسرشان رضایت در یک فعالیت زناشویی را می‌پرسند و به جای اینكه به عشق‌ورزی در رابطه رو بیاورند، صرفا به رضایت جسمی توجه می‌كنند.

* مردانی كه خیلی نگران عملكرد و توان زناشویی خود هستند؛ مثلا مدام بر این تصورند كه زودانزالی دارند، آلت تناسلی‌‌شان كوچك است یا چهره جذابی ندارند یا...

* مردانی كه در رابطه زناشویی، فقط خود را می‌بینند و به همسرشان توجه ندارند.

* مردانی كه بلافاصله پس از اتمام فعالیت زناشویی، به لحاظ احساسی و عاطفی از همسرشان دور می‌شوند.

* مردانی كه عادات شخصی ناپسند دارند؛ ‌مانند دست كردن در بینی و...

* مردانی كه دوست ندارند به همسر خودشان عشق‌ورزی و محبتی نشان بدهند.

* مردانی كه اشتغال ذهنی وسواس‌گونه و بیش از حدی به بدن خود دارند.

* مردانی كه تندخو و پرخاشگرند و اهل خوش‌رفتاری نیستند.

* مردانی كه همسرشان را دوست ندارند و نسبت به او هیچ احساسی ندارند.

* مردانی که در رابطه زناشویی خود از فیلم‌های مبتذل الگوبرداری می‌کنند.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 18:55  توســط fAtEmEh  | 

چگونه اعتماد واطمینان را در همسرم بوجود بیاورم

۱-در هنگام گفتگو با همسرمان ، با نهایت دقت به مطالب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نماییم كه گویی جز به وی و سخنانش ، به موضوع دیگری توجه نداریم و از انجام هر عملی كه مغایر با حالت توجه باشد ،

خودداری می كنیم.این كیفیت ، در تكنیكهای مشاوره ، به " هنر خوب شنیدن " موسوم است ؛ حالتی كه بیانگر پذیرش طرف مقابل و مطالب وی است و كاربرد فراوانی در مشاوره دارد.

۲- با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود ، فهرستی از علائق و تمایلات وی ، به دست می آوریم و نسبت به آنها خود را متعهد و ملزم می دانیم . تأمین علائق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یكی از علایق وی متكی نمودن و به ویژه درمورد تمایلاتش به گفتگو نشستن ، راه را برای رشد تفاهم ، هموار و تسهیل خواهد نمود.

3- ازمقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزیم . این رفتار ، به رابطه حسنه آسیب وارد می كند . همسرمان انسانی است منحصر به فرد ودارای ویژگی های شخصیتی اعم از مثبت ومنفی كه قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست . ازاین رو ، درمواقع ضروری ، می توان او را با خودش ( گذشته او) مقایسه نمود و میزان پیشرفت اخلاقی ومعنوی وفكری اش را مورد تقدیر قرار داد . این عمل بر درجه تفاهم زوجین خواهد افزود .

4- نحوه برقراری ارتباط كلامی نیز از عواملی است كه در ایجاد تفاهم ، نقشی تعیین كننده دارد . همسرانی كه می دانند ازچه عبارات و كلماتی برای بیان مقصود استفاده كنند، به خوبی مسیر حركت خویش را در زندگی هموار می نمایند . هر واژه یا كلمه دارای نوعی بار روانی وعاطفی است و تأثیرات مسلمی را بر شنونده برجای می گذارد . یك ارتباط كلامی موفق ، رابطه ای است كه هیچ یك از طرفین از كلمات تحریك آمیز وموهن ، استفاده نمی كنند.
زبان ملایم ونرم و برخوردار از احترام ، حق مطلب را به خوبی ادا می كند و اعتماد واطمینان در طرف مقابل می آفریند و برعكس ، زبان تند و زننده و تحریك آمیز ، برای هیچ ارتباطی مفید نیست ، حتی اگر گوینده برحق باشد .

5- در مناسبات باهمسر، صداقت همچون پل ارتباطی مؤثر ، موجب می شود كه زن و شوهر، میل و رغبت وافر و كاملی برای صحبت با یكدیگر پیدا كنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود وهمسرشان بیفزایند.
لازم است برای نیل به تفاهم ، صداقت را از انگیزه ها و نیات درونی ، آغاز نموده ، به جریان گفتگوها و مناسبت ، منتقل نمود . زیرا " رستگاری در راستی است " . در واقع زن و شوهر زمانی به كاخ سعادت زندگی دست می یابند كه پایه های آن را بر صداقت و درستی ، پی ریزی نمایند.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 18:49  توســط fAtEmEh  | 

نقش های زن نسبت به شوهر

نقش هایی نیز وجود دارد  كهاز طرف زن بایستی مورد توجه خاص قرار گیرد . در صورتی كه زن نسبت به این نقش ها توجه داشته باشد و آنها را انجام دهد ،بهایجاد استحكامدر خانوادهكمك كرده است. این نقش ها عبارت است از :

1-  3:احترام و تكریم شوهر

 ـ با توجه به این كه در زندگی زناشویی نقش محبت و اظهار عواطف بیشتر مناسب ساختار روانی و جسمی زن است و احساس دلگرمی و اطمینان خاطر را شوهر باید در فضای خانواده ایجاد كند ، زن بایستی دقت داشته باشد كه احترام او نسبت به شوهر هم یك نیاز روانی و عامل علاقه و محبت بیشتر شوهر نسبت به اوست .

2-  3 :همدلی و همراهی با شوهر

ـ زن بایستی در مسائل و مشكلاتی كه شوهر در اداره زندگی در پیش روی خود دارد با او همدلی كند و این همدلی را به صورت های مختلف ابراز نماید . احساس همدلی كه شوهر در همسر خود مشاهده می كند ، جرئت و شهامت برای مقابله با سختی ها و نیروی روانی او را افزایش می دهد .

3-  3 :شاكر بودن و قناعت پیشگی

 ـ معمولاً تأمین زندگی به عهده مرد است و گاه اتفاق می افتد كه كمبودها و نارسایی هایی از این نظر در زندگیبهوجودآید . این كه زن در ضمن همراهی با شوهر،برای بهبود وضع زندگی ، روحیه شكر ، قناعت و سپاسگزاری داشته باشد ، در بنای خانواده ای صمیمی و مستحكم بسیار مؤثر خواهد بود .

4-  3 :پرهیز از عیب جویی

ـ زن و شوهر در عین حال كه بایستی عیوب و نارسایی های یكدیگر را شناسایی كرده  به یكدیگر تذكر دهند و برای رفع آنها تلاش مشترك داشته باشند ، بایستی مراقب باشند روحیه عیب جویی نسبت به یكدیگر را پیدا نكنند . این حالت به ویژه برای زن در مقابل شوهر بایستی مد نظر باشد .زیرا زن ممكن است به واسطهیمحدودیت هایی كه در زندگی خانوادگیدارد ، گاه به صورت عیب و ایراد گرفتن از شوهر عكس العمل نشان دهد . چنین روشی باعث ایجاد تنش و كشمكش مستمر در زندگی خانواده و تزلزل در بنیان آن خواهد شد .

5-  3 :عفت و چشم پوشی از غیر

 ـ یكی از وظایف اساسی زن، كه هم از نظر حساسیت و نیاز روحی شوهر حائز اهمیت است و هم با توجه به موازین شرعی و اجتماعی بایستی آن را رعایت كرد عفت زن ، حفظ خویش در مقابل افراد نامحرم و وفاداری كامل نسبت به شوهر است . در زندگی خانوادگی ، كمال روحی شوهر غیرت،و كمال روحی زن، عفت است و این دو صفت در كنار یكدیگر،خانواده را در درون به سوی وحدت روحی ، صمیمیت و عشقدو جانبه سوق می دهد و از آلودگی های اخلاقی خانواده و جامعه جلوگیری می كند . وظیفه اساسی خویشتنداری و عفت به عهده زن است و بایستی در زندگی مشترك ، حتی در روابط معمول با آشنایان و افراد فامیل كه نامحرم هستند ، مورد توجه باشد .

6-  3 :مدیریت و تدبیر امور خانه

 ـ مدیریت و اداره خانواده بیشتر به عهده زن است . این مدیریت،هم در جنبه عاطفی و روانی است و هم در اداره امور جاری منزل . هر چند شوهر نیز در هر دو جنبه باید شریك و سهیم باشد ، لیكن ابتكار عمل و تدبیر اساسی را باید زن به عهده گیرد. زن باید برای ایجاد فضای مناسب عاطفی و روانی و نیز ایجاد محیط زیبا و نشاط بخش در خانه ،  برنامه ریزی كند و حتی در صورت نیاز ، آموزش های لازم را ببیند تا بهتر بتواند در خانه یك" مدیر"  خوب و موفق باشد .

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 19:28  توســط fAtEmEh  | 

باهم بمانيد ، تاهميشه

خانواده ، كانوني است كه در آن ارزش‌هاي اخلاقي، باورهاي ديني و معيارهاي اجتماعي از نسلي به نسل ديگر انتقال مي‌يابد و زمينه رشد عاطفي و تربيت اخلاقي و اجتماعي اعضاي خانواده فراهم مي‌شود. در انتقال فرهنگ و پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي فرهنگي جامعه نيز اساسي‌ترين نقش به عهده خانواده است.

اين نهاد از منظر ارزش‌هاي اسلامي با توافق عقيدتي و آرماني پيمان ازدواج و پيوند همسري زن و مردي هوشمند و آگاه و برخوردار از بلوغ فكري و قابليت‌هاي اجتماعي پايه‌گذاري مي‌شود و اين زوج ، ستون اصلي حياتي‌ترين نهاد اجتماعي، يعني خانواده را تشكيل مي‌دهند.

مفهوم خانواده در نظام و تعليمات اسلامي با پيوند مقدس ازدواج، به عنوان يك نياز فطري و حق طبيعي انسان‌ها معنا مي‌يابد. در حقيقت زوجيت و تشكيل خانواده در اسلام پاسخ به عالي‌ترين و مطلوب‌ترين نياز فطري انسان و همگامي در طريق كمال است.

خانواده از منظر ارزش‌هاي اسلامي به عنوان فطري‌ترين و طبيعي‌ترين نهاد بشري از بالاترين قداست و رفيع‌ترين منزلت برخوردار است و در عين حال بيشترين و خطيرترين مسووليت‌ها را به عهده دارد.

خانواده‌ها به مثابه اصلي‌ترين پايگاه‌هاي رشد و شكوفايي شخصيت و پرورش مهارت‌هاي اجتماعي كودكان و نوجوانان، همانند حلقه‌هاي زنجير اجتماع انسان‌ها، اساسي‌ترين سهم را در سلامت و اعتلاي جوامع بشري به عهده دارند و بخش قابل توجهي از شكل‌گيري شخصيت، تبلور رفتارهاي اجتماعي، تعاملات بين فردي و مسووليت‌پذيري انسان‌ها حاصل چگونگي بازخوردها، بينش‌ها و تجارب آنان در زندگي خانوادگي است.

بنابر اين سلامت و سعادت جامعه به سلامت و پويايي نظام خانواده وابسته است و سلامت و تعادل و تعالي نظام خانواده نيز به كيفيت روابط بين « زن و شوهر»، والدين و فرزندان بستگي دارد.

هر قدر روابط في مابين همسران برتر، سالم‌تر و پرجاذبه‌تر باشد ، زندگي شيرين‌تر و با صفاتر مي‌گردد و فرزندان پرنشاط و موفقي تربيت مي‌شوند.

بدون ترديد براي كودكي كه پاي به عرصه وجود مي‌گذارد ، پيكره پدر و مادر، كامل‌ترين و خوشايندترين پيكره هستي و شخصيت و منش آنان كامترين الگو براي همانندسازي است. كودكان، اولين تجربه ارتباط اجتماعي‌شان را از پدر و مادر خويش مي‌آموزند ، اما پدران و مادران نيك مي‌دانند سال‌ها پيش از آن‌كه كودكانشان از طريق تقليد بصري از رفتا‌ر آنان الگو بگيرند ، در دوران جنيني تحت تاثير ويژگي‌هاي شخصيتي و كلام و گفتگوي ايشان قرار گرفته‌اند.

به طور كلي سلامت و استحكام و اقتدار عاطفي و منطقي خانواده و برخورداري پدران و مادران از بصيرت و بينش اجتماعي و نيز آگاهي‌هاي مستمر ايشان ضامن رشد مطلوب شخصيت اجتماعي كودكان و نوجوانان و پيشگيري از تعارضات، تضادها، كجروي‌ها و اختلالات رواني  اجتماعي ايشان نيز در گرو سلامت خانواده است.

به عبارت ديگر، زمينه‌ساز پذيرش مسووليت اجتماعي در كودكان و نوجوانان و نيز تبلور نوآوري‌ها و خلاقيت‌هاي ذهني آنان، خانواده است و بس.

بديهي است بدون همراهي و همگامي مادران و پدران متعهد ، آگاه و دلسوز، مربيان مدرسه نمي‌توانند چندان موفق شوند، زيرا فرآيند تعليم و تربيت همانند مثلث مقدسي است كه يك ضلع آن خانه ، ضلع ديگرش مدرسه و پايه آن كودك مي‌باشد. به عبارت ديگر سرچشمه سعادت اجتماعي وكليد موفقيت مدارس در خانه است و بس.

بدون ترديد خانواده‌هاي لجام گسيخته و متزلزل، جامعه متزلزل را پديد مي‌آورند. جامعه‌اي كه در آن نشاني از خانواده‌هاي سالم يافت نشود ، ميزان طلاق روزبه‌روز بالا برود و ازدواج‌هاي مطلوب و برنامه‌ريزي شده كمتر صورت گيرد ، بزودي متلاشي خواهد شد و به طور كلي اساس كجروي‌هاي اجتماعي را بايد در خانواده جستجو كرد.

اگر ميزان ارتكاب جرايم توسط نوجوانان و جوانان روزبه‌روز افزايش مي‌يابد ، اگر ميزان اختلالات رفتاري و شخصيتي روزبه‌روز بيشتر مي‌شود ، اگر بيش از 50 درصد تخت‌هاي بيمارستاني در اروپا و آمريكا را بيماراني رواني اشغال كرده‌ا‌‌ند و اگر گاه ميزان طلاق به 80 درصد مي‌رسد ، يعني از هر 4 ازدواج ، حدود 3 ازدواج در سال‌هاي اوليه منجر به طلاق مي‌شود، ريشه اصلي تمامي اين مشكلات در خانواده است. چرا كه خلا ء عاطفي و ناامني رواني سرمنشأ غالب پريشاني‌هاي شخصيتي و كژروي‌هاي  فردي و آسيب‌پذيري‌هاي اجتماعي است.

امروزه كارگزاران فرهنگي جوامع مختلف در گستره جهان براين باورند كه اگر بخواهيم از جامعه‌اي سالم، متعالي، سعادتمند و پويا برخوردار باشيم، چاره‌اي جز سرمايه‌گذاري در زمينه تشكيل و حمايت از خانواده متعادل و متعالي و مطلوب نداريم.

 دکتر غلامعلي افروز

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 19:19  توســط fAtEmEh  | 

نقش های شوهر نسبت به زن

چگونه می توانیم برای استحكام خانواده خود شرایط و فضای مناسبی به وجود آوریم

 نقش های شوهر نسبت به زن :

1-2: محبت ابتدایی نسبت به همسر

– محبت بین زن و مرد در صورتی مطلوب و كامل است كه ابتدا توسط شوهر اظهار شود . در مقابل این اظهار محبت ، معمولاً عكس العمل زن، یك ارتباط متقابل توأم با محبت فراوان و گسترده است . اگر شوهری انتظار داشته باشد كه همسرش نسبت به او ابراز محبت و علاقه بكند ، بدون آنكه خود او در این كار پیشقدم شود ، در ایجاد یك زندگی مطلوب و توأم با صمیمیت عاطفی موفق نخواهدبود .

2-2: احترام به همسر

 – مرد بایستی به همسر خود ، بخصوص در حضور دیگران احترام بگذارد.این احترام باید توأم با صمیمیت و مهربانی باشد . زن نیازمند دریافت محبت و احترام از شوهر است ، به ویژه هنگامی كه در حضور دوستان و آشنایان قرار داشته باشد . این امر باعث می شود كه زن از داشتن شوهر احساس افتخار و سربلندی كند و این احساس ، شوق او را به زندگی زناشویی،و آمادگی وی را برای گذشت و بردباری در برابر محرومیت ها و سختی های احتمالی بیشترمیكند .

3-2 : خوشرویی و خوش خلقی

 – مرد چون از قدرت جسمی و فیزیكی بیشتری نسبت به زن برخوردار است باید مراقبت كند در مواقع ناراحتی و خشم ، تندی ها و سخت گیری های بیجا نداشته باشد . بر عكس،او باید در ایجاد یك فضای آرام ، صمیمی و اطمینان بخش در محیط خانواده خود بكوشد . بدخلقی شوهر در خانواده باعث دلزدگی همسر و دیگر اعضای خانواده خواهد شد . این امر كاهش نفوذ گفته ها و دستورهای مرد بر روی آنان را به همراه دارد و در روند شكل گیری خصوصیات روانی و تربیتی كه از نقش های بسیار مهم خانواده است ، ایجاد اختلال و مشكل می كند .

4-2 :ایجاد آسایش و توجه به نیازهای خانواده

 ـ از وظایف مهم شوهر آن است كه نسبت به وسع و توان خود برای اعضای خانواده گشایش ایجاد كند . شوهر بایستی روحیه توجه به نیازهای زن و فرزندان را در محیط خانه داشته باشد و در بین كارهای خود برای رسیدگی به امور مختلف خانه برنامه ریزی كند . توجه به امور خانه از قبیل تهیه مایحتاج و خواسته های احتمالی همسر یا فرزندان از خصوصیاتی است كه هم حكایت از توجه شوهر به كانون خانواده دارد و هم در همسر اطمینانی نسبت به شوهر به وجود می آورد كه حتی در مواقع تنگدستی و مشكلات مالی او وظیفه خود می داند مراعات حال شوهر را بكند ، چون از این نكته آگاه است كه اگر چیزی در دسترس شوهر باشد از خانه و خانواده دریغ نخواهد كرد .

5-2 :احساس غیرت نسبت به همسر

 ـ مرد باید همچون حصاری زن را در حمایت و مراقبت قرار دهد . این حالت، همباید در مراقبت نسبت به عفاف و پاكدامنی زن باشد و هم در توجهبه نیازهای عاطفی او . توجه مرد به عفاف همسر خویش شرط اولیه حفظ حریم خانواده و حفظ سلامت اخلاقی آن است . حالت غیرت و حمیت مرد اثر دیگری نیز در روحیه و رفتار زن دارد ، به این صورت كه در او احساس امنیت و اعتماد در پناه شوهر به وجود می آورد كه یك احساس لذت بخش و مطلوب برای اوست و در افزایش عشق و محبت وی به شوهر مؤثر است .

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 19:2  توســط fAtEmEh  | 

تفاوت های زن و مرد از لحاظ خلقی

زنان بیش از مردان افسرده می شوند  و ظاهر افسرده پیدا می کنند اما افسردگی  آنها سطحی و موقتی است . مردان کمتر افسرده می شوند ولی افسردگی آنها عمیق و پایدار است ولی همین افسردگی را هم نشان نمی دهند. آقایان به ندرت افسردگی را نشان می دهند . نمایش شدید آن نیز خودکشی  است . آمار خودکشی در مردان بالاتر از زنهاست، پژوهش هایی انجام شده که نشان می دهد زنان سه برابر بیش از مردان اقدام به خودکشی می نمایند ولی مردان سه برابر بیش از زنان واقعاً خودکشی می کنند.

  مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست، کسل می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.

نحوه برخورد زن و مرد در برابر مسائل و مشکلات متفاوت است . زنان زمانی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست فوراً تذکر می دهند ولی مردان معمولاً در خود نگه می دارند. برای مثال اگر دختری با آقای موقر و متینی ازدواج کند و این دو با یکدیگر در یک مجلس شرکت کنند، اگر حرکات و رفتارهای خانم متناسب با جمع نباشد آقا به معنای اعتراض نگاه می کند ولی چیزی نمی گوید. از درون ناراحت است ولی زیاد بروز نمی دهد . مردها زیاد غصه می خورند ، غصه خوردن از اسرار روان شناسی مردهاست. ولی اگر خانمی با یک چنین شرایطی مواجه شود ( یعنی اگر خانم تشخیص دهد که همسرش «هر نکته مکانی دارد» را نمی فهمد) در اینجا واکنشی متفاوت از مرد نشان می دهد و فوراً با اشاره ، یا با کلمات به مرد تذکر می دهد. زنان در هنگام برخورد با مسائل این چنینی سکوت نمی کنند، بلکه فوراً علامت می دهند. در واقع از دور کنترل کیفیت می کنند.

نحوه برخورد با فشارهای عصبی و روحی

یکی از تفاوت های عمده زن و مرد نحوه برخورد آنها با فشارهای عصبی و روحی است . مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای  دستیابی به آرامش  و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید . ولی زن بیشتر نیاز به همدردی دارد.

  مردان علاقه مندند مسائل شان را به تنهایی حل نمایند ؛ لذا سعی می کنند مشکلاتشان را برای کسی مطرح نکرده و صحبتی از آن به میان نیاورند مگر آنکه موضوع محتاج کارشناسی و تخصص باشد. زیرا معتقدند وقتی کسی قادر به انجام کاری است این نشانه ضعف است که از دیگران کمک بخواهد و البته زمانی که به کمک احتیاج داشته باشند سعی می کنند با شخص مورد اعتماد مشورت کنند . به اعتقاد آنها گفت و گو در مورد مسئله با کسی ، به معنای درخواست کمک و یاری است. بنابراین زن ها باید متوجه باشند موقعی که مرد درخواست یاری ننموده است راهنمایی و گوشزدهای زن ممکن است برای مرد مداخله محسوب شود و اعتماد به نفسش را جریحه دار کند ، در صورتی که زن ها دوست دارند در مواقع ناراحتی با کسی حرف بزنند. زن ها روابط حمایتی را جستجو می کنند. زن ها رابطه گرا هستند و مردها هدف گرا.

   اگر دوستان همسر، از لحاظ اخلاقی مشکلاتی نداشته باشند نباید با آنها قطع ارتباط کرد. دوستان جزء شناسنامه زندگی ما هستند. انسان نیاز به مراودات اجتماعی دارد. رفت و آمد لازمه زندگی است و کودکانی که در خانواده های اهل آداب و معاشرت بزرگ می شوند از لحاظ اجتماعی رشد یافته ترند.

  وقتی مرد خسته از کار روزانه به خانه بر می گردد به  آرامش  و استراحت نیاز دارد بنابراین به اخبار گوش می کند یا روزنامه می خواند و یا مسابقه فوتبال تماشا می کند. خواندن روزنامه و یا گوش کردن به اخبار وسیله ای برای فراموش کردن مشکلات زندگی مرد است،اگر زن با حالات روحی مرد آشنا باشد روزنامه خواندن مرد را بی اعتنایی نسبت به خود تلقی نمی کند. گاهی اوقات روزنامه خواندن آقایان برای خانم ها غیر قابل تحمل می شود. مردها بیشتر به مسائل سیاسی علاقه مندند . در صورتی که زن ها به مسائل دینی و اجتماعی و به زیبایی شناسی بیشتر از مردها علاقه نشان می دهند. همانطور که ذکر شد مردها کمتر در مورد مشکلاتشان با افراد دیگر صحبت می کنند.

 اکثر مردها فقط به دو دلیل مشکلاتشان را مطرح می کنند:

1- زمانی که کسی را مقصر بدانند و بخواهند او را سرزنش کنند

2 - زمانی که در جستجوی راه حل مسئله ای باشند؛ بنابراین صحبت های همسرشان را نیز به همین منوال تعبیر می کنند و موجب آشفتگی روحی اش می شوند. مردها باید 

هنر گوش دادن  را بیاموزند.

مردان زمانی دارای انگیزه می شوند که احساس کنند به کمک آنها احتیاج هست ، اگر احساس کنند به کمک آنها احتیاجی نیست،  کسل  می شوند. اگر احساس کنند می توانند کارهایی را انجام دهند که همسرشان را خوشحال کنند، احساس انرژی بیشتری می کنند.

زنان زمانی دارای انگیزه می شوند که آنها را عزیز بدارند و احساس کنند مورد تحسین و قدردانی قرار گرفته اند. دانش این رموز برای داشتن یک  زندگی موفق  لازم است.

  تفاوت های زن و مرد در کمک کردن به دیگران

" گلیگان" GILLIGAN در کتاب مشهورش به نام «صدایی متفاوت»، می گوید مردان روابط خود با دیگران را بخشی از یک سلسله مراتب می بینند که در آن گروهی قدرت و نفوذ بیشتری نسبت به دیگران دارند. برعکس ، زنان در روابط خود با دیگران، خود را با شبکه ارتباطی مهمی پیوسته می بینند. آنها زندگی را وابسته به ارتباط و پیوند در قالب فعالیت های مراقبتی و دلبستگی ، و نه قراردادهای توافقی می نگرند.

مطالعات انجام شده در مورد تعداد  دوستی های بین دختران و پسران  نوجوان حاکی است، از لحاظ گروه گرا بودن و تعداد دوستان ، پسران گروه گراترند ؛ بدین معنا که گاهی پسران با تعداد 10 الی 15 نفر هم تشکیل یک گروه را می دهند و برای همدیگر دوستان صمیمی می شوند ولی این تعداد در بین دختران کمتر است. معمولاً تعداد دخترانی که با یکدیگر تشکیل یک گروه صمیمی را می دهند بیشتر از پنج نفر نیست که از بین همین تعداد، نوجوان دختر با یک یا دو نفر صمیمی تر است.

  مردها در این مواقع بیشتر گوشه گیر شده و در خود فرو می روند ؛ در صورتی که زن ها به هیجان آمده مسئله را مطرح می کنند. برای دستیابی به آرامش و حالت عادی ، مرد در جهت حل مسئله می کوشد ، و زمانی که مسئله حل شد از لاک خود بیرون می آید.

 در دوستی ، زنان علاقه مندتر می شوند و عاطفی تر برخورد می کنند در حالی که دوستی مردان قوی تر و عمیق تر است. تفاوت های جنسی در الگوهای دوستی بستگی زیادی به عامل سن دارد. با بالا رفتن سن و پذیرش مسئولیت های مختلف ، الگوهای دوستی تغییر می کند. پس از ازدواج شمار دوستان مردان بیش از زنانشان است. یکی از کارهای ناپسندی که خانم ها 

پس از ازدواج  انجام می دهند قطع ارتباط دوستان شوهرشان است. اگر دوستان همسر، از لحاظ اخلاقی مشکلاتی نداشته باشند نباید با آنها قطع ارتباط کرد. دوستان جزء شناسنامه زندگی ما هستند. انسان نیاز به مراودات اجتماعی دارد. رفت و آمد لازمه زندگی است و کودکانی که در خانواده های اهل آداب و معاشرت بزرگ می شوند از لحاظ اجتماعی رشد یافته ترند. پژوهش ها حاکی است در میانسالی و کهنسالی ، شمار دوستان زنان بیش از شوهرانشان است. تفاوت عمده زن و مرد در دوستی آنهاست.زنان نسبت به مردان با دوستان خود نزدیک تر و صمیمی تر می شوند و بیشتر درد دل می کنند، یعنی مسائل درونی را بیشتر بازگو می نمایند؛ در حالی که مردان با دوستان خود بیشتر در فعالیتی مشارکت می کنند. مردان نسبت به دوستان خود احساس مسئولیت بیشتری دارند و نسبت به زنان در این مورد با گذشت ترند.

یکی از جنبه های تفاوت های زن و مرد، در مهرورزی نسبت به دیگران است. در این مورد دیدگاه قالبی مهرورزی زنان بیش از مردان می داند ولی پژوهش ها یافته های متضادی را ارائه کرده است. در برخی پژوهش ها دختران جوان، دو برابر پسران جوان نسبت به کودکان خردسال مهر می ورزند و در بعضی پژوهش ها تفاوتی میان دو جنس مشهود نیست. شماری از روان شناسان از جمله « برمن» معتقدند که زنان بیشتر از مردان به پرسش های کودکان و خردسالان پاسخ می دهند.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 18:55  توســط fAtEmEh  | 

يكي صبور،يكي قدرشناس

لزوم شناخت حقوق و وظايف دو جانبه در خانواده

شناخت وظايف دو جانبه و تقسيم كار،  مى تواند در نظام خانواده تعادل پديد آورد. بدين خاطر برآنيم تا در اين مقاله به بررسي و معرفي اين وظايف بپردازيم :

شناخت حقوق

در بسيارى مواقع ، نشناختن حق و وظيفه ، ريشه ي عدم انجام وظيفه است و اگر آگاهى از وظيفه وجود داشته باشد ، تا حدى جلوى كوتاهي ها و تخلفات گرفته مى شود.

پس در يك مجموعه كه هر كدام از افراد ، وظايفى بر دوش دارند ، گام نخست آن است كه وظيفه را بشناسند ، سپس به آن عمل كنند.

وظايف دو جانبه

در يك خانواده ، دو طرفى كه زندگى مشترك دارند ، حقوق متقابل نيز دارند. وقتى زن و شوهر ، همچنين اولياء و فرزندان هر كدام وظيفه اى نسبت به طرف مقابل دارند ، اگر آن را بشناسند و به آن عمل كنند ، على القاعده نبايد در خانه مشكل و اختلافى پديد آيد.

بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع ، صبور ، متحمل ، قدردان و وفادار باشد ، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس ، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.

در سامان يافتن مساله حقوق و وظايف در خانواده سه مرحله وجود دارد:

اول : شناخت اين حقوق و وظايف

دوم : عمل به آن وظيفه و تكليف

سوم : مراعات دو جانبه اين حقوق

اگر اين سه با هم در رفتار و معاشرت خانوادگى وجود داشته باشد ، كار به بروز مشاجره و دعوا و شكايت و دادگاه و زندان و جدايى و... كشيده نمى شود و محلى براى نزاع نخواهد بود.

بايد هم زن در برابر شوهرش مطيع ، صبور ، متحمل ، قدردان و وفادار باشد ، هم شوهر نسبت به همسرش بردبار، نيكوكار، قدر شناس ، احترام گذار و تامين كننده نيازهاى معيشتى و آسايش باشد.

اگر صبورى و قناعت و پرهيز از پرخاش و بددهنى و بى احترامى خوب است ، بايد از هر دو سو باشد ، نه آنكه يكى به خود حق بدهد هر چه خواست بگويد و هر چه خواست انجام دهد ، ولى از طرف مقابل انتظار داشته باشد كه جز تسليم و سكوت و تحمل و ادب ، برخوردى نداشته باشد و در مقابل هتاكي ها و بى حرمتي هاى او حتى پاسخى معمولى هم ندهد!

در احاديث آمده است كه : زن از شوهر خويش ، فرمانبردارى داشته باشد ، بى رضايت او كارى نكند و جايى نرود ، نسبت به او حالت تمكين داشته باشد ، شوهر را نيازارد ، او را اندوهگين نسازد ، در خانه خدمت كند ، شوهر دارى نمايد ، رضايت او را از هر جهت جلب كند ، چراغ روشن كند ، غذا بپزد ، خانه را مرتب كند ، وقتى شوهر مى آيد از او استقبال كند و آنگاه كه از خانه بيرون مى رود بدرقه اش كند ، خود را براى غير شوهرش نيارايد ، بى اجازه و رضايت او در اموالش دخل و تصرف نكند و... (1)

از سوى ديگر بر عهده مرد است كه لوازم زندگى و خوراك و پوشاك و مسكن را تهيه كند ، در حد توان بر خانواده اش وسعت و گشايش دهد ، احترام زن را نگه دارد و از آزار و ضرب و شتم او بپرهيزد ، خود را براى همسرش آراسته و مرتب سازد ، بخشى از وقت خود را صرف رسيدگى به كارهاى خانه و انس با خانواده كند ، با مدارا و خوش زبانى برخورد كند و...

طبيعى است كه اگر زن و شوهر ، هر دو به اين وظايف عمل كنند ، خانه و خانواده اى خواهند داشت با صفا، آرام ، گرم و با محبت كه زمينه ي رشد اخلاقى و تعالى فرهنگى خود و فرزندان شان نيز فراهم خواهد بود.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمود:

خيركم ، خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى (2)؛ بهترين شما كسى است كه نسبت به خانواده اش بهتر باشد و من بهترين شمايم نسبت به خانواده ام .

اگر در روايات است كه : زن ، محبت خويش را نسبت به شوهر ابراز كند و خويش را براى او بيارايد و سخنان دلپسند بگويد تا در چشم و دل شوهرش جاى بگيرد ، اين را هم گفته اند كه شوهر ، در بيرون از خانه حريم نگاه ها و ارتباط هايش را نگه دارد و به نواميس ‍ديگران چشم ندوزد و چون از سفر باز مى گردد براى همسرش سوغاتى بياورد و هديه بدهد و نيازهاى عاطفى و جسمى او را بر آورد و...

اگر همسران پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله ) به سفارش قرآن كريم ، به زندگى با قناعت و زاهدانه آن حضرت مى ساختند ، آن حضرت نيز در كارهاى خانه كمك مى كرد ، از هر چه مى خوردند ، مى خورد و هرگز از هيچ غذايى بد نمى گفت .

اين است مفهوم عدل و انصاف در زندگى مشترك و خانوادگى . مراعات دو جانبه نسبت به حقوق متقابل زن و شوهر، رمز دوام و استحكام بنيان خانواده و تقويت انس و الفت در ميان همسران است .

ادامه ي اين مطلب را که راجع به تقسيم کار توضيح بيشتري مي دهد را در مقاله ي بعد مطالعه کنيد.

 پي نوشت ها :

1- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 111،

2- وسائل الشيعه ، ج 14، ص 122.

 منبع : تبیان تلخيص شده از كتاب " الفباى زندگى (آشنايى با اصول و عوامل تحكيم خانواده ) "

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 17:33  توســط fAtEmEh  | 

فرصت شیرین با هم بودن

زن آرمانی، مرد آرمانی

در معماری زندگی مشترک آشنایی «آغاز»، شناخت « پیشرفت »، و ازدواج « کامیابی» محسوب می‌شود ، اما با هم خوشبخت بودن و احساس رضایت از یکدیگر هدف نهایی زوجین در ازدواج موفق است که برای دستیابی به این هدف ارزشمند ، باید نیازهای عاطفی و مهم تر از آن تفاوت‌های فردی یکدیگر را بشناسیم و به آنها احترام بگذاریم.

گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.

به اعتقاد روان شناسان، همه افراد به لحاظ شخصیتی یک سری تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند که برخی از این تفاوت‌ها به دلیل جنسیت افراد می‌باشد اما این مسأله به معنای فاصله انداختن و جدا کردن نیست، بلکه در سایه با هم بودن می‌توانند ما را به کمال و آسایش برسانند. البته مشروط بر آن که آنها را بشناسیم تا درصدد رشد و تکامل یکدیگر برآییم. 

 1-  فرصت‌ِهای شیرینی که نباید از دست داد

گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.

در این میان خیلی از ما تصور می‌کنیم اگر همسرمان دوستمان دارد ، باید به همان گونه که ما با او رفتار می‌کنیم، با ما رفتار کند ، ولی این را نمی‌دانیم که چنین طرز تفکری موجب می‌شود تا فرصت‌های شیرینی که می‌توانیم در صورت با هم بودن خلق کنیم را از دست بدهیم، زیرا نمی‌دانیم با وجود شباهت‌های موجود ، تفاوت‌هایی از نظر جنسیتی با هم داریم. پس بهتر است در مورد این تفاوت ها و نیازهای مرتبط با آن به طور واضح و روشن صحبت کنیم تا در سایه شناخت آنها به رضایت خاطر و آسودگی خیال برسیم.

 2- زن خواهان احترام است و مرد طالب تشکر

وقتی مرد به گونه ای با همسرش رفتار کند که خانم مطمئن شود شوهر حقوق، خواسته‌ها و نیازهای او را در اولویت قرار داده و به او احترام گذاشته است، او نیز نشان می‌دهد که از رفتار و تلاش همسرش راضی است. در نتیجه مرد حس می‌کند که همسرش قدردان زحمت‌ها و تلاش‌های اوست و چون مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرد ، راسخ تر می‌شود تا بر تلاش خود در زندگی بیفزاید و انگیزه پیدا می کند تا بیشتر به همسرش احترام بگذارد. در این شرایط زندگی برای هر دوی آنان دلپذیرتر خواهد شد.

 3- ابراز علاقه ، اعتماد می‌آورد

وقتی زن با همسرش طوری رفتار کند که مرد متوجه شود مورد اعتماد اوست، شوهر نیز از تمام توان خود برای خوشبختی همسرش کمک می‌گیرد. پس این واکنش زن (مثبت اندیشی درباره توانایی های شوهر) پیامدهای خوشایندی را به همراه دارد.

همچنین زمانی که مرد به احساسات همسرش توجه می‌کند و از صمیم قلب به خشنودی او می‌اندیشد، زن مطمئن می‌شود شوهرش به او علاقه دارد و نسبت به زندگی دلگرم تر می‌شود که حاصل آن طراوت و شادابی محیط خانواده است. 

باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند.

3- زن تشنه مهرورزی و مرد تشنه تحسین است

اگر مرد ، نیازهای همسرش را در اولویت قرار دهد و با افتخار خود را متعهد بداند که از همسرش حمایت و نیازهای او را برآورده کند ، زن نیز متوجه می‌شود که شوهرش او را دوست دارد و احساس بالندگی می‌کند. در این جاست که مرد با مهم جلوه دادن احساسات و نیازهای همسرش، در کنار کارهای مورد علاقه خود مثل کار، مطالعه، ادامه تحصیل و تفریح موجب می‌شود نیاز همسرش به مهرورزی نیز برآورده شود. بنابراین وقتی زن احساس کند شوهرش در زندگی تنها به او می‌اندیشد و به خاطر خوشبختی او تلاش می‌کند ، به شوهرش افتخار خواهد کرد و این رفتار وی را مورد تحسین قرار می‌دهد.

 باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند. در چنین شرایطی، زندگی برای هر دوی آنها کانون عشق و علاقه می‌شود و لحظه، لحظه آن سرشار از لطف و آرامش خواهد بود. 

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 17:18  توســط fAtEmEh  | 

باز هم همان قصه ی دلدادگی

تجلی ناز و نیاز در زن و مرد

ویژگی طبیعی و فطری زن بر « ناز» است و مرد بر « نیاز» و ترکیب این دو چه زیبا و مستحکم می‏باشد.

شهید مطهری به بهترین وجه این روانشناسی دقیق زن و مرد را شایسته توجه معرفی کرده و اذهان را بدان معطوف ساخته است. توجه شایسته به این روحیه ذاتی زن و مرد و رعایت پیامدهای آن، در استواری بنیان ازدواج کمال تأثیر را دارد. استاد در بیان این ویژگی روحی و روانی زن و مرد می‏گوید:

« طبیعت، مرد را مظهر طلب، عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد « نیاز و طلب» و در غریزه زن « ناز و جلوه » قرار داده است ... مرد خریدار وصال زن است، نه خریدار رتبه او [نمی‏خواهد بنده بخرد]. منتهای هنر زن این بوده که توانسته مرد را در هر مقامی و هر وضعی بوده است، به آستان خود بکشاند.»(1)

آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.

زن توانسته مرد را به عنوان خواستگار به آستانه خود بکشاند و مردها را به رقابت با یکدیگر وا دارد و با خارج کردن خود از دسترس مرد ، وضعی رمانتیک به وجود آورد. مجنون‏ها را به دنبال لیلی‏ها بدواند و آنگاه که تن به ازدواج با مرد می‏دهد، هدیه و پیشکشی از او به عنوان نشانه صداقت دریافت دارد.  زن همیشه مرد را می‏ساخته و مرد اجتماع را. آنگاه که حیا و عفاف و خویشتن‏داری زن از میان برود و بخواهد در نقش مرد ظاهر شود، اوّل به زن مُهر باطله می‏خورد ، بعد مرد مردانگی خود را فراموش می‏کند، سپس اجتماع فرو می‏پاشد.(2)

نقش هر یک از زن و مرد در مسئله عشق ناهمگون نقش دیگری است. عارفان این قانون را به سراسر هستی سرایت می‏دهند. می‏گویند قانون عشق و جذب بر سراسر موجودات و آفریده‏ها حکومت می‏کند ، با این تفاوت که موجودات و مخلوقات از لحاظ اینکه هر آفریده‏ای وظیفه خاصی را باید ایفا کند ، متفاوتند. سوز در یک جا و ساز در جای دیگر قرار داده شده است. به قول فخرالدین عراقی:

عشق است که هر دم به دگر رنگ در آید                             ناز است به جایی و به یک جای نیاز است

در صورت عاشق چه در آید همه سوز است                        در کسوت معشوق چه آید همه ساز است

قانون خلقت، جمال و غرور و بی‏نیازی را در زن و نیازمندی، طلب، عشق و تغزل را در مرد قرار داده است. ضعف زن در مقابل نیرومندی مرد به این وسیله تعدیل شده است.(3)

به حفظ و بالنده ساختن این ویژگی فطری و طبیعی باید توجه شود. اینکه اولیای دین به زنان دستور پوشش و حفظ حریم و دوری از آمیختگی و همنشینی‏های دوستانه بین زن و مرد داده‏اند ، نیز حفظ حریم در رفتار و گفتار را لازم شمرده‏اند، برای این است که عرضه زن و زیبایی‏هایش در جامعه، بی‏ضابطه، ارزان و به وفور نباشد و مردها جز با پرداخت ارزش و بهای مناسب و در چارچوب‏های مشروع نتوانند از زیبایی‏های زن بهره گیرند تا هر گاه با زنی ازدواج کردند ، قدر او را بدانند و در استواری ازدواج بکوشند. حتی در دستورهای تربیتیِ دینی، به حفظ ناز در زن و پروردن نیاز در مرد توجه شده است.

 ویلیام جیمز فیلسوف معروف آمریکایی می‏گوید:

حیا و خودداری ظریفانه زن غریزه نیست بلکه دختران حوّا در طول تاریخ دریافتند که عزت و احترام‏شان به این است که به دنبال مردان نروند [و ندوند] ، خود را مبتذل نکنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند. زنان این درس‏ها را در طول تاریخ دریافتند و به دختران خود یاد دادند.(4)

شهید مطهری این حالت را هماهنگ با طبیعت زن در جهت حرمت او ارزیابی کرده و می‏گوید:

در روایات اسلامی وارد شده که مرد از زن پر تمایل تر نیست، بلکه بر عکس است لکن زن از مرد در مقابل تمایل خود، تواناتر و خوددارتر آفریده شده است. این خصوصیت همواره به زن فرصت داده است که دنبال مرد نرود و زود تسلیم او نشود و بر عکس مرد را وادار کرده است که به زن اظهار نیاز کند و برای جلب رضای او اقدام نماید ... جنس نر همواره حالت و نقش متقاضی را داشته، نه جنس ماده و جنس ماده همواره از خود نوعی بی‏نیازی و استغنا نشان می‏داده است ... (5)

آری، طبیعت زن را به عنوان مظهر « ناز» و مرد را به عنوان مصداق « نیاز » آفریده ، در رفتار زناشویی حفظ این روحیه، سبب شیرینی و لذت زندگی است، نیز به عنوان یک نکته مهم باید همیشه مورد توجه باشد.

پی نوشتها :

1 ـ نظام حقوق زن در اسلام، ص47 ـ 48.

2 ـ همان، ص234.

3 ـ همان، ص232.

4ـ نظام حقوق زن در اسلام، ص47.

5 ـ همان، ص233.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 17:16  توســط fAtEmEh  | 

غر میزنم تا مرا ببینی!

غر زدن مانند خشمگین شدن، که بروز ناپخته اعتراض و یا فریاد زدن که بروز نادرست خشم است، روشی ساده‌انگارانه برای بیان برخی احساسات درونی انسان است و البته عملی بی‌دلیل و بی‌ریشه نیست! هرچند که می‌تواند به واکنشی تکراری و عادتی تبدیل شود.

 از آن‌جائی که از لحاظ روان‌شناسی خانم‌ها تمایل و نیاز بیشتری برای ایجاد ارتباط کلامی دارند و هر نوع هیجانی در آنها معمولاً منجر به بهانه‌ای برای ایجاد ارتباط می‌گردد، شاید بتوان گفت که عمل غر زدن که نوعی ارتباط کلامی ناپخته و گاه غیر مستقیم است در خانم‌ها بیشتر به چشم می‌خورد و صد البته که در آقایان هم وجود دارد.

غر زدن به عبارتی بیان نوعی نارضایتی و ناراحتی با جملاتی نارسا، نامناسب، گاه کلیشه‌ای و پی در پی، بدون هیچ برآوردی شایسته از موقعیت موجود و وضعیت شنونده است.

به‌طوری که گاه فرد در حال انجام کاری زیر لب جملاتی را زمزمه می‌کند و از واکنش اطرافیان نسبت به این رفتار خود که ـ معمولاً و طبیعتاً واکنشی نامناسب است ـ خوشش نمی‌آید.اما آیا به‌راستی غرغر کردن روشی مناسب و مؤثر برای بیان احساسات است؟

- خانم‌ها چه باید بکنند؟

خانم‌ها باید با خودشان صادق باشند و به طرزی عمیق درباره احساسات و واکنش‌های درونی خود تفکر کنند. در لحظاتی که احساسات منفی و ناخوشایند بر آنها مستولی می‌شود و در شرایطی که احساس نارضایتی می‌کنند، با خود بیندیشند که ریشه و علل این احساس و نارضایتی چیست؟ شاید در برخی شرایط ، عوامل مختلفی در طی زمان باعث به‌وجود آمدن تدریجی این حالت شده باشند. بنابراین باید کلی‌تر و عمیق‌تر بررسی کرد. دوم آن‌که خانم‌ها پس از پیدا کردن ریشه احساسات خود می‌توانند تحمل این نارضایتی و ناراحتی را به خود آسان کنند و در ضمن چه کاری می‌توانند انجام دهند که در آینده دوباره دچار این وضعیت نشوند.

بنابراین به‌نظر می‌رسد برای یک خانم، اولین راه ایجاد ارتباط کلامی و صحبت کردن ـ به نوعی درد دل کردن ـ با فردی که مورد اعتماد است که می‌تواند در ارتباط با این احساس‌های منفی باشد، اعم از والدین و یا همسر و یا فرزندان . و همچنین صحبت در محیطی آرام، با جملاتی رسا و مناسب و به دور از عوامل مخربی چون خشم، مقصرجویی و توهین و ....

غرزدن نه تنها باعث احساس آرامش نمی‌گردد بلکه در اطرافیان ایجاد تنش و واکنش منفی و حتی سوء تفاهم می‌کند.

وقتی خانمی از انجام کارهای منزل بسیار خسته می‌شود و از وضعیت موجود احساس نارضایتی می‌کند، می‌‌تواند به جای‌ آن‌که به طور ناخودآگاه شروع به غر زدن کند ، در تفکری اولیه دریابد که شاید این احساس نارضایتی او از عدم همکاری همسر یا فرزندانش در امور منزل و یا عدم قدردانی آنها از این مسأله باشد. پس می‌تواند بدون آن‌که با غر زدن احساس تقصیر و اتهام را در آنها به‌وجود آورد و باعث جبهه‌گیری آنها شود و یا سبب سوء برداشت‌هائی مانند منت گذاشتن یا قضاوت ضعیف بودن گردد، این مسأله را با همسر یا فرزندانش در وقتی مناسب و در محیطی آرام با جملاتی رسا و صمیمانه درمیان بگذارد و ضمن بیان احساسات و افکار خود ، احساسات و افکار آنها را جویا شود. حتی می‌توان این مسائل را طی نامه‌ای به مخاطب انتقال داد یا حتی گاه به صورت مکمل از راهکارهائی عملی مثل نوعی تقسیم وظایف به صورت نامحسوس استفاده کرد.

از طرفی جلسات گفت‌وگو میان همسران و والدین و فرزندان در زمانی مشخص از هفته، از بروز این احساسات منفی و نارضایتی جلوگیری خواهد کرد.

- آقایان چه باید بکنند؟

مردی زیرک است و عاقلانه رفتار می‌کند که هنگام روبه‌رو شدن با غرغر کردن‌های همسرش پیش از هر چیزی از ایجاد احساسات و واکنش‌های منفی در خود جلوگیری کند و منطقی و مهربانانه به این واقعیت بیندیشد که این رفتار (غر زدن) تظاهر احساساتی است که از چشم او به دلایلی که شاید به نوعی خود در آن دست داشته پنهان مانده است.

مردی زیرک است که به این واقعیت بیندیشد که این رفتار (غر زدن) تظاهر احساساتی است که از چشم او به دلایلی پنهان مانده است.

آقایان باید بدانند که اندکی تدبیر می‌توانند شرایط را به نحو احسن به سود همه تغییر دهند. او باید به همسرش کمک کند تا تحمل احساسات منفی و نارضایتی برایش آسان‌تر گردد و از طرفی شرایطی را به وجود آورد که در آینده این وضعیت و حالت مجدداً تکرار نگردد. پس اولین قدم آن است که مرد با کلام خویش با همسرش هم احساسی کند. این مسأله چنان مهم است که گاهی می‌تواند مرد را از جایگاه مقصر به جایگاه نجات‌دهنده صعود دهد. جملاتی ساده مانند: عزیزم می‌دانم که بسیار ناراحت هستی و من نیز متأسفم ... حق با توست .... من کاملاً تو را می‌فهمم و ... عزیزم از من چه کاری برمی‌آید تا مشتاقانه انجام دهم و ... می‌توانند اوضاع را بهبود بخشند.

این ارتباط کلامی گاه به سرعت باعث کاهش احساسات منفی زن خواهد شد که می‌توان به آن ارتباط فیزیکی و رفتاری را به تدریج اضافه کرد. دستان همسرتان را که در حال غر زدن و گلایه است صمیمانه در دست بگیرید، در چشمانش خیره شوید و به او بگوئید که درکش می‌کنید و از او بخواهید تا صحبتی گرم داشته باشید تا معجزه ارتباط مناسب را تجربه کنید.

مرد می‌تواند در قدم بعدی در طولانی مدت با رفع علل ایجاد احساس منفی در همسرش به محیط خانواده خود آرامش و شادی بیشتری ببخشد. به‌طور مثال در مورد ذکر شده با همکاری‌هائی کوچک در امور منزل، یا با تقدیرها و تشکرهای کلامی و یا نوشتن دو سه خط نامه صمیمانه که در انتها به دوستت دارم و سپاس ختم می‌شود ،  می‌تواند به تعالی خود، همسرش و خانواده‌اش بسیار کمک کند. شاید مطالب فوق بیشتر اشاره به روابط همسران داشته باشد که البته باید ذکر کرد غرزدن می‌تواند در هر کسی و در هر سنی وجود داشته باشد و در هر رابطه‌ای ایجاد مشکل کند، مثل روابط والدین و فرزندان، روابط همکاران، روابط خواهرها و برادرها، روابط دوستان و ...مسلماً با کمی حوصله می‌توان مطالب فوق را تعمیم داده و در هر رابطه‌ای به کار برد. اگر اهل غر زدن هستید از همین اکنون شروع کنید.

 منبع :سایت علمی دانشجویان

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 17:3  توســط fAtEmEh  | 

عشق تفاوت ها را می فهمد

اولین گام برای رسیدن به تفاهم در ارتباط همسران ، شناخت همسر و تفاوت ها است.

«بعضی از انگشت ها خیلی درشت و گنده هستند و برای کندن یک سنگ از زمین مناسبند، اما اگر بخواهند یک جواهر خیلی ریز را لمس کنند، معلوم نیست که بتوانند. اما بعضی انگشت ها ظریف و باریک اند، آن سنگ را نمی توانند بردارند اما آن خرده جواهر را می توانند  از روی زمین جمع کنند. زن و مرد این گونه اند، هر کدام یک مسئولیتی دارند. نمی شود گفت کدام یک مسئولیتش سنگین تر است، هر دو لازم است.»(1)

خداوند خصوصیات زن و مرد را براساس نیاز طبیعت اینگونه آفریده است. چنانچه در قرآن هم تصریح شده است «و لیس الذّکر کالانثی»، «و مرد مانند زن نیست.»(2) و بسیاری دیگر از تفاوت های آنها نیز مولود عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی می باشد. ناآشنایی با این تفاوت ها گاهی سرچشمه ی بعضی سوء تفاهم ها می شود و مشکلاتی را برای زن و شوهر فراهم می آورد. در روابط انسانی هر چه افراد یکدیگر را بهتر بشناسند و از دیدگاه ها و گرایش های درونی هم آگاهی بیشتری داشته باشند، روابط آنها از عمق و استواری بیشتری برخوردار می گردد.

در روابط بین همسران نیز به همین ترتیب است، یعنی نه تنها دو طرف باید از خصوصیات اخلاقی، فکری و شخصیتی یکدیگر آگاه باشند، بلکه باید این حقیقت مسلم را بپذیرند که زن و مرد از نظر گرایش های روحی و روانی در شرایط کاملاً یکسان قرار ندارند و همین ناهمگونی، در نگرش آنان به مسائل، تأثیر عمیق بر جای می گذارد. این ناهمگونی ها و تلاش صادقانه در شناخت آنها، موجب تعدیل خواسته ها و انتظارات ما از طرف مقابل شده و به تدریج از بروز بسیاری از مشکلات جلوگیری می کند.

وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند و وارد زندگی مشترک می شوند به کلی فراموش می کنند که با دیگری متفاوتند و این تفاوت ها هم بسیار است

با این عقیده، وقتی دختر و پسر ازدواج می کنند و وارد زندگی مشترک می شوند به کلی فراموش می کنند که با دیگری متفاوتند و این تفاوت ها هم بسیار است. هر یک گمان می کند اگر طرف مقابل را دوست دارد باید همان گونه باشد که او می خواهد. لذا سعی در تغییر رفتار خود می نماید و به رشد و بقای احساس صمیمیتشان می اندیشد.

در اینجا به برخی از تفاوت های اساسی زن و مرد می پردازیم و نکات کاربردی را یادآور می شویم:

برای زن ها محبت بر همه چیز مقدم است و مرد نقطه ی اتکاست. محور اصلی روحیات زن که او را از مرد ممتاز می سازد عاطفه و احساس است. برخورداری از عواطف سرشار درونی موجب لطافت روح زن و افزایش رقت قلب در اوست. به همین علت، اثرپذیری زن ازعوامل محرک احساس، بسیار بیشتر از مرد است، به گونه ای که زن در بسیاری موارد ، مسائل را از دریچه ی عاطفی می نگرد. بر همین اساس، ویژگی «رقّت و لطافت» از امتیازات روح زن و از مواهب دستگاه آفرینش برای اوست. حضرت علی(ع) می فرمایند: «المرأة ریحانة، زن گل است»(3) همچنان که «شدت و قوت» یا نیرومندی و توانایی و فضایل برخاسته از آن چون شجاعت، قاطعیت، مدیریت و امثال آن از ویژگی های وجودی مرد است .زن گرچه خود شجاعت مردان را ندارد اما شجاعت مردانه را می ستاید و دوست دارد در پناه مردی قوی و توانا قرار گیرد. وقتی زن بازوان توانای همسر را همچون حصاری بر دور وجود خود و خانواده احساس می کند و به حمایت و کفایت و توانایی او اعتماد می یابد، آرامش آمیخته با رضایت و افتخار در وجود او ایجاد می شود و این احساس در سلامت روحی مؤثر است.

این دو نقش از یکدیگر جدا است و هر دو نقش لازم می باشد. زن وقتی به مرد نگاه می کند با همان چشم محبت و عشق، او را در نقش یک تکیه گاه می بیند که می تواند از نیروهای جسمی و فکری او برای پیشبرد کار و زندگی استفاده کند . مرد وقتی به زن نگاه می کند به همین چشم مظهر انس و آرامش می نگرد که می تواند به انسان آرامش بدهد. اگر مرد نقطه ی اتکا در زمینه ی مسائل ظاهری زندگی است، زن هم به نوبه ی خود نقطه ی اتکاست برای مسائل روحی و معنوی. زندگی دریایی است از انس و محبت.می تواند مرد را در این فضای سرشار از محبت، از همه ی غصه ها و غم های خودش خارج کند. این ها توانائی های روحی مرد و زن است.

احساسات مرد نسبت به زن، طالبانه و نیاز آمیز و  احساسات زن نسبت به مرد، مطلوبانه است. مرد مظهر طلب و زن مظهر مطلوب است. بر همین اساس عالی ترین هنر زن همواره این بوده است که قلب همسر خود را تسخیر کند و او را شیفته ی خود سازد. دستگاه آفرینش نیز توانایی جسمی و روحی لازم را برای این دلربایی در اختیار نیز قرار داده است تا بتواند مرد را در دام عشق و محبت خود اسیر سازد و با تدابیر ظریف در وجود او نفوذ کند و او را به خدمت در آورد و حتی گاهی سرچشمه ی هنرنمایی ها، نبوغ ها و دلاوری ها در مرد شود. به علت همین احساسات، زن زمانی احساس خوشبختی می کند که ببیند مردی را شیفته ی خود ساخته و مرد زمانی خود را کامیاب می بیند که زن مرد علاقه اش را پیدا کرده باشد.

تجربه نشان داده محبت های افراطی در مراحل اولیه زندگی که برخاسته از احساسات و عواطف تند و حاد است، به زودی به بی مهری های رنج آور و روابط سرد منتهی می شود و سرخوردگی هایی به دنبال می آورد.

وظیفه ی روحی و عاطفی شوهر نسبت به همسرش از روزهای آغاز زندگی مشترک این است که زن را از علاقه ومحبتی که نسبت به او دارد مطمئن سازد و از کارهایی که بوی بی توجهی و بی تفاوتی از آنها به مشام می رسد، بپرهیزد. البته  زیاده روی در هر کاری از جمله بذل محبت نیز کار درستی نیست و در هیچ حال نباید از مسیر اعتدال خارج شد. تجربه نشان داده محبت های افراطی در مراحل اولیه زندگی که برخاسته از احساسات و عواطف تند و حاد است، به زودی به بی مهری های رنج آور و روابط سرد منتهی می شود و سرخوردگی هایی به دنبال می آورد. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند:

«اینکه مردی به همسرش بگوید تو را دوست دارم هرگز از قلب او بیرون نمی رود.»(4) این حدیث نشان دهنده ی حساسیت زن نسبت به علاقه و توجه همسر خویش است.

یکی از بزرگ ترین تفاوت های بین زن و مرد این است که هر کدام چگونه با فشارها و استرس ها کنار می آیند و در برخورد با مشکلات چه عکسل العملی نشان می دهند؟

در این مواقع مردها شدیداً در خود فرو می روند و گوشه گیر می شوند، در صورتی که زن ها با هیجانی فزاینده، فرق در مسئله می شوند و خود را گرفتار می کنند. مرد می خواهد راه حل پیدا کند اما زن از طریق صحبت کردن با جزئیات بسیار راجع به مشکلش، به آرامش می رسد.

بنابراین وقتی همسرتان از موضوعی ناراحت و کلافه است به گرمی به سخنان او گوش دهید و سعی نکنید مشکل گشایی نمایید و یا مسئله ی او را کوچک و بی اهمیت جلوه دهید. بلکه فقط با دلسوزی و تأیید، حرف هایش را بشنوید. در این موقع زن احساس حمایت کرده، خشنود و راضی می شود.

مردها و زن ها دید متفاوتی به زمان دارند و این تفاوت خود منشأ بسیاری از سوء تفاهم های همیشگی میان آنهاست. مانند: دیر کردن، فراموش کردن به موقع انجام دادن کاری، مهم نشمردن رویدادهای مهم و...

زن ها گذر زمان را ثبت می کنند و حساب کارها را به دقت نگه می دارند از جمله حساب دقیق قول های همسرشان را! مثلاً زن ها به خوبی می دانند آخرین باری که به گردش رفتند کی بود، سالروز تولدها، سالگرد ازدواج و سایر مناسبت های مهم چه زمانی است. این توانایی که گاهی مردها را حیرت زده می کند، برای زن ها بسیار طبیعی و ذاتی است. بدن زن از یک چرخه ی ماهانه تبعیت می کند و عادتِ شمردن از همان ابتدای بلوغ در فعالیت های زنانه و مادرانه ی زن ها پدیدار می شود، شمردن ماه های حاملگی، زمان تولد نوزاد، فواصل شیر خوردن کودک، فواصل دکتر رفتن و واکسن زدن ها و... چیزهایی که زن ها را زمان سنج بار می آورد.

مردان و زنان باید بتوانند در مورد اختلافشان طوری حرف بزنند که هر دو نفر آنها به صمیمیت و احترام بیشتری برسند و بتوانند اختلافات را طوری حل کنند که هیچ کدام بازنده نباشند بلکه هر دو به رضایت برسند. این تفاهم وقتی بوجود می آید که هر دو طرف فنون «درست حرف زدن» را بدانند.

به دلیل همین توجه خاص زن ها به گذر زمان و چرخه های آن، بدانید سلام و خداحافظی های روزانه اهمیت خاصی دارد. پس صبح ها به همسرتان سلام و صبح به خیر بگویید و به هنگام بیرون رفتن از خانه، خداحافظی محبت آمیزی داشته باشید. در بازگشت نیز سلام و مصافحه را کامل به جا آورید. روزی پیامبر اکرم(ص) به یکی از اصحاب خود فرمودند: «در خانه به خانواده ات سلام کن که خداوند به زندگی تو خیر و برکت می دهد.»(5)

موضوع دیگری که در تفاوت زن و مرد مطرح است، مسئله چرخه ی طبیعی احساسات زن است. زنان همچون امواج دریا متلاطم و متغیرند، زمانی سرشار از عشق و گاهی غمگین هستند. با شناخت این بُعد از وجود زن، راحت تر می توان با احساسات او کنار آمد و او را درک کرد. نباید از یک زن توقع داشته باشیم همیشه سرحال و خوشحال باشد، چرا که به روال طبیعی، او دارای فرود و فراز می باشد و نمی تواند به طور ثابت، یک رفتار همیشه شاد ارائه دهد.

اختلاف بین دو جنس را در مورد چگونگی برخورد آنها با غم ها و ناسازگاری هایی که بدون شک در هر رابطه ی صمیمی به وجود می آید، در نظر بگیرید. در حقیقت موضوعات معمول خانوادگی، مثل چگونگی تربیت بچه ها یا اینکه تا چه حد می توانند قرض یا پس انداز داشته باشند، جزء چیزهایی نیستند که تشکیل دهنده یا شکننده ی یک ازدواج باشند؛ بله چگونگی بحث کردن زوج ها روی این نکات حساس است که بیشتر در سرنوشت زندگی آنها تأثیر می گذارد.

رسیدن به توافق در مورد چگونگی مخالفت کردن می تواند کلید برجا ماندن ازدواج باشد. مردان و زنان باید بتوانند در مورد اختلافشان طوری حرف بزنند که هر دو نفر آنها به صمیمیت و احترام بیشتری برسند و بتوانند اختلافات را طوری حل کنند که هیچ کدام بازنده نباشند بلکه هر دو به رضایت برسند. این تفاهم وقتی بوجود می آید که هر دو طرف فنون «درست حرف زدن» را بدانند. زن بداند چگونه حرف بزند تا بدون مقاوم کردن و رنجاندن همسرش بتواند خواسته و احساساتش را بیان کند و شوهر چگونه گوش بدهد تا نقطه نظرهای او را بفهمد و با هم به راه حل برسند و به شناخت، صمیمیت و احترام متقابل عمیق تری برسند.

پی نوشت :

1- مقام معظم رهبری هنگام خطبه عقد، خطاب به زوج های جوان، مورخه 6/6/81، مطلع عشق.

2- آل عمران، آیه 36.

3- نهج البلاغة، نامه 31.

4- شیخ حرعاملی، وسایل الشیعة، ج 20، ص 23.

5- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 76، ص 3.

منبع:تبیان

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 16:58  توســط fAtEmEh  | 

اجازه بده خودم باشم! فقط خانم ها بخوانند

آقايان بيش از هر چيز، انتظار دارند همسرشان با آنان دوست باشد و شرايط و موقعيت شان را به خوبي درک کنند. اگر مي خواهيد در ارتباط خود موفق باشيد و همسرتان را از خود راضي نگه دارد، به نکات زير توجه کرده و آن ها را در زندگي به کار بنديد تا متوجه تغييرات بزرگي شويد.

تصميمات او را جدي تلقي کنيد:

بيش تر خانم ها دوست دارند همه چيز مطابق ميل خودشان باشد اما توجه داشته باشيد که نبايد نسبت به خواسته ها و نيازهاي همسرتان بي توجهي نشان دهيد. به همسر خود احترام بگذاريد. اگر قرار باشد تمام مدت به او بي توجهي کنيد، براي حرف هايش ارزش قائل نشويد، او را کوچک و خوار کنيد و فقط در مورد تمام مسائل شکايت کنيد، مطمئن باشيد که زندگي شما دوام نخواهد يافت. بايد به او اجازه دهيد که مرد خانه باشد.

حقيقت اين است که برخي از خانم ها راز دار نيستند و کم تر اتفاق مي افتد که همسرشان حرف دل خود را نزد آنان بازگو کند.

مشوق او باشيد:

 خانم ها به راحتي اين کار را در مورد دوست هاي خود انجام مي دهند. کاري مي کنند که احساس خوبي در آنان ايجاد شده و اعتماد به نفس شان افزايش يابد و از عباراتي نظير: «تو فوق العاده شده اي، اين رنگ خيلي برازنده توست، شوهرت بايد افتخار کنه که با تو ازدواج کرده و...» استفاده مي کنند. اما کم تر اتفاق مي افتد که در مورد همسر خود، اين کار را انجام دهند. شايد تصور مي کنند ضمير آقايان، غيرقابل نفوذ است اما حقيقت اين است که آنان هم ضمير حساس و شکننده اي دارند و گاهي به قوت قلب دادن هاي شما نيازمندند، بنابراين اگر ترفيع رتبه گرفته و در شغلش به مقام بالاتري دست يافته است، به افتخارش، جشن بگيريد و به او يادآوري کنيد که ارزش و لياقتش را داشته، و حتي اگر لباس مورد علاقه اش را پوشيده بود، به او بگوييد: «خيلي خوش تيپ شده اي!»

به زيبايي خودتان اهميت دهيد:

 به ظاهر خود اهميت بدهيد، لباس هاي زيبا و تميز بپوشيد، موهاي تان را مرتب کنيد و در مجموع، ظاهرتان را آراسته نگاه داريد.

قابل اعتماد و وفادار باشيد:

 مردان به دنبال زناني هستند که بتوانند به آنان اعتماد کرده و روي شان حساب کنند. حقيقت اين است که برخي از خانم ها راز دار نيستند و کم تر اتفاق مي افتد که همسرشان حرف دل خود را نزد آنان بازگو کند. مردان مي خواهند همسرشان نسبت به آنان متعهد و مسؤول باشد.

از سرزنش، دست برداريد و به او احترام بگذاريد:

 وقتي شما به همسرتان احترام مي گذاريد، گويي به خودتان احترام گذاشته ايد. او را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نکنيد و مدام تصميماتش را به باد انتقاد نگيريد. آقايان، خانمي که منطقي باشد و در شرايط عصبانيت، خود را کنترل کرده و با بحث منطقي به دعوا خاتمه دهد را بيش تر مي پسندند.

اجازه دهيد از شما پشتيباني و حمايت کند:

 خداوند، مرد را حامي زن آفريده است. آقايان از اين کار لذت برده و احساس خوبي پيدا مي کنند. برخي از خانم ها تصور مي کنند اگر مردي بخواهد از آنان حمايت کند، شخصيت شان زير سؤال مي رود. اگر به ازدواج و زندگي مشترک اعتقاد داريد، پس چرا نمي خواهيد قدرت طبيعي يک مرد را قبول کنيد؟!

بيش تر خانم ها دوست دارند همه چيز مطابق ميل خودشان باشد اما توجه داشته باشيد که نبايد نسبت به خواسته ها و نيازهاي همسرتان بي توجهي نشان دهيد

خوش اخلاق باشيد:

آقايان به دنبال همسري هستند که شخصيت زنانه اش شکل گرفته باشد، مهربان باشد، مرتب داد نزند و از او ايراد نگيرد. مردان در زندگي خود، به دنبال آرامش هستند، مي خواهند اوقات خوشي داشته باشند و از زندگي لذت ببرند، بنابراين خوش مشرب باشيد، به سرعت عصباني نشويد و داد و فرياد کردن را به کلي فراموش کنيد.

بگذاريد با خودش خلوت کند:

 آقايان نياز دارند مدتي را به دور از شما بگذرانند، پس فضاي لازم را به آنان بدهيد تا ذهن خود را متمرکز کرده و افکارشان را منسجم سازند؛ شايد بخواهند زماني را با دوستان خود بگذرانند و سرگرمي هاي مورد علاقه شان را انجام دهند. اين کار، احساس خوبي در آنان ايجاد مي کند و سبب مي شود بعدها، سرحال تر و با نشاط تر شوند، آيا اين همان چيزي نيست که شما انتظار داريد؟ زماني که روز سختي را پشت سر مي گذارند، تمايلي به صحبت کردن در مورد آن ندارند! پس اگر همسرتان از شما درخواست کرد که او را راحت بگذاريد، بهتر است اين کار را انجام دهيد.

اجازه دهيد خودش باشد:

براي برخي خانم ها، سخت است که شوهرشان را همان گونه که هست، بپذيرند و دوست بدارند. بيش تر خانم ها تمام مدت در تلاش اند که مدل مو، طرز لباس پوشيدن، شغل و حتي دوستان همسر خود را عوض کنند و آنان را مطابق معيارهاي فردي خود سازند. چرا آنان را همان گونه که هستند، قبول نمي کنيد و از زندگي لذت نمي بريد؟!

از او بخواهيد که کمک تان کند:

 در روزهاي تعطيل که در خانه هستيد و برنامه تفريحي نداريد، از او بخواهيد در کارهايي که انجامش برايتان اندکي دشوار است، به شما کمک کند. با اين کار، هم وقت تان پر مي شود و هم احساس مردانگي بيش تري به او دست مي دهد. براي نمونه مي توانيد از او خواهش کنيد که در گلکاري باغچه، به شما کمک نمايد.

به او عشق بورزيد:

 شايد اين مسأله بسياري از خانم ها را متعجب کند اما آقايان هم دوست دارند که عاشق شوند و در مقابل، عشق دريافت کنند. خيلي از خانم ها تصور مي کنند اگر با همسر خود سرد و بي احساس برخورد کنند، بهتر است. اين تفکر نادرستي ست؛ تا جايي که مي توانيد، خود را نسبت به او علاقه مند نشان دهيد چرا که آقايان به دنبال همسري هستند که به آنان علاقه داشته و مجذوب شان باشد.

+ نوشــته شــده در  سه شنبه 29 تیر1389ساعت 16:47  توســط fAtEmEh  | 

از حس تملک زنانه چه مي دانيد؟((به شوهر من نزديک نشويد ))

حسادت نوعي خشم دروني است که مرتبه هايي از آن در همه افراد وجود دارد ولي ممکن است در بعضي کمتر و در برخي بيشتر ديده شود؛اما آنچه در ادبيات قديم ايرانيان يافت مي شود اين است که زنان حسودتر

از مردان دانسته شده و حتي در روان شناسي امروز نيز برخي معتقدند که زنان در روابط بين فردي و در رابطه با جنس مخالف حساس تر، خودمحورتر و حسودتر از مردان هستند. حسادت مي تواند خود را در رقابتي پايدار و يا در کناره گيري از همه رقابتها آشکار سازد. بين مردان حسادت بيشتر جنبه رقابت دارد و رقابت آنها در مسايل خارج از مالکيت مشاهده مي شود. اما به نظر مي رسد که حسادت در زنان شکل ديگري به خود گرفته و آنها بيشتر نسبت به مقوله هايي به شدت تحريک مي شوند که تصور مي کنند تحت مالکيت آنهاست و يا مي خواهند با تلاش خود آن را تحت کنترل و مالکيت خود قرار دهند.

اشتباه نکنيد در اين مقاله سعي نداريم در مورد حسادت(در معناي عام) يعني آنچه با چشم و هم چشمي و رقابت بر سر تامين تجملات زندگي و .. است صحبت کنيم بلکه آن نوع حسادت در زنان را مي خواهيم بررسي کنيم که با مفهوم "حس تملک زنانه" مترادف است يعني همان احساسي که گاه زنان را بدان جهت سوق مي دهد که در مورد تمام روابط و مناسبات همسرشان حساس شده و حتي همسرشان را به خاطر ارتباط صميمانه با محارم خويش (مادر و خواهر و ..) مورد بازخواست قرار مي دهند.

 يعني به نوعي همسرشان را مختص خود مي خواهند و دوست ندارند او با هيچ زن ديگري در سطحي ترين روابط قرار گيرد. اين حس همان حسي است که عمدتا باعث ايجاد اختلاف و کشمکش بين عروسها و مادر شوهر ها و يا عروسها و خواهر شوهرها مي شود.

حسادت مي تواند خود را در رقابتي پايدار و يا در کناره گيري از همه رقابتها آشکار سازد. بين مردان حسادت بيشتر جنبه رقابت دارد و رقابت آنها در مسايل خارج از مالکيت مشاهده مي شود.

تصور کنيد مردي ازدواج کرده و در يک زمان واحد ميان محبت دو زن (مادر و همسر خود) قرار گرفته است. در اين ميان هر يک از دو طرف سعي دارند مرد مذکور را به سمت خود جذب کرده و حتي امکان دارد براي رسيدن به هدف خود از برخي ترفندها و راهکارهاي زنانه استفاده کنند. مسلما نتيجه چنين کشمکشي در معمولي ترين شرايط ايجاد درگيري ميان طرفين است.

البته اين يک نياز طبيعي است که هر زني همسرش را تنها براي خود بخواهد و در مورد روابط و مناسبات او با ساير زنان حساسيت نشان دهد اما گاه اين حس تملک از شکل طبيعي خود خارج شده و همان طور که گفتيم باعث ايجاد تنش و درگيري در زندگي مشترک مي گردد. اگر بخواهيم اين احساس را طوري توصيف کنيم که شما بتوانيد بهتر متوجه آن شويد بايد بگوييم که "حس تملک زنانه" تقريبا معادل با " غيرت مردانه" است. يعني هر دو اين مفاهيم را مي توان هم رديف هم به شمار آورد به جز اينکه اين ويژگي ها، تحت تاثير شرايط جنسيتي فرد قرار مي گيرد.

اين نوع حسادت (يا همان حس تملک) وقتي از شکل طبيعي خود خارج مي شود، باعث مي گردد که زن بر روي روابط همسر خود حساس شده و نسبت به هر ارتباطي که با زنان ديگر دارد(اعم از سلام و احوال پرسي و يا صحبتهاي معمولي) واکنش شديد نشان دهد. در برخي از زنان اين ويژگي چنان شدت مي يابد که مسير نگاههاي همسرشان را در کوچه و خيابان دنبال مي کنند تا ببينند آيا او به زنان ديگر نظر مي افکند يا نه؟ و يا حتي برخي از مردان هنگام مراجعه به مشاور از اين مساله شکايت دارند که حتي جرات تماشاکردن فيلمها، سريالها و يا برنامه هايي را که زنان در آن حضور دارند را نمي کنند.

البته فراموش نکنيد که درست است که عده معدودي از زنان دچار اين مشکل بوده و زندگي را براي خود و همسرشان سخت مي کنند اما برخي ديگر از زنان به واقع حق دارند تا اين نوع حساسيتها را در ارتباطات همسر خود نشان دهند . براي مثال اين دسته از زنان داراي همسراني هستند که :

- در روابط و صحبتهاي خود با زنان نامحرم يا غريبه بيش از حد گرم گرفته و به بذله گويي مي پردازند

- سابقه اي از بي وفايي نسبت به همسرشان را دارند

- در حضور همسرشان از زنان ديگر(چه از لحاظ ظاهر و چه از لحاظ نوع عملکرد و ...) تعريف و تمجيد مي کنند

- مرز بين روابط شخصي و روابط کاري را نمي دانند يعني در منزل هم که هستند با همکاران خانم خود در تماس و يا در حال اس ام اس زدن هستند و بسياري از دلايل ديگر...

بنابراين با توجه به طبع حساس زنانه کاملا طبيعي است که يک زن نسبت به همسر خود و با مشاهده اين صحنه ها در روابط همسرش دچار وسواس شده و دايما سعي کند او را تحت کنترل خود قرار دهد.

در ادامه اين مقاله چند توصيه اجمالي براي مرداني داريم که رفتارها و روابط شان کاملا در چارچوب و مطابق با عرف و شرع است اما متاسفانه باز هم تحت کنترل دايم همسرشان هستند:

- با خودتان خلوت کنيد و بررسي نماييد که چرا همسرتان تا اين حد در مورد رفتارهاي شما حساس بوده و شما را کنترل مي کند؟ آيا شما شوهر خوبي براي همسرتان هستيد؟ آيا توجهي را که نيازمند آن است به وي ارايه مي دهيد؟ آيا رفتارهايتان با زنان ديگر در حد و حدود طبيعي خود است يا اينکه پا را از حد و مرز خود فراتر مي نهيد؟...

"حس تملک زنانه" تقريبا معادل با " غيرت مردانه" است. يعني هر دو اين مفاهيم را مي توان هم رديف هم به شمار آورد به جز اينکه اين ويژگي ها، تحت تاثير شرايط جنسيتي فرد قرار مي گيرد.

- دقت کنيد و ببينيد چه زمانهايي شدت کنترل و حساسيت همسرتان نسبت به شما کاهش يا افزايش مي يابد؟ ببينيد در آن زمانها چه رفتاهايي را انجام داده ايد و از انجام چه رفتارهايي خودداري کرده ايد؟

با همسرتان صحبت کنيد و در مورد رفتار و عملکرد او به بحث بنشينيد. از او به خاطر رفتارش توضيح بخواهيد و در مقابل براي همسرتان توضيح دهيد که وقتي شما را مورد کنترل دايم قرار مي دهد، چه احساسي داريد . براي مثال اين گونه براي ايشان توضيح دهيد:

وقتي دايم تماسهاي تلفن همراه مرا چک مي کني احساس مي کنم که...(سپس احساس خود را کاملا براي همسرتان وصف کنيد)

موفقيت زناشويي

- از همسرتان دوستانه بخواهيد که رفتارش را مورد تجديد نظر و تغيير قرار دهد و خودش را به جاي شما بگذارد و ببيند آيا دوست دارد که دايما او را تحت نظارت دايم قرار داده و به وي اعتماد نداشته باشيد.

- به طور منظم به همسرتان ابراز علاقه کرده و به او بگوييد که " تنها زن زندگي من تو هستي و تو را با تمام نقاط قوت و ضعفي که داري دوست دارم و ..." به اين ترتيب هميشه به همسرتان اطمينان خاطر را هديه دهيد.

و توصيه آخر اينکه...

اگر ملاحظه مي کنيد رفتار همسرتان(بدون دلايل منطقي) ادامه دار شده و تلاش براي بهبود اين وضعيت تاثير مطلوبي نداشته ، مراجعه نزد مشاور خانواده را به شما و همسرتان توصيه مي کنيم. گاهي اوقات متخصصان ، متوجه جزيياتي مي شوند که شايد شما و همسرتان با ساعتها گفتگو و يا حتي مجادله نيز قادر به يافتن آن نباشيد.

منبع:تبیان

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 18:25  توســط fAtEmEh  | 

كوه‌يخ در زندگي زناشويي

صداي گرومب همسايه‌ها را لب پنجره مي‌كشد. اين سيني چاي است كه وسط حياط پرت شده و پشت بند آن صداي داد و بيدادي است كه از پنجره دست راستي آپارتمان همكف به حياط مي‌آيد.

مرده‌شوي چاي دم كردنت را ببرد. اين چاي كه يخ است!

چاي صبحانه را بعدازظهر براي من مي‌آوري؟

و بعد از اين صداي فرياد كه با طنين و بم ادا مي‌شود، صدايي نازك و زنانه همراه با جيغ جواب مي‌دهد: مرده شوي خودت را ببرد با اين اخلاق افتضاح. وقتي جلوي همه مي‌گويي زنم بي‌سليقه است اين هم از سرت زياد است.

بله حالا همسايه‌ها هم ديگر مي‌دانند كه دليل اين صداي گرومب تلافي بدگويي‌هاي آقا، جلوي فك و فاميل بوده است نه بمب و خمپاره. پس نفسي از سر آسايش مي‌كشند و دوباره سر جاهايشان برمي‌گردند.

هر كسي به محرك‌ها به گونه‌اي پاسخ مي‌دهد، اما در زندگي زناشويي پاسخ به مسائل خيلي مهم است و مهم‌تر از آن نحوه درست پاسخگويي است.

مخالفت و تضاد در هر زندگي زناشويي وجود دارد، اما اين مخالفت‌ها درجات مختلفي دارد و به نحو متفاوتي بروز مي‌كند.

وقتي همسرتان در مقابل جمع مسائلي را مطرح مي‌كند كه شما دوست نداريد، ممكن است چندجور واكنش از خود بروز دهيد. خودخوري يا نگاه عتاب‌آميز، دو مورد از اين واكنش‌هاست كه مخالفت آرامي را نشان مي‌دهد.

شيوه ديگر مخالفت اين است كه با صداي بلند وي را از گفتن موضوع منع كنيد و آخرين راهي كه پيش رو داريد اين است كه اصلا به روي خود نياوريد.

شايد خيلي از ما به خاطر كسب وجهه در مقابل ديگران و خوب‌تر جلوه كردن هيچ مخالفتي از خود بروز نمي‌دهيم در حالي كه حرف‌هايي براي گفتن داريم. گاهي نيز اين مسائل را پشت پرده به نحوي ديگر مطرح مي‌كنيم.

مشاوران خانواده معتقدند، اگر مخالفت‌هاي كوچك خود را بيان نكنيد و با توجه به تعداد موارد پيش آمده از خير مطرح كردن آنها بگذريد، اين مخالفت‌هاي كوچك جمع شده و كم‌كم به علامت هشداردهنده بعدي يعني رنجش و عصبانيت تبديل مي‌شود.

مي‌توانيد اختلافات هفته گذشته خود را بررسي و فكر كنيد كه طرز برخورد شما با اين اختلافات چگونه بوده است؟ چگونگي برخورد شما با اين مخالفت‌ها در وهله اول شاخص خوبي براي سلامت ازدواج شماست.

اگر نتوانيد با اين مشكلات و اختلافات به نحوه صحيح مواجه شويد، كم‌كم بي‌سر و صدا كوهي از يخ وسط روابط عاطفي شما و همسرتان سبز مي‌شود و بزودي مي‌بينيد كه از سر راه برداشتن آن كار دشواري شده است.

يك كوه آتشفشان

اين كوه يخ از موارد استثنايي است كه گاهي فوران هم خواهد كرد و تبديل به يك كوه آتشفشان مي‌شود. مثل همان صداي گرومبي كه اول مطلب خوانديد و بر اثر انباشته شدن مخالفت‌ها به وجود آمده بود.

عصبانيت و رنجش، نوع شديدتر مخالفت‌هايي است كه روي هم جمع شده‌اند و به صورت احساس تنفري موقتي ابراز مي‌شود. در اين مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت مي‌كنيد و فرد مقابل هم عكس‌العمل نشان مي‌دهد و شما را مورد حمله قرار مي‌دهد. خيلي مواقع كه سر موضوع كوچك و بي‌ربطي دعواي بزرگي راه مي‌افتد، علت آن را بايد در جاي ديگر و موضوع ديگري جستجو كنيد.

روان‌شناسان معتقدند رنجش و عصبانيت مي‌تواند به جدايي عاطفي موقت منجر شود. عصبانيت با فشار روحي زيادي همراه است و انرژي زيادي از شما مي‌گيرد.

اگر رنجش و عصبانيت، مدام تكرار شود شما در مقام باز دارنده آن، با به درون ريختن اين عصبانيت و رنجش و انباشت انرژي منفي بسيار در درونتان به ورطه ديگري مي‌افتيد.

زندگي روي كوه يخ

اين يك مرحله قبل از آن است كه ياس عاطفي سراسر وجود و زندگي‌تان را فرا بگيرد. بعد از يك دعواي مفصل خانه را ترك مي‌كنيد. اگر خانم باشيد به منزل مادرتان مي‌رويد و اگر آقا باشيد در را به هم مي‌كوبيد و اغلب مي‌كوشيد با پرسه زدن در خيابان و سيگار كشيدن مشكلات خود را فراموش كنيد. از دعواهاي پياپي خسته‌ايد و به دنبال آرامش مي‌گرديد. برخي افراد در اين مرحله تصميم مهمي مي‌گيرند؛ رفتن نزد مشاور يا پا درمياني بزرگ‌تر‌ها و فكر كردن به طلاق. اما برخي افراد درست در اين مرحله مي‌لغزند و آرامش را در جاي ديگري جستجو مي‌كنند. زنان ديگر، ‌غرق شدن در كار‏، اعتياد و مستي و پناه آوردن به عشقي ديگر از آن جمله است. شما مي‌خواهيد از واقعيت زندگي و همسر خود فرار كنيد.

اين مرحله ممكن است به صورت ديگر و در درون منزل اتفاق بيفتد. شما در منزل و زير يك سقف هستيد ولي به يكديگر بي‌اعتنايي مي‌كنيد و يكديگر را مورد بي‌توجهي قرار مي‌دهيد. به اعتقاد روان‌شناسان بيشتر جدايي‌ها و طلاق‌ها در اين مرحله اتفاق مي‌افتد. اين دوره بحراني‌ترين دوره اختلافات و در حقيقت زمان به زانو در آمدن آخرين تلاش‌هاي عاطفي طرفين براي بقاي زندگي مشتركشان است.

در اين مرحله آنقدر فشار روحي و تنش زياد مي‌شود كه فرد براي خود فضايي تازه و آرام طلب مي‌كند و اين‌گونه از زندگي زناشويي خود عقب‌نشيني كرده و ميدان مبارزه را ترك مي‌كند در حالي كه پيوندهاي عاطفي‌اش آخرين نفس‌ها را مي‌كشد.

اما طرد و عدم پذيرش هم مي‌تواند لاينحل باقي بماند و با تكرار و انباشت در طول يك دوره زماني، شما را به مرحله نهايي گسست عاطفي‌تان سوق دهد.

همه چي‌ آرومه

وقتي همه چيز از دست مي‌رود، انكار يكي از مراحلي است كه آن را پشت‌سر مي‌گذاريم. شكست و مرگ عاطفي نيز همين مرحله را در پي دارد. شما ناباورانه همه چيز را انكار مي‌كنيد.

وقتي دوستان و آشنايان را مي‌بينيد كه دارند زندگي خوشي را ادامه مي‌دهند، تمام لحظات شيرين زندگي زناشويي خود و نظرات خانواده و فاميل درباره زندگي‌تان را از خاطر عبور مي‌دهيد و به حرف‌هاي آنها بعد از جدايي خود فكر مي‌كنيد. به يكباره همه چيز مرتب مي‌شود و كدورت‌ها از وجودتان رخت مي‌بندند.

اينجاست كه شما در دام سركوب افتاده‌‌ايد شما ديگر احساسات منفي خود را حس نمي‌كنيد. اما در مقابل بهاي بزرگي مي‌پردازيد و ديگر احساسات مثبت خود را نيز لمس و درك نخواهيد كرد. شما از نظر عاطفي فلج شده‌ايد و تا پايان عمر، يكنواخت و بي‌احساس به نمايش كسالت آور زندگي خود ادامه مي‌دهيد. در اين مرحله خود فرد هم احساس مي‌كند كه خوشبخت است و زندگي خوبي دارد، غافل از اين‌كه بسياري از قسمت‌هاي وجودش در حالت نيمه خاموش به سر مي‌برد و بسياري از استعدادهاي خود را فراموش كرده است.

صادق باشيد

شما بايد ياد بگيريد كه صادق و منطقي مخالفت‌هاي خود را بيان كنيد. براي اين كار هر روز يا هر دو روز يك بار يك جلسه نيم ساعته گفتگو بگذاريد و هريك از شما 15 دقيقه در مورد احساسات مثبت يا منفي كه بر اثر رفتارهاي ديگري در شما بروز كرده حرف بزنيد. به حرف‌هاي هم احترام بگذاريد و سعي نكنيد دليل تراشي كنيد.

تمرين مهارت‌هاي حل مساله و گفتگوي معطوف به نتيجه عيني و موثر نيز بايد در دستور كار قرار گيرد. قدم به قدم از مرگ عاطفي خود فاصله بگيريد. مهم‌ترين قدم، پذيرش واقعيت وجود اشكال در زندگي‌تان است.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 18:20  توســط fAtEmEh  | 

مردان هم بارداری را تجربه می‌کنند

تغییرات بدنی زن هنگام بارداری کاملا مشهود است، اما به نظر می‌رسد مردان هم در دوران بارداری همسر خود،‌ تغییرات هورمونی مشابهی را درون بدن خود تجربه می‌کنند که روی رفتار آن‌ها با کودک تاثیر می‌گذارد

بهنوش خرم‌روز: اغلب تصور می‌شود که زن‌ها باردار می‌شوند و در طی بارداری تغییرات مختلفی را درون بدن خود تجربه می‌کنند. خب ظاهرا این تصور چندان هم کامل نیست. درست است که تغییرات بدن زن مشهودتر است، اما مردان هم به واسطه پدر شدن تغییرات هورمونی مشابهی را در بدن خود تجربه می‌کنند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست،‌ بدن مردان هم مانند زنان به واسطه بچه‌دار شدن،‌ هورمون اکسی‌توسین بیشتری ترشح می‌کند. به نظر می‌رسد این هورمون کاملا به رفتار والدانه مربوط است:‌ پدرانی که اکسی‌توسین بیشتری در بدنشان آزاد می‌شود بیشتر با بچه‌ها بازی می‌کنند و بیشتر دلبسته آن‌ها می‌شوند.

همچنین میزان تستوسترون خون مردان با پدر شدن کاهش می‌یابد. تستوسترون کم‌تر با توجه بیشتر به خانواده و کودک همراه است.

در زنانی که مادر می‌شوند، هورمونی به نام پرولاکتین در تغذیه کودک با شیر نقش دارد. اما پرولاکتین بدن مردانی که پدر می‌شوند هم، درست مانند زنان، در ماه‌های آخر بارداری همسر، بالا می‌رود. مردانی که پرولاکتین بیشتری ترشح می‌کنند هشیاری و مسئولیت بیشتری نسبت به گریه نوزاد نشان می‌دهند. خب ظاهرا تغییرات بارداری اصلا مختص خانم‌ها نیست

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 18:15  توســط fAtEmEh  | 

7 مطلبی که آقایون تصور میکنند همسرشان دوست دارد

آیا همیشه تلاش هایتان برای تاثیرگذاری بر روی همسرتان بی نتیجه می ماند؟ آیا او عصبانی می شود و تمام تلاش های شما را زیر سوال می برد؟

آقایون همیشه دوست دارند که نظر همسرشان را به خود جلب کنند، اما متاسفانه همانطور که در قسمت اول این مقاله هم گفته بودم، معمولا راه نادرست را انتخاب می کنند. به همین دلیل نمی توانند موفق شوند و به نتیجه دلخواهشان دست پیدا کنند.

در این قسمت 7 تصور غلط آقایون از کارهایی که تصور می کنند خانم ها دوست دارند، آمده است. با مطالعه آن در می یابید که کجای کارتان ایراد دارد. پس از خواندن متوجه می شوید که چرا دفعه قبل قرار ملاقات شما مطابق میلتان پیش نرفت.


آیا به خاطر برخی تصوران ذهنی غلط خودتان نبود؟

1- سعی می کنید تمام وقت خود را با او بگذرانید

دلیل نادرستی این عمل: درست است که او میل دارد بعضی مواقع در کنار شما باشد، اما اگر شما دائما برروی با هم بودنتان پافشاری کرده و سماجت به خرج دهید، خود را به صورت فردی نیازمند و وابسته جلوه می دهید و او به تدریج از شما اشباع می شود.

در عوض چه کاری انجام دهید: او احتمالا انتظار دارد که زمانی را در کنار هم به انجام کارهای مورد علاقه تان بپردازید و از وجود یکدیگر لذت ببرید، اما نباید خود را به زور در کارهایی که به شما ارتباطی ندارد، وارد کنید. مثل زمانی که با دوستانش به بیرون می رود یا جلسه ای دخترانه دارند. البته باید توجه داشته باشید که اگر به انجام کار خاصی علاقه ندارد، نباید او را به زورَ، وادار به آن نمایید.


2- میخواهید در نظافت کمک کنید اما همه چیز را به هم میریزید

دلیل نادرستی این عمل: گاهی اوقات لطف و مرحمت شما چندان موثر واقع نمی شود. به عنوان مثال آیا زمانی که تصمیم می گیرید شام درست کنید، قابلمه های کثیف را در دستشویی رها می کنید تا خانمتان آنها را بشوید؟ زمانیکه می خواهید وان و دستشویی را تعمیر کنید چرک و کثافت را بر روی زمین می ریزید؟ اگر چنین است نه تنها لطف و مرحمت شما هیچ سودی ندارد بلکه باعث خشمگین کردن او نیز می شود.
در عوض چه کاری انجام دهید: اگر می خواهید در کارهای خانه (و هر کار دیگری) به او کمک کنید، پیش از هر چیز باید مطمئن شوید که سودمند واقع خواهید شد. بهتر است به جای اینکه هر شب غذا درست کنید و توده ای از ظرف های کثیف را برایش یادگاری بگذارید، این کار را هر چند وقت یکبار انجام دهید، اما به درستی و با رعایت کمال نظافت.

3- تمام احساسات خود را به زبان می آورید

دلیل نادرستی این عمل: خانم ها مردهای احساساتی را دوست دارند، اما اگر مردی عواطف درونی اش را بیش از اندازه بروز دهد، به مزاج خانم ها سازگار نیست. صحبت کردن در مورد روابط گذشته، مسائل کاری، مشکلات خانوادگی جزء مواردی هستند که از شما یک فرد احساساتی و بی ثبات می سازند.
در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعادل را نگه دارید : احساسات درونی خود را بدون اینکه بیش از اندازه عاطفی جلوه کنید، بروز دهید. بهترین راه برقراری تعادل این است که ببینید او تا چه حد احساسات درونی خودش را با شما در میان می گذارد؛ اگر او تمام داستان زندگیش را با شما در میان نمی گذارد پس شما هم ملزم به انجام چنین کاری نیستید.

4- بیش از اندازه صادق هستید

دلیل نادرستی این عمل: صداقت بیش از اندازه هم گاهی درد سر ساز می شود. به عنوان مثال اگر به او بگویید که آنقدرها که باید و شاید به دست پختش علاقه ندارید صرفا او را آزرده ساختید. او در مورد خودش احساس بدی پیدا می کند و رفته رفته علاقه خود را نسبت به شما از دست می دهد.
در عوض چه کاری انجام دهید: خوب دقت کنید زیرا این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است: صداقت در مواردی نظیر خیانت، مسائل مالی و خانوادگی معنا پیدا می کند، و در مورد مطالب کوچکی نظیر " تو از این لباس خوشت می یاد؟" یا "فکر می کنی اون خانمه خوشگله؟" آنقدرها هم که فکر می کنید مهم نیست. گاهی دروغ های مصلحتی مفید تر از صداقت هستند. اگر صداقت بیش از اندازه سبب می شود تا همسرتان در مورد خودش احساس بدی پیدا کند در حالیکه یک دروغ جزئی همه چیز را حل کرده و رنجش خاطر را نیز از بین می برد، مطمئنا دروغ مصلحتی انتخاب مناسب تری است.

5- می خواهید تمام هزینه ها را پرداخت نمایید

دلیل نادرستی این عمل: دست و دلبازی خیلی خوب است اما اندازه ای دارد. یک خانم به این دلیل که شاید روزی از شما جدا شود و یا منتی بر روی دوشش نباشد، نیاز دارد که گاهی روی پای خودش بایستد. به این دلیل اصرار ورزیدن برای حساب کردن و پرداخت تمام هزینه ها کار درستی نیست و باعث می شود که او با شما راحت نباشد.
در عوض چه کاری انجام دهید: شما باید تعارف کنید؛ به ویژه در ابتدای شکل گیری رابطه. می توانید قدری پافشاری هم به خرج دهید اما بیشتر از دو مرتبه خوب نیست. بعد عکس العمل او را زیر نظر بگیرید و سعی کنید احساس ناخوشایندی در او ایجاد نکنید. اگر او واقعا می خواهد هزینه ها را پرداخت نماید، خوب می توانید دنگی بیرون روید
.

6- با همسرتان وارد حمام می شود

دلیل نادرستی این عمل: شاید خیلی مواقع این کار را دوست داشته باشد، اما باید مواردی از این قبیل را نیز در نظر بگیرید: آیا روز بدی نداشته؟ احساس بدی ندارد؟ یا خواستهای جنسی شما باعث آزار و اذیت او نمی شود؟

در عوض چه کاری انجام دهید: خانم ها معمولا برای ایجاد آرامش و فراموش کردن مشکلات دوش می گیرند. پس سعی کنید حال و حوصله او را تشخیص دهید و بدانید که او در هر زمان نیازمند چیست. تصور نکنید که حمام رفتن او به منزله نوعی دعوتنامه جنسی است. فراموش نکنید که گاهی اوقات دوست دارد در خلوت و تنهایی خودش سیر کند.

7- هیچ گاه جدی نیستید

دلیل نادرستی این عمل: اگر در زمان عصبانیت برای در هم شکستن سکوت ناخوشایندی که بر جمع حکمفرماست، شروع کنید به تعریف کردن جوک های مسخره، او واقعا ناراحت شده و احساساتش جریحه دار می شود. در حقیقت او با مشاهده چنین واکنشی از جانب شما تصور می کند که قصد فرار کردن از واقعیت های زندگی را دارید و چیزی جز یک دلقک نیستید.

به راستی انتظار یک خانم چیست

اگر دائما در حال انجام رفتارهای آزاردهنده ذکر شده هستید ناراحت نباشید. تشخیص تمام نیازهای خانم ها کاری است بس دشوار اما پس از خواندن این مقاله شما می توانید خود را از گناهان کوچکی که هر کسی ممکن است به آنها آلوده باشد پاک کنید.

باور کنید که: اگر شما نکات مذکور را در زندگی خود به کار بندید او ممنون شما خواهد شد و برای عواطف و احساساتتان ارزش بیشتری قائل می شود. بنابراین اندکی درون گرا باشید و بعد به راه خود ادامه دهید، به طور قطع در تمام قرارهای خود پیروز خواهید شود.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 17:22  توســط fAtEmEh  | 

نیازهای اساسی زنان و مردان

در این مقاله با نیازهای اساسی زنان و مردان بطور کاملا علمی و روانشناسانه آشنا خواهید شد:

1- مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.

2- زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان میخواهند راه گشا و منجی باشند.

3- مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4- مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5- تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.

نیازهای مردان:

1- یک شریک جنسی خوب.

2- یک همدم اهل تفریح.

3- یک همسر جذاب.

4- یک منزل دنج و آرام.

5- تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6- یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7-یک همسر وفادار.

* شکست = هراس مردان.

* آینه مرد = شغل +همسر (در واقع میزان عزت نفس و احترامی که مرد برای خود قائل است به میزان احترام و ارزشی است که همسر آن مرد برای وی قائل میباشد)

نیازهای زنان:

1-عطوفت و مهر ورزی.

2- گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3-صداقت و صراحت.

4-حمایت مالی.

5-همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6- همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.

7- امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8-یک همسر وفادار و متعهد.

9-جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11-احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12-قدردانی از زحمات آنها.

13-همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14- بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15- نزدیکی: در آغوش گرفتن آنها.

16- پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17-همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18-یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19-یک مرد با اعتماد بنفس.

20- یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.

نکته آخر:

زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی میخواهند به رابطه جنسی برسند.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 17:17  توســط fAtEmEh  | 

ازدواج و احساسات

امروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال، سرزنده بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده، بی تاب، ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و یـا مــصمم؟هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها در عرض یک روز به چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!!

فکر کردن به این موضوع نیز ترس آور است، اما این امر هر روزه و همه روزه در زندگی خانوادگی، و شغلی اتفاق می افتد و چنین احساساتی زمانی که شما دارای فرزند نیز بشوید، تشدید خواهند شد. ما باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم در مقابل احساسات یکدیگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهیم؛ البته باید توجه داشته باشید که انجام این کار چندان ساده نخواهد بود.

به مجرد اینکه چشمان خود را باز می کنیم و از خواب بلند می شویم در خود احساس تازه ای حس می کنیم. به خصوص اگر شما دل خوشی از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشید. کمی بد اخلاق و ترشرو می شوید. حال تصور کنید که همسر شما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خیز هم هست. او احساس سرور و شادمانی دارد. حال با خود تصور کنید: ترشرویی در مقابل سرور و شادی! ما در مقابل چنین احساساتی باید از خود چه برخوردی نشان دهیم- عکس العمل تند یا صرفا پذیرش؟

چه باور کنید و یا نه، برقراری تعادل در زندگی با احتساب به درک احساسات متغیری که در هر لحظه ممکن است در شخصیت فرد مقابل بروز کنند، امکان پذیر خواهد بود. ما این مقوله را به نام پذیرش احساسی می شناسیم. یک نکته اساسی در این مورد این است که نمی توان نام خوب و یا بد بر روی احساسات گذاشت البته تا زمانیکه احساسی بر خلاف اخلاقیات و از روی خشونت ظاهر نشود (به عنوان مثال کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید) و هیچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص دیگر نیست و این خود افراد هستند که آنها را به وجود می آورند. بنابراین دفعه آینده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتید و به او گفتید که: " تو باعث شدی که من چنین احساسی پیدا کنم" به خاطر بیاورید که خودتان مسبب آن احساس بخصوص در وجود خود هستید. به این دلیل که شما انسان منحصر به فردی هستید و خداوند شما را اینچنین خلق کرده است.

بیشتر مواقع ما نمی توانیم دقیقا همان احساسی که همسرمان در یک زمان مشخص احساس می کند را درک کنیم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهی با دیگری متفاوت است. من خودم به شخصه زمانی که احساس خوشحالی می کنم بر روی لبهایم لبخند می نشیند و ترجیح می دهم قدم بزنم. اما شاید احساس خوشحالی در فرد دیگری به صورت بالا و پایین پریدن ظاهر شود و او از شدت خوشحالی در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالی وجود دارد اما راههای بروز آنها کاملا متفاوت است.

معمولا علت بیشتر مشکلاتی که در زندگی های زناشویی بروز می کند، تنها به این دلیل است که طریقه بروز احساسات و سطوح آن در یک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هیچ کدام تلاشی برای درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمی دهند. آنها یکدیگر را نادیده می گیرند و تصور می کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنین نیست.

زمانی که همسر من به دلیلی ناراحت است و من به هیچ وجه حتی نمی توانم سطوح اولیه ناراحتی او را درک کنم، او خیلی بیشتر عصبانی و ناراحت می شود چراکه متوجه می شود من قادر به درک احساسات او نیستم. در مثالی مشابه شاید او قادر به هضم عواطف من نباشد: زمانی که من هنگام پیروزی تیم مورد علاقه ام خوشحال می شود و با جیغ و فریاد احساسات خود را تخلیه می کنم او تصور می کند که من دیوانه شده ام که این همه قلیان احساسات از خودم نشان می دهم. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد اما نه به آن اندازه که من شاد می شوم.

هر یک از طرفین باید یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات طرف مقابل خود که روز به روز و هفته به هفته تغییر می کنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل های متفاوتی را در افراد مختلف بر می انگیزد. پایه و اساس یک ازدواج موفق بر روی درک متقابل از احساسات یکدیگر و نه بی توجهی نسبت به آنها، بنا می شود. اگر چنین درکی وجود نداشته باشد، به مشکل برمی خوریم. گاهی پیش می آید که حتی خودتان نیز تحلیل درستی از احساسات شخصیتان ندارید، در همین حال از همسر خود انتظار دارید که شما را درک کند. اگر کمی دقیق تر با این مسئله برخورد کنید، متوجه خواهید شد که این انتظار شما از نظر منطقی امر درستی به شمار نمی رود.

راه غلبه بر مشکلاتی که از این طریق در زندگی مشترک افراد بروز می کند، این است که احساسات یکدیگر را بپذیرید و تلاش کنید تا احساسات خود را برای طرف مقابل شرح داده و به حرف های او نیز گوش دهید.

به عنوان مثال: یک خانم در مورد مسئله ای متعجب می شود و آقا یک نگاهی که معمولا مردها تحویل زن ها می دهند، را به او پس می دهد. این مطلب در ذهن خانم نفش می بندد و دفعه آینده که آقا چنین احساس مشابهی را در مورد چیز دیگری پیدا کرد، خانم هم همان عکس العمل را به او تحویل می دهد. اما اگر خانم احساس خود را برای او بیشتر توضیح دهد و یک مثال کاملا ملموس بیاورد "مثل احساس خوشایندی که در زمان پذیرفتن سر پرستی یک کودک بی سرپرست به انسان دست می دهد" که تا حد زیادی شادی آور است، آقا هم این فرصت را پیدا می کند که او را بهتر درک کند و از مشکلات بعدی نیز تا حد بسیار زیادی جلوگیری به عمل می آید. این امر راهکار مناسبی برای برقراری ارتباط و اگاهی از احساسات باطنی و عمیق طرف مقابل است.

به خاطر داشته باشید که بر روی هیچ احساسی نمی توان نام خوب و یا بد گذاشت بجز زمانی که بر اساس آن احساس بخصوص از شما عملی سر بزند و از خود واکنش نشان دهید. شاید نتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم اما حداقل می توانیم رفتار و اعمالی که در حول محور احساسات بروز می کنند را کنترل و سپس مهار کنیم.

صبح که از خواب بلند می شوید نگاهی به هم بیندازید و با خود بگویید که می خواهید احساسات یکدیگر را در ک کنید، سپس دست های یکدیگر را بفشارید و هم را ببوسید و در آغوش بگیرید: احساسات شما با انجام این کار به طور کلی تغییر خواهند کرد و فضای رمانتیکی ایجاد می شود و هر دوی شما می توانید شادی موجود را احساس کنید. روز خوبی داشته باشید و از وجود هم لذت ببرید.

+ نوشــته شــده در  یکشنبه 27 تیر1389ساعت 17:12  توســط fAtEmEh  | 

رابطه جنسی سالم

رابطه جنسی سالم چگونه رابطه ای است؟

رابطه جنسی سالم دربرگیرنده ابراز آگاهـانه و مثبت انرژی جنسی در راستای افزایش عزت نفس، سلامت جسمی، رابـطـه عـاطـفـی و تـعـالی شخـصـیت بــا منفعت دو سویه میباشد.  رابـطـه جنـسـی سـالـم مـثـبت و پــر مایه بوده و به چگونه ارتـبـاط بـرقـرار کـردن و پذیـرش و دهـش عشـــق توسط ما بستگی دارد.
رابطه جنسی سالم به معنی توانایی در لذت بردن و کنترل رفتار جنسی و تناسلی است، عاری از هرگونه احساس ترس، شرمساری، گناه و باورهای غلط.
رابطه جنسی سالم شکلی از ارتباط برقرار کردن میباشد که از طریق آن ما احساسات، افکار و لذت را مبادله میکنیم.
یک رابطه جنسی سالم مستلزم چنین شرایطی است:

 رضایت- برابری - احترام-اعتماد - ایمنی - مسئولیت.

رضایت: یعنی شماقادر باشید آزادانه و براحتی انتخاب کنید که در فعالیت جنسی شرکت کنید یا که نکنید. همچنین شما قادر خواهید بود هر زمان که لازم دیدید فعالیت جنسی در حال انجام را متوقف سازید. فارغ از هر گونه تحمیل و اجبار.

برابری و مساوات: یعنی حس شما از اقتدار فردی هم سطح اقتدار فردی شریکتان باشد. هیچ یک از طرفین بر دیگری تفوق و استیلا نخواهند داشت.

احترام:یعنی شما و شریکتان متقابلا به شخصیت، خواسته ها، نیازها و مرزهای یکدیگر احترام میگذارید.

اعتماد:یعنی شما و شریکتان از لحاظ جسمی و احساسی به یکدیگر اعتماد دارید.

ایمنی:یعنی شما و شریکتان در نحوه برقراری رابطه جنسی احساس امنیت و ایمنی میکنید. شما در رابطه با زمان، مکان و چگونگی فعالیت جنسی راحت بوده و حق انتخاب دارید. شما از احتمال عدم حاملگی ناخواسته، انتقال بیماریهای مقاربتی و صدمات جسمی اطمینان داشته و احساس امنیت میکنید.

مسئولیت:یعنی شما می بایست مسئولیت عواقب و تبعات رفتارها و فعالیتهای جنسی خود را بعهده بگیرید. همچنین پیش از برقراری هرگونه رابطه جنسی می بایست از دانش جنسی کافی برخوردار باشید.

چگونه یک رابطه جنسی سالم و ناسالم را از هم تشخیص دهیم:

رابطه جنسی سالم رابطه جنسی ناسالم

یک انرژی قابل کنترل است یک انرژی غیر قابل کنترل است
یک انتخاب آزادانه است یک اجبار و تحمیل است
یک سائق طبیعی ست یک اعتیاد است
دارای محدودیت است محدودیتی ندارد
سبب تحکیم و تثبیت هویت شما میگردد به شما هویتی دوگانه میبخشد
عزت نفس شما را افزایش میدهد احساس شرمساری بشما میدهد
شفا بخش و نیرو بخش است آسیب رسان و زیانبار است
آمیخته با عشق است تهی از عشق است
یگانگی و سهیم شدن است دوگانگی و انجام دادن با فردی ست
نیازمند ارتباط و گفتگو ست بی نیاز از گفتگو ست
آرامش بخش و تسکین دهنده ا ست استرس زا ست
امری خصوصی ست امری مخفیانه و سری ست
آمیخته با احترام ست بهره کشی و استثمار ست
دو جانبه ست منفعت یک سویه دارد
صمیمانه است سرد و غیر صمیمی ست
مسئولانه است غیر مسئولانه است
ایمن است خطر آفرین است
لذتی ست جسمی، روحی و معنوی لذتی ست جسمانی
ارتقا دهنده سطح سلامتی جسمی، تنزل دهنده سطح سلامتی
روانی و اجتماعی فرد ست جسمی، روحی و اجتماعی ست

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 22:1  توســط fAtEmEh  | 

رضایت جنسی در روابط

هنگامی که سخن از تعرض و یا همان تجاوز جنسی به میان می آید در ذهن اغلب افراد برقراری رابطه جنسی یک مرد رذل با یک دختر و یا زن دست و پا بسته نقش میبندد اما تعرض جنسی ابعاد و طیف گسترده تری دارد.

تعریف تعرض جنسی

در برگیرنده هر گونهتماس جنسی، اعم از بوسیدن، لمس کردن، نوازش کردن و مقاربت که بدون رضایت طرف مقابل صورت میپذیرد. تعرض و تجاوز جنسی یک جرم محسوب گردیده و لطمات جبران ناپذیری از لحاظ روحی وروانی و یا جسمانی به قربانی وارد میسازد.

تعریف عام رضایت

فردی توافق میکند و یا به فرد دیگری اجازه میدهد تا کاری را انجام دهد. موافقت به انجام عملی مبتنی بر آگاهی و دانش کافی از آن عمل و پیامدهای احتمالی آن. در حالی که گزینه "نه" گفتن همواره برای فرد محفوظ باقی میماند.

تعریف خاص رضایت (تماس جنسی)

توافق آزادانه برای برقراری رابطه جنسی. (که شرایط تعریف عام رضایت را نیز در برمیگیرد)

نکته:

رضایت می باید برای هر گونه تماس و فعالیت جنسی جلب گردد.

نکته:

 تماس جنسی یک پروسه است. بنابراین برای آغاز هر مرحله باید اجازه گرفته شود. مثلا پس از اینکه فردی شما را در آغوش گرفت به معنی این نیست که شما مجاز هستید تا انتهای مسیر که همان مقاربت باشد پیش روید. پس از در آغوش گرفتن حتی برای بوسیدن فرد نیز باید از او سوال کنید که آیا عمل شما با رضایت وی همراه است یا خیر.

نکته:

 رضایت میتواند در هر لحظه و هر مرحله از تماس جنسی بازپس گرفته شود. مثلا چنانچه همسر شما رضایت داد تا وی را ببوسید اما پس از چند دقیقه وی از تصمیم خود پشیمان شد و تقاضای توقف رفتار شما را کرد شما حق ندارید به عمل خود ادامه دهید.

نکته:

عمل بوسیدن، در آغوش گرفتن و نوازش کردن الزاما نباید به مقاربت ختم شوند.

نکته:

 رضایت برای یک مورد تماس جنسی الزاما رضایت برای تماس های جنسی بیشتر در آینده نیست. رضایت برای برقراری رابطه جنسی امروز، رضایت مادام العمر برای رابطه جنسی نمیباشد. ممکن است فرد پس از یک بار برقراری رابطه جنسی از کرده خود پشیمان گردد شما حق ندارید با این تصور که دیگر کار از کار گذشته هر زمان که مایل بودید با وی رابطه جنسی برقرار کنید.

نکته:

 سکوت، روابط جنسی پیشین، تصور شما از راضی بودن طرف مقابل، رضایت محسوب نمیگردند.

نکته:

 هیچگاه در صورتی که ترید و دودل بودید و یا احساس کردید همسر شما نیز مردد و دو دل است اقدام به برقراری رابطه جنسی نکنید چراکه به احتمال زیاد هر کدام از شما و یا هر دو از کرده خود دیر یا زود پشیمان خواهید شد.

نکته:

"شاید" به معنی "بله" نیست. "نه" یعنی "نه". "نه" به معنی "شاید" نیست.

شرایط رضایت در یک رابطه جنسی به قرار زیر می باشد:

1-هر دو طرف کاملا هشیار باشند.

2- هر دو طرف بطور برابر آزادی عمل داشته باشند. عاری از هرگونه اجبار و تحمیل باشد.

3-هر دو طرف آشکارا از قصد و نیت خود آگاهی داشته و درباره قصد و نیت خود با یکدیگر گفتگو کرده باشند.

اکنون میتوانیم مفهوم تعرض جنسی را مطابق با اصل رضایت بهتر درک کنیم. اگر شما در شرایط زیر با فردی رابطه جنسی برقرار کنید در واقع وی را مورد تجاوز جنسی قرار داده اید و مجرم میباشید:

1- با فردی که هنوز به سنی نرسیده است که بتواند مصلحت خود را تشخیص دهد. حتی اگر شما با یک دختر 17 ساله، حتی با رضایت وی، رابطه جنسی برقرار کنید در واقع وی را مورد تعرض قرار داده اید چراکه وی هنوز قادر به اتخاذ تصمیمات معقول و همسو با مصالح و منافع خود نیست و شاید از عواقب عمل خود آگاهی کافی نداشته باشد.

2-چنانچه فرد خواب آلود و یا بی هوش باشد.

3-چنانچه با تهدید وارعاب همراه باشد.

4- چنانچه فرد تحت تاثیر الکل، مواد مخدر و یا روانگردان قادر به تصمیم گیری نبوده و یا قادر به مقاومت نباشد.

5-زمانی که فرد ابتدا عدم رضایت خود را از هر گونه تماس جنسی اعلام کرده، اما شما با ترغیب و شستشوی مغزی وی سرانجام وی را راضی به برقراری رابطه جنسی کرده باشید.

6-زمانی که در نوشیدنی قربانی داروی خواب آور ریخته و مخفیانه وی را مورد تعرض قرار دهید. و یا با علم به اینکه وی پس ازمصرف مشروبات الکلی و یا مواد مخدر دیگر قادر به مقاومت نیست و یا آسانتر به رابطه جنسی تن خوهد داد، مصرانه وی را به مصرف اینگونه مواد ترغیب کنید.

کلید رضایت = گفتگوست: به موقع، صادقانه و قاطعانه حرف خود را بزنید.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 21:56  توســط fAtEmEh  | 

رابطه جنسی در زندگی زناشویی

زوجین میـتوانند از یک ارتباط سالم، جذاب و خوب جنسی در طـول زنـدگی مشـتـرک خـود بهره ببرند. رضایت جنسی امـری اسـت کـه در طـول زمـان و بـا هشیاری بسیار زیادی قابل دست یافتن می بــاشـد. ایــن امــر نــیــازمــنـد تعهد، سـرسـپـردگـی، تـلاش و هــمکاری هر دو طرف می باشد. زوجـیـن بـایـد اولین اولویت خود را در تطمیع کردن خواست های دیگری قرار دهند. رشد رابطه جنسی در زندگی زناشویی چیزی جز آشکار کردن خود واقعی افراد نمی باشد.

کمبود صمیمیت زیربنای مشکلات جنسی است. زوجین باید توانایی بیان احساسات و خواست های خود را نسبت به یکدیگر داشته باشند. باید به هم بگویند که از انجام چه کاری لذت می برند و چه چیز مایه رنجش آنهاست. زن و شوهرهایی که از بیان احساسات خود عاجز هستند نمی توانند در رابطه عشقی خود پیشرفت کنند و ارتباط آنها در همان مرزهای شهوانی باقی می ماند و فراتر از آن نخواهد رفت. آنها ممکن است برای سالیان دراز در همان حدود اولیه باقی مانده و ارتباط جنسی خود را همیشه با ترس نپذیرفته شدن ادامه دهند.

در گفتگوهای باز و عاشقانه هر یک از افراد می تواند به راحتی خواست ها و نیازهای خود را در راه رسیدن به ارضای جنسی بی پرده بیان کند. این امر به رابطه شما، انرژی و نیرویی تازه می بخشد و روحیه ای در شما ایجاد می کند که هر روز پیش از گذشته طرف خود را بخواهید. بنابراین سعی کنید راههای متفاوت راضی کردن همسر خود را در این نوع ارتباطات پیدا کنید.

زوج هایی که در این زمینه موفق هستند، اگر چندین فرزند هم داشته باشند باز هم می توانند به راحتی وقت خاصی را برای این امر اختصاص دهند حتی اگر فرزندان آنها بسیار کوچک بوده و نیاز به حمایت و مراقبت بیشتری داشته باشند.

زوج های کاردانی که از داشتن سکس با یکدیگر لذت می برند تا هشتاد، نود سالگی نیز از هم خسته نمی شوند. آنها تغییراتی که در اندام های جنسی شان به دلیل بالا رفتن سن ایجاد می شود را به راحتی می پذیرند. مردهایی که پا به سن می گذارند شاید در رسیدن به نعوذ و نگه داشتن آن با مشکل مواجه شوند و خانم ها نیز دچار خشکی مهبل می شوند. زوج های بالغ، که از نظر احساسی به هم نزدیک بوده و همدل می باشند به راحتی می توانند تغییر در نیازهای یکدیگر را درک کنند. آنها همدیگر را در آغوش می گیرند و عواطفشان را با یکدیگر در میان می گذارند و برای هم به منزله قوت قلب هستند. نیازها و خواست های این دسته از افراد برای طرف مقابل کاملا روشن است.


این راهها، روش های اثبات شده ای برای بازگرداندن علاقه و احساس به زندگی مشترک شما می باشد:

اولویت بندی: برقراری ارتباط جنسی را اولین اولویت خود قرار دهید و هیچ گاه آنرا به "بعدا" موکول نکنید. اجازه ندهید حضور بچه ها و یا مسائل کاری مانع انجام دادن این کار شود.
 
زمان: برای معاشقه زمان بگذارید یا به عبارت دیگر برای این کار زمان به وجود آورید. بر روی علایق خود تمرکز کنید و وقت مناسبی را صرف بازسازی اعتماد و علاقه طرف مقابل نسبت به خودتان کنید.
 
لمس کردن: دست زدن نشان دهنده عشق ورزیدن است. دستهایتان را به دست یکدیگر بسپارید، با ملایمت هم را در آغوش بگیرید و همدیگر را ببوسید. با هم به حمام بروید و دوش بگیرید.
 
عشق: ایجاد فضای رمانتیک، پیش نوازی، و عشوه گری از مواردی هستند که کیفیت رابطه جنسی را بالا می برند.
 
بازی: هیجان داشته باشید، با هم شوخی کنید و راههای جدید را در سکس کشف کنید.
 
صحبت: احساسات و خواست های خود را با یکدیگر در میان بگذارید، در مقابل گفته های او از خود واکنش نشان داده و دوباره از نو خود را نیرومند سازید.
+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 21:52  توســط fAtEmEh  | 

نکاتی در مورد مشاوره های زناشویی

اخـیـراً مـقـاله ای در یـکـی از روزنــامه ها افراد را از خطرات احتمالی گـرفـتـن کـمـک هـای تخـصـصی در زنــدگی های زنـاشـوییشان هشـدار داد. در ایـن مـقـاله چـندین مثال از مـواردی آورده شـده بـود کــه در آن این متخصصین به جای بهـبـودی بـخـشـیدن بـه زنـدگـــی دو نفر، برعکس صدمات بیـشـتـری نـیـز بـه آن زده انـد. بـه عـقـیده ی من، اکثر این مـتـخـصـصین درمـانـی از درمـــان های موافق و مساعد با ازدواج استفاده نمی کند. حتی گاهی بعضی از آنها طلاق را به عنوان یکی از اصلی ترین راه چاره ها می بینند.

با این وجود، درست نیست زمانی که برای مشاوره پیش این افراد می روید، کودک را همراه خود نبرید. اما متخصصین درمانی هم هستند که واقعاً در زندگی افراد ایجاد تحول می کنند، همه ی این متخصصین مثل هم نیستند.


در اینجا نکات و راهنمایی هایی برایتان بیان می کنیم که در چنین موقعیت هایی از آنها استفاده کنید:

1- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما آموزش های تخصصی را پشت سر گذاشته است و در زمینه درمان زناشویی تجربه داشته باشد. اکثر اوقات درمانگران می گویند که درمان های مربوط به زوجین را انجام می دهند اما این زوجین حتماً زن و شوهر نیستند، یعنی این درمان ها به واقع درمان های زناشویی نیست. ممکن است درمان هایی بین دو شریک یا هر دو نفر درگیر را انجام داده باشند، نه زن و شوهر ها. البته درمان های آنها متفاوت است. برای درمان زناشویی مهارت های خاصی را طلب می کند. به همین دلیل، خجالت نکشید و حتماً از درمانگرتان در مورد آموزش ها و تجربه هایش سوال کنید.

2- اطمینان حاصل کنید که درمانگر شما تمایل دارد که مشکلات زناشویی شما را از بین برده یا برای آنها راه حل هایی پیدا کند تا اینکه شما را به سمت طلاق بکشاند. از او بخواهید که آماری از نتایج کار خود را به شما ارائه دهد، تا ببینید چند درصد از افراد به زندگی خود برگشته اند و چند درصد طلاق گرفته اند. البته ممکن است درمانگر شما جواب قانع کننده ای ندهد، اما واکنش و عکس العمل او به این مسئله می تواند همه چیز را برایتان بیان کند. باید مطمئن شوید که هدف اول و آخر درمانگرتان کمک به شما برای حل مشکلاتتان است نه رهایی آنها.

3- باید بتوانید با درمانگرتان احساس راحتی و اعتماد داشته باشید—و اینکه او دردها و احساسات شما را می فهمد. اگر می بینید که درمانگرتان ازشما یا از همسرتان طرفداری خاص می کند، مطمئناً قابل قبول نیست. یک متخصص درمانی خوب باید هر دو جانب را خوب درک کند و به آنها کمک کند تا برای حل مشکلاتشان با هم مشورت کنند. اگر می بینید با نظرات درمانگر خود موافق نیستید، حتماً با او در میان بگذارید. اگر درمانگرتان از این مسئله استقبال کرد، نشانه ی خوبی است اما اگر نظرتان را نادیده گرفت، مسلماً اشکالی وجود دارد.

4- ارزش و عقاید خود درمانگر در مورد ارتباطات زناشویی مطمئناً نقش کلیدی در این مسئله بازی می کند. مطمئناً راه های زیادی برای دوست داشتن و ماندن با همسرتان وجود دارد، پس اگر درمانگرتان اعتقاد دارد که برای این منظور فقط یک راه هست، حتماً سراغ متخصص دیگری بروید.
و اینکه گاهی بعضی افراد تصور می کنند که درمانگرها به قطع می دانند که چه زمانی عمر یک زندگی تمام شده است . باید طرفین از هم جدا شوند، اما اینطور نیست، آنها چنین دانشی ندارند. پس اگر دیدید که درمانگر شما چنین اظهاراتی داشت، باز هم سراغ متخصص دیگری بروید.

5- اطمینان یابید که شما، همسرتان و درمانگرتان برای این مسئله هدف تعیین کنید. در غیر اینصورت هر هفته بدون هیچ تغییری خواهد گذشت و هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد. و خط درمانی شما هیچ سمت و سویی نخواهد داشت. و زمانی که هدف تعیین می کنید، همه ی تلاشتان باید معطوف به آن باشد و یک لحظه از آن غافل نشوید. اگر باز هم متوجه هیچ تغییری نشدید و هیچ بهبودی در طی یک یا دو جلسه مشاوره انجام نگرفت، باید حتماً این را با مشاور خود در میان بگذارید.

6- عقیده ی من این است که زوج هایی که زندگیشان دچار بحران شده است از نعمت این که بتوانند به گذشته و روزهای خوش فکر کنند و از آن برای حل مشکلات خود کمک بگیرند محروم هستند. اگر مشاور شما روی گذشته تکیه دارد، از او بخواهید که رویکردی نیز به آینده داشته باشد.

7- مطمئن باشید که برای همه ی مشکلات زناشویی درمانی هست. نگذارید که مشاورتان به شما بقبولاند که تغییر غیر ممکن است. انسانها هیچ گاه قابل پیش بینی نیستند و هر آن ممکن است کاری غیر منتظره به خصوص برای کسانی که دوستشان دارند انجام دهند.

8- بیشتر از هر چیز به غریزه خود اعتماد کنید. اگر مشاور درمانی شما قصد کمک داشته باشد، شما حتماً احساس خواهید کرد و همینطور برعکس این مسئله.

9- در آخر، بهترین راه برای پیدا کردن یک مشاور ازدواج خوب، استفاده از تجربیات دیگران است. اگر یک درمانگری واقعاً خوب باشد، افراد از او راضی خواهند بود و این مسئله دهان به دهان خواهد گشت. در این مورد می توانید از تجربیات افرادی که قبلاً با آن مشاور کار کرده اند استفاده کنید.

با همه ی این مسائل می گویم که خوب است که از یک مشاور درمانی استفاده کنید. همیشه گرفتن توصیه هایی از شخص سوم مفید است. او می تواند شما را در مشکلاتتان راهنمایی کند. اما در انتخاب آن شخص سوم دقت کنید.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 21:48  توســط fAtEmEh  | 

ناهماهنگی ها ی خواسته های جنسی در زوجین

از اطلاعات این قسمت به هیچ عنوان نباید به عنوان یک مشاوره تخصصی برداشت کنید. موضوعی که در زیر مورد بحث قرار می گیرد کاملا کلی بوده و اگر مشاور خانوادگیتان چیز دیگری در این زمینه به شما پیشنهاد کرده، بهتر است بر طبق گفته های او عمل کنید.

کتب آسمانی در مورد غریزه جنسی چه می گویند

ما در بسیاری کتب اینطور می خوانیم که: "در زمان غلبه احساسات جنسی، رضایت طرفین مهمترین شرط لازم می باشد؛ هیچ گاه از روی هوس به کسی نزدیک نشوید، زمانی که چنین حالتی به شما دست داد به درگاه خداوند باز گردید و دعا کنید تا مبادا شیطان از نبود عزت نفس در شما استفاده کند و شما را به گناه بکشاند."

به نظر می رسد که خواست های جنسی در انسان آنقدر زیاد است که پیامبران همواره میفرمودند: "زمانی که با همسر خود رابطه جنسی زیادی برقرار نمی کنید، باید بسیار دعا کنید و خود را به درگاه خداوند نزدیک نمایید چرا که در این حالت شهوات جنسی در شما افزایش پیدا کرده و در مقابل وسوسه ها آسیب پذیر خواهید شد."

بدیهی است که افراد مختلف، خواست های جنسی متفاوتی دارند. گاهی اوقات تمایل یک خانم ممکن است خیلی کمتر از همسرش باشد. البته مردهایی هم وجود دارند که خواست های جنسیشان بسیار کمتر از خانمشان است. کمبود این میل دلایل متفاوتی دارد که از جمله آن می توان به: تغذیه نامناسب، کمبود خواب، اضطراب احساسی، ضربه های عاطفی گذشته، و مشکلات موقعیتی اشاره کرد. علت این امر هر چه که باشد، ناهماهنگی در خواست های جنسی معمولا ناراحتی های بسیاری را برای زوجین به ویژه کسی که دارای میل قوی تری است، ایجاد می کند.

ما نباید نسبت به تمایلات همسر خود بی توجهی کنیم. خستگی، مشغولیت، و بی علاقگی نباید در چنین مسائلی دخالت داشته باشند و مانند سدی مانع برآورده شدن تمایلات غریزی طرف مقابل شوند. به علاوه، این کار هیچ گاه درست نیست که برای مجازات کردن و گوشمالی دادن همسر خود او را از برقراری رابطه جنسی محروم کنید. این امر تنها به عنوان نوعی اعمال زور و اجبار به شمار می رود. زن و شوهر هایی که یکدیگر را دوست می دارند و پیرو راهنمایی های خداوند هستند به هیچ وجه نباید مرتکب چنین اشتباهاتی شوند.

میل جنسی در انسان

کنترل امیال جنسی در انسان به عهده همان بخشی از مغز می باشد که مسئول کنترل گرسنگی در بدن است. سکس هم در آقایون و هم در خانم ها یک نیاز دائمی و تکرار شونده می باشد. بهانه آوردن برای مواجه نشدن با این احساس و یا هر نوع نیاز دیگری که بدن محتاج آن است باعث بروز صدمات عاطفی جبران ناپذیری در فرد می شود. یکی از دغدغه های رایج ما در مورد خانواده این است که برای آنها توضیح دهیم که به هیچ وجه نباید در مقابل خواست های جنسی همسر خود بهانه تراشی کنند و به نوعی از زیر آن شانه خالی کنند. انجام این کار به همسرتان ثابت می کند که شما فرد راحت طلبی هستید و انجام امورد دیگر برایتان از او مهمتر و با ارزش تر هستند.

با صداقت تمام باید اظهار کنم که این ناکامی جنسی در آقایون بیش از خانم ها دیده می شود. همسران این افراد آنقدر خسته و مشغول هستند و یا اینکه هیچ علاقه ای به براورده کردن نیازهای شوهران خود ندارند. برای روشن شدن مشکل فردی که نسبت به او در زندگی زناشویی بی توجهی می شود معمولا از طرف روان درمانگر ها و تراپیست های خانواده یک مثال رایج در مورد یک لیوان آب بیان می شود که به شرح زیر می باشد.

تصور کنید که تشنه هستید (آنقدر که از فرط عطش در حال هلاک شدن می باشید) و همسرتان یک لیوان پر از آب خنک در دست دارد. شما از او تقاضای آب می کنید و هـمسـرتـان در جـواب مـی گوید: "من خیلی خسته هستم که لیوان را به تو بدهم" یا "چون خانه را تمیز نکردی بهت نمی دم" یا " من میلی به انجام این کار ندارم."

آیا این گفته ها باعث می شود که تشنگی شما برطرف شود؟ آیا این کار باعث میشود که نیاز شما مرتفع گردد؟ آیا این بهانه ها تشنگی شما را فروکش کرده و شما را راضی می نماید؟ این بهانه ها باعث می شود که شما احساس خوب و یا بدی نسبت به همسر خود پیدا کنید؟ به طور حتم شما با شنیدن چنین حرف هایی دلشکسته و آزرده خاطر خواهید شد و به این نتیجه می رسید که همسرتان واقعا بی رحم بوده و برای نیازهای حقیقی شما هیچ گونه ارزشی قائل نمی شود.

همانطور که دید چه خوشتان بیاید چه نیاید، بهانه تراشی در مقابل نیاز همسر به این معناست که: "من می دانم که این نیاز را داری، اما در اشتباه هستی."

ما باید همیشه این اصل را به خاطر داشته باشیم: هیچ زن و یا شوهری حق ندارد که تشخیص دهد چه چیز برای همسرش لازم هست یا نیست.

یکی دیگر از پی آمدهای نیازهای بی پاسخ مانده که در مردها شایع می باشد، رنجش و تنفر است. آنها تصور می کنند که خانم هایشان هیچ احساسی نسبت به آنها ندارند و تمام روابط جنسی که در گذشته وجود داشته در نتیجه التماس کردن ها و انجام دادن کارهای مورد علاقه خانم بوده. بسیاری از مردها دچار ضربه های عمیق احساسی میشوند، چراکه تصور می کنند همسرانشان مانند حیوان با آنها رفتار می کنند و به نظر می رسد که از داشتن سکس با آنها لذت نمی برند. بسیاری از خانم ها ارتباط مناسبی با نیازهای همسر خود برقرار نمی کنند و آنها را به رضایت کامل نمی رسانند.

عده زیادی از متخصصین خانواده در کنفرانس ها و سمینارهای خود به علامت اعتراض به مردها، آنها راس بسیاری از جوک های خانوادگی قرار می دهند. البته من معتقد به قضاوت یکطرفه نیستم. آقایون هم در برخی موارد دچار نقصان و کمبودهایی در برقراری رابطه جنسی می باشند. به عنوان مثال بسیاری از خانم ها هستند که از داشتن سکس با همسر خود لذت می برند البته در صورتیکه آقا روش های مناسب تری را به کارگیرد، صبر خود را زیاد کند و آگاهی و اطلاعات خود را در این زمینه افزایش دهد.

اما به نظر می رسد که در زمینه ارضای جنسی، بسیاری از خانم ها متوجه نیستند که این نیاز طبیعی و عمقی تنها به وسیله چند بهانه بچه گانه فروکش نخواهد کرد. قصور و کوتاهی از طرف خانم در این زمینه، آقا را بر سر یک دوراهی دشوار قرار می دهد: زندگی در فلاکت و محروم ماندن و یا جستجوی رضایت در جایی دیگر؛ که متاسفانه راه حل دوم یکی از رایج ترین راهکارهای حل مشکل می باشد

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 1:18  توســط fAtEmEh  | 

6 قانون برای برقراری رابطه مناسب در ازدواج

مشاورین امور ازدواج و خانواه نه تنها عدم وجود ارتباط مناسب را دلیل بدبختی میدانند، بلکه معتقدند که ارتباط نامناسب باعث ایجاد ناخوشایندی و ناراضایتی می شود. برای اینکه چنین اتفاقی در خانواده شما روی ندهد، اجازه دهید با هم مروری بر روی نکاتی که خانواده هایی با بنیانهای محکم در مورد برقراری رابطه مناسب یاد گرفته اند، داشته باشیم. تجربیات آنها به ما کمک می کند که متوجه راهکارهای نادرست خود بشویم و به جای آن از شیوه های کارامد بهره ببریم.

اساسا بنیان خانوادگی مستحکم بر روی 6 اصل استوار می باشد:

اصل 1: به اندازه کافی وقت بگذارید

گفتگو در برخی خانواده ها خود به خود به وجود می آید: "زمانی که مشغول انجام کارهای روزانه هستیم با هم صحبت می کنیم" یا "هر موقع که با هم باشیم، صحبت می کنیم" اما در یک خانواده محکم و صمیمی گفتگو ارزش بسیار زیادی داشته و آنها یک وقت مشخصی را تعیین می کنند تا همه دور هم جمع شوند و به صحبت کردن با یکدیگر بپردازند.

برای مثال "محسن" و "رویا" از وقتی که در حال شام خوردن هستند استفاده می کنند تا هر کس در مورد کارهایی که در طول روز انجام داده صحبت کند. اما کار درست این است که یک وقت خاص را برای گردهمایی و یا جلسه خانوادگی پی ریزی کنیم تا هر کس بتواند به طور آزادانه در مورد شادی ها، ناراحتی ها و ملاحظات خود گفتگو کند. این گونه خانواده ها از صحبت کردن در مورد مشکلات و سختی هایشان شانه خالی نمی کنند؛ اما در همان حال جنبه های مثبت زندگی را نیز در نظر می گیرند.

بنابراین خانواده های موفق هیچ گاه تمام وقت خود را صرف حرف زدن در مورد ناراحتی ها و مشکلات نمی کنند؛ بلکه به اندازه کافی وقت می گذارند تا بر روی مطالبی که برای تمام افراد خانواده جالب است صحبت کنند؛ که هر دوی این موارد از اهمیت خاصی برخوردار می باشند.

اصل 2: گوش کنید

خانواده های موفق به خوبی می دانند که گفتگو شامل دو بخش است: حرف زدن و گوش کردن. آنها سعی می کنند به دام زیاده روی در صحبت کردن نیفتند و به طرف مقابل فضای لازم برای گفتگو را بدهند.

گوش کردن و شنیدن به افراد خانواده کمک می کند تا بتوانند رابطه خود را از طریق احترام به نظرات شخصی طرف مقابل، قوی تر کنند. از این طریق درک طرفین از یکدیگر افزایش پیدا می کند... یک شنونده خوب علاوه بر اینکه به صحبت های شما گوش میدهد، متوجه تغییرات چهره و تن صدا، و حرکات بدنتان نیز خواهد شد. این افراد سرشان را به منزله تایید تکان می دهند و مثلا " بله" و یا " ادامه بده" یا چیزی شبیه به این ها که میزان توجه او به شخص مقابل را برساند، می گوید.

اصل 3: همه چیز را در نظر بگیرید

امیر در تمام طول بعد از ظهر، مورد رنجش خاطر قرار گرفته است. او چندین مرتبه با زهره بر سر مسائل جزئی جر و بحث کرده و به طور غیر عادی سکوت اختیار نموده. البته زهره نیز به همان اندازه مورد رنجش و آزار قرار گرفته است. او به طور طبیعی از امیر ناراحت است و نسبت به او بی میل شده. البته رنجش و ناراحتی خانم به این خاطر است که تصور می کند آزار و اذیت ها و رفتار منفی امیر مستقیما نسبت به او اعمال شده است.

او تصمیم می گیرد که بفهمد ایا امیر از دست او عصبانی و ناراحت است و یا چیز دیگری مایه رنجش خاطر او شده است. به همین دلیل از او سوال می کند: " تو امشب خیلی بد اخلاق شدی، این به خاطر کاریه که من انجام دادم یا دلیل دیگه ای داره؟ مثل اینکه حالت چندان خوب نیست؟" در این حال امیر شروع می کند به صحبت کردن و می گوید ناراحتی او به خاطر کاهش درامدش در شرکت است و اینکه نتوانسته با یکی از همکارانش رقابت کند... او به هیچ وجه از دست زهره عصبانی و یا ناراحت نمی باشد. اگر امیر دلیل رفتار خود را شرح نمی داد، زهره نیز برداشت نادرستی از آن پیدا می کرد و طوری رفتار می کرد که اوقات تلخی ها بیشتر شده و ساعات بدی را در کنار هم میگذراندند.

ابهام ها معمولا با گفتگوهایی نظیر: "من نمی فهم تو واقعا منظورت از این حرف چیه؟" یا "برداشت من از گفته های تو این است... آیا درست است؟" به راحتی قابل فهم و روشن شدن هستند.


اصل 4: به دنیای طرف مقابل وارد شوید

هر کدام از ما در دنیای منحصر به فرد خود زندگی می کنیم. هیچ کس زندگی را همانطور که ما می بینیم، نمی بیند. برخورد شما نسبت به یک موقعیت خاص بر اساس تجربیاتی که در گذشته کسب کرده اید، سیستم ارزشی که به آن پایبند هستید، و خصوصیات اخلاقیاتان آشکار می شود. این بدان معناست که وقتی دو نفر در مورد مقوله خاصی با هم مخالف هستند، همیشه نباید تصور کرد که یکی از آنها درست می گوید و دیگری در اشتباه به سر می برد. بلکه دلیل اصلی آن این است که هر کدام از آنها از دنیایی کاملا متفاوت آمده اند و دیدگاه های متفاوتی دارند.

اصل 5: هیولا ها را در فیلم ها حبس کنید

آیا روزی را که کودک بودید و با دوستان خود هیولا بازی می کردید به یاد می آورید؟ یک نفر فریاد می کشید "الان هیولای سبز از راه می رسد" همه فریاد می کشیدند و با حال جنون آمیزی به این طرف و آنطرف می دویدند. این بازی قدری ترسناک بود اما در عین حال بسیار جالب هم بود.

بزرگترها هم گاهی "الان هیولای سبز از راه می رسد" را بازی می کنند. اما نسخه آنها خیلی بامزه تر و ترسناک تر است. اضطراب ایجاد می کند، هر گونه گفتگویی را مختل می سازد و رابطه را به طور کلی از بین می برد.

دکتر ویلارد هارلی در کتاب خود با نام "عشق های آتشین" این "هیولاها"ی منتقد، محاسبه گر و پر مدعا را به عنوان "داوری های بی پایه و اساس" معرفی می کند. زمانی که عنان امور به دست این داوری ها افتاده شود چیزی جز شکست در رابطه انتظار شما را نخواهد کشید. خانواده های مستحکم روابط خود را بر روی عشق استوار می سازند و به هیچ وجه اجازه نمی دهند تمام دست آوردهای چندین و چند ساله شان به وسیله یک چنین چیزهای بی ارزش نابود شود.

اصل 6: صادق باشید

الگوهای رفتاری یک خانواده سالم بر اساس صداقت و گشاده رویی پی ریزی می شود. افراد هر حرفی که میزنند، با صداقت کامل بیان می شود و منظورشان چیزی خارج از گفته هایشان نبوده و به تمام حرف هایشان هم عمل می کنند.

افراد یک خانواده محکم هیچ گاه در پی اعمال قدرت، سرزنش، تصاحب، حکمفرمایی و گرفتن کنترل امور به دست خودشان نیستند. وابستگی دیگران نسبت به خودشان را به بازی نمی گیرند و قربانیان ارام و و رنج کشیده ای نیستند که در آخر مرتکب جرم و جنایت های بخشش ناپذیری شوند. به کار گیری تک تک این روش ها افراد دیگر خانواده را به صورت ناخود آگاه به سمت نادرستی، خیانت و سطحی نگری در رابطه میکشاند.
برخی از خانواده نیز هستند که از "صداقت" به عنوان بهانه ای برای نامهربانی استفاده می کنند. خانواده مستحکم یک میزان متعادل از صداقت و مهربانی را رعایت می کند. آنها هیچ موقع از همسران خود تنها به دلیل صداقت انتظار ندارند که با وضع ژولیده و موهای شانه نکرده از خانه خارج شود. از سوی دیگر آنها به خاطر یک اشتباهی که از طرف مقابل سر می زند شروع نمی کنند به ایراد گرفتن از تمام مشکلاتی که در گذشته وجود داشته نظیر: عدم توانایی در مدیریت زمان، بهداشت و یا به فرض عادات نامطلوب درس خواندن فرزندان.
نکته مهمی را که همیشه باید به خاطر بسپارید این است که هر گونه اختلاف نظر در هر رابطه ای را می توان به طور مثبت، بدون پیش داوری، از راهی مناسب و به دور از هر گونه رنجش و آزردگی بیان کرد و سپس نسبت به حل مشکل اقدام نمود.
مهربانی و برخورد مناسب خیلی بهتر از اعمال خشونت و ایجاد ازردگی جواب میدهد. گاهی اوقات پیش از اینکه از افراد خانواد انتظار داشته باشید تا نیاز هایتان را براورده سازند، شاید این شما هستید که باید نیازها و خواست هایشان را مورد بررسی قرار داده و کمکشان کنید.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 1:13  توســط fAtEmEh  | 

سلامت جنسی در روابط زناشویی

گرچـه اکـثـر اوقـات رابـطـه ی جنسی مایه ی لذت به شمار میرود، اما گاهی می تواند سرمنشاء استرس و فشارهای روحـی بـیـن شـریـک هـای جنـسی نیز باشد. حتی اگر در زنـدگی جنـسـی خـود احسـاس رضــایت نیز بکنید، ممکن اسـت بـا شـنـــیدن کارهایی که دیگران برای سکس انجام می دهند، در مورد عملکرد خودتان نگران شوید. اما انجام رابطه جنـسـی و احســاس رضایت از آن، فقط به تـکرار ایـن روابـط و اعـمـال و رفـتـارهای بخصوصی بستگی ندارد. در عوض به احساس رضایت هر دو طرف بدون به خطر افتادن سلامت جنسی آنها بستگی دارد.

در این مقاله نظرات دکتر دیوید اُزبورن را در رابطه با سلامت جنسی مطرح می کنیم.

افراد بسیاری علاقه مند هستند که بدانند آیا زندگی جنسی آنها نرمال و عادی است یا خیر. آیا شما می توانید مفهوم رابطه ی جنسی نرمال را برای ما تشریح کنید؟

مسئله ای عادی است که مردم بخواهند بدانند که تکرار یا تنوع رابطه ی جنسی آنها مثل بقیه افراد هست یا خیر. آماری که روی رفتارهای جنسی انجام شده بسیار گمراه کننده است. به طور مثال، یک زوج ممکن است جایی بخوانند که زوج های متوسط معمولاً سه بار در هفته رابطه ی جنسی دارند. البته ممکن است ندانند که این کلمه ی "متوسط" حوزه ی گسترده ای دارد. میزن رابطه ی جنسی در یک هفته می تواند از هیچ تا 15 یا 20 دفعه در افراد مختلف تغییر کند. بنابراین، اگر میزن رابطه ی جنسی آنها بیشتر یا کمتر از سه بار در هفته باشد، باز هم رفتارشان نرمال خواهد بود. چیزی که باید زوجین به آن توجه کنند این است که مهم نیست که حتماً میزان رابطه ی جنسیشان به حالت نرمال نزدیک باشد، بلکه احساس رضایت آنها از رابطه اهمیت اساسی دارد.

رسیدن به مفهومی دقیق برای رابطه ی جنسی نرمال دشوار است. رفتارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و قانون همه در تعریف این واژه ی نرمال در رابطه با مسائل جنسی نقش دارند. علاوه بر این مفاهیم فرهنگی، مذهبی و قانونی، باورهای خود زوجین در تعیین مفهوم نرمال بودن رابطه ی جنسی آنها نقش اساسی دارد.

زوج ها چه سوالاتی می توانند از یکدیگر در رابطه با برآورده شدن نیازهایشان بپرسند؟

بهترین راه مشاهده و گفتگو کردن درمورد احساسات طرفین است. برای مثال، آیا یادآوری رفتارهای جنسی با احساس لذت، هیجان و برانگیختگی در آنها همراه است؟ یا اینکه احساس فشار، گناه یا اجبار را در آنها ایجاد می کند؟ همچنین طرفین میتوانند احساس خود را پس از اتمام رابطه ی جنسی بررسی کنند. آیا احساس رضایت، آسودگی و لذت دارند؟ یا اینکه احساسشان توام با گناه، عصبانیت و رنجش است؟ اگر انجام رابطه ی جنسی در هر دو طرف احساساتی مثبت ایجاد کند، نتیجه می گیریم که نیازهای هر دو طرف برآورده شده و رابطه ی جنسی خوبی دارند. اما اگر یکی از طرفین، یا هر دو نفر احساساتی منفی داشتند، پس حتماً مشکلی وجود دارد.

برای آن دسته از همسرانی که میزان میل جنسیشان با هم متفاوت است، چه توصیه هایی دارید؟

میل جنسی در افراد مختلف متفاوت است. این میل با تغییر محیط زندگی دستخوش تغییر می شود. اگر میزان اختلاف بین میل جنسی زوجین کم باشد، دو طرف میتوانند با کمی مراعات و توجه این مشکل را از بین ببرند به طوری که هر دو از رابطه ی جنسی احساس رضایت کنند.

اما اگر این اختلاف زیاد باشد، تاثیری منفی روی روابط جنسی آنها می گذارد. در چنین موقعیت هایی، طرفی که میل جنسی کمتری دارد اغلب مجبور به انجام کارهایی میشود که علاقه ای به انجام آن ندارد. و در طی زمان این مسئله منجر به رنجش، عصبانیت و حتی بعدها صرف نظر کردن از انجام رابطه ی جنسی می شود. طرفی که میل جنسی بالایی دارد هم معمولاً احساس ناامیدی، محرومیت و کمبود محبت میکند، و به خاطر همین احساسات میل جنسی او روز به روز بیشتر شده و قوی تر می شود. این چرخه به صورتی ادامه پیدا می کند که میل جنسی یکی کمتر و کمتر شده و کم کم از بین می رود، درحالیکه در دیگری این میل سر به طغیان می گذارد.

دادن راه حل برای چنین روابطی بسیار پیچیده و دشوار است و معمولاً نیاز به متخصصین درمانی است، به خصوص اگر این مشکل مدتی طولانی وجود داشته باشد. متخصص ممکن است توصیه کند که طرفی که میل جنسی کمتری دارد مجبور به انجام رابطه ی جنسی نشود. همچنی خواهد گفت اگر فردی که میل جنسی بالایی دارد، حتی اگر هر از چند وقت یکبار هم نیازهایش برآورده شود، برای تداوم رابطه ی جنسی خوب است. راهبردی که معمولاً در چنین موقعیت هایی انجام می گیرد این است که طرفی که میل جنسی کمتری دارد، با راه هایی که نیاز به رابطه ی جنسی نباشد، فرد مقابلش را ارضاء نماید. راه هایی نیز برای تقویت و بالا بردن میل جنسی در فردی که میل حجنسی کمی دارد انجام می گیرد.


توصیه های شما برای زوج هایی که در رابطه ی جنسی احساس فشار میکنند چون شریک جنسی رفتارهای جنسی را از آنها توقع دارد که آنها علاقه ای به انجام آن نداشته و آن را رد می کنند چیست؟

وقتی به خاطر رفتارهای جنسی بخصوصی بین زوج ها اختلاف پیش می آید، آنها باید با هم در این رابطه گفتگو کنند تا به نتیجه رسیده و رفتارهایی را انجام دهند که برای هر دو طرف قابل قبول باشد. برای رسیدن به این نتیجه لازم است که هر دو طرف به حرفهای هم با علاقه گوش دهند، و یکدیگر را تمسخر و سرزنش نکنند.

در روابط جنسی افراد نباید هیچگاه مجبور به انجام کارهایی شوند که تمایلی به آن ندارند. اگر کسی تصمیم می کیرد که رفتاری را که همسرش از او می خواهد را انجام دهد، طرف دیگر باید حتماً درخواست خود را متوقف کند. و اگر زوجین نتوانستند در این زمینه به توافق برسند، برای آنها بهتر خواهد بود که با یک روانشناس یا مشاور خانواده مشاوره کنند.

شرایطی که در آن فرد می تواند یک رابطه ی جنسی خوب و کامل داشته باشد چیست؟

برای ایجاد تحریک جنسی در فرد، لازم است که فرد احساس اعتماد به نفس، رهایی از هرگونه تشویش و اضطراب، محرکات جسمی و روانی و توانایی تمرکز کردن روی رفتارها و افکار برانگیزاننده داشته باشد. هر چیزی برای ایجاد این موارد مزاحمت ایجاد کند، رابطه ی جنسی را مختل خواهد کرد. اگر یکی یا چند تا از این موارد وجود نداشته باشد، مطمئناً مشکلاتی برای انجام رابطه ی جنسی پیش خواهد آمد.

اعتماد به نفس باور کردن این است که شما توانایی برقراری ارتباط جنسی را به خوبی دارید، و از نظر شریک جنسی جذابیت های لازم را دارید. اگر یکی از زوجین، طرف مقابل را تحقیر کرده یا تهدید کند، این اعتماد به نفس خدشه دار خواهد شد.


هرگونه تشویش و اضطراب، رابطه ی جنسی را خراب خواهد کرد. بدترین نوع این اضطراب ها، نگرانی از این است که فرد تحریک نشود و نتواند رابطه ی جنسی را به خوبی انجام دهد. این نگرانی ها بدتر باعث مختل شدن رابطه جنسی خواهد شد.

برای تحریک شدن از نظر جنسی، نیاز به تمرکز است. اگر تمرکز کسی با افکار منفی یا عدم اعتماد به نفس مختل شود، تحریک جنسی انجام نخواهد گرفت.

چطور افراد می توانند متوجه شوند که آیا رفتارها و عملکرد جنسیشان ناسالم است؟

رفتارهای ناسالم جنسی شامل خیالپردازی های بیش از حد، امیال یا رفتارهایی که توسط چیزهایی غیر انسانی، کودکان یا شریک جنسی ناراضی صورت گیرد و یا باعث رنج و عذاب فرد یا احساس حقارت شود. بعضی افراد به هیچ صورتی تحریک نمیشوند مگر به واسطه ی یکی از این افکار ناسالم. در چنین موقعیت هایی حتماً باید با متخصصین مشاوره صورت گیرد.

خیانت جنسی نیز تا حد زیادی ممکن است باعث به وجود آوردن استرس و فشار روحی شود و بنیان رابطه ها را برهم می زند.

افراد چه موقع باید برای مشکلات جنسی در پی کمک باشند؟

افراد زمانی باید به دنبال مشاوره و کمک باشند، که چندین بار پشت سر هم در رابطه جنسیشان دچار شکست شده باشند، یا اینکه ناسازگاری و اختلاف اساسی در مورد رفتارها و عملکرد جنسیشان داشته باشند که خود قادر به حل آن نباشند. مشکلات عملکردی شامل عدم تحریک شدن، کمبود میل جنسی، سختی برای ارضاء شدن و رسیدن به حالت ارگاسم، انزال زودرس، و یا عدم رضایت از رابطه ی جنسی می باشد. از آنجا که مشکلات پزشکی باعث عدم رضایت جنسی می شود، بنابراین پزشک خانوادگی افراد می تواند شروع مناسبی برای طرح این مشکلات باشد. درصورت جدی بودن مشکل، افراد می توانند به متخصصین ویژه مراجعه کرده و در این رابطه گفتگو کنند.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 1:9  توســط fAtEmEh  | 

حفظ فضای رومانتیک در ازدواج

بسیاری از خانم ها و آقایونی که مدتی از شروع زندگی مشترکشان می گذرد، وقتی به گذشته نگاه می کنند یاد دورانی می افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ چیز نمیتوانست جلوی زندگی رمانتیکشان را بگیرد. اما وقتی با هم ازدواج می کنند و مدت زمانی از این ماجرا می گذرد، عشق از زندگی آنها رخت بر می بندد. آنها درگیر گرفتاریهای روزمره می شوند و سرشان آنقدر شلوغ می شود که زندگی مشترک برایشان یکنواخت شده و جذابیت خود را از دست می دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می گیرند به زندگی شان سر و سامانی داده و طراوت گذشته را به آن باز گردانند، سر در گم می شوند که از کجا باید شروع کنند. به راستی زندگی رمانتیک چگونه است؟

زندگی رمانتیک چیست؟
بر اساس کتاب "عشق، تصمیم گیری است" نوشته گری سمالی و جان ترنت: "زندگی رمانتیک در حفظ فضای عاشقانه و برقراری معاشقه پس از اولین روزهای ازدواج خلاصه می شود. به عبارت دیگر، زندگی رمانتیک نوعی ارتباط صمیمی است که هر کس چیزی جز عشق برای دیگری نمی خواهد."

یک نوع ارتباط است. زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است. نباید به آن به عنوان نوعی پیش نوازی و ... نگاه کرد؛ بلکه یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می کند. در مورد این است که از یکدیگر بپرسیم چگونه روز خود را سپری کردیم، سرگرمی هایمان چیست، و یا پروژه ها چگونه پیش می روند. در مورد در میان گذاشتن علایق روزمره است. باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی ترین کس خود هستید.

فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج ها معمولا سعی می کنند فضای رمانتیک را با سوپرایز کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق العاده و یا برنامه ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می بینند طرف مقابلشان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می شوند. این امر کاملا طبیعی است، چراکه ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.

از آنجایی که بیشتر افراد با تکنیک های ذهن خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: "تو، زندگی رمانتیک را در چه چیزهایی می بینی؟ عقیده تو در مورد یک ملاقات فوق العاده چیست؟ ( دوست داری کجا بری، چی بپوشی، کدام رستوران را انتخاب می کنی) برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می کنی؟( چه موقع از سال، کدام هتل) انجام چه کارهایی تو را خوشحال می کند؟ " آیا همسرتان اهل هنر هست؟ خوب می توانید او را به موزه و یا نمایشگاههای مربوط ببرید. آیا شوهرتان اهل فعالیت های خارج از خانه هست؟ با هم به دوچرخه سواری بپردازید و یا به ماهیگیری بروید. علایق مشترک خود را پیدا کنید و بر روی آنها کار کنید.

سورپریز کردن است. پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته های او به این معنا نیست که شما نمی توانید او را سورپریز کنید. حالا حتما که نباید یک مسافرت ترتیب بدهید. می توانید یک یادداشت ساده اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا دسر مورد علاقه اش را درست کنید و او را به فیلمی که جدیداً اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات است. همانطور که قبلا هم اشاره شد، زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما شب جمعه یک برنامه بیرون رفتن بریزید و همه چیز تمام شود. این امر ملزم تلاش های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برایتان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید که به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود او شروع کنید؛ سپس یکی دو کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده، خریداری کنید. "سمالی و ترنت" چند کتاب مختلف را پیشنهاد می کنند: "400 روش مختلف برای ابراز عشق" نوشته الیس چپین، "ازدواج عاشقانه" نوشته نورم رایت و "آقایون، همسر خود را چقدر می شناسید؟" نوشته دن کارلینسکی. آنها همچنین روش های دیگری را هم برای ایجاد فضای رمانتیک پیشنهاد می کنند که بیشتر از 4-3 هزار تومان خرج بر نمی دارد: مثل خوردن بستنی و یا تماشای فیلم مورد علاقه او، همراه با هم.

توجه کردن است. توجه خود را بر روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار دیگری هم می توانید انجام دهید. می خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا موبایل و کیفتان را با خود نبرید. می خواهید به همسرتان گل هدیه دهید؟ آنقدر صبر نکنید که بخواهید کاری برای شما انجام دهد، بعد به او گل بدهید. آیا همسرتان از شما تقاضا دارد تا دونفری به ساحل دریا بروید و به گردش بپردازید؟ چوب ماهیگیریتان را در خانه بگذارید. اموری را که ممکن است توجه شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید، نهایت استفاده را ببرید.

ایجاد فضای رمانتیک در زندگی زناشویی امری نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش بدست بیاید، اما نتیجه نهایی ارزش تلاش کردن دارد. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد. برنامه هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز عاشقانه کوچک یکدیگر را سورپریز کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام توجه خود را به او معطوف کنید
.

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:59  توســط fAtEmEh  | 

همسرتان به شما بی وفایی کرده؟

مـتـوجه مـی شوید که همسرتان خیانتکار و بی وفا است.ایـن امر شما را واقعا ناراحت کرده و ضربه سختی به شمـا وارد می سازد. تصـور می کردید که ازدواج سبب می شودتا همسرتان دیگر هیچ گاه به خود اجازه بدعهدی و خیانت ندهد، اما کارها مطابق میل شـما پیـش نـرفـت. هنوز هم زمـانیـــکه یاد کارهایی که او انـجام داده است، می افتید،احساس ناراحتی میکنید. چـگونـه مـی تـوانید آزار و اذیـتها را به دست فراموشی سپرده، همسر بی وفای خود را ببخشید و زندگی مشترک خود را از خطر نابودی نجات دهید؟

میزان دشواری: خیلی شدید

مدت زمان لازم: بسیار زیاد

نحوه انجام:


1- نباید عکس العمل آنی از خود نشان دهید و یکمرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید تا مسائل دیگر را نیز زیر و رو کنید. نباید به طور خاص تمام توجه خود را به خیانتی که از او سر زده معطوف نکنید.

2- باید قبول کنید که احساس خشم، عصبانیت، شک و تردید، شکه شدن، آشفتگی، ترس، درد و رنج، افسردگی، و پریشانی برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا نرمال است.

3- این مشکل باعث به وجود آمدن برخی مشکلات فیزیکی در فرد می شود از قبیل: حالت تهوع و استفراغ، اسهال، مشکلات مربوط به خواب (بی خوابی و یا پر خوابی)، لرزش، اختلال حواس، کم غذایی و کم اشتهایی. سعی کنید در این حال بیش از پیش از خود مراقبت کنید.

4- خودتان را وادار کنید تا غذاهای سالم مصرف کنید، طبق برنامه پیش بروید، به اندازه کافی استراحت کنید، هر روز ورزش کنید، به اندازه کافی آب بنوشید و تفریح داشته باشید. ایجاد تعادل، بهترین راه حل، برای مبارزه با آسیبی است که به شما وارد شده است.

5- خندیدن کاملا طبیعی و نشان دهنده سلامت فرد است. فیلم یا سریال های تلویزیونی خنده دار تماشا کنید و مقداری از وقت خود را با افرادی صرف کنید که خنده بر روی لب های شما می اورند. زندگی بدون اینکه توجهی به قلب های شکسته و خیانت های همسران داشته باشد، همچنان در حال پیش رفتن است.

6- گریه کردن نیز یک امر کاملا طبیعی است. اگر خود به خود گریه نمی کنید، می توانید آهنگ های غمگین گوش کنید و یا به تماشای فیلم های تراژیک بنشینید.

7- برای خود یک ژورنال درست کنید. تمام افکار و احساساتی که به شما به دلیل خیانت و بی وفایی همسرتان دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید.

8- با همسر خود در مورد بدعهدیش صحبت کنید. تمام سوال هایی که به ذهنتان میرسد را بپرسید. شاید با این کار به این نتیجه برسید که همسرتان هنگام ارتکاب به این کار، اصلا فکر نمی کرده که به شما خیانت می کند.

9- به دنبال مشاوره بروید. سعی نکنید تا به تنهایی از پس این مشکل برآیید. هم شما و هم همسرتان پیش از اینکه مجددا رابطه جنسی بدون محافظت با هم برقرار کنید، باید تحت آزمایش HIV (ایدز) و تست سایر بیماری های آمیزشی قرار بگیرید.

10- حداقل یک روز به خود فرصت دهید.

11- نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. با فرزندانتان صادق باشید؛ اما لازم نیست جزییات مشکل را نیز برای آنها شرح دهید. قسم هایی نخورید که بعدها نتوانید به آنها عمل کنید. تنها چیزی که بچه ها باید بدانند این است که حال شما رفته رفته رو به بهبودی خواهد رفت.

12- سعی نکنید این بازی، که چه چیز و یا چه کسی مسبب بروز چنین فاجعه های شده است را شروع کنید. با این کار صرفا انرژی خود را تلف می کنید. در اینصورت فقط می توانید نفر سوم را سرزنش کنید و خودتان خوب می دانید که هیچ چیز درست نخواهد شد.

13- اگر بیش از اندازه عصبانی باشید، بر سر مسائل کوچک داد و بیداد راه بیندازید، احساس کنید که بر روی طناب باریکی در حال راه رفتن هستید، و زمانی که به یاد بدعهدی همسر خود می افتید، عکس العمل های شدید فیزیکی از خود نشان دهید، بی شک دچار استرس بعد از ضربه روحی شده اید و باید هر چه سریعتر به پزشک مراجعه کنید.

14- انتظار نداشته باشید که حس آشفتگی، بی اعتمادی و عصبانیت به مجرد اینکه تصمیم می گیرید همسر خود را ببخشید و به سرسپردگی خود ادامه دهید به راحتی از بین برود. از بین رفتن دردورنج وارده از طریق خیانت، نیازمند زمان است.

15- واقع بین باشید. درآمد، سرمایه، وضعیت مسکن، و حمل و نقل خود را در نظر بگیرید. اگر تصمیم به خاتمه زندگی زناشویی خود می گیرید باید ببینید که آیا جایی برای زندگی کردن دارید و منبع درامدی دارید که از آن طریق بتواند نیازهای اولیه تان را مرتفع سازید.


توجه:

1- بی وفایی یک فرد، هیچ گونه دلیل روشنی ندارد. ممکن است نشات گرفته از سایر مشکلات در زندگی مشترک باشد، ممکن است چیزی در درون قلب همسرتان وجود داشته باشد و ... به هر حال شما هیچ گاه به درستی دلیل واقعی آنرا متوجه نخواهید شد.

2- نوع خیانت، معمولا فهم و درک آنرا راحت تر می کند. آیا به یک شب ختم می شود؟ به دلیل مشکلات زندگی بروز کرده؟ اعتیاد به برقراری رابطه جنسی بوده؟ آیا خیانت صرفا برای خاتمه دادن به زندگی مشترک بوده؟

3- به خاطر داشته باشید که زندگیتان با گذشته فرق کرده و باید ناراحتی به وجود آمده را تسکین دهید.

4- به طور مشابه می توان گفت که مرگ نزدیکان نیز باعث بروز غم و اندوه می شود (از عدم پذیرش از سوی فرد شروع می شود، بعد خشم، عصبانیت، کشمکش، افسردگی و در نهایت به پذیرش ختم می شود) پس چنین مسائلی بدین معنا نیستند که زندگی به پایان رسیده است و شما دیگر قادر به ادامه دادن آن نیستید، چرا که در اصل شما این توانایی را در وجود خود دارید و تنها مشکل به کارگیری ان است که کمی دشوار می باشد.

5- پیش از اینکه خانواده خود و یا همسرتان را در جریان بد عهدی او قرار دهید، مجددا بر روی این امر فکر کنید. افراد خانواده می توانند کینه ها را برای مدت زمان بیشتری نگه دارند و شرایط را بدتر کنند.

به چه چیزهایی نیاز دارید:

خواب
رژیم غذایی سالم
ورزش
نوشیدن آب، به میزان کافی
خنده
زمان

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:56  توســط fAtEmEh  | 

چرا خانمها نمی توانند به درستی ارتباط برقرار کنند؟

یک حکایت قدیمی می گوید: اگر از یک مرد بپرسی ساعت چند است، او به ساعت مچی اش نگاه می کند و زمان را به شما می گوید، اما اگر از یک خانم همین سوال را بپرسی او شروع می کند به تعریف کردن از جواهر گران قیمتی که چند روز پیش در مغازه طلا فروشی دیده است.

به عبارت دیگر شما از یک مرد مستقیما جواب خود را دریافت می کنید، اما در مورد یک خانم هیچگاه چنین اتفاقی روی نمی دهد. با این وجود بسیاری از اوقات از خانم ها می شنویم که "مردها اصلا طرز ارتباط برقرار کردن را بلد نیستند" ( معمولا این جمله را با برخوردی اهانت وار و لحنی طعنه آمیز بیان می کنند)

در حالیکه آقایون به راحتی توانایی برقرای ارتباط مستقیم به همراه طرز برخورد مناسب و شایستگی کامل را دارند، یک خانم چگونه می تواند چنین تهمتی به او بزند؟

خوب کمی دقیق شوید، آنگاه متوجه خواهید شد که هیچ چیز جز یک تفکر زنانه در پشت آن وجود ندارد. منظور خانم ها از اینکه می گویند" آقایون نمی توانند ارتباط برقرار کنند" این است که " آقایون نمی توانند آنطور که خانم ها با یکدیگر رابطه دارند، ارتباط برقرار کنند" اما به نظر آقایون، خانم ها به هیچ وجه نمی توانند ارتباط برقرار کنند.

اجازه دهید نگاهی داشته باشیم به این 4 "استراتژی" که خانم ها به هنگام برقراری ارتباط از آن استفاده می کنند و اینکه مردها باید چه کار کنند که حداقل ذره کوچکی از گفته های آنها را متوجه شوند.

1- خانم ها هیچ وقت منظور خود را با صراحت بیان نمی کنند

خانم ها به جای اینکه مستقیما سوال خود را مطرح کنند و به سراغ اصل مطلب بروند( کاری که آقایون انجام می دهند) حواشی مبحث مورد نظر صحبت می کنند و از آقایون انتظار دارند که منظورشان را کشف کنند.

برای آنها بیان غیر مستقیم افکار، یک نوع شیوه زندگی است. یک خانم تمام مدت حرف و حرف و حرف می زند و از آقا توقع دارد تا مثل یک مسابقه بیست سوالی همه چیز را حدس بزند. در این قسمت چند نمونه آورده شده است:

وقتی خانم می گوید "تصمیم با خودت است" منظورش این است که "بهتره بدونی من چی می خوام و همین الان برام فراهم کنی"

وقتی می گوید "برو و هر کاری که دوست داری را انجام بده" منظورش این است که "من اصلا با انجام این کار موافق نیستم، و اگر تو این کار را انجام دهی در آینده پشیمان خواهی شد."

زمانی که می گوید "تا زمانی که یک مرد اخلاقش خوب باشد من به ظاهر او اهمیتی نمی دهم" منظور واقعی او این است که: "مشروط بر اینکه به اندازه کافی پول و موقعیت شغلی مناسب داشته باشد تا حس حسادت دوستانم برانگیخته شود."


2- خانم ها به جای حل مشکلات فقط در مورد آن حرف می زنند

از آنجایی که خانم ها اهل عمل نیستند، اغلب اوقات به جای پیدا کردن راهی برای حل مشکلات فقط در مورد آنها صحبت می کنند (آنها برای حل مشکلاتشان به آقایون تکیه می کنند) و جالب تر این است که خانم ها اینگونه تصور می کنند که اگر بنشینند و در مورد مشکلات خود با هم حرف بزنند، مشکلاتشان به خودی خود حل خواهند شد.

به جای اینکه تصمیم گیری نمایند، ترجیح می دهند موارد مختلف را فهرست بندی کنند، از هر کس و هر جایی مشورت می گیرند و هیچ گاه بر طبق نصایحی که به آنها داده می شود عمل نمی کنند. (در اغلب موارد نیز هیچ کدام از این کارها را انجام نمیدهند و فقط گله و شکایت می کنند.)

زمانی که به جایی می رسند که حتما باید تصمیمی گرفته شود اصولا از آقایون کمک می گیرند. اگر آقا گزینه غلط را انتخاب کند (به این معنا که انتخاب او باب میل خانم نباشد) خانم اخم هایش در هم می رود، شروع می کند به قر زدن در این مورد که چرا آقا در مورد احساسات حقیقی غیر قابل بیانش، آگاهی نداشته است. اما در این حالت نیز به هیچ وجه دلیل اصلی اخم کردن ها و قر زدن هایش را بیان نمی کند.


خانم ها این کار را برقراری ارتباط می نامند.

3- خانم ها با احساساتشان فکر می کنند

به دلیل هورمون هایی که در بانوان ترشح می شود، الگوهای رفتاری و تصمیم گیری آنها فاصله زیادی با عقل و منطق دارد. انها عاشق این هستند که خود را به دست احساسات و عواطفشان بسپارند. به همین دلیل است که رفتارشان معمولا غیر منطقی، دمدمی و نامنظم است.

آنها با استروژن خود فکر می کنند و حرف می زنند.

آنها تا حد زیادی توانایی این را دارند که در آن واحد به دو مقوله کاملا مجزا فکر کنند به همین دلیل هم هست که هیچ گاه در مورد هیچ موضوعی به نتیجه نمی رسند. گاهی اوقات حرفی می زنند اما زمانی که نوبت به عمل می رسد دقیقا به عکس گفته خود عمل می کنند و از حرفهای دیگران آنطور که خودشان می خواهند برداشت می کنند و سریعا از آنها یک نتیجه گیری احساسی می کنند.

برای مثال اگر یک آقا به یک خانم بگوید: "من از موهات خوشم می یاد" خانم در پاسخ می گوید: "منظورت اینه که قبلا خوشت نمی آمد؟ من دلتو زدم؟ نه؟ فکر می کنی زشتم؟ نمی خوای هیچ کس تو رو با من ببینه؟"

خانم ها انتظار دارند آقایون ذهن خوانی کنند ( و اگر این کار را نکنند مجازات خواهند شد.)

از هر خانمی که بپرسید به شما می گوید که مردها فقط تصور می کنند که همه چیز را در مورد ما "میدانند"، تصور می کنند که می دانند ما از نظر جنسی به چه چیز نیاز داریم، کجا می خواهیم برویم و چه کار می خواهیم بکنیم. اما از نظر خانم ها یک مرد واقعی کسی است که بدون اینکه خانم حرفی بزند، تمام موارد بالا را خودش بداند. به عبارت دیگر آقایون باید ذهن همسر خود را بخوانند.

یک نمایشنامه قدیمی به نام دیک ون دیک از این قرار است: "راب" که سردبیر و مسئول دفتر بود عادت داشت پول شام "بادی" و "سالی" را حساب کند. یکی از شب ها همسرش "لورا" نیز به آنها می پیوندد و "راب" باز هم این دفعه هزینه شام را میپردازد. در راه برگشت به خانه "لورا" کاملا عبوس و عصبانی در سکوت کامل فرو رفته بود و از صحبت کردن امتناع می کرد.

راب از او پرسید: " مشکل چیه؟" و او در جواب گفت" هیچ چی". بعد هم اخم هایش خیلی بیشتر شد. پس از اندکی راب مجددا شروع کرد:

- لورا اگر مشکلی هست به من بگو"

- نه گفتم که چیزی نیست.

- اگر چیزی نیست پس چرا اینقدر ناراحتی؟

با کمی مکث لورا گفت

- با این کارهایی که تو می کنی فکر نمی کنم بتونیم پسرمون "ریچی" رو به دانشگاه بفرستیم"

در این جا بود که معلوم شد لورا با خودش نشسته فکر و خیال کرده و به آینده نگاهی انداخته و به این نتیجه رسیده که چون راب پول شام دو نفر دیگر را هم حساب کرده، پس توانایی جمع کردن پول برای ثبت نام فرزندشان در دانشگاه را ندارد. لورا از او انتظار داشت که این حس او را بدون پرسیدن "درک کند" و چون این اتفاق نیفتاد، او برای مدت ها راب را سرزنش می کرد.


خانم ها این کار را برقراری ارتباط می نامند.

شیوه های مختلف برقراری ارتباط

به نظر می رسد که این اختلافات در شیوه های گفتگو و برقراری ارتباط به طور ذاتی در وجود خانم ها و آقایون نهاده شده است و نمی توان نسبت به آنها بی توجهی کرده و از زیرشان شانه خالی کرد.

اما مشکل اینجاست که ما در یک جو زن سالارانه زندگی می کنیم. خانم ها معمولا آقایون را به خاطر مردانگی شان سرزنش می کنند، به خاطر افکار مردانه تنبیه میشوند و به این دلیل که شیوه های زنانه برقراری ارتباط را در زندگی خود به کار نمی گیرند، مورد اهانت قرار می گیرند.

آنها از جنس مذکر به این دلیل که قادر به بیان احساساتش نیست به شدت انتقاد میکنند (اما اگر مردی احساساتش را بیان هم کند، آنها به طور موذیانه اظهار می دارند که وی مرد ضعیفی است). آنها از تمام متخصصین امر مشاوره درخواست می کنند تا به مردها تعلیم دهند که از مردانگی های نابه جا دست بردارند و به امرار معاش خانواده هایشان بپردازند.

آنها با اعلام برتری شیوه های زندگی زنانه نسبت به روش های مردانه، جنس مذکر را محکوم می کنند. آنها حتی شوهران خود را وادار به شرکت در کلاس هایی می کنند تا با طرز فکر و روش برقراری ارتباط زنانه بیشتر آشنا شوند.

مردها رک و راست هستند

اما آقایون به هیچ وجه تبدیل به یک زن نمی شوند. دلیلی وجود ندارد که بخواهند مانند خانم ها فکر و یا رفتار کنند. مردها فقط برای کسب اطلاعات و گزارش حقایق صحبت می کنند. آنها کاملا منطقی و هدفنمد هستند. آنها با هورمون هایشان فکر نمی کنند. آنها غیر منطقی، احساساتی نیستند. آنها مستقیما خواست ها و نیازهایشان را بازگو می کنند و در غیر این صورت دست به انجام هیچ کاری نخواهند زد.

نکته قابل توجه این جاست که: آقایون قادر به گفتگو و برقراری ارتباط هستند و این کار را با صراحت کامل انجام می دهند.

از نقطه نظر آقایون این خانم ها هستند که توانایی برقراری ارتباط را ندارند؛ پس آیا تمام این موارد به این معناست که هر دو جنس محکوم هستند که تا ابد به وسیله سوء تفاهم های بیشمار، از یکدیگر دور بمانند؟ لزوما اینچنین نیست.

البته اول خانم ها باید از این کار خود دست بردارند و آقایون را وادار نکنند تا مانند خودشان بیندیشند. آنها نباید به مردها به این خاطر که مانند خودشان نیستند اهانت کنند. فقط زمانی که یاد گرفتند چگونه می توانند تفاوت های ذاتی در برقرری ارتباط را درک کرده و آنها را قبول نمایند، تنها در این صورت است که هر دو جنس می توانند نیازهای یکدیگر را در بستری از درک و فهم متقابل، بررسی کنند و سپس برآورده سازند

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:50  توســط fAtEmEh  | 

چگونه با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم؟

برقراری ارتباط جزئی از زندگی روزمره است و همه ما دائما در حال تکرار این امر هستیم، اما دلیل اینکه نمی توانیم به طور مناسب با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم چیست؟ شاید در آغاز زندگی مشترک همه چیز بر وفق مراد پیش رود، اما اگر شما قادر به برقراری ارتباط مؤثر نباشید، چیزی نخواهد گذشت که تعادل زندگی از بین میرود. اغلب خانم ها عادت دارند که تقصیر همه مسائل و مشکلات را به گردن همسرانشان بیندازند و اصلا اعتقادی ندارند که نقایص و عیوبی در وجود خودشان نیز هست که باید رفع شود.

بر اساس کتاب "قبل از اینکه خیلی دیر شود، دل همسر خود را بدست آورید" نوشته " گری سمالی"  5 مورد وجود دارد که مانع ایجاد ارتباط سالم بین شما و شوهرتان میشود.


1- گوشزد کردن تمام مشکلات هنگامیکه از کار برمیگردد

آقایون به اندازه کافی در شغل خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند که باید تمام آنها را حل و فصل نمایند و دوست ندارند زمانیکه به منزل باز می گردند باز هم با مشکلات دیگری مواجه شوند. انسان ها به طور غریزی زمانیکه با مسائلی که در حد توانشان نیست برخورد می کنند، یکی از این دو راه را انتخاب می کنند: یا دعوا یا فرار؛ به همین دلیل زمانیکه شما همسرتان را با کوهی از مشکلات گلوله باران می کنید او هم در مقابل یکی از دو راه ذکر شده را انتخاب می کند. اگر در دعوا با شما شکست بخورد، راه دوم را انتخاب کرده و از برقراری ارتباط سالم با شما می گریزد.

2- پر حرفی

بیشتر اوقات خانم ها در مورد مشکلات خود شروع به پر حرفی می کنند. زمانیکه میتوان بازگو کردن آنها را در چند جمله خلاصه کرد، دیگر نیازی نیست که شروع به داستانسرایی کنید. بیشتر خانم ها پر حرف هستند و بحث را خیلی بیشتر از آن چیزی که نیاز است، به درازا می کشانند. بهتر است زمانی که می خواهید با همسر خود در مورد کارهای خانه و مسائل مربوط به زندگی مشترکتان صحبت کنید، گفتگوی کوتاه و شیرینی داشته باشید تا بتوانید بهترین نتیجه را دریافت کنید. همچنین اگر بتوانید بر روی نقاط مثبت خود و همسرتان تمرکز کنید بیشتر پیشرفت می کنید و بسیاری از مشکلات به خودی خود رفع خواهند شد. نباید در موقع بروز مشکلات فقط در مورد ازدواجتان صحبت کنید. راه حل دیگر این است که بیشتر گوش کنید تا اینکه بخواهید صحبت کنید. یکی از بزرگان می گوید: "همه باید آماده گوش کردن باشند، نشان دهند که قصد صحبت کردن دارند و به ندرت عصبانی شوند."

3- هرج و مرج در دعواها

به همه ما آموزش داده اند که دعوا باید عادلانه باشد. اما به راستی معنای واقعی این جمله چیست؟ بر اساس اظهارات سمالی 14 قانون برای "دعوا کردن" وجود دارد که باید در هر رابطه ای رعایت شود:

1- پیش از هر چیز مشکل به وجود آمده را روشن کنید.
2- فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید.
3- سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید؛ مثلا دست های یکدیگر را بگیرید.
4- از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید.
5- از جملاتی که در آنها "تو" وجود دارد، خودداری کنید.
6- از "عبارات هیستریک" که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده هستند، استفاده نکنید.
7- پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید، باید هر گونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
8- بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید.
9- عکس العمل های تند از خود نشان ندهید و از عباراتی نظیر "من دیگه نمی تونم ادامه بدهم" و یا " تو داری منو به کشتن میدی" استفاده نکنید.
10- در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
11- بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید.
12- برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید.
13- مشکلات خود را با راه حل برنده-برنده حل نمایید.
14- برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید.

رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به شما و همسرتان کمک می کند تا بر سر مشکلات به توافق دست پیدا کنید.

4- سرزنش کردن

سرزنش کردن شریک زندگی تنها به این معناست که شما قصد دارید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. این کار در حین بحث و مشاجره های خانوادگی به هیچ وجه صحیح نمی باشد. مسئولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیرید و اشتباهات خود را به گردن دیگران  نیندازید. زمان صحبت کردن با همسر خود از کلمات مناسب استفاده کرده و به او احترام بگذارید تا مجال برقراری ارتباط صحیح را پیدا کنید.

5- استفاده از عبارات ناسزا

عبارات ناسزا می تواند شامل هر چیزی که همسرتان را حقیر می کند از جمله کلمات تند و رکیک باشد. زمانی که ما عصبانی می شویم دوست داریم مشکلات خود را با هر کسی که در نزدیکیمان است در میان بگذاریم، حال او چه یکی از اقوام باشد چه یک دوست. در این وضعیت سعی کنید همسر خود را در پیش روی دیگران کوچک نکنید و از جنبه های منفی او صحبت نکنید. این کار سبب می شود تا فاصله میان شما دو نفر بیشتر شود. باید تنها از نقاط قوت همسر خود در مقابل دیگران حرف بزنید و اگر هم نمی توانید، بهتر است که اصلا در مورد او هیچ حرفی نزنید.

تا این جا به نکاتی اشاره داشتیم که شما باید در زندگی مشترک خود از انجامشان خودداری کنید. در این قسمت سمالی به ما چند نکته یاد می دهد که استفاده آنها در زندگی مشترک سودمند خواهد بود. این موارد عبارتند از : "گوش کردن، درک کردن، ارزش قائل شدن، و واکنش درست نشان دادن"


گوش کردن: با این کار شما به همسر خود ثابت می کنید که حرف هایش برای شما ارزشمند و مهم هستند.

درک کردن: با این کار شما گفته های او را برای خود مجددا تجزیه تحلیل می کنید تا هیچ گونه سوء تفاهمی پیش نیاید.

ارزش قائل شدن: شما دو نفر منظور اصلی خود را برای یکدیگر توضح می دهید تا هیچ گونه برداشت غلطی ایجاد نشود.

واکنش صحیح: با نوعی ارزش و احترام خاص به درک متقابل او پاسخ می دهید.

نکات ذکر شده چندان زیاد نبودند و شما می توانید به راحتی از آنها بهره بگیرید. سعی کنید همین حالا طرز برخورد خود با همسرتان را تغییر دهید. منتظر نباشید تا از او حرکتی سر بزند، برای اینکه شاید او به درستی نداند که باید از کجا شروع کنید. فقط تا آن جا که می توانید، سعی کنید تا به بهترین نحو با او ارتباط بر قرار کنید. یاد گرفتن این کار تنها در طول زمان دارازی امکان پذیر خواهد شد

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:25  توســط fAtEmEh  | 

چرا خانمها دمدمی هستند؟

اکثر زوجها شکایت دارند که چرا: "ما نمی توانیم همسر و یا نامزد خود را به درستی درک کنیم؛ برای چند هفته او فوق العاده است و با عشق و محبت به نظر می رسد و با من و اطرافیانش با بخشندگی کامل رفتار می کند. اما بعد، یکدفعه در یک چشم به هم زدن او تغییر حالت پیدا می کند و همه چیز از این رو به آن رو می شود.

 او نسبت به تمام کارهایی که من انجام می دهم اظهار ناراحتی کرده و به راحتی عصبانی می شود. سعی می کنم تا می توانم از او حمایت کنم، اما انگار کارهای من به هیچ وجه به چشم او نمی آید و وضعیت اصلا بهبود پیدا نمی کند. گویی به هیچ وجه از من انتظار کمک و همیاری ندارد. حتی اگر اشتباه از جانب من هم نباشد، باز هم دعواهای بسیار بدی با من می کند. در این حالت هیچ کاری از دست من بر نمی آید؟"

درک تمام قضایا

طبیعی است که حالات و رفتارهای یک خانم در طول زمان تغییر می کند. این تغییر و تحولات ممکن است شما را تا حدی گیج و مغشوش نمایند. اما نقطه امیدواری این جاست که اگر شما عکس العمل مناسب در مقابل اینگونه رفتارها را یاد بگیرید، به راحتی می توانید با عصبانیت و تغییر رفتار شریک زندگی خود سر کرده و با آن کنار بیاید.

اعتماد به نفس خانم ها مانند امواج دریا همواره در حال تلاطم است. زمانی که این امواج به نقطه اوج خود می رسند خانم احساس خوبی کرده و به همگان عشق میورزد. اما خدا آن روز را نیاورد که موج ها ته نشین شوند! آنوقت او به ضمیر ناخود آگاه خود باز گشته و شما را با خود به اعماق سیاهی ها و خشونت ها می کشاند.

زمانی که خانم شما به این حالت می رسد، شما باید به طرز برخورد مناسب با او کاملا آگاهی داشته باشید.

زمانی که خانم ها به اعماق ناامیدی ها فرو می روند، احساسات غیر قابل توضیح و عواطف نامعلومی به آنها دست می دهد. او ممکن است احساس های از قبیل: نا امیدی، پریشانی، ناامنی، بی میلی، بدگمانی، ناراحتی و نگرانی را تجربه کند. او ممکن است فکر کند که زن تنها و بی پشتیبانی است.

تمام افکار منفی و ناکامی هایی که او در زمان نقطه اوج امواج خود سعی می کند از آنها پرهیز کند، زمانی که موج او رو به افول می گذارد، مجددا با تشدید بیشتری در او ظاهر خواهند شد. در این هنگام منفی گرایی و ناکامی از احساسات بر آورده نشده، در او به بالاترین میزان خود می رسد. تنها چیزی که می خواهد این است که کسی بنشیند و به نیازها و احساسات او به دقت گوش دهد و سپس او را تا آخرین حد ممکن درک کند.

زمانی که یک خانم به پایین ترین نقطه امواج احساسات خود می رسد، شروع میکند به بازگو کردن ژرف ترین نیازهای خود. این نیازها ممکن است ارتباط مستقیمی با رابطه فعلی او داشته باشند، اما اغلب این مشکلات در روابط پیشین و یا از زمان کودکی او به جای مانده اند. به طور طبیعی تمام مشکلات و مواردی که او در زمان کودکی داشته ناگهان مورد توجه قرار می گیرد و چاره ای جز حل آنها باقی نمی ماند.


درک نقطه افول

3 مورد مختلف وجود دارد که آقایون برای درک بهتر نقطه افول همسران خود باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند.

1- عشق و حمایت آقا نمی تواند به طور آنی مشکل خانم را برطرف نماید.

در حقیقت عشق و محبت شما شاید به او اجازه دهد که خیلی بیشتر به اعماق مشکلات خود فرو رود.  شما باید انتظار داشته باشید که هر لحظه مسئله ای از پس مسئله دیگر بیرون بیاید. البته با بدست آوردن تجربه بیشتر، خیلی راحت تر می توانید در مراحل بعدی او را حمایت و پشتیبانی نمایید.

2- زمان بروز این احساس در خانم شما خود را مقصر فرض نکنید.

به عبارت دیگر شما نمی توانید – و نباید – از وقوع این اتفاق جلوگیری کنید.

3- خانم ها پس از مدتی مجددا به حالت اوج خود باز می گردند.

لازم نیست آقایون چیزی را درست کنند. چیزی خراب نشده؛ بلکه خانم اندکی به محبت، صبر و درک شما نیاز دارد. تنها کاری که باید بکنید این است که چیزهایی را که می خواهد در اختیارش قرار دهید.


انتظار و توانایی مواجهه با آن را داشته باشید

زمانی که به یک خانم چنین حالتی دست می دهد، شما باید به او اطمینان خاطر دهید در غیر اینصورت افکار منفی لحظه ای او را آرام نخواهند گذاشت. برای نجات او لازم نیست با او به معاشقه بپردازید. همچنین از معدوم کردن احساساتش از طریق پرخوری، شراب خواری، پر کاری و یا اهمیت بیش از اندازه به شدت پرهیز کنید.

زمانی که جلوی ظهور افکار منفی را بگیرید، افکار مثبت نیز اجازه رشد پیدا نخواهند کرد و نتیجه چیزی جز از بین رفتن صلح و فا و عشق و محبت نخواهد بود.

بدون وجود یک چنین تخلیه احساسی، یک خانم به تدریج توانایی خود برای عشق ورزیدن و رشد محبت را از دست می دهد. اگر طبیعت موج مانند او تحقیر شود، چیزی نخواهد گذشت که خوی او سنگدل، غیر شهوانی و خونسرد می شود.

در کنار او باشید

زمانی که یک خانم در حین سپری کرن زمان های ناخوشایند است، اگر یک حامی در کنار خود نداشته باشد، قادر نخواهد بود مجددا به شادی های گذشته خود باز گردد. بنابراین به جای اینکه عامل بروز چنینی شرایطی را، اشتباهات خود فرض کنید، به خانم خود فرصت و حمایت لازم را عرضه دارید تا او توانایی بهبود را پیدا کرده و احساسات خود را تصفیه کند.

غوطه ور شدن در اعماق، امری کاملا بدیهی است و تنها از یک خانم سالم سر میزند. اگر شما حمایت لازم را در این زمان به او بدهید بدون شک او خیلی شادتر خواهد شد و احساس خوشبختی بیشتری پیدا خواهد کرد

منبع:نیک صالحی

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:15  توســط fAtEmEh  | 

جایگاه سکس در زندگی مشترک

تعداد زیادی از زوج ها در تلاش هستند تا به هر طریقی که می شود شادی، خوشی و رضایت مندی را در زندگی مشترکشان بیدار نگه دارند. عوامل بسیار زیادی وجود دارند که می توانند به راحتی زندگی جنسی انسان ها را تحت الشعاع قرار دهند؛ مثل: برنامه های سخت کاری، نگهداری و مراقبت از فرزندان، افزایش سن و .... بدون وجود صمیمیت فیزیکی، چه چیز می تواند شما دو نفر را همچنان نزدیک به هم نگه دارد؟ شاید با خود بگویید چیزهایی شبیه به: مرور خاطرات گذشته، دوستان، اقوام و خیلی چیزهای دیگر. ولی به راستی عشق تا چه اندازه می تواند در زندگی مشترک مهم باشد؟ ما از 6 نفر از اعضای انجمن دوستی خود سوال کردیم تا در این مورد نظر خود را ارائه کنند.

"اهتمام+ بوسه= زندگی شیرین"

برای من خیلی سخت است که باور کنم بالا رفتن سن، باعث از بین رفتن حس رضایتمندی در رابطه جنسی می شود. من و همسرم 11 سال پیش با هم آشنا شدیم، اما من تصور می کنم هر روزی که سپری می شود او خیلی زیباتر از گذشته به نظر می رسد. داستان من نیز دست کمی از او ندارد؛ هر روزی که سپری می شود، بیشتر و بیشتر شبیه به جمشید مشایخی می شوم! ( البته جمشید جسارت نباشد، اما شما خیلی بزرگتر از من هستید). به همین دلیل روند طبیعی زندگی از جمله داد و فریاد کردن فرزندان، و یا برنامه های شلوغ کاری نباید به هیچ وجه مانع سلامت روانی زوجین و امتناع ورزیدن هر یک نسبت به برقراری رابطه جنسی با دیگری شود.

مسائل جنسی از اهمیت چشمگیری برخوردار هستند. مخصوصا زمانی که شما تعهد دارید تا در هیچ کجای دیگر سراغ آنها نروید. پیش از این زمانی که می شنیدم "ازدواج یعنی اهتمام" تعجب می کردم، اما پس از اینکه خودم زندگی مشترکم را با همسرم آغاز نمودم به این نتیجه رسیدم که برای داشتن یک زندگی سالم، هر دو طرف باید بر روی ارتباط خود کار کنند. اما در اینجا یک راز کاملا سری هم برای گفتن دارم: و آن چیزی نیست جز "بوسیدن". به نظر می رسد زن و شوهر ها پس از ازدواج به اندازه دوران نامزدی یکیدیگر را نمی بوسند. بدون هیچ شکی باید این کار را انجام دهند. چه چیز بهتر از بوسه ای از لبها می تواند یک زندگی را از خطر نابودی نجات دهد؟

"هر کاری می توانید انجام دهید"

کتایون: در حقیقت هر زندگی مشترکی بدون توجه به این مطلب که در آغاز تا چه حد داغ و پرحرارت بوده، پس از مدتی هیجان اولیه خود را از دست می دهد. در این حالت برقراری رابطه جنسی به کمترین میزان خود می رسد. البته اگر در طول این دوره دو طرف از طرق دیگر بتوانند نزدیکی موجود را حفظ کنند، مشکل حادی به وجود نخواهد آمد. اما شادی و رضایتمندی از سکس، زمانی به طور کلی از زندگی مشترک محو میشود که زوجین یکدیگر را در انتهای لیست اولویت هایشان قرار دهند و با هم مانند هم اتاقی رفتار کنند و نه بیشتر. اغلب در این زمان اگر رابطه جنسی هم برقرار شود، بیشتر به خاطر مرتفع کردن نیازهای جنسی است و طرفین هیچ اهمیتی به مهر و محبتی که می تواند از این طریق ایجاد شود، نمی دهند. دیگر برایشان لبخند زدن با هم معنایی ندارد، برای عاطفه و مهربانی ارزش قائل نیستند و فراموش می کنند که به چه دلیل با هم ازدواج کرده و تعهد و سرسپردگی به یکدیگر داده اند.

دانیال: به نظر من این یکی از سوالاتی است که پاسخ آن در نظر خانم ها و آقایون متفاوت است. آقایون چه ازدواج کرده باشند چه نباشند، نیاز به برقراری رابطه جنسی دارند. خانم ها بسیار احساساتی بوده و علایق خاصی دارند: آنها شهوت طلب هستند و دوست دارند دیگران نشان دهند که خواهانشان هستند. ولی نظر آنها در مورد سکس با شوهرانشان؟ شرط می بندم که عقیده آنها چیزی جز این نیست: می خواهند بخواهند نمی خواهند نخواهند! (البته من در مورد زندگی جنسی دیگران نظر می دهم و باید بگویم که در زندگی خودم با این مسئله هیچ مشکلی ندارم).

تنها چیزی که در مورد ما متاهلین وجود دارد این است که نیازهایی داریم و هر طور شده کاری می کنیم تا بتوانیم آنها را براورده سازیم. بسیاری از ما همسران خود را به رستوران های بزرگ دعوت می کنیم، با هم به تماشای فیلم های عاشقانه مینشینیم، کلاس رقص می رویم و یا sms شهوت برانگیز برای یکدیگر می فرستیم؛ اما صادق باشید؛ چند مربته چنین کارهایی را نه به خاطر طمع بلکه به خاطر عشق حقیقی انجام داده اید؟ البته شما به هیچ وجه نباید از نیازهای ذاتی خود خجالت بکشید؛ شما ازدواج کرده اید تا احساسات و نیازهای وجودیتان را با فرد دیگری در میان بگذارید و اگر بخواهید بار تمام این موارد را به تنهایی به دوش بکشید، چیزی نخواهد گذشت که حلقه مشترک شما از هم پاشیده شود. در زندگی مشترک اگر یک کمی بیشتر تلاش کنید تا نیازهای طرف مقابل را براورده سازید جای دوری نخواهد رفت.


"سکس قبل از عشق متبلور می شود"

یک زندگی زمانی موفق است که بین نیازهای عقلی، روحی و جسمی تعادل کامل برقرار باشد. خوب این سوال مطرح می شود که: کدامیک از این سه مورد نقش حساس تری در "بهتر" و یا "بدتر" کردن زندگی دارد؟ به نظر من سکس و شهوت جزئی از هر رابطه ای است و می توان آنرا به راحتی بدست آورد، اما دو مورد دیگر نیاز به صمیمیت و ارتباط بیشتری دارند. زمانی که برقراری رابطه جنسی در خطر باشد، دیگر هیچ فرصتی برای موارد دیگر باقی نمی ماند، چه برسد به اینکه بخواهید به رشد و شکوفایی عقلی و روحی نیز برسید.

هنگامیکه سن انسان ها افزایش پیدا می کند، تغییر و تحولاتی در فیزیک بدنشان رخ می دهد. اما ایا این تغییرات باید در زندگی جنسی و احساسی نیز تاثیر بگذارد؟! به همین دلیل در اولین سال های ازدواج زوجین باید سعی کنند که بهترین دوست های هم باشند، نسبت به هم علاقه پیدا کنند، و یکدیگر را تحریک نمایند؛ دلیل تمام این کارها تنها این است که سکس خیلی جلو تر از عشق و محبت در رابطه به وجود می آید و اگر بتوانید با موفقیت کامل از پس آن برایید، متوجه خواهید شد که زندگی مشترک معنای عمیقی دارد و فقط پیر شدن در کنار یک شریک زندگی نیست.


"همه چیز به نزدیکی و صمیمیت باز می گردد"

سکس در زندگی مشترک اهمیت زیادی دارد. می توانید از تمام متاهلین بپرسید که کدامیک حاضر است به زندگی مشترکی که در آن خلا جنسی وجود دارد، ادامه دهد. برخی از افراد از اینکه نمی توانند به حد دلخواه با شریک زندگی خود ارتباط جنسی برقرار کنند، راضی نیستند و طرف مقابل تصور می کند: "که مسئله مهمی نیست، فقط سکس است" اما برای فردی که خواستار این رابطه است، اهمیت دارد. سکس تنها رسیدن به رضایت جسمی نیست، بلکه احساس خواسته شدن، ارتباط نزدیک، و دوست داشتن در آن وجود دارد.

زمانی که چنین سوء تفاهم هایی به وجود می آید، صمیمیت و نزدیکی از تمام سطوح زندگی رخت بر می بندد. زوجین گذراندن وقت در کنار یکدیگر، در آغوش گرفتن، صحبت کردن با هم، و خندیدن به جوک های یکدیگر را فراموش کرده و در برخی موارد آنرا به طور کلی متوقف می کنند. تنفر، دشمنی و فاصله زیاد جای دوستی و عشق را میگیرد. این امر زندگی مشترک شما را در خطر خیانت و یا طلاق قرار می دهد؛ اما نقطه امیدواری اینجاست که صرفنظر از عوامل کاهش ارتباط جنسی، چه به دلیل مسائل بیولوژیکی باشد چه به خاطر مسائل شخصی، یک مورد کمکی وجود دارد و آن هم خواست و اراده شماست. اگر واقعا بخواهید که یک زندگی سرشار از مهر و محبت را دنبال کنید، به راحتی می توانید این کار را انجام دهید.

"سکس ، عشق را زنده می کند"

من تصور می کنم سکس مانند یک چسب می تواند رابطه دو نفر را همچنان متصل به هم نگه دارد. اگر یکی از طرفین و یا هر دوی آنها به نارضایتی جنسی برسند، به راحتی از ارتباط با هم خسته می شوند و بدون اینکه خودشان متوجه شوند از هم فاصله میگیرند. ممکن است به دلایل دیگر با هم بحث و جدل راه بیندازند، غافل از اینکه دلیل اصلی تمام این بگو مگوها و کشش ها نداشتن رابطه سالم جنسی است. هر چقدر نفاق و ناهماهنگی در رابطه زناشویی افزایش پیدا کند دو طرف میل کمتری نسبت به برقراری رابطه جنسی با یکدیگر پیدا می کنند. این جر و بحث ها یک دور تسلسل را به وجود می آورند که نه تنها زندگی جنسی، بلکه خود ارتباط را نیز تحت الشعاع قرار میدهند.

یکی دیگر از عواقب زندگی فاقد ارتباط جنسی این است که پس از مدتی هر گونه ارتباط فیزیکی متوقف می شود. در آغوش گرفتن و بوسیدن، هیچ گاه نمی تواند جای سکس را بگیرد اما، چنین معاشقه هایی به نوبه خود در افزایش صمیمیت مهم هستند و به برقراری رابطه سالم زناشویی کمک می کنند. اگر زن و شوهر نسبت به هم رفتاری شبیه به دو هم اتاقی را پیدا کنند، پس از مدتی برای هر دو نفر دلیل با هم بودنشان سوال برانگیز می شود. به خاطر تمام این دلایل، برای زوجین در هر سنی که باشند، مهم است که در این زمینه فعال باشند و شعله های اتش عشقشان را فروزان نگه دارند. اگر اتش ارتباط جنسی به طور کامل خاموش شود، هر چند آهسته اما یقینا ارتباطشان نیز از بین خواهد رفت

منبع:آفتاب

+ نوشــته شــده در  پنجشنبه 24 تیر1389ساعت 0:6  توســط fAtEmEh  | 

تاثیر دوره ماهانه خانم ها بر میل جنسی

آیا مایلید تا بتوانید روزهایی را که همسرتان بالاترین میل جنسی را دارد، پیش بینی کنید؟ باور کنید یا نه این امر کاملا قابل پیش بینی است. تنها چیزی که لازم است مقداری تحقیق، یک تقویم، و بررسی های دقیق است و سپس شما بزرگترین هدیه را دریافت می کنید. (و شانس بیشتری پیدا می کنید تا در زمان پیش قاعدگی تا حد امکان خودتان را از روح سرد او دور نگه دارید.)

بدون هیچ شک و شبهه ای ثابت شده است که خواست های جنسی یک خانم به طور قابل توجهی در هنگام تخمک گذاری (و اندکی پس از آن) افزایش پیدا می کند. این مقاله شما را راهنمایی می کند که بهترین زمان برقراری رابطه جنسی با همسرتان چه وقت است و چگونه آقایون می توانند بیشترین استفاده را از این اوقات ببرند.


دوره قاعدگی چیست؟

قاعدگی، با تمام آن خون های ترسناک، نتیجه 3 هفته ترشح هورمون برای تولید مثل (یا به طور دقیق تر باردار شدن) می باشد.  این تغییر هورمن ها بر روی خانم ها تاثیرات بسیار زیادی می گذارد. و دقیقا همین مورد است که میزان تحریک پذیری آنها را  بالا یا پایین می برد.

بهترین زمان برقراری رابطه چه موقعی است؟

پاسخ سوال از آن شماست! پاسخ کوتاه به این سوال: بهترین زمان در حین تخمک گذاری، زمانی که خانم در بالاترین میزان باروری قرار دارد، می باشد. و اما پاسخ بلند: شامل این مطلب می شود که تخمک گذاری چیست و چگونه می توان زمان آنرا تشخیص داد که در زیر توضیح داده می شود.

در مورد تخمک گذاری

تخمک گذاری چیست؟

به فرایند ورود یک تخمک سالم به درون زهدان و در بهترین جای آن را تخمک گذاری مینامند. زمان بروز چنین شرایطی بدن یک خانم علائم بیرونی را به صورت تحریک پذیری بالاتر، نشان می دهد. این تنها زمانی است که در طول یک ماه او توانایی بارداری شدن را دارد و چیزی بیش از 24-12 ساعت بیشتر دوام ندارد. هورمون هایی که در این حال ترشح می شوند، باعث میشوند او بیش از اندازه از هر نظر حساس شود به ویژه حس لامسه و بویایی او را تحت الشعاع قرار می دهند.

چرا تخمک گذاری برای شما مفید است

هیچ شکی وجود ندارد که چرا گاهی خانم ها یک شبه باردار می شوند. تخمک گذاری زمانی است که بدن می گوید: ".........." ( و " مرا باردار کن") در سایر موارد، بدن نیاز چندانی به این کار نمی بیند، رفتارش کاملا منطقی و قابل پیش بینی است و همه چیز طبق روال عادی پیش می رود. هر چند تمام خانم ها دوره های معینی ندارند، اما برای اکثریت آنها شروع دوره کاملا مشخص است. اگر هنگام تخمک گذاری او باشد، احتمال اینکه به شما بله بگوید خیلی بیشتر می شود. این امر برای شما خوب است. اما لازم است که اشاره ای به بخش باروری هم داشته باشیم: بدن او هر کاری برای باردار شدن را انجام می دهد، بنابراین مراقب باشید! مگر اینکه برای پدر شدن، خودتان را آماده کرده باشید.

تخمک گذاری چه زمانی رخ می دهد؟

تشخیص دقیق روز تخمک گذاری به این دلیل که هر فردی دوره مخصوص به خود را دارد قدری دشوار است. برخی خانم ها هر 20 روز یکبار و عده ای دیگر هر 60 روز یکبار قاعده می شوند. اما برای خانم هایی که دوره قاعدگی آنها هر 28 روز یکبار است، زمان تخمک گذاری را می توان 14 تا 16 روز پیش از اولین روز قاعدگی تخمین زد؛ البته نه 14 تا 16 روز بعد از اتمام دوره. شاید تعداد روزهای قبل و بعد از قاعدگی یکسان نباشند به همین دلیل نمی توان گفت دقیقا وسط دوره.

زمان تخمک گذاری در سر او چه می گذرد؟

در حین تخمک گذاری است که خانم بیشترین تمایل را به برقراری رابطه جنسی با یک مرد جذاب دارد. "جذاب" همیشه باید به دهان بزی شیرین باشد! ایده آل های کلی خانم ها در این زمان تا حد بسیار زیادی نزول می کند. میل برقراری رابطه جنسی کامل با یک موجود مذکر زنده در بالاترین میزان خود قرار می گیرد. او شدیدا مشتاق است تا با شوهر دوست داشتنی و خوش هیکل خود ارتباط برقرار کند.

زمان تخمک گذاری، خانم ها تمایل پیدا می کنند بیشتر خودشان را نمایش دهند، و رفتار تحریک آمیز از خودشان نشان دهند؛ هر چند این امور بر خلاف طبیعت همیشگیشان باشد. این میل با پوشیدن لباس های شهوت برانگیز تر، کفش های پاشنه بلند، و چهره های مردد خود را نمایان می کند. این زمان خانم با هر موقع دیگری از نظر بیولوژیکی تغییر پیدا می کند زیرا در موقعیت باروری قرار دارد. او شهوت بسیار زیادی در خود احساس می کند، احساس می کند خواستنی است و انرژی او میخواهد به هر طریقی خارج شود. اگر مشکل حادی در این زمان بروز نکند (به عنوان مثال شکست عاطفی یا استرس) به طور قطع خانم فعالانه به دنبال رابطه جنسی می رود.

همچنین در تحقیقات ثابت شده که تعداد بسیار زیادی از خیانت هایی که از جانب خانم ها نسبت به آقایون انجام شده در همین زمان اتفاق افتاده است. البته موارد دیگری نظیر تمایل شریک جنسی، و کیفیت رابطه را نیز باید در نظر گرفت.

رابطه جنسی در زمان قاعدگی

اغلب خانم ها اظهار می دارند که امیال جنسی در آنها در زمان قاعدگی افزایش پیدا می کند. البته این زمان مناسب نیست و شاید برخی خانم ها تمایلی به برقراری رابطه در این زمان نداشته باشند. به عنوان مثال اگر او از تامپون استفاده کند زمانی که آنرا خارج می کند واژن خشک می شود و زمان زیادی طول می کشد تا مجددا از طریق روان کننده طبیعی (و نه خون) مرطوب گردد. اگر از نوار بهداشتی استفاده کند، ممکن است از بوی بد و ظاهر آن خجالت زده شود. او دوست ندارد شما هیچ یک از این ها را مشاهده کنید و تمام کارها را در تنهایی انجام میدهد که این امر به خودی خود او را از برقراری رابطه جنسی دور می کند.

مشکل دیگر سکس در زمان عادت ماهانه، آلودگی آن است. خانم ها اغلب با این مشکل آشنا هستند و تعجبی از خون و کثیفی به جا مانده ندارند، اما ممکن است آقایون احساس تحوع کنند و تمایلی به انجام این کار نداشته باشند. بنابراین تصمیم با خودتان است که قید دارید در طول این دوره چه نوع رابطه ای با هم داشته باشید.


چاره سکس تمیز به هنگام قاعدگی

یک راه حل مناسب برای پیشگیری از کثیفی و آلودگی استفاده از اسفنج دریایی است. البته استفاده از آن هنوز رایج نشده است اما آنها می توانند به راحتی حداقل برای چند ساعت جلوی خون ریزی را بگیرند. می توانید انها را از داروخانه ها تهیه کنید. البته باید توجه داشته باشید که حتما از انواع دریایی آن باشد، چرا که اسفنج های ساختگی کار مشابه را نمی توانند انجام دهند. نوع دریایی، اسفنجی است که فقط در اقیانوس ها یافت می شود و قیمت آن کمی بالاست.

از داخل اسفنج یک گردی به اندازه یک تخم مرغ بزرگ در آورید، آنرا با آب خیس کنید و سپس فشار دهید تا تمام آبها از آن خارج شود. سپس آنرا به آرامی وارد واژن کنید و درست در همان جایی که تامپون را قرار می دهید، بگذارید. ناپدید شدن آن غیر ممکن است چرا که دهانه داخلی رحم بسیار کوچک بوده و اسفنج از آن رد نمی شود، برای خارج ساختن آن، فرد باید خم شده انگشتش را داخل واژن فرو کرده آنرا پیدا کند و با فشار کوچی در آورد. برای پیدا کردن مهارت قدری تمرین لازم است اما ارزشش را دارد زیرا هیچ گونه لک و آلودگی ایجاد نخواهد شد. شما می توانید این کار را در آستانه شب انجام دهید و زمانی که مشغولیت به پایان رسید، انرا خارج کنید. حتی می توانید آنرا خارج کرده تمیز کنید و مجددا برای دفعات بعدی از آن استفاده نمایید.


تاثیرات قرص بر روی شهوت

قرص های ضد بارداری از چند نظر خطرناک هستند، عدم وجود نواسانات هورمونی در خانم ها باعث می شود که خواست های جنسی همواره در یک روند ثابت باقی بمانند. این امر قدری خطرناک است چرا که اگر در حالت کلی میل او کم باشد با مصرف قرص ها همچنان خواست های جنسی اش کمتر می شوند. از سوی دیگر می تواند همواره در بالاترین میزان خود نیز باقی بماند. اما اگر میل جنسی خانم همواره کم باشد قرص صرفا نمی تواند آنرا افزایش دهند.

قرص های کنترل بارداری از تخمک گذاری جلوگیری می کنند، و همانطور که می دانید تخمک گذاری زمانی است که خانم ها در اوج شهوت جنسی به سر می برند. میزان تحریک پذیری جنسی را می توان با استفاده از مصرف هورمون های دیگر جبران کرد (به عنوان مثال پروژسترون) البته این کار همیشه پاسخ لازم را نمی دهد زیرا هیچ گاه هورمون های ساختگی جای هورمون های طبیعی را نمی گیرند.



جلوگیری و سکس

خانم ها و آقایون همچنان به سختی تلاش می کنند تا شناخت و درک صحیحی از یکدیگر داشته باشند. البته خانم ها با هورمون هایشان همواره معماهایی را برای آقایون به وجود می اورند؛ در زمان نواسانات هورمون ها، خانم ها وسواسی، دمدمی، و افسرده شده و رفتار نا مطلوبی را از خود نشان می دهند. اما حقیقت این است که هر طوری که با او رفتار کنید او هم همان طور واکنش نشان می دهد.

آقایون می توانند برای دست یابی به رابطه جنسی مطلوب تر، مانند یک ساعت، زمان قاعدگی خانم ها را ثبت کنند. از آن به نفع خود استفاده کنند و از سکس بهتر و بیشتر نهایت لذت را ببرند و ارتباط دلپذیرتری را با شریک زندگی خود برقرار کنند. اما به هر حال: توانا بود هر که دانا بود!

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 21:19  توســط fAtEmEh  | 

تفاوت بین شنیدن و گوش دادن در روابط زناشویی

شنیدن زمانی روی می دهد که به هر دلیلی امواج مزاحمی در هوا پراکنده می شوند و به وسیله این راه به طور ناخواسته به گوش ما می رسند. از این طریق می توانیم امواج صوتی را دریافت نماییم.

اما گوش کردن مقوله کاملا متفاوتی است. زمانی که به مطلبی گوش می دهیم، حواس خود را جمع کرده و به چیز هایی که می شنویم توجه می کنیم. به عنوان مثال تصور کنید یک کامیون در حال رد شدن از خیابان است. شما به راحتی قادر به شنیدن صدای آن هستید، هنگامیکه صدا را می شنوید متوجه می شوید که یک کامیون است، از آنجایی که این موضوع برایتان اهمیت ندارد، بدون توجه به صدا به ادامه کار خود می پردازید.

دقیقا مشابه همین امر، زمانیکه افرادی در کنار ما هستند، نیز اتفاق می افتد. صداهای آنها صرفا ارتعاشاتی را در هوا به وجود می آورد. ممکن است ما سر خود را به علامت رضایت تکان دهیم، لبخند بزنیم، و حتی به آنها پاسخ دهیم، اما آیا به راستی به حرف هایشان گوش می دهیم؟ به ندرت. گوش کردن یعنی ما به عمق معنای کلماتی که گوینده ادا می کند پی ببریم. در حقیقت باید هدف او را از انتقال جمله هایش دریابیم.

در زمان گوش کردن، دیگر این صداها نیستند که به گوش شما می رسند، بلکه بحث بر سر انتقال احساسات، عقاید، تفکرات، نظرات، خواست ها، خاطرات و اعتقادات است. به عبارت دیگر دورنمایی از شخصیت کلی فرد در ذهن شما نقش می بندد؛ و یا حداقل می توان گفت که قادر خواهید بود شخصیتی که در آن لحظه بخصوص در حال نمایش دادن آن است را درک کنید.

فهمیده شدن

یکی از راههایی که می توانید از طریق آن گفته های طرف مقابل را دریافت کنید، این است که از خودتان سوال بپرسید. "اگر خودم در حال صحبت کردن باشم از طرف مقابل انتظار دارم چگونه مرا درک کند؟" چیزی که شما می خواهید این است که درک شوید و به گفته هایتان ارج داده شود. شما نه تنها از طرف مقابل انتظار دارید تا حرف های شما را بشنود بلکه می خواهید متوجه منظورتان هم بشود و برداشت صحیحی از گفته هایتان داشته باشد.

"رابرت هین لاین" در کتاب خود با نام " بیگانه ای در سرزمین بیگانه" اینطور می نویسد که: شما باید آنچنان به صحبت های طرف مقابل گوش دهید که حرف های او به صورت جزئی از وجودتان در آیند و آنها را در خود حل کنید. آنها را درک کنید، متوجه شوید و برداشت مناسبی از آن داشته باشید.

این مطلب به طور دقیق در سفرها قابل رویت می باشد. زمانیکه شما در کشوری هستید که نمی توانید به زبان ملی آنها سخن بگویید به راحتی و بدون استفاده از کلمات و لغات بیش از اندازه منظور خود را به فرد مقابل انتقال می دهید. همه چیز بر می گردد به ایما و اشاره، استفاده از لغات محدود، و مهمتر از همه خواست طرف مقابل در فهمیدن گفته هایتان.

گوش کردن چیزی نیست که خودبه خود به وجود آید.

برای پیدا کردن مهارت در این زمینه باید تلاش کرده و ممارست به خرج دهید.

باید اراده کنید و بخواهید.


یکی از مهمترین ویژگی های گوش کردن این است که شما به خودتان اجازه می دهید تا در حاشیه بایستید و در مورد تجربیات دیگران فکر کنید. البته باید توجه داشته باشید که این مطلب صرفا به معنای محدود کردن و یا از بین بردن نقطه نظر خودتان نیست. شما به طور موقت در طول زمانیکه در حال گوش دادن هستید هیچ یک از نظریات شخصی خود را وارد مقوله مورد بحث نمی کنید. از این طریق به راحتی قادر به برقراری ارتباط می شوید.

زمانی که به حرف های دیگران گوش دهید (و عمیقا این کار را انجام دهید) دیری نمیگذرد که پاداشتان را می گیرید. چراکه هر چه بهتر گوش دهید، بهتر درک می کنید؛ هر چه بهتر درک کنید، راحت تر می توانید ارتباط برقرار کنید؛ و هر چه نحوه برقراری ارتباط بهتر باشد؛ موفقیت در رابطه افزایش پیدا می کند.

حالت تدافعی را ترک کنید

یکی از راههای ساده اما در عین حال موثر برای رسیدن به موفقیت در گوش دادن به صحبت های دیگران این است که سعی کنید هیچ گاه در مقابل گفته های آنها حالت تدافعی به خود نگیرید. موضوع از این قرار است که:

زمانی که احساس می کنید باید در مقابل چیزهایی که طرف مقابل به زبان می آورد و از شما در خواست می کند واکنش نشان دهید و از خود دفاع کنید، صرفا این کار را انجام ندهید؛ چراکه در حال حاضر فقط در حال دریافت نقطه نظرات او هستید و دیدگاههای شخصی خودتان را برای چند لحظه به دست فراموشی سپرده اید. میدانیم که شاید این امر در نظرتان قدری ضد شهودی و غیر عقلانی جلوه کند، اما اگر امتحان کنید می بینید که ثمر بخش بوده و نتیجه مثبت می دهد.

منظور ما این نیست که شما باید دست از احساسات و عقاید خود بردارید. نه هرگز اینچنین نیست. حتی باید به شما گوشزد کنیم که به شدت از این کار پرهیز کنید؛ چراکه با فراموشی عقاید و عواطف، فقط از شخصیت خود کناره گیری کرده اید و دیگری چیزی جز رنجش و تنفر برایتان باقی نخواهد ماند. در زمان وقوع یک چنین حالتی همواره دیگران را به خاطر ناکامی هایتان سرزنش می کنید و مسئولیت تمام شکست ها را به گردن دیگران می اندازید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که آرام باشید، خونسردی خود را حفظ کنید و اجازه دهید تا شخص مقابل با فراغ بال نظریات خود را بیان کند.

در آخر به این نتیجه می رسید که تا حدودی ممکن است حق با او باشد و برخی از حرف ها و یا خواست هایش منطقی هستند. اما اگر بخواهید با حالت تهاجمی به قضیه نگاه کنید، ممکن است در هیچ موردی حق را به او ندهید. هیچ گاه نباید احساس کنید که در معرض خطر هستید. خود را آسیب پذیر جلوه ندهید و طوری وانمود نکنید تا دیگران به خود اجازه دهند شما را تهدید کنند. اگر حق با شما باشد، هیچ جای نگرانی وجود ندارد و نیازی به جبهه گیری نیست.

جبهه گیری فقط می تواند ثابت کند: مسائلی در گفته هایتان وجود دارند که خودتان هم می دانید صحت ندارند.

زمانی که با روی باز با شریک خود برخورد کنید به راحتی می توانید تشخیص دهید که چه چیز در مورد موقعیت فعلیتان وجود دارد که او را آزرده می سازد و لازم است که تغییر کند. تمام این امور را تنها برای رشد و بهبود شخصی خود و رابطه تان انجام میدهید. و چه پاداشی بهتر از موفقیت در روابط وجود دارد.

حتی اگر شریک زندگیتان به چیزی که می خواهد برسد، شما نباید تصور کنید که چیزی را از دست داده اید، چراکه این تغییرات صرفا به نفع شخصیت شما و ارتقای سلامت رابطه انجام شده. گوش کردن در سایه مکالمه های دو نفره است که معنا پیدا می کند و با مکامله می توانید به راحتی ارتباط برقرار کنید.  زمانی که ارتباط مناسبی برقرار شود، بالطبع صمیمیت و نزدیکی طرفین نیز افزایش پیدا می کند، و سرانجام یک زندگی رمانتیک انتظار شما را می کشد.

تمرین کردن در این مورد را از همین امروز آغاز کنید و ما را نیز در تجربیات خود سهیم کنید

+ نوشــته شــده در  چهارشنبه 23 تیر1389ساعت 20:57  توســط fAtEmEh  | 

سلامتی